دولتها پشتپرده نوسانات اقتصادی

به گزارش سرمایه فردا، بازارهای جهانی تحت تأثیر تشدید دوباره تنشهای نظامی میان آمریکا و ایران، افزایش قیمت نفت و تقویت نگرانیهای تورمی با عملکردی متفاوت روبهرو شدند. بازار سهام آمریکا به پشتوانه رشد شرکتهای فعال در حوزه نیمهرسانا و هوش مصنوعی مقاومت بیشتری نشان داد و شاخص نزدک ۱.۷۴ درصد و شاخص S&P 500 معادل ۱.۲۳ درصد افزایش یافتند. در مقابل، شاخص داوجونز ۰.۵۰ درصد و شاخص راسل ۲۰۰۰ معادل ۰.۶۱ درصد کاهش یافتند. بازده اوراق دهساله خزانهداری آمریکا با هفت واحد پایه افزایش به حدود ۴.۵۶ درصد رسید و حساسیت بازار به تورم و مسیر سیاست پولی فدرال رزرو را تأیید کرد. در این گزارش، نگاهی داریم به عملکرد بازارهای جهانی، دادههای اقتصادی کلیدی و سه سناریوی اصلی برای بازار داراییها در دوره پیشرو.
بازارهای جهانی عملکرد متفاوتی را ثبت کردند. در آمریکا، شاخص نزدک با ۱.۷۴ درصد و S&P 500 با ۱.۲۳ درصد افزایش، عملکرد مثبتی داشتند. در مقابل، داوجونز با ۰.۵۰ درصد و راسل ۲۰۰۰ با ۰.۶۱ درصد کاهش مواجه شدند. در اروپا، شاخص STOXX Europe 600 معادل ۱.۷۹ درصد و شاخص DAX آلمان ۲.۷۶ درصد افت کردند. شاخص نیکی ژاپن نیز به دلیل افزایش هزینه واردات انرژی، ۱.۷۰ درصد کاهش یافت. در چین، شاخص CSI 300 معادل ۱.۲۷ درصد افت کرد، اما شاخص هنگسنگ با حمایت سهام اینترنتی و فناوری، ۳.۵۳ درصد رشد کرد. بازده اوراق دهساله خزانهداری آمریکا نیز با هفت واحد پایه افزایش به ۴.۵۶ درصد رسید.
تفاوت شرایط میان اقتصادها
دادههای اقتصادی منتشرشده در این هفته، تفاوت شرایط میان اقتصادهای مختلف را نشان دادند. شاخص خدمات آمریکا در سطح انبساطی ۵۴ قرار گرفت. در ژاپن، تورم تولیدکننده به ۷.۱ درصد رسید. در چین، قیمت تولیدکننده ۴.۱ درصد افزایش یافت، در حالی که تورم مصرفکننده این کشور تنها ۱ درصد ثبت شد. این مجموعه تحولات نشان داد که بازارها همزمان با ریسک ژئوپلیتیکی، فشار انرژی و نااطمینانی نسبت به مسیر نرخهای بهره روبهرو شدند و همین عوامل موجب تشدید تفاوت عملکرد میان مناطق و طبقات دارایی شدند.
برای دوره پیشرو، سه سناریوی اصلی برای بازار داراییها قابل طرح است:
· سناریوی پایه: در این سناریو، انتظار میرود تنشهای ژئوپلیتیکی در سطحی قابلکنترل باقی بماند، قیمت نفت در محدودهای بالا تثبیت شود و بانکهای مرکزی نیز کاهش نرخ بهره را با احتیاط بیشتری دنبال کنند. در این شرایط، سهام شرکتهای باکیفیت و سودآور، بهویژه در حوزه فناوری و هوش مصنوعی، میتوانند عملکرد مناسبی ثبت کنند. اوراق شرکتی با درجه سرمایهگذاری و سررسید کوتاه تا متوسط نیز بازده تعدیلشده به ریسک مطلوبتری ارائه خواهند داد و طلا همچنان بخشی از تقاضای پوشش ریسک را جذب خواهد کرد.
· سناریوی تشدید بحران: در این سناریو، ممکن است قیمت نفت جهش کند و فشارهای تورمی دوباره تقویت شود. در نتیجه، طلا و سهام شرکتهای انرژی و اوراق مصون از تورم عملکرد بهتری خواهند داشت، در حالی که اوراق بلندمدت و سهام شرکتهای بدهکار و بازارهای وابسته به واردات انرژی با فشار بیشتری روبهرو خواهند شد.
