به گزارش سرمایه فردا، در روز اول رمضان، از خدا خواستیم که زبان و چشم و دستمان را کنترل کند. روز دوم، پای رضایت و خشم الهی به میان آمد. اما روز سوم، قصه فرق میکند. این روز، روز درخواست زیرساختهاست؛ روز طلب عقل بیدار، ذهن هوشیار و بصیرتی که بتواند خیر را از شر تشخیص دهد. انگار خدا میخواهد بگوید اگر قرار است این سی روز تو را عوض کند، باید از مغزت شروع کنی.
بسم الله الرحمن الرحیم
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَهِ وَ التَّمْوِیهِ وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنَزِّلُ فِیهِ بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِینَ»
خدایا، در این روز مرا هوش و بیداری نصیب فرما، از نادانی و فریبخوردگی دور گردان، و از هر خیری که در این روز نازل میکنی، مرا بهرهمند ساز. به جود و کرمت ای بخشندهترین بخشندگان.
الذهن و التنبیه؛ دو بال پرواز
«ذِهن» یعنی همان تیزهوشی، قدرت تحلیل، فهم سریع. «تنبیه» یعنی بیداری دل، هوشیاری قلب، اینکه نخوابی وقتی باید بیدار باشی. این دو، دو بالی هستند که آدم میتواند با آنها از زمین جهالت بلند شود.
در این فراز، بنده پیش از هر چیز از خدا عقل فعال میخواهد. نه یک عقل خوابآلود که فقط حرفها را بشنود و رد شود. نه یک ذهن خاموش که تحلیل نکند. او میگوید: خدایا، مغزم را روشن کن.
خدا در قرآن میفرماید: «هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزیاش به دست من است» (هود: ۶). خیلیها فکر میکنند روزی فقط پول و نان است. اما اینجا حرف از روزی دیگری است: روزی دانایی، روزی فهم، روزی عقل.
علی (ع) میفرماید: «هیچ سرمایهای از عقل سودمندتر نیست و هیچ عقلی چون تدبیر نیست.» یعنی عقل به تنهایی کافی نیست؛ عقل باید فعال باشد، تدبیر کند، راه پیدا کند.
خدا در قرآن یک سؤال ساده میپرسد: «بگو آیا آنان که میدانند با آنان که نمیدانند برابرند؟» (زمر: ۹). جواب روشن است. نه تنها برابر نیستند، که دانایی برتر است. در جای دیگر میگوید: «به هر که حکمت داده شود، خیر کثیر داده شده است» (بقره: ۲۶۹).
پس دانایی، فقط یک خوبی ساده نیست؛ خیر کثیر است.
پیامبر (ص) دعایی عجیب دارد. میگوید: «اگر روزی بر من بیاید که در آن دانشی نیفزایم که مرا به خدا نزدیک کند، خدا آن روز را برایم مبارک نکند.» یعنی علم باید تقربآور باشد. علمی که خدا را به تو نزدیکتر نکند، علم نیست.
پس وقتی از خدا ذهن و تنبیه میخواهیم، یعنی خدایا علمی به من بده که مرا به تو برساند.
گناه و حافظه؛ رابطهای که قدیمیها خوب میفهمیدند
در روایتها آمده که اگر حافظه ضعیف است، دنبال گناه بگرد. نگاه به نامحرم، غیبت، دروغ، اینها حافظه را میبرند. علم فضیلت است و خدا فضیلتش را به گنهکار نمیدهد.
داستان معروفی هست: کسی به دانشمندی به نام وکیع شکایت کرد که حافظه ندارم. وکیع گفت: گناه نکن. و این شعر را خواند:
«از بدی حافظه به وکیع شکایت کردم / مرا به ترک گناه راهنمایی کرد
و این به خاطر آن است که حفظ علم فضیلت است / و فضل خدا به گنهکار داده نمیشود»
آیتالله بروجردی، آن مرجع بزرگ، با اینکه هفتاد، هشتاد سال از دوران تحصیلش گذشته بود، حافظهاش هنوز قوی بود. میگفتند به خاطر دوری از گناه است.
پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: اگر میخواهی هر چه میشنوی حفظ کنی، بعد از هر نماز این دعا را بخوان: «منزّه است آنکه بر اهل مملکتش ستم نمیکند، منزّه است آنکه اهل زمین را به انواع عذاب نمیگیرد، منزّه است آن بخشنده مهربان. خدایا در دلم نور و بینایی و فهم و علم قرار بده که تو بر هر چیز توانایی.»
«سفاهت» یعنی نادانی، کار بیخردانه، نفهمیدن حقیقت. «تمویه» یعنی درهم آمیختن حق و باطل، ظاهرسازی، فریبخوردگی.
سفاهت در مقابل ذهن است. آدم سفیه، حقیقت را نمیفهمد. تمویه در مقابل تنبیه است. آدمی که گرفتار تمویه شده، نمیتواند سره را از ناسره تشخیص بدهد. برای سعادت، هم باید حقایق را فهمید، هم باید مراقب بود چیز دیگری جای حقیقت ننشیند.
خدا در قرآن میگوید: «چه کسی از آیین ابراهیم روی برمیگرداند جز کسی که خود را به نادانی زده باشد؟» (بقره: ۱۳۰). یعنی اگر کسی از دین فاصله میگیرد، یک جای کارش میلنگد. یا حقیقت را نمیفهمد، یا فریب خورده.
دوری از دین، یک نوع سفاهت است. و نتیجهاش این است که انسان حق و باطل را به هم میآمیزد.
علی (ع) جملهای دارد که عمیق است: «عاقل کسی نیست که خوبی را از بدی تشخیص دهد، عاقل کسی است که بتواند بین دو بدی، کدام بهتر است را تشخیص دهد.»
یعنی گاهی در زندگی با دو راهی مواجه میشوی که هر دو بد هستند. اینجا عقل واقعی خودش را نشان میدهد. سفاهت یعنی سادهانگاری، قضاوتهای احساسی، ناتوانی در تشخیص اولویتها. سفیه در چنین موقعیتهایی گم میشود.
در این فراز، بنده اعتراف میکند که خیرات در ماه رمضان نازل میشود، اما بهرهمندی از آن ظرفیت میخواهد. خدا خیرش را میبارد، اما همه به یک اندازه نمیگیرند.
ماه رمضان، ماه نزول همه خیرات است. مهمانی خدایی که بخشندهترین بخشندگان است. از چنین کریمی باید همه چیز خواست.
پیامبر (ص) فرمود: «درهای بهشت در این ماه گشوده است.» روزه، قرآن، انفاق، دعا، هر کدام دری از بهشت را به روی انسان باز میکند.
حدیث معروفی هست: «همانا از سوی پروردگارتان در طول عمرتان نسیمهایی میوزد. خود را در معرض آنها قرار دهید، باشد که نسیمی از آن نفحات به شما بوزد و پس از آن هرگز به شقاوت نیفتید.»
نزول خیر عمومی است، اما بهرهمندی انتخابی. دعای روز سوم میگوید: خدایا، سهم واقعی من را از این خیرات بده. نه فقط حضور ظاهری، بلکه نصیب حقیقی.
پیامبر (ص) پرسید: آیا شما را خبر ندهم به کارهایی که اگر انجام دهید، شیطان از شما دور میشود مثل دوری مشرق از مغرب؟ اصحاب گفتند: بله یا رسولالله. فرمود: «روزه بگیرید که صورت شیطان را سیاه میکند. صدقه بدهید که پشتش را میشکند. دوستی در راه خدا و همکاری بر عمل صالح، ریشهاش را قطع میکند. و استغفار، رگ قلبش را.»
بعد فرمود: هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدنها روزه است.
دعا با «بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِینَ» تمام میشود. «جود» با بخشش فرق دارد. بخشش یعنی در برابر درخواست، عطا کنی. جود یعنی بدون درخواست بدهی، از درخواست مردم خوشحال شوی، موقع بخشیدن شاد باشی.
خدا جود دارد. یعنی قبل از اینکه ما بخواهیم، داده است. و وقتی بخواهیم، خوشحال میشود که بدهد.خدایی که کم ما را زیاد میکند.
امام صادق (ع) در دعای رجبیه میگوید: «ای کسی که بسیار میدهی در برابر کم، ای کسی که عطا میکنی به هر که از تو بخواهد.»
خدا پاداش اعمال اندک ما را که در مقابل عظمت او هیچ است، به شکل فراوان میدهد. این سخاوت، نه به خاطر نیاز خدا به اعمال ما، که تجلی صفات اوست. اعمال ما بهانهای است برای ظهور کرمش.
قرآن میگوید: «هر دو دست خدا گشاده است، هر گونه بخواهد میبخشد.» کسانی که بسیار سخاوتمندند، با هر دو دست میبخشند. این کنایه از نهایت جود الهی است؛ هم نعمت مادی، هم نعمت معنوی.
روز سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ هجری شمسی مصادف است با شنبه ۲ اسفند ماه. اوقات شرعی این روز به افق تهران:
اوقات شرعی زمان
اذان صبح ۰۵:۲۰:۳۰
طلوع آفتاب ۰۶:۴۴:۱۳
اذان ظهر ۱۲:۱۷:۵۹
غروب آفتاب ۱۷:۵۱:۴۴
اذان مغرب ۱۸:۱۰:۰۸
نیمه شب شرعی ۲۳:۳۶:۰۷
دعای روز سوم ماه رمضان سه حرف اساسی دارد:
اول، از خدا عقل بیدار و قلب هوشیار بخواه. دانایی روزی است که باید طلبش کرد و ترک گناه، شرط بهرهمندی از آن.
دوم، از سفاهت و تمویه به خدا پناه ببر. سفاهت یعنی نادانی، تمویه یعنی فریبخوردگی. در دنیای پر از پیچیدگی امروز، به عقل مقاوم در برابر فریب نیاز داری.
سوم، از همه خیرات این ماه سهم بخواه. نزول خیر عمومی است، اما بهرهمندی انتخابی. خودت را در معرض نفحات الهی قرار بده.
و همه اینها را با توسل به جود خدا بخواه. خدایی که بسیار میدهد در برابر کم، خدایی که با هر دو دست میبخشد، خدایی که بخشندهترین بخشندگان است.
خوشا به حال کسانی که با روزهداری کامل در اخلاق و رفتار، به این دعا دل میدهند و از خدا چنین خیراتی را میطلبند.
برگرفته از: مفاتیح الجنان، قرآن کریم، نهجالبلاغه، اصول کافی، بحارالانوار
هزینه افطار ۱۴۰۴ برای یک خانواده کوچک به حدود دو میلیون تومان رسیده و این…
بررسی گزارشهای ۹ ماهه نشان می دهد که شرکتهای صنایع نساجی عملکرد خوبی داشتهاند و…
بسته خبری اسفند ۱۴۰۴ حکایت از این دارد که جامعه ایران چالشهای زیادی پیشروی خود…
در شرایطی که افق مهآلود است، صداها درهماند و خبرها ناتمام میرسند، یک پرسش بر…
بازارهای جهانی و داخلی صحنه رقابتی تنگاتنگ بین دو فلز گرانبها شده است. در یک…