نگاهی به سیگنالهای متناقض اقتصاد جهان

به گزارش سرمایه فردا، نفت خام در روزهای اخیر با جهشی قابلتوجه، به مرز ۸۰ دلار در هر بشکه نزدیک شده است. این افزایش، که بخشی از آن ناشی از کاهش ذخایر نفت خام آمریکا و بخشی دیگر حاصل تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه است، میتواند فشارهای تورمی جدیدی را به اقتصاد جهانی تحمیل کند. با توجه به اینکه نفت بهعنوان یکی از مهمترین محرکهای تورم شناخته میشود، بازارها بهدقت واکنش فدرال رزرو به این افزایش قیمت را رصد خواهند کرد. هرگونه نشانه از بازگشت تورم، میتواند انتظارات برای افزایش نرخ بهره را دوباره زنده کند.
دلار در سکوت؛ فشارها هنوز تخلیه نشدهاند
آنچه در روزهای اخیر در بازار ارز ایران میبینیم، نباید با آرامش ظاهری دلار اشتباه گرفته شود. اقتصاد ایران آرام نشده است؛ فقط فشارها هنوز کامل خود را در بازار ارز نشان ندادهاند. تورم بالاست، نقدینگی همچنان رو به رشد است، کسری بودجه پابرجاست، تولید ضعیف است و ارزش واقعی ریال نیز مدام در حال کاهش است. مجموعه این عوامل در نهایت فشار صعودی بر دلار ایجاد میکنند. اما از سوی دیگر، جنگ و رکود بخشی از تقاضای واقعی ارز را کم کرده است. واردات و سرمایهگذاری ضعیفتر شده و بخشی از تقاضای سفتهبازی به خاطر احتمال گشایش سیاسی محتاط مانده است. همزمان، سیاستگذار با عرضه ارز و مدیریت تقاضا تلاش میکند این فشارها یکباره وارد بازار آزاد نشود.
دلار بهمثابه لنگر انتظارات
یک لایه مهمتر نیز در این میان وجود دارد. ممکن است سیاستگذار فقط دنبال کنترل قیمت دلار نباشد، بلکه بخواهد با کنترل نوسان ارز، انتظارات تورمی و رفتار نقدینگی را نیز مدیریت کند. چرا که در اقتصاد ایران، دلار فقط حکم یک کالا را ندارد؛ دلار مثل لنگر انتظارات است. وقتی مردم احساس کنند دلار قرار است رشد کند، رفتار پول نیز عوض میشود. مردم پول خود را از بانک خارج کرده و ارز و طلا میخرند، قیمت داراییها بالا میرود و یک موج جدید از تقاضای سفتهبازانه شکل میگیرد. اگر سیاستگذار بتواند این انتظار را برای مدتی مهار کند، اتفاق مهمی میافتد؛ بخشی از پولی که میتوانست صرف خرید ارز و طلا شود، در سپرده بانکی، اوراق یا سایر ابزارهای مالی درگیر میماند و حتی ممکن است بخشی از آن وارد بورس شود. البته این به آن معنی نیست که بانک مرکزی چنین نقشهای را آگاهانه و به شکل مشخص دنبال میکند؛ اما از نگاه سیاستگذاری، نتیجه این رفتار میتواند همین باشد.
یک تناقض جدی؛ آرامش دلار به معنی تعادل نیست
اگر اقتصاد در رکود باشد و بورس نیز نتواند چشمانداز مناسبی از سودآوری و رشد واقعی شرکتها ارائه دهد، پولی که از ارز و طلا خارج شده است، لزوماً وارد بورس یا تولید نمیشود؛ ممکن است فقط از یک بازار به بازار دیگر منتقل شود و مدتی در بانک یا اوراق پارک شود. پس آرامش دلار لزوماً به معنی تعادل نیست. ممکن است بخشی از عدم تعادل فقط از بازار ارز و طلا به ترازنامه خانوارها، بانکها و سایر بازارهای دارایی منتقل شده باشد.