· سناریوی کاهش تنشها: در این سناریو، ممکن است قیمت نفت افت کند و چشمانداز تورم بهبود یابد. در این صورت، مسیر کاهش نرخ بهره هموارتر خواهد شد و اوراق دولتی بلندمدت، سهام شرکتهای کوچک و صنایع چرخهای و بازارهای نوظهور بازده بهتری ثبت خواهند کرد. بخشی از تقاضای احتیاطی برای طلا نیز کاهش خواهد یافت.
توصیههای استراتژیک؛ تعادل در سبد
بر اساس این سناریوها، مدیران دارایی بهتر است ترکیب سبد را میان سهام باکیفیت، طلا و اوراق کوتاه تا متوسط و میزان محدودی دارایی مرتبط با انرژی متعادل نگه دارند و وزن هر بخش را بر اساس مسیر قیمت نفت، تورم، سیاست پولی و سطح ریسک ژئوپلیتیکی تنظیم کنند.
دلیل مهمتر، نقش برخی قیمتها بهعنوان لنگر هزینه در شبکه تولید است. قیمت انرژی، حملونقل، مواد غذایی پایه، دارو و نهادههای واسطهای، صرفاً قیمت چند قلم مستقل نیست، بلکه بخشی از ساختار هزینه طیف گستردهای از بنگاهها را تشکیل میدهد. در اقتصادهایی که قیمتگذاری بر مبنای هزینه بهعلاوه حاشیه سود رایج است، افزایش قیمت یک نهاده کلیدی میتواند در طول زنجیره تولید و توزیع تکثیر شود. دولت با تثبیت اداری این قیمتها میکوشد از شکلگیری موج دوم تورم جلوگیری کند؛ موجی که از انتقال هزینهها، تعدیل حاشیه سود و بازنگری متوالی فهرست قیمت بنگاهها ناشی میشود.
مهار انتظارات تورمی؛ سیگنال کنترل اوضاع
قیمتگذاری دستوری همچنین تلاشی برای مهار انتظارات تورمی است. هنگامی که فعالان اقتصادی افزایش قیمت چند کالای شاخص را نشانهای از تداوم تورم تلقی میکنند، بنگاهها حتی پیش از افزایش کامل هزینههای واقعی، قیمتهای خود را تعدیل میکنند و نیروی کار نیز دستمزد بالاتری مطالبه میکند. به این ترتیب، تورم از یک شوک اولیه به فرایندی خودتقویتشونده تبدیل میشود. دولتها با محدودکردن قیمت کالاهای پرمراجعه میکوشند سیگنالی از کنترل اوضاع مخابره کنند و سرعت بازقیمتگذاری در اقتصاد را کاهش دهند؛ هرچند اعتبار این سیاست به توان دولت در مهار عوامل بنیادی تورم وابسته است.
بااینحال، جذابیت سیاسی قیمتگذاری دستوری معمولاً از کارایی اقتصادی آن بیشتر است. اگر رشد نقدینگی، کسری بودجه، افزایش نرخ ارز یا محدودیت عرضه ادامه داشته باشد، تثبیت قیمت فقط محل بروز تورم را تغییر میدهد. نتیجه میتواند کاهش تولید، افت کیفیت، شکلگیری بازار غیررسمی، سهمیهبندی و انتقال رانت به گروههای برخوردار از مجوز یا دسترسی باشد. بنابراین گرایش دولتها به این سیاست عمدتاً ناشی از تفاوت افق زمانی سیاستگذار با فرایند اصلاح اقتصادی است: کنترل قیمت آثار فوری و قابل نمایش دارد، درحالیکه اصلاح بودجه، بهبود رقابت، حمایت هدفمند از خانوارها و افزایش ظرفیت عرضه، پرهزینهتر و زمانبرتر است.
نرخ بهره آمریکا بدون تغییر ماند؛ یک «توقف انقباضی»
کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) با وجود تداوم تورم بالا و افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، نرخ بهره را بدون تغییر حفظ کرد. این تصمیم با ۹ رأی موافق و ۳ رأی مخالف تصویب شد؛ سه عضو مخالف خواستار افزایش ۰.۲۵ واحد درصدی نرخ بهره بودند. در این گزارش، نگاهی داریم به جزئیات بیانیه فدرال رزرو و پیامهای آن برای بازارها.
کمیته فذرال اعلام کرده که فعالیتهای اقتصادی، با وجود نااطمینانی بالا که بخشی از آن ناشی از درگیری در خاورمیانه است، با آهنگی مطلوب در حال گسترش است. همچنین رشد بهرهوری و سرمایهگذاری سرمایهای قوی است. از سوی دیگر، افزایش اشتغال همگام با رشد نیروی کار بوده و نرخ بیکاری تغییر چندانی نکرده است. تورم در مقایسه با هدف ۲ درصدی کمیته همچنان بالاست؛ موضوعی که بخشی از آن به شوکهای عرضه و افزایش قیمتها در برخی بخشها، از جمله انرژی، مربوط میشود.
در این رأیگیری، Beth M. Hammack، Neel Kashkari و Lorie K. Logan با تصمیم سیاست پولی مخالفت کردند؛ زیرا ترجیح میدادند در این نشست، دامنه هدف نرخ بهره وجوه فدرال ۰.۲۵ واحد درصد افزایش یابد. این مخالفت سه عضو و درخواست آنان برای افزایش نرخ بهره، بیانگر افزایش گرایش انقباضی درون کمیته است.
این بیانیه از نظر جهتگیری سیاست پولی، یک «توقف انقباضی» (Hawkish Hold) محسوب میشود؛ یعنی فدرال رزرو نرخ بهره را ثابت نگه داشته، اما با تأکید بر تورم بالاتر از هدف ۲ درصد، شوکهای عرضه و تعهد به ثبات قیمتها، احتمال تداوم سیاست محدودکننده یا حتی افزایش نرخ بهره را باز گذاشته است. ارزیابی مثبت از رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، بهرهوری و ثبات بازار کار نیز نشان میدهد کمیته در حال حاضر خطر رکود ناشی از نرخهای بالا را محدودتر از خطر ماندگاری تورم میبیند. در مجموع، پیام اصلی این تصمیم آن است که شوک انرژی و نااطمینانی ژئوپلیتیکی هنوز به تضعیف محسوس تقاضا و اشتغال منجر نشده، اما میتواند از مسیر افزایش هزینهها، روند بازگشت تورم به هدف را مختل کند. بنابراین مسیر بعدی نرخ بهره بیش از هر چیز به پایداری تورم، انتظارات تورمی و تحولات بازار کار وابسته خواهد بود.
نقاشی دادهها؛ از اعداد پراکنده تا روایت بصری
دادهها پیش از آنکه به نمودار تبدیل شوند، اغلب چیزی بیش از انبوهی از اعداد پراکنده نیستند؛ اعدادی که ممکن است حاوی یک تغییر مهم، یک الگوی پنهان یا یک هشدار جدی باشند، اما در شکل خام بهسادگی دیده نشوند. بصریسازی داده دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند: تبدیل دادههای خام و اطلاعات بعضاً پیچیده به تصویری که ساختار، روند و نسبتها را در چند ثانیه آشکار میسازد. در این گزارش، نگاهی داریم به اهمیت بصریسازی داده و نقش آن در شکلدهی به فهم عمومی.
یک نمودار خوب صرفاً داده را نمایش نمیدهد، بلکه به مخاطب کمک میکند آن را ببیند، مقایسه کند و درباره آن پرسش درستتری مطرح کند. اما نمودارهای ارزشمند مستقیماً از داده خام به دست نمیآیند. پیش از ترسیم، معمولاً باید دادهها پاکسازی، طبقهبندی و پردازش شوند و شاخصهایی مانند نرخ رشد، میانگین متحرک، تغییرات دورهای، فاصله از روند یا نقاط اوج و فرود از دل آنها استخراج شود.
تفاوت میان نمودار معمولی و نمودار بینشآفرین
تفاوت میان یک نمودار معمولی و یک نمودار بینشآفرین (Insightful) در همین مرحله شکل میگیرد: اولی فقط اعداد را به تصویر میکشد، اما دومی نتیجه یک فرایند تحلیلی را بهگونهای نمایش میدهد که پیام اصلی داده بدون شلوغی و ابهام قابل درک باشد.
در جهان امروز، که تصمیمهای اقتصادی، مدیریتی و سیاستی بیش از گذشته به داده وابستهاند، توانایی روایت بصری اطلاعات به بخشی از سواد تحلیلی تبدیل شده است. رسانهها و مجموعههایی که داده را صرفاً بازنشر نمیکنند و میکوشند آن را به شکلی دقیق، جذاب و قابلفهم تفسیر کنند، نقش مهمتری در شکلدادن به فهم عمومی دارند. شاید به همین دلیل است که در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از محتوای «روند» نیز حول همین ایده شکل گرفته است: رفتن فراتر از عدد و تلاش برای دیدن داستانی که درون دادهها پنهان مانده است.
