صنعت و معدن

پوشاک دست‌دوم، نشانه‌ای از سقوط قدرت خرید

به گزارش سرمایه فردا، پوشاک، فراتر از یک نیاز روزمره، بازتابی از وضعیت اقتصادی، فرهنگی و روانی جامعه است. در ایران، این کالا که زمانی با تنوع و تکرار در سبد خرید خانوارها جا داشت، حالا به کالایی لوکس برای بسیاری تبدیل شده است. افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و بلاتکلیفی در سیاست‌های حمایتی، باعث شده خانواده‌ها به‌جای خرید لباس نو، به سمت گزینه‌های ارزان‌تر و دست‌دوم سوق پیدا کنند.

بازار تاناکورا—لباس‌های وارداتی دست‌دوم—که زمانی مختص مناطق مرزی بود، حالا در قلب شهرهای بزرگ جا باز کرده است. این تغییر، نه‌تنها نشان‌دهنده تحول در رفتار مصرفی مردم، بلکه هشداری درباره وضعیت معیشتی و سلامت عمومی است. در حالی که نهادهای مسئول هنوز واکنش مؤثری نشان نداده‌اند، بازار پوشاک ایران در تسخیر لباس‌هایی است که بوی بحران اقتصادی می‌دهند.

پوشاک و یا البسه، یکی از نیازهای اساسی انسان و بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی محسوب می‌شود. اهمیت پوشاک علاوه بر جنبه‌های کاربردی آن، در ارتباط با فرهنگ، اجتماع، روان‌شناسی و حتی هویت شخصی انسان قابل ‌بررسی است.

در ایران نیز مانند سایر نقاط دنیا، خرید پوشاک در میان کالاهای پرتکرار قرار دارد و به همین دلیل بازار بزرگی برای آن تشکیل شده است. بنا به آمارها، نزدیک ۱۰۰ هزار تولیدکننده ایرانی پوشاک و در کنار آن بیش از ۲۵۰ هزار فروشگاه پوشاک در ایران وجود دارد.

اما در سال‌های اخیر، افزایش تورم، کاهش شدید ارزش و قدرت خرید دستمزدها و در پی آن فقیرتر شدن مردم در ایران، باعث شده برخی از افراد که پیش از این هر سال ۳ تا ۵ بار اقدام به خرید پوشاک می‌کردند حالا هر سال ۲ و شاید یک بار و در صورت ضرورت به سمت خرید این کالا می‌روند.

حالا خرید پوشاک به اولویت دوم و یا حتی سوم خانواده‌ها تبدیل شده و اغلب کودکان هستند که به‌واسطه مهر والدین می‌توانند چند بار در طول سال لباس‌های نو را تجربه کنند.

 

گسترش بازار پوشاک دست دوم

به همین دلایل برخی از خانواده‌ها به اجبار در سال‌های اخیر به سمت خرید پوشاک دست دوم که در ایران به اصطلاح «تاناکورا» نامیده می‌شوند می‌روند.

پوشاک دست دوم وارداتی تاناکورا از دهه ۱۳۶۰ در ایران رایج‌تر شدند. این نوع پوشاک به‌ویژه پس از پایان جنگ ایران و عراق و در دوران دشواری اقتصادی به دلیل تحریم‌ها و کمبود منابع، وارد بازار ایران شده و مورد توجه قرار گرفتند.

این لباس‌ها که عمدتا از کشورهای غربی یا آسیای شرقی وارد می‌شدند، به دلیل قیمت پایین و کیفیت نسبتا خوب، به‌سرعت در میان مردم محبوب شدند.

نخستین‌بار فروشگاه‌های تاناکورا در مناطق مرزی ایران، به ‌ویژه در شهرهایی مانند مهاباد، سنندج، بانه و مناطق غربی کشور و همچنین خیابان رسولی در زاهدان، فعالیت خود را آغاز کردند. اما به سرعت و با افزایش تقاضا، این نوع پوشاک به شهرهای بزرگ مانند تهران، مشهد، تبریز و اصفهان نیز وارد شد. بنابراین تاناکورا  فورا به یک نام شناخته‌شده در ایران تبدیل شد.

در اواخر دهه ۸۰ و دهه ۹۰ خورشیدی به دنبال بهبود نسبی فضای اقتصادی ایران، استفاده از پوشاک دست دوم تاناکورا کاهش چشمگیری داشت اما حالا و دست کم در دو سال اخیر به دلیل مشکلات متعدد اقتصادی از جمله رکود تورمی و کاهش سرانه درآمد خانوار، نگاه خانواده‌ها به سوی این پوشاک بیشتر و قوی‌تر شده است.

 

بازار در تسخیر پوشاک استوک و تاناکورا

سعید جلالی قدیری، دبیر اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران، در گفت‌وگو با هفت صبح، ابتدا با ارائه آماری از گردش مالی در حوزه پوشاک گفت:«بیش از ۳ میلیارد دلار از گردش سالانه ۱۰ میلیارد دلاری فروش البسه و پوشاک در ایران، مربوط به بخش قاچاق است. متاسفانه ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز از سال گذشته فعالیت خاصی برای جلوگیری از ورود این حجم پوشاک و یا البسه قاچاق انجام نداده است. بنابراین با وجود ممنوعیت واردات، بازار پوشاک روز به روز برای تولیدکنندگان ایرانی کوچک‌تر می‌شود.»

وی با توضیح در خصوص ورود پوشاک استوک به ایران نیز گفت:« پوشاک استوک اصولا به معنای البسه دست دوم نیست و بخشی از پوشاک مازاد تولید که از سال‌های قبل به فروش نرفته و آن را به شکل‌های مختلف و البته به صورت کیلویی در بازار پخش و به فروش می‌رسانند را استوک می‌گویند. در دنیا به دلیل بحث مالکیت معنوی، برندها مانع فروش البسه و پوشاک استوک و یا دست دوم می‌شوند. اما در ایران که متاسفانه درها و مبادی ورود قاچاق به خوبی کنترل نمی‌شود، این پوشاک در حجم‌های بالا وارد کشور می‌شوند که اغلب این قبیل البسه مشکلات بهداشتی نیز دارند.»

دبیر اتحادیه تولید و صادرات نساجی و پوشاک ایران ادامه داد:«پوشاک دست دوم که در ایران با نام «تاناکورا» معروف شده، بازار گسترده‌ای در کشورهای مختلف دارد. حجم این بازار در ایران رو به گسترش است اما نسبت به قاچاق، بازار کوچکتری دارد. قبلا فروش لباس‌های تاناکورا مختص به چند استان بود ولی حالا در بیشتر شهرهای کشور این قبیل لباس‌ها فروخته می‌شوند. این نوع پوشاک عمدتا از مرزهای جنوبی و غربی وارد کشور می‌شوند که فروش این نوع پوشاک نشان دهنده کاهش قدرت خرید مصرف کننده است.»

سعید جلالی قدیری با اشاره به تاثیر افزایش تورم و کاهش قدرت خرید جامعه در خصوص استقبال از خرید لباس‌های دست‌دوم در کشور گفت: «در بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۹۵ سرانه مصرف پوشاک کشور ۱۵۰ دلار بوده است که اگر جمعیت در آن سال‌ها را ۸۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، رقمی حدود ۱۲ میلیارد دلار خواهد شد. ولی از سال ۹۷ به بعد که شرایط اقتصادی کشور رو به سقوط بوده، این سرانه مصرف پوشاک به عدد هر سال ۱۰۰ دلار کاهش داشته است. بنابراین به نظر می‌رسد مردم به نوعی مجبور به خرید پوشاک هستند ولی ترجیح داده‌اند در سال‌های اخیر به دلایل افزایش تورم و همچنین مشکلات اقتصادی، خرید پوشاک را به اولویت چندم خود منتقل کنند. بنابراین در چنین شرایطی بازار فروش البسه و پوشاک استوک و تاناکورا در ایران داغ‌تر از گذشته شده است.»

وی در پایان در خصوص چالش‌ها و به‌خصوص ایجاد بیماری‌های مختلف به دلیل استفاده از پوشاک دست دوم و یا تاناکورا گفت:« با اینکه این قبیل لباس‌ها سلامت عمومی جامعه را با خطر مواجه می‌کنند، وزارت بهداشت تا به حال تلاش و حرکتی برای جلوگیری از ورود لباس دست دوم تاناکورا به کشور نداشته است و بنابراین نیاز است که نهادهای مربوط در این خصوص تحرک بیشتری داشته باشند.»

