آخرین اخبار

سیاست پنهان آمریکا چیست

به گزارش سرمایه فردا، پس از آنکه مادورو رئیس جمهور ونزوئلا میزبان یک هیات عالی رتبەی چینی بود، بمباران کاراکاس به شمول کاخ ریاست جمهوری به فرمان ترامپ آغاز شد. این همزمانی به طرزی دراماتیک یادآور کارزار بمباران یوگسلاوی توسط ناتو در سال ۱۹۹۹ است. بمباران ۷۹ روزەی یوگسلاوی فاقد مجوز شورای امنیت بود و چین و روسیه هم سرسختانه با آن مخالف بودند. در اثنای بمباران بلگراد سفارت چین به صورت اشتباهی هدف قرار گرفت و تعدادی از کارکنان آن کشته و زخمی شدند. پس از یازده هفته و از بین رفتن تقریبا تمامی زیرساخت های نظامی، اقتصادی و صنعتی، اسلوبودان میلوسوئیچ رهبر وقت یوگسلاوی تسلیم و شروط ناتو را پذیرفت. این نخستین کارزار هوایی تاریخ بود که بدون کاربست نیروی زمبنی به پیروزی رسید. شکست نظامی باقیماندەی مشروعیت میلوسوئیچ معروف به قصاب بالکان را در میان ملی‌گرایان صرب از بین برد و چند ماه بعد بر اثر ترکیبی از انقلاب و جنگ خارجی سرنگون شد. البته ماموریت رسمی ناتو نه تغییر رژیم بلکه وادار کردن بلگراد به خروج نیروهایش از کوزوو بود. هدفی که با فشار سیاسی و تحریم اقتصادی به دست نیامده بود.

هرچند برنامەی نظامی ترامپ دقیقا معلوم نبود، اما روشن شد که وی مدل یوگسلاوی را بر مدل عراق و افغانستان ترجیح می دهد. از ظواهر پیداست که فهرست اولیەی بمباران ها صرفا اهداف نظامی بود، بعد معلوم شد در صورت عدم کنارەگیری مادورو، زیرساخت های حیاتی نظیر تاسیسات آب و برق و پالایشگاه ها به هدف شوراندن مردم مطابق الگوی یوگسلاوی، هدف قرار نمی گیرند.

ارتش ونزوئلا به مراتب از یوگسلاوی سابق ضعیف تر بود و بحران اقتصادی پایگاه اجتماعی رژیم بولیواری را به مراتب بیش از میلوسوئیچ فرسوده کرده و دولت در موقعیتی شکننده قرار دارد. امری که بخت موفقیت عملیات جاری را افزایش می داد.

غیر از تجربیات ناکام حی و حاضر در عراق و افغانستان، آمریکا خاطراتی تلخ از اشغال سرزمینی در نیمکرەی غربی دارد. در یک مورد مشابه با امروز، در سال ۱۹۱۴ وودرو ویلسون رئیس جمهور بین‌المل‌گرا و لیبرال‌منش آمریکا به قصد کمک به مخالفان دمکراسی خواه هوئرتا دیکتاتور مکزیک، یک بندر مهم این کشور را اشغال کرد. اقدام ویلسون نتیجەی عکس به بار آورد. اپوزیسیون لیبرال سرخورده شد و شور ملی‌گرایی مکزیک را در بر گرفت و آمریکایی ها ناچار شدند آنجا را ترک کنند.

 

کار خاصی از دست روسیه و چین و ایران به عنوان متحدان اصلی کاراکاس برنیامد. حملەی به مادرو به نوعی پیامی به این سه کشور و عزم واشنگتن به بازپس گیری حیاط خلوت ژئوپولتیک خود از قدرت های آن سوی بحار است. همچنین شکست یا موفقیت این حمله، محکی برای به کارگیری الگویی مشابه در رابطه با ایران است.

 

آنارشیک شدن فزایندەی نظم جهانی

فراتر از این امر نمی توان تبعات این حملەی بدون مجوز و غیرقانونی در عرصەی روابط بین الملل را نادیده گرفت. روسیه برای توجیه حمله به گرجستان در سال ۲۰۰۸ به بمباران سال ۱۹۹۹ یوگسلاوی استناد می کرد. آیا چین هم می تواند با استدلالی مشابه به تایوان حمله کند؟ به لحاظ آنارشیک شدن فزایندەی نظم جهانی، مانع سیاسی چندانی فراروی پکن نیست، جز عزم و ارادەی آمریکا برای دفاع از تایپه و قدرت و دقت و کیفیت تسلیحاتی که در جنگ های کوتاه و سریع اخیر به کار می برد.

