به گزارش سرمایه فردا، در شرایط تورم فزاینده و افزایش سطح عمومی قیمتها که در بهار امسال بیش از ۷۰ درصد ثبت شده، خانوارهای ایرانی به تدریج ناگزیر از بازتعریف اولویتهای مالی خود شدهاند. آنچه در نگاه اول به عنوان تنزل سطح رفاه دیده میشود، در لایههای عمیقتر به استراتژیهای بقا تبدیل میگردد. مردم به ویژه گروه کارمند در این دوره نه برای پسانداز یا سرمایهگذاری، که برای پابرجا نگه داشتن سفره ماهانه برنامه میریزند. نخستین هزینههایی که معمولاً از سبد خانوار حذف یا به شدت کاهش مییابد، هزینههای غیرضرور یا لوکس نیست، بلکه مواردی است که در اقتصاد رفتاری با عنوان کالاهای با کشش قیمتی بالا شناخته میشود.
اقلام فرهنگی مانند خرید کتاب، سینما و تئاتر، عضویت در باشگاههای ورزشی، پوشاک برند و حتی تنقلات و خوراکیهای غیراساسی جزو اولین گزینههایی هستند که خط زده میشوند. در مرحله بعد، خانوارها کیفیت محصولات مصرفی روزمره را کاهش میدهند یعنی از خرید میوه و سبزی تازه از مغازهها دست کشیده و به خریدهای آخر هفته از میادین میوه و تره بار روی میآورند، همچنین برنج داخلی را با برنج هندی و سپس با نان جایگزین میکنند و تعداد وعدههای غذایی حاوی پروتئین حیوانی را کاهش دادهاند و در ادامه مرغ و تخم مرغ نیز جایگزین گوشت قرمز شده است.
تحلیل الگوی هزینه نشان میدهد که در شرایط تورمی، افراد تلاش میکنند با تجمیع خریدها از تخفیفهای عمدهفروشی استفاده کنند و تعمیرات منزل و تعویض خودرو را به تعویق بیندازند. حتی در حوزه بهداشت و درمان، برخی مراجعات پیشگیرانه یا اقدامات دندانپزشکی غیراورژانسی به تاخیر میافتد، به ویژه در حوزه بهداشت دهان این موضوع به شدت نمایان شده و افراد دهکهای متوسط حداقل در حوزه زیبایی دندان دیگر هزینه نمیکنند چون پولش را ندارند، در دهکهای پایین جامعه نیز تا جایی که بتوانند درد دندان را تحمل کنند ترمیم آن را به تعویق میاندازند. این رفتارها هرچند کوتاهمدت فشار هزینهها را میکاهد، اما در بلندمدت میتواند به افزایش آسیبپذیری خانوارها در برابر بحرانهای غیرمنتظره منجر شود.
گزارشهای میدانی نشان میدهد که مهمترین مکانیسم هماهنگی درآمد و هزینه در دوران تورم، کاهش تدریجی پسانداز و فروش داراییهای کوچک یا استفاده از وامهای خرد است. بسیاری از خانوادهها برای جبران کسری بودجه، مجبور به خروج از صندوقهای قرضالحسنه یا فروش طلا و جواهراتی میشوند که روزگاری به عنوان امنیت مالی ذخیره کرده بودند. این زنجیره حذف و جانشینی، هرچند در کوتاهمدت قابل تحمل است، اما تصویری از فرسایش تدریجی طبقه متوسط و عمیقتر شدن شکاف اقتصادی در جامعه را به نمایش میگذارد.
البته باید توجه داشت که با وجود فشار تورم بر سفره خانوارها، آنچه در سطح دهکهای میانی و بالای درآمدی مشاهده میشود، حذف کامل سفر از سبد زندگی نیست، بلکه نوعی جانشینی هوشمندانه و انعطافپذیر است. این گروه از مردم اگرچه دیگر مانند گذشته به سفرهای پرهزینه و دوربرد ادامه نمیدهند، اما تفریح و تغییر هوا را به کلی کنار نگذاشتهاند. الگوی جدید آنها به این شکل است که مقاصد دور و گرانقیمت را با شهرهای نزدیکتر و مقرونبهصرفه جایگزین کردهاند. در این الگو، پرواز که یکی از پرهزینهترین بخشهای هر سفر محسوب میشود، به نفع سفرهای جادهای و استفاده از خودروی شخصی کنار گذاشته شده است.از سوی دیگر، اقامت در هتلهای گرانقیمت جای خود را به اقامتگاههای بومگردی، سوئیتهای کوچک و خانههای استیجاری کوتاهمدت داده است. این تغییر نه فقط از سر اجبار اقتصادی، بلکه تا حدی ناشی از تغییر ذائقه و جستجوی تجربههای سادهتر و صمیمیتر نیز هست. در واقع طبقه متوسط رو به بالا با حفظ عادت سفر کردن، فقط فرم و مسیر آن را تغییر داده است.
اما جمعیت مرفه و پردرآمد جامعه که حدود چهار درصد از خانوارها را تشکیل میدهند، نه تنها سبک زندگی خود را تغییر ندادهاند، بلکه تورم برای آنها به فرصتی برای افزایش ثروت تبدیل شده است.این گروه دارای سبد درآمدی متنوعی هستند که اغلب شامل داراییهایی نظیر طلا، مسکن، ارز و سهام شرکتهای بزرگ میشود. در شرایط تورمی، ارزش اسمی این داراییها جهش پیدا میکند و به همین دلیل درآمد واقعی آنها نه تنها کاهش نمییابد، بلکه در بسیاری از موارد افزایش هم مییابد. برای این قشر، تورم رونق سرمایه است، نه تهدیدی برای معیشت.
از این رو آنها همچنان به سفرهای خارجی، رستورانهای لوکس، خرید برندهای معروف و استفاده از خدمات گرانقیمت ادامه میدهند، بیآنکه نیازی به کوچکترین تغییری در سبک زندگی خود احساس کنند. آنچه به عنوان تابآوری در برابر تورم در رسانهها مطرح میشود، در عمل به شدت تحت تأثیر جایگاه اقتصادی هر خانواده است. دهکهای پایین با حذف و جانشینی اجباری، دهکهای میانی با تغییر الگو و دهک بالای مرفه با بهرهمندی از خود تورم، هر کدام داستان متفاوتی از هماهنگی درآمد و هزینه روایت میکنند.
اما یکی از مهمترین چالشها در وضعیت تورم اجارهنشینی است، اجارهنشینان در تورم کنونی، سنگینترین فشار را بر دوش میکشند. دادههای میدانی حکایت از آن دارد که سهم اجاره مسکن از سبد هزینه خانوارهای شهری در برخی مناطق به بیش از نیمی از درآمد ماهانه رسیده است. در چنین شرایطی، تغییر محله دیگر یک انتخاب ذائقهمحور نیست، بلکه یک ضرورت تلخ برای بقاست. الگوی رفتاری غالب در میان طبقات متوسط و پایین شهری به این شکل است که خانوارها ناگزیر از یک طبقه اجتماعی- فضایی به طبقه پایینتر تنزل مییابند. به عبارت روشنتر، ساکنان سابق مناطق متوسطنشین شمال شهر به مرکز، ساکنان مناطق میانی به تدریج خود را به مناطق جنوبی و محلههای قدیمیتر و کمبرخوردارتر منتقل میکنند.
این جابهجایی اگرچه میانگین کرایه ماهانه را تا حدودی کاهش میدهد، اما هزینههای پنهان دیگری مانند افزایش زمان رفتوآمد، فرسودگی خودرو، خستگی مزمن، کاهش دسترسی به خدمات شهری و افت کیفیت مدرسه فرزندان را به همراه داشتهاست. شدیدترین شکل این عقبنشینی فضایی را میتوان در میان خانوارهایی مشاهده کرد که پیش از این در محلههای پایینشهر و حاشیهای زندگی میکردهاند. این گروه اکنون چارهای جز کوچ به شهرکهای اقماری در بیست تا چهل کیلومتری کلانشهرها یا حتی شهرهای کوچک اطراف ندارند. مناطقی نظیر شهرکهای اطراف تهران، کرج، اسلامشهر، پرند و پردیس، یا در شهرهای مشهد، اصفهان و شیراز، مقصد نهایی شهرکهای اطراف بودهاست. در این شهرکها و شهرهای جدید، نه تنها کرایه مسکن پایینتر است، بلکه برخی خانوارها به ناچار واحدهای بدون سند رسمی، زیرزمینهای تبدیلشده به واحد مسکونی، یا اتاقهایی در خانههای کلنگی را اجاره میکنند.
آنچه این الگو را از مهاجرتهای داوطلبانه گذشته متمایز میکند، گسست کامل از شبکه همسایگی، مدرسه و شغلی قبلی است. هر روز صبح هزاران نفر از این شهرکها راهی شهر اصلی میشوند، ساعتی در ترافیک میمانند و شامگاهان خسته به خانه بازمیگردند. نکته قابل تأمل این که این عقبنشینی طبقاتی در بازار مسکن، بازتاب خود را در سایر بازارها نیز نشان داده است. خانوادههایی که مجبور به جابهجایی به محلههای پایینشهر یا شهرکهای اطراف شدهاند، به مرور مصرف خود را در خوراک، پوشاک، درمان و تحصیل نیز کاهش دادهاند. به تعبیر جامعهشناسان اقتصادی، تورم مسکن به موتور محرکی برای فقر چندبعدی تبدیل شده است، جایی که نه فقط درآمد، بلکه فرصتهای زندگی نیز کوچک و محدود میشوند.
دهم خرداد ۱۴۰۵، محسن پاکنژاد، وزیر نفت، حکمی امضا کرد که کمتر کسی انتظارش را…
جام جهانی ۲۰۲۶ را دیگر نمیتوان تنها یک رویداد ورزشی نامید. این یک موتور محرک…
صداوسیما دقیقا جمله وحدتبخش پیام رهبری را حذف کرد! درحالی که احتمال وجود دارد که…
خشم هزاران آلبانیایی از پروژه ۱.۶ میلیارد دلاری داماد ترامپ و نبرد تازه سرمایه و…
بسیاری از پزشکان و مدیران مراکز درمانی مناطق محروم، خود از نخستین منتقدان این وضعیت…
روز حادثه نگین به همراه اکیپ دوستانش برای تفریح به یک خانه باغ واقع در…