 

نام «تاناکورا» برگرفته از یک شخصیت سریال

نام «تاناکورا» برگرفته از یک شخصیت سریال ژاپنی به نام «سال‌های دور از خانه» است که در دهه ۱۳۶۰ از تلویزیون ایران پخش می‌شد و محور آن سریال شخصیت اوشین بود. در این سریال، شخصیت تاناکورا یک فرد فقیر بود که لباس‌های دست‌دوم می‌فروخت. این نام به‌طور طنزآمیز به فروشگاه‌های لباس دست‌دوم در ایران اطلاق و به‌مرور به یک اصطلاح عمومی تبدیل شد.

همان طور که گفته شد، خرید و استفاده از لباس‌های وارداتی دست دوم زیاد شده است. اما چرا این پوشاک مورد توجه قرار گرفتند؟ مهمترین مورد قیمت پایین آنها است. از سوی دیگر برخی از افراد به دنبال لباس‌های برند هستند و تاناکورا گزینه‌ای ارزان‌تر برای دستیابی به برندهای مشهور خارجی است.

اما باید در نظر داشت با اینکه گفته می‌شود این لباس‌های دست دوم، گندزدایی و یا میکروب کشی می‌شوند، با این حال ریسک درگیر شدن به بیماری‌های پوستی با خرید آنها زیاد است. و در نهایت اینکه این لباس‌ها به دلیل گندزدایی با مواد شیمیایی، اغلب بوی نامطبوعی دارند.

 

بازار پوشاک ایران چه خبر است؟

بازار پوشاک ایران با وضعیتی پیچیده و چندلایه روبه‌روست. از یک سو واردات رسمی پوشاک خارجی به دلیل محدودیت‌های ارزی عملاً امکان‌پذیر نیست و دولت تخصیص ارز به این بخش را متوقف کرده است. از سوی دیگر، افزایش تولیدات داخلی نیز نتوانسته مانع از حضور گسترده پوشاک قاچاق در بازار شود، با وجود اینکه قاچاق با ارز آزاد چندان توجیه اقتصادی ندارد اما وقتی همچنان مردم به دنبال برند خارجی هستند یعنی توجهی به قیمت ها برای خرید برند ندارد.

گفته می‌شود بخشی از این پوشاک قاچاق با درآمد حاصل از قاچاق سوخت یا ارز حاصل از صادرات وارد کشور می‌شود؛ یعنی سود ناشی از فروش سوخت قاچاق صرف واردات پوشاک می‌گردد و همین امر باعث می‌شود قیمت پوشاک قاچاق در بازار داخلی ارزان‌تر از تولیدات داخلی باشد. در چنین شرایطی دولت نتوانسته این چرخه را مهار کند و بازار همچنان تحت سلطه کالاهای قاچاق باقی مانده است.

از سوی دیگر، رفتار مصرف‌کنندگان نیز به این وضعیت دامن زده است. بسیاری از مشتریان صرفاً به دلیل خارجی بودن برندها، حتی اگر کالا اورجینال نباشد، به خرید پوشاک قاچاق تمایل دارند. همین گرایش باعث شده شرکت‌های تولیدکننده داخلی نیز به سمت تولید پوشاک با نام برندهای خارجی حرکت کنند؛ محصولاتی که در داخل تولید می‌شوند اما با برچسب برند عرضه می‌گردند و با قیمت بالاتر فروخته می‌شوند. در واقع، تولیدکنندگان داخلی برای رقابت با قاچاق، به تولید پوشاکی روی آورده‌اند که تنها ظاهر برند دارد و اصل نیست، اما همچنان مشتریان حاضرند برای آن هزینه بیشتری بپردازند. این وضعیت نشان‌دهنده ضعف در اعتماد به تولید ملی و شکل‌گیری چرخه‌ای است که قاچاق، برندهای جعلی و تولید داخلی را در هم تنیده و بازار پوشاک ایران را در شرایطی غیرشفاف و ناسالم قرار داده است.

افزایش نرخ دلار قاچاق را فعالتر کرد

افزایش نرخ دلار آزاد تا محدوده ۱۳۰ هزار تومان در روزهای اخیر، بار دیگر چرخه‌ای را فعال کرده که پیامدهای مستقیم بر بازار قاچاق و به‌ویژه پوشاک دارد. صادرکنندگان که ارز حاصل از صادرات خود را باید در تالار دوم با نرخ حدود ۹۲ هزار تومان عرضه کنند، به دلیل اختلاف فاحش میان نرخ آزاد و نرخ دستوری، انگیزه‌ای برای تخصیص ارز به دولت ندارند. این شکاف قیمتی عملاً باعث می‌شود بخش قابل توجهی از ارز صادراتی به جای ورود به چرخه رسمی، وارد کانال‌های غیررسمی و قاچاق شود.

در چنین شرایطی، بخشی از این ارز قاچاق به سمت واردات پوشاک هدایت می‌شود. این روند دو پیامد جدی دارد؛نخست آنکه پوشاک قاچاق با پشتوانه ارز آزاد وارد بازار می‌شود و توان رقابت قیمتی بیشتری نسبت به تولیدات داخلی پیدا می‌کند. دوم آنکه تولیدکنندگان داخلی، که با هزینه‌های بالای مواد اولیه و انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در برابر این پوشاک ارزان و برندهای جعلی عملاً زمین‌گیر می‌شوند.

تحلیل این وضعیت نشان می‌دهد که شکاف میان نرخ‌های رسمی و آزاد ارز، نه تنها به تضعیف سیاست‌های ارزی دولت منجر شده، بلکه به تقویت شبکه‌های قاچاق نیز کمک کرده است. در واقع، هرچه فاصله میان نرخ آزاد و نرخ تالار دوم بیشتر شود، انگیزه صادرکنندگان برای عرضه ارز در بازار رسمی کمتر خواهد شد و منابع ارزی کشور به جای تقویت تولید و سرمایه‌گذاری، صرف واردات غیررسمی کالاهایی مانند پوشاک می‌شود.

این چرخه معیوب، بازار پوشاک ایران را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار داده است. از یک سو مصرف‌کنندگان همچنان به برند خارجی (حتی اگر قاچاق و غیر اورجینال باشد)گرایش دارند، و از سوی دیگر تولیدکنندگان داخلی برای بقا به تولید برندهای جعلی روی آورده‌اند. در نهایت، نتیجه این سیاست‌های ارزی و ضعف در کنترل قاچاق، چیزی جز تضعیف تولید ملی، افزایش وابستگی به کالاهای غیررسمی و فرسایش اعتماد عمومی به سیاست‌گذاری اقتصادی نیست.

به بیان دیگر، نرخ ارز و سیاست‌های ارزی دولت، به‌طور مستقیم بر چرخه قاچاق پوشاک اثرگذارند. تا زمانی که چندنرخی بودن ارز و شکاف میان نرخ آزاد و رسمی ادامه داشته باشد، بازار پوشاک ایران همچنان در سایه قاچاق و برندهای تقلبی باقی خواهد ماند و تولید داخلی فرصت رقابت واقعی پیدا نخواهد کرد.

 

ارزش قاچاق پوشاک در ایران

برآوردها نشان می‌دهد قاچاق پوشاک در ایران ابعادی بسیار گسترده‌تر از آمارهای رسمی دارد. سالانه این قاچاق را بیش از دو میلیارد دلار اعلام می شود، در حالی که برخی فعالان صنعت نساجی و پوشاک آن را تا سه میلیارد دلار نیز برآورد می‌کنند. چنین حجمی از کالاهای غیررسمی سهم بزرگی از بازار داخلی را در اختیار گرفته و تولیدکنندگان ایرانی را در رقابتی نابرابر و فرساینده قرار داده است.

مبادی اصلی ورود این کالاها عمدتاً چین، بنگلادش و پاکستان هستند. پوشاک چینی و بنگلادشی اغلب به صورت فله‌ای و کیلویی خریداری شده و به بازارهایی مانند عبدل‌آباد تهران منتقل می‌شوند. پوشاک پاکستانی نیز از مرزهای شرقی وارد کشور شده و در بازارهای محلی جایگاه قابل توجهی دارد. علاوه بر این، پوشاک استوک اروپایی از مسیرهای غیررسمی به ایران راه یافته و در شهرهایی چون مهاباد و سقز به‌عنوان مراکز عرضه استوک شناخته می‌شود.

از منظر اقتصادی، ورود سالانه میلیاردها دلار پوشاک قاچاق به کشور به معنای خروج سرمایه ارزی و تضعیف صنعت نساجی داخلی است. اگر این بازار چند میلیارد دلاری در اختیار تولیدکنندگان ایرانی قرار گیرد، می‌تواند نه تنها صنعت پوشاک بلکه زنجیره بالادستی نساجی شامل نخ، پارچه و الیاف را نیز فعال کند. با این حال، نبود اراده جدی برای مقابله با قاچاق و شکاف میان نرخ‌های رسمی و آزاد ارز، همچنان این چرخه معیوب را تقویت کرده است.

به‌طور کلی قاچاق پوشاک در ایران صرفاً یک مسئله تجاری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از مشکلات ساختاری اقتصاد، ضعف سیاست‌های ارزی و فقدان حمایت واقعی از تولید ملی است. تا زمانی که این حجم عظیم قاچاق از چین، بنگلادش، پاکستان و اروپا ادامه داشته باشد، تولیدکنندگان داخلی امکان رقابت واقعی نخواهند داشت و بازار پوشاک کشور در سایه کالاهای غیررسمی و بی‌هویت باقی خواهد ماند.

 

کارگاه‌های کوچک بی‌هویت اما تولیدکننده برند

البته بازار پوشاک ایران با وضعیتی روبه‌رو شده که فراتر از مفهوم سنتی قاچاق است. حجم زیادی از پوشاک خارجی در بازار دیده می‌شود، اما بررسی‌های دقیق نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از این کالاها نه از مرزها وارد شده‌اند و نه مسیر رسمی تجارت را طی کرده‌اند، بلکه در داخل کشور و در کارگاه‌های کوچک بی‌هویت اما تولیدکننده برند به شبکه قاچاق وصل هستند. این تولیدات داخلی با استفاده از لیبل‌ها و برچسب‌های برندهای خارجی وارد چرخه فروش می‌شوند و مصرف‌کنندگان، به دلیل گرایش فرهنگی به برند خارجی، آنها را به‌عنوان کالای وارداتی می‌پذیرند.

بر اساس گزارش‌های رسمی و گفته‌های فعالان صنعت پوشاک، حدود هفتاد درصد تولید پوشاک کشور در کارگاه‌های زیرپله‌ای انجام می‌شود. این کارگاه‌ها به‌سادگی برچسب‌های برندهای خارجی را خریداری کرده و روی محصولات خود نصب می‌کنند. در نتیجه، بخش بزرگی از آنچه در بازار به‌عنوان پوشاک قاچاق شناخته می‌شود، در واقع محصول ایرانی است که با هویت جعلی عرضه می‌گردد.

این وضعیت پیامدهای متعددی دارد. نخست آنکه برندهای ایرانی تضعیف می‌شوند؛ زیرا تولیدکنندگان داخلی به جای سرمایه‌گذاری بر هویت ملی، به تولید کالای بی‌هویت با برچسب خارجی روی می‌آورند و همین امر مانع شکل‌گیری برندهای معتبر داخلی می‌شود. دوم آنکه آمار قاچاق مبهم و دوگانه می‌شود؛ چرا که بخشی از آنچه قاچاق تلقی می‌شود، در حقیقت تولید داخلی است. سوم آنکه فرهنگ مصرف ناسالم تقویت می‌شود؛ مصرف‌کنندگان همچنان به برند خارجی اگر جعلی نیز باشد اعتماد بیشتری نسبت به تولید داخلی دارند و این گرایش تولیدکنندگان داخلی را به مسیر تقلبی سوق می‌دهد. چهارم آنکه فشار سنگینی بر واحدهای صنعتی رسمی وارد می‌شود؛ واحدهایی که با هزینه‌های بالا و استانداردهای مشخص فعالیت می‌کنند، در رقابت با کارگاه‌های زیرپله‌ای و محصولات جعلی عملاً زمین‌گیر می‌شوند.

 

چرخه هدررفت ظرفیت تولید ملی

از منظر اقتصادی، این چرخه به معنای هدررفت ظرفیت تولید ملی است. اگر همین حجم تولید کارگاهی با برند ایرانی و کیفیت استاندارد وارد بازار شود، می‌تواند جایگزین بخش بزرگی از قاچاق واقعی گردد و اعتماد مصرف‌کنندگان را به تولید داخلی افزایش دهد. اما نبود سیاست‌های حمایتی، ضعف نظارت وزارت صمت و ناتوانی در فرهنگ‌سازی مصرف، باعث شده بازار همچنان در اختیار کالاهای بی‌هویت و برندهای جعلی باقی بماند.

بنابراین باید گفت آنچه امروز در بازار پوشاک ایران به‌عنوان قاچاق دیده می‌شود، ترکیبی از واردات غیررسمی و تولید داخلی با هویت جعلی است. برآوردها نشان می‌دهد بیش از دو سوم پوشاک موجود در بازار در کارگاه‌های کوچک داخلی تولید می‌شود و تنها با برچسب خارجی عرضه می‌گردد. این واقعیت نشان می‌دهد که مبارزه با قاچاق پوشاک تنها با کنترل مرزها کافی نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح ساختار تولید، حمایت جدی از برندهای ایرانی و تغییر فرهنگ مصرف است تا بازار از سایه کالاهای جعلی و بی‌هویت خارج شود.

 

ادامه افزایش قیمت نساجی در ایران پوشاک

به روز رسانی ۱۶ دی ۱۴۰۴/ در ادامه افزایش قیمت نساجی در ایران پوشاک نیز روندی صعودی پیدا کرد. این روزها صنعت پوشاک ایران میان ظرفیت تولید و موانع ساختاری نفس می‌کشد

 

بازار پوشاک ایران در آستانه ماه‌های آتی وارد دوره‌ای پرتنش می‌شود. تنشی که از ریسندگی و بافندگی آغاز می‌شود، از رنگرزی و تکمیل عبور می‌کند و در نهایت خود را روی برچسب قیمت لباس نشان می‌دهد. شرایط اقتصادی، سیاست‌های ارزی، وضعیت انرژی و حجم بالای قاچاق، هم‌زمان در حال شکل دادن به چشم‌اندازی هستند که برای تولیدکننده و مصرف‌کننده ساده نیست.

 

نخ و پارچه، نقطه شروع گرانی پوشاک

ساختار صنعت پوشاک ایران به شکلی است که وابستگی به واردات مواد اولیه نقش پررنگی دارد. بخش قابل توجهی از پنبه مصرفی از خارج تأمین می‌شود و الیاف اکریلیک و سایر مواد اولیه نیز مسیر وارداتی دارند یا قیمت خود را با دلار تنظیم می کنند. همین شرایط باعث شده با هر تغییر ارزی، هزینه تولید پارچه جهش پیدا کند. فعالان صنعت از افزایش قیمت مواد اولیه می‌گویند. مسیری که هزینه‌ها را از محدوده‌های قبلی به سطوح بالاتر رسانده و حاشیه سود واحدهای تولیدی را فشرده کرده است.

در چنین فضایی، بافندگی به نقطه‌ای حساس تبدیل شده است. پارچه سهم بالایی از قیمت نهایی پوشاک دارد و هر اختلال در این بخش، موج گرانی را به سرعت به سمت کارگاه‌های دوخت و سپس بازار خرده‌فروشی هدایت می‌کند. بازار آینده پوشاک را باید از وضعیت نخ و پارچه خواند.

 

ترخیص، ارز و هزینه‌ای که دیر می‌رسد

حتی زمانی که مواد اولیه وارد کشور شده، چالش پایان نمی‌یابد. فاصله میان ثبت سفارش، ترخیص کالا و تسویه ارزی، ریسک تازه‌ای برای تولیدکننده ایجاد کرده است. در بسیاری از موارد، کالا با یک برآورد قیمتی وارد مسیر می‌شود و هنگام ترخیص باید با نرخ‌های تازه ارز تسویه گردد. این اختلاف زمانی، هزینه پیش‌بینی‌نشده‌ای ایجاد می‌کند که مستقیماً روی قیمت نهایی اثر می‌گذارد.

برای واحدهای کوچک و متوسط، این وضعیت به معنای فشار مضاعف بر نقدینگی است. تولیدکننده‌ای که با سرمایه محدود کار می‌کند، در برابر چنین شوک‌هایی ناچار می‌شود تیراژ را کاهش دهد یا قیمت فروش را بالا ببرد. هر دو مسیر، بازار را ملتهب‌تر می‌کند.

 

قاچاق قواعد را به هم می‌زند

یکی از عوامل تعیین‌کننده در ماه‌های آینده، حجم بالای قاچاق پوشاک و ورود غیررسمی پارچه است. سالانه میلیاردها دلار پوشاک قاچاق وارد بازار ایران می‌شود. پوشاکی که اغلب به صورت استوک و با قیمت پایین عرضه می‌شود. این کالاها مستقیماً رقابت را برای تولیدکننده داخلی دشوار می‌کنند و زنجیره ارزش نساجی را از درون تحت فشار می‌گذارند.

ورود پارچه از مسیرهای غیررسمی نیز ضربه دیگری به بافندگی داخلی می‌زند. وقتی پارچه بدون تحمل هزینه‌های جانبی تولید داخل وارد بازار می‌شود، سفارش کارخانه‌های بافندگی کاهش پیدا می‌کند. این کاهش سفارش به سرعت به ریسندگی، رنگرزی و تکمیل سرایت می‌کند و در نهایت کارگاه‌های دوخت با کمبود مواد اولیه یا فشار برای کاهش قیمت مواجه می‌شوند.

 

تولید ناپایدار در شهرک‌های صنعتی

در کنار ارز و قاچاق، مسئله انرژی به عاملی تعیین‌کننده تبدیل شده است. ریسندگی، بافندگی و رنگرزی صنایع برق‌بر هستند و وقفه در تأمین انرژی هزینه‌های پنهان زیادی ایجاد می‌کند. تجربه زمستان‌های اخیر نشان داده قطع برق محدود به تابستان باقی نمانده و در ماه‌های سرد نیز تکرار شده است.

توقف خطوط تولید، خواب سرمایه روی ماشین‌آلات، افزایش ضایعات و تأخیر در تحویل سفارش‌ها، پیامدهای مستقیم این وضعیت هستند. برای بازار پوشاک، این اختلال‌ها به معنای کاهش انعطاف تولید و افزایش قیمت تمام‌شده است. در ماه‌های پیش‌رو، اگر محدودیت انرژی ادامه یابد، فشار روی بافندگی و تکمیل شدت می‌گیرد و اثر آن در بازار لباس شب عید آشکارتر می‌شود.

 

بازار پوشاک ویژگی فصلی دارد

در سمت تقاضا، تصویر چندان آرام نیست. تورم بالا باعث شده قشر متوسط در خرید پوشاک با چالش جدی روبه‌رو شود. لباس از جمله کالاهایی است که خانوار در شرایط سخت اقتصادی می‌تواند خرید آن را به تعویق بیندازد یا به حداقل برساند. همین رفتار، فروش را کند کرده و واحدهای خرده‌فروشی را محتاط‌تر می کند.

با این حال، بازار پوشاک ویژگی فصلی دارد. نزدیک شدن به پایان سال، تقاضای سنتی شب عید را فعال می‌کند. تضاد میان نیاز فصلی و محدودیت بودجه خانوار، الگوی خرید تازه‌ای می‌سازد. پیش‌بینی می‌شود در ماه‌های آینده، خریدها هدفمندتر شود. تعداد اقلام کمتر، تمرکز روی قیمت و انتخاب کالاهای اقتصادی‌تر. این تغییر رفتار، استراتژی تولیدکننده و فروشنده را نیز دگرگون می‌کند.

توجه ویژه به بافندگی در تحلیل آینده بازار پوشاک ضروری است. این بخش هم به شدت از سیاست ارزی تأثیر می‌پذیرد، هم از واردات غیررسمی ضربه می‌خورد، هم از محدودیت انرژی آسیب می‌بیند. هر تزلزل در بافندگی، زنجیره‌ای از واکنش‌ها را فعال می‌کند که تا ویترین فروشگاه ادامه دارد.

اگر پارچه داخلی با قیمت و کیفیت رقابتی تولید شود، کارگاه‌های دوخت نفس می‌کشند و بازار لباس ثبات نسبی پیدا می‌کند. اگر این بخش تضعیف شود، وابستگی به واردات و قاچاق بیشتر می‌شود و کنترل بازار دشوارتر خواهد شد. به همین دلیل، آینده پوشاک ایران را باید از وضعیت کارخانجات بافندگی و رنگرزی رصد کرد.