دلار آمریکا (DXY) در روزهای اخیر، نشانههایی از ضعف را نشان داده است. این شاخص در حال شکست الگوی مثلث صعودی است و ابر ایچیموکو بهعنوان یک مقاومت قوی در بالا عمل میکند. یک بازگشت کوتاهمدت هنوز امکانپذیر است، اما حرکت پایدار زیر الگو، نزول بیشتر در دلار را تأیید خواهد کرد. از آنجا که DXY بهصورت معکوس نسبت به ارزهای دیجیتال حرکت میکند، این چیدمان میتواند تأثیر شدیدی بر جهت بازار پیشرو داشته باشد.
فاصلهای که باید پر شود
به همین دلیل، من فقط به عدد دلار نگاه نمیکنم. چیزی که برایم مهمتر است، فاصلهای است که بین تورم، رشد نقدینگی، رشد اقتصادی و نرخ ارز در حال شکلگیری است. اگر این فاصله برای مدت طولانی بیشتر شود، بازار بالاخره مجبور خواهد شد خود را با واقعیتهای اقتصادی هماهنگ کند. آن وقت ممکن است دلار نه به شکل آرام و روزانه، بلکه به صورت جهشی خود را با این شکاف تطبیق دهد. نیمه دوم سال میتواند بخشی از این اثرات را بیشتر به ما نشان دهد.
اخیرا، بازارهای جهانی شاهد انتشار مجموعهای از دادههای اقتصادی کلیدی خواهند بود که میتوانند مسیر نوسانات را تعیین کنند. در ساعت ۱۵:۴۵، دادههای تغییرات اشتغال بخش غیرکشاورزی آمریکا (ADP) منتشر خواهد شد. در ساعت ۱۷:۱۵، شاخص مدیران خرید بخش خدمات (S&P Global) و در ساعت ۱۷:۳۰، شاخص مدیران خرید بخش غیرتولیدی (ISM) و شاخص قیمتهای پرداختی بخش غیرتولیدی منتشر میشوند. در نهایت، در ساعت ۱۸:۰۰، دادههای ذخایر نفت خام آمریکا منتشر خواهد شد. اهمیت این شاخصها بسیار بالا است و میتوانند نوسانات قابلتوجهی را در بازارهای جهانی ایجاد کنند.
ارزهای دیجیتال؛ کاهش حجم و انتظار برای شکست
بازار ارزهای دیجیتال در ماههای اخیر، کاهش قابلتوجهی در حجم معاملات را تجربه کرده است. حجم معاملات اسپات اتریوم در صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) در ماه جولای به ۲۹ میلیارد دلار کاهش یافته است؛ رقمی که نسبت به اوج تاریخی ۱۲۲ میلیارد دلار در آگوست ۲۰۲۵، حدود ۷۶ درصد افت داشته و به سطوح اکتبر ۲۰۲۳ بازگشته است. بیتکوین نیز همچنان در محدوده ۶۵,۰۰۰ دلار در نوسان است و در داخل کانال نزولی که کل اصلاح از سقف ۱۲۴,۰۰۰ دلار در اکتبر را هدایت کرده، در حال حرکت است. بازپسگیری ۶۸,۰۰۰ دلار برای شکستن کانال و آغاز یک حرکت واقعی به سمت ۷۱,۰۰۰ دلار ضروری است.
در مجموع، بازارهای جهانی در یک نقطه حساس قرار دارند. از یکسو، افزایش قیمت نفت فشارهای تورمی را افزایش میدهد و از سوی دیگر، دادههای کلیدی اقتصادی میتوانند مسیر سیاستهای پولی فدرال رزرو را تغییر دهند. در بازار ایران، آرامش ظاهری دلار ممکن است یک سکوت فریبنده باشد؛ در حالی که فشارهای بنیادی همچنان در زیر پوست اقتصاد در حال انباشت هستند.
