صنعت و معدن

کاغذ بازی در حاشیه بازار کاغذ

مونا موسوی: صنعت کاغذ در ایران همواره با نوساناتی عمیق و روندی غیرمتعارف مواجه بوده است؛ از ظهور کارگاه‌های تولیدی با انگیزه حمایت ملی گرفته تا تسلط مافیای واردات، ساختار بازار کاغذ را متأثر کرده که پیامدهای آن به‌ویژه بر حوزه رسانه و نشر ملموس است.

در یک دهه اخیر، بازار کاغذ در ایران مسیری عجیب و متفاوت با سایر بازارهای کالایی پرحاشیه چون خودرو و لوازم خانگی را طی کرده و تأثیرات این تحول به‌وضوح در وضعیت مصرف‌کنندگان عمده‌اش، به‌ویژه رسانه‌ها، دیده می‌شود. حدود سال ۱۳۹۴ و در پی تأکید رهبر معظم انقلاب برای حمایت از تولید داخلی کاغذ، موجی از راه‌اندازی کارگاه‌های تولیدی شکل گرفت. این موج تا حدی فراگیر شد که بسیاری از فروشندگان سنتی کاغذ در خیابان‌های بهارستان و ظهیرالسلام نیز با تهیه دستگاه‌های برش صنعتی و تجهیزات بسته‌بندی وارد مسیر تولید شدند. آن‌ها رول‌های کاغذ را از چین و هند وارد کرده و با برش‌هایی در اندازه‌های A4 و A3 تحت عنوان برندهای معروف خارجی در بازار عرضه می‌کردند. هرچند ظاهر این مسیر تولیدی عادی به نظر می‌رسید، اما در واقع محصول نهایی با نام برندهای خارجی ارائه می‌شد.

کاغذهای بی‌کیفیت چینی

با گذر زمان، مشکلات آشکار شدند؛ بسیاری از کارگاه‌های کوچک زیرپله‌ای تخلفاتی انجام دادند، از جمله عدم تطابق تعداد برگه‌ها در هر بسته با اطلاعات درج‌شده و استفاده از کاغذهای بی‌کیفیت چینی که مناسب چاپ نبوده و باعث پخش شدن جوهر در چاپخانه‌ها می‌شد. این نارسایی‌ها موجب بی‌ثباتی در بازار شدند، در حالی که برخی از مدیران همین واحدهای تولیدی به دفاتر بزرگ‌تری در بهارستان نقل مکان کرده بودند. این افراد به واسطه همان زیرساخت ابتدایی، تبدیل به بزرگ‌ترین واردکنندگان رول کاغذ شدند. گرچه بعدها کیفیت برش‌ها و بسته‌بندی را بهبود بخشیدند، اما در عمل تولیدکنندگان واقعی داخلی را از میدان رقابت خارج کردند و بسیاری از آن‌ها مجبور شدند فعالیت خود را از تولید کاغذ چاپی به سمت بسته‌بندی تغییر دهند.

در سال ۱۳۹۴ تولید داخلی حدود ۵۶٬۰۰۰ تن و واردات بالغ بر ۲۲۰٬۰۰۰ تن بود که مصرف تخمینی را به ۲۸۰٬۰۰۰ تن می‌رساند. این رقم در سال ۱۳۹۸ به تولید ۲۶٬۰۰۰ تن و واردات ۹۰٬۰۰۰ تن کاهش یافت، اما تا سال ۱۴۰۲ مجدداً واردات جهش یافت و به حدود ۲۶۰٬۰۰۰ تن رسید، در حالی که تولید داخلی با رشد نسبی تنها به ۴۰٬۰۰۰ تن رسید. این ارقام نشان‌دهنده وابستگی فزاینده به واردات و افت جایگاه تولیدکنندگان داخلی در زنجیره تأمین هستند

از سوی دیگر، خمیر کاغذ یا پالپ که ماده اولیه اصلی این صنعت است، کاملاً وارداتی بوده و از کشورهایی نظیر اندونزی، مالزی، چین، هند، برزیل، پرتغال و کره جنوبی تأمین می‌شود. در این میان، کیفیت تولیدات کشورهای برزیل، اندونزی، مالزی و پرتغال نسبت به سایر تولیدکنندگان جهانی بالاتر است. با توجه به کمبود پالپ و افزایش نرخ ارز، تولیدکنندگان داخلی عملاً از رقابت بازمانده‌اند. شرکت‌هایی مانند چوب و کاغذ مازندران از چرخه تولید خارج شده‌اند، و شرکت کاغذ پارس ـ با وجود فعال بودن در بازار بورس ـ در آستانه ورشکستگی قرار دارد و تا سال ۱۳۹۹ بالغ بر ۹۰ درصد ضرر به سهام‌داران خود وارد کرده است.

بازار کاغذ اکنون عملاً در اختیار مافیای واردات قرار گرفته

بازار کاغذ اکنون عملاً در اختیار مافیای واردات قرار گرفته، گروه‌هایی که تخصص، نفوذ و کنترل گسترده‌ای بر این حوزه دارند. برای تحلیل دقیق‌تر این وضعیت، باید به چند شاخص کلیدی توجه کرد.

در حوزه تولید داخلی و واردات، آمار نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۴ تولید داخلی کاغذ حدود ۵۶ هزار تن، واردات بالغ بر ۲۲۰ هزار تن و مصرف تخمینی حدود ