به گزارش سرمایه فردا، صندوق بینالمللی پول در گزارش تازه خود به وضعیت یارانه سوختهای فسیلی در جهان پرداخته که یافتههای قابلتاملی دارد.
یارانههای مستقیم (مالی) سوختهای فسیلی ۷۲۵ میلیارد دلار در ۲۰۲۴ (۰.۶٪ تولید ناخالص جهان) بود و یارانههای غیرمستقیم (خسارات محیطزیستی ناشی از قیمتگذاری کمتر از واقع سوخت) ۶.۷ تریلیون دلار در ۲۰۲۴ (معادل ۵.۸٪ تولید ناخالص جهان) بود.
منشأ اصلی یارانههای ضمنی کمقیمتگذاری آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی (حدود ۷۰٪ کل) و سپس برونریزهای حملونقل (ازدحام و تصادفها) است.
از نظر نسبت یارانه سوخت به تولید ناخالص داخلی، خاورمیانه و شمال آفریقا بالاترین یارانه کل (حدود ۱۶٪ جیدیپی) را دارند؛ پس از آن شرق آسیا-اقیانوسیه و جنوب آسیا (بین ۹–۹.۵٪) قرار دارد.
حذف صرفاً یارانههای مستقیم سوخت تا سال ۲۰۳۵ منجر به ۶٪ کاهش CO₂ و ۷۰ هزار مرگ زودرس سالانه کمتر خواهد شد. اصلاح کامل قیمتها تا سطح کارا ۴۶٪ کاهش CO₂ و ۱.۱ میلیون مرگ زودرس سالانه کمتر را به دنبال دارد. اصلاح کامل تا ۲۰۳۵ حدود ۳.۳٪ تولید ناخالص جهان درآمد اضافی ایجاد میکند و منفعت رفاهی خالص برابر ۳.۲٪ تولید ناخالص جهان دارد.
گزارش نشان میدهد که یارانهها ابزار بدی برای حمایت از فقرا هستند. از هر ۱ دلار یارانه مستقیم، فقط ۸ سنت به ۲۰٪ فقیرترین خانوارها میرسد؛ ۵۰٪ ثروتمند تقریباً سهچهارم منافع را میگیرند. جبران هدفمند حذف یارانههای سوخت (انتقال نقدی و حمایت اجتماعی) با تخصیص سهم اندکی از درآمدهای اصلاح میتواند از خانوارهای کمدرآمد محافظت کند.
مقاله جدید NBER در دسامبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که با استفاده از انتقالهای نقدی هدفمند و مبتنی بر اطلاعات قابلدسترس، کاهش نرخ فقر مطلق به ۱٪ (از حدود ۱۲٪) در ۲۳ کشورِ شامل ۵۰٪ فقیران جهان، سالانه حدود ۱۷۰ میلیارد دلار هزینه دارد؛ معادل ۰.۳٪ تولید ناخالص داخلی جهانی.
مقاله نشان میدهد که هدفگیری هوشمند فقرا بسیار ارزانتر از سیاستهای پرداخت همگانی است. این سیاست دارای هزینه فقط ۱۹٪ هزینه درآمد پایه همگانی در سطح خط فقر و ۵۲٪ هزینه یارانه همگانی است.
مقاله پیشنهاد میدهد که سیاست فقرزدایی بهصورت کمک نقدی مستقیم باشد، آزمون وسع ساده و قابلراستیآزمایی باشد و مبلغ کمک متناسب با شدت فقر باشد.
اگر دولت ظرفیت اجرایی بالا دارد، مدل پیوسته که خانوارهای فقیر کمک بیشتری بگیرند بهتر است. اما اگر دولت توان اداری و دادهای اندکی دارد، پرداخت یک مبلغ ثابت به همه فقرا، اگرچه ۴۳ درصد هزینه بیشتری دارد، سیاست بهتری نسبت به درآمد پایه همگانی است.
علیرضا علویتبار در این نوشتار میگوید که بحث یارانهها در ایران معمولاً با ادعاهای متضاد و بدون زبان مشترک پیش میرود و همین آشفتگی فکری یا به بیعملی میانجامد یا به تصمیمهای هیجانی و مخرب.
بهنظر او، هر توصیه سیاستی دو پایه دارد: یکی توصیفی–تبیینی (علمی) و دیگری ارزشی–هنجاری. که علم اقتصاد فقط میتواند توضیح دهد و پیشبینی کند، نه اینکه بهتنهایی نسخه ارزشی بپیچد؛ بنابراین سیاست یارانهای بدون شفافسازی ارزشها و چارچوب نظری، ناقص است
علویتبار مینویسد که از منظر اقتصاد خُرد، یارانه یعنی عرضه کالا با قیمتی پایینتر از قیمت بازار. پیامد روشن این کار، ایجاد «مازاد تقاضا»ست.
او کالابرگ (کوپن)، سهمیهبندی و صف را از روشهای متعارف برای مقابله با مازاد تقاضا میخواند و میگوید هر کس از تعیین قیمت پایینتر از قیمت بازار آزاد برای یک کالا دفاع میکند باید برای مقابله با مازاد تقاضای ناشی از آن هم طرحی داشته باشد
وی توضیح میدهد که آزادسازی قیمتها فقط در بازارهای رقابتی موجه است. در اقتصاد ایران که بسیاری از بازارها مثل بنزین انحصاریاند سپردن قیمت به «بازار» عملاً به نفع فروشنده انحصاری تمام میشود و نیازمند مداخله تنظیمگرانه دولت است و نتیجه میگیرد که یارانه باید متناسب با هدف طراحی شود: گاه عمومی، گاه هدفمند.
در مورد بنزین، نه تشویق مصرف موجه است و نه تداوم وضع موجود؛ اما جایگزین درست، پرداخت نقدی به افراد است، نه آزادسازی قیمتها
شکایت از قیمت اسنپ در ماههای اخیر بسیار زیاد شده و مردم کمتر از این…
ماجرای سرقت ترمینال جنوب زمانی جدی شد که یکی از مالباختگان با مراجعه به پلیس،…
ترامپ از دستور برای انتشار اسناد مرتبط با بشقابپرندهها و حیات فرا زمینی خبر داد.
جریمه گرانفروشی برای هر پروندهای متفاوت است و بستگی دارد در چه بازه زمانی شرکت…
بازداشت پرنس اندرو در پی افشای ارتباطاتش با جفری اپستین، خاندان سلطنتی را با بحران…
هزینه افطار ۱۴۰۴ برای یک خانواده کوچک به حدود دو میلیون تومان رسیده و این…