 

چشم‌انداز ماه‌های آینده بازار پوشاک

چشم‌انداز ماه‌های آینده بازار پوشاک، ترکیبی از فشار و ظرفیت است. از یک سو، هزینه مواد اولیه، نوسان ارز، قاچاق و محدودیت انرژی، ریسک‌ها را بالا نگه داشته‌اند. از سوی دیگر، بازار بزرگ داخلی، تجربه تولیدکنندگان و امکان تأمین بخش قابل توجهی از نیاز از داخل، ظرفیت‌هایی هستند که در صورت اصلاح سیاست‌ها فعال می‌شوند.

پیشنهادهایی مانند هدایت ارز به ابتدای زنجیره تولید، تمرکز بر مواد اولیه به جای واردات پارچه، و سپردن نقش پررنگ‌تر به بخش خصوصی، مسیر بازار را منطقی‌تر می‌کند. در چنین شرایطی، صنعت پوشاک توان اداره خود با تکیه بر صادرات و گردش مالی داخلی را دارد و فشار بر مصرف‌کننده نیز کاهش پیدا می‌کند.

 

بازار پوشاک ایران در ماه‌های پیش‌رو

بازار پوشاک ایران در ماه‌های پیش‌رو روی خط ناپایدار حرکت می‌کند. گرانی از نخ آغاز می‌شود، از پارچه عبور می‌کند و به لباس می‌رسد. قاچاق قواعد بازی را به هم می‌زند و محدودیت انرژی تولید را شکننده می‌کند. هم‌زمان، مصرف‌کننده با بودجه محدود، انتخاب‌های محتاطانه‌تری انجام می‌دهد.

با این حال، آینده به‌طور کامل بسته نیست. اگر فشارهای مقرراتی کاهش یابد، سیاست‌های ارزی هماهنگ‌تر شود و زنجیره تولید از ابتدا تقویت گردد، بازار پوشاک می‌تواند از این دوره پرتنش عبور کند. آنچه در ماه‌های آینده دیده می‌شود، نتیجه تصمیم‌هایی است که امروز در حوزه ارز، انرژی و مدیریت واردات گرفته می‌شود. تصمیم‌هایی که مستقیماً روی قیمت پیراهن و مانتوی فردای بازار اثر می‌گذارند.

انتقال نیازهای ارزی صنعت پوشاک به تالار دوم عملاً معادلات تولید را دگرگون کرده است. تأمین ارز با نرخ‌های بالاتر، هزینه مواد اولیه وارداتی را چند برابر افزایش می‌دهد و این فشار مستقیم از ابتدای زنجیره، به ریسندگی، بافندگی و دوخت منتقل می‌شود. نتیجه چنین تغییری، رشد شدید بهای تمام‌شده تولید و حرکت ناگزیر قیمت محصول نهایی به سطوحی بالاتر است؛ روندی که توان برنامه‌ریزی تولیدکننده را تضعیف می‌کند و ثبات بازار پوشاک را در ماه‌های آینده با تردید روبه‌رو می‌سازد.

 

 

 

modir

Recent Posts

بخشنامه جدید مالیاتی؛ بازتعریف قواعد ثبت رسمی معاملات

سازمان امور مالیاتی با صدور بخشنامه شماره 200/63002/د مورخ 26 آبان 1403، چارچوب تازه‌ای برای…

3 ساعت ago

ابعاد تهدید ترامپ علیه ایران

پست اخیر ترامپ درباره اعتراضات ایران، که با لحنی تهدیدآمیز منتشر شد، واکنش شدید مقامات…

3 ساعت ago

بررسی فرایند انقلابها

تحلیل فرایند انقلاب تنها با اشاره به نارضایتی عمومی ممکن نیست؛ انقلاب زمانی شکل می‌گیرد…

4 ساعت ago

تبعات حذف قیر تهاتری؛ سپر آخر نگهداری راه‌ها

در حالی‌که شبکه ۳۰۰ هزار کیلومتری راه‌های کشور زیر فشار فرسودگی و کمبود مزمن منابع…

15 ساعت ago

قصر کریستین رونالدو

کریستین رونالدو قصد دارد پس از خداحافظی از دنیای فوتبال، در قصری ۴۰ میلیون دلاری…

1 روز ago

بورس با دلار تک نرخی

با تثبیت دلار تک‌نرخی در محدوده ۱۳۰ هزار تومان و حذف نرخ‌های چندگانه، بازار سرمایه…

1 روز ago