جهان معاصر در دهه سوم قرن بیست‌ویکم وارد مرحله‌ای شده است که دیگر نمی‌توان آن را صرفا دوره‌ای از تحولات شتابان یا گذارهای معمول تاریخی دانست.

شواهد انباشته ‌شده اقتصادی، فناورانه، ژئوپلیتیکی و نهادی نشان می‌دهد که نظم جهانی در آستانه یک تغییر ساختاری قرار دارد، تغییری که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به واگرایی عمیق‌تر، تقابل پایدار و حتی فروپاشی تدریجی سازوکارهای همکاری بین‌المللی بینجامد.

 

تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ

همزمانی انقلاب صنعتی چهارم با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ، فرسایش نهادهای چندجانبه و گسترش نابرابری‌های اقتصادی و فناورانه، شرایطی را پدید آورده است که استمرار الگوهای پیشین حکمرانی جهانی را با تردیدهای بنیادین مواجه و نشانه‌های روشنی از ورود نظم جهانی به یک نقطه گسست ‌ساختاری نمایان شده ‌است.

در چنین بستری مساله اصلی نه صرفا مدیریت بحران‌های مقطعی بلکه مواجهه با عدم ‌انطباق فزاینده میان واقعیت‌های جدید جهان و تنظیمات نهادی و حکمرانیِ به‌جامانده از قرن بیستم است.‏، بسیاری از شاخص‌های کلان جهانی حاکی از آن است که نظام‌ بین‌الملل با نوعی ناهماهنگی ساختاری روبه‌رو شده است.

در برابر این مجموعه از چالش‌ها، مفهوم «بازپیکربندی» به‌تدریج در ادبیات سیاستگذاری و حکمرانی جهانی برجسته شده است، مفهومی که در این یادداشت نه به‌عنوان یک استعاره بلکه به‌مثابه یک چارچوب تحلیلی به‌کار می‌رود…

 

نظم جهانی در آستانه یک تغییر ساختاری

محسن راجی اسدآبادی مدرس دانشگاه و پژوهشگراقتصادبخش عمومی معتقد است که جهان معاصر در دهه سوم قرن بیست‌ویکم وارد مرحله‌ای شده است که دیگر نمی‌توان آن را صرفا دوره‌ای از تحولات شتابان یا گذارهای معمول تاریخی دانست.

شواهد انباشته ‌شده اقتصادی، فناورانه، ژئوپلیتیکی و نهادی نشان می‌دهد که نظم جهانی در آستانه یک تغییر ساختاری قرار دارد، تغییری که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به واگرایی عمیق‌تر، تقابل پایدار و حتی فروپاشی تدریجی سازوکارهای همکاری بین‌المللی بینجامد.

همزمانی انقلاب صنعتی چهارم با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ، فرسایش نهادهای چندجانبه و گسترش نابرابری‌های اقتصادی و فناورانه، شرایطی را پدید آورده است که استمرار الگوهای پیشین حکمرانی جهانی را با تردیدهای بنیادین مواجه و نشانه‌های روشنی از ورود نظم جهانی به یک نقطه گسست ‌ساختاری نمایان شده ‌است.

در چنین بستری مساله اصلی نه صرفا مدیریت بحران‌های مقطعی بلکه مواجهه با عدم ‌انطباق فزاینده میان واقعیت‌های جدید جهان و تنظیمات نهادی و حکمرانیِ به‌جامانده از قرن بیستم است.‏،

 

modir

Recent Posts

نوسان رمزارزها هفتگی و روزانه چگونه است ؟

نوسان رمزارزها به صورت روزانه و هفتگی به صورت منفی بوده است این موضوع نشان…

2 ساعت ago

پشت‌پرده تغییرات فدرال رزرو

پشت‌پرده تغییرات فدرال رزرو به سیاست‌های ترامپ در ماه‌های گذشته برمی‌گردد که مخالف ثبات نرخ…

21 ساعت ago

جدال ایرانخودرو و ناظران بازار

اعلام افزایش قیمت محصولات ایران‌خودرو در ۷ بهمن‌ماه، آن هم با افزایشی بین ۳۰ تا…

24 ساعت ago

آخرین نوسان رمزارزها

رمزارزها در میانه نوسان شدید بازارها عملکردی آرام‌تر از طلا داشته‌اند. با وجود افت‌های هفتگی،…

1 روز ago

از زرده تا سفیده؛ حقیقتی درباره تخم‌مرغ کمتر شنیده‌ایم

در حالی که بسیاری از افراد برای میان‌وعده به سراغ خوراکی‌های پرنمک و پرچرب می‌روند،…

1 روز ago

گردشگری ایران در آستانه فروپاشی

در حالی که سند چشم‌انداز وعده ۲۰ میلیون گردشگر و ۲۵ میلیارد دلار درآمد را…

1 روز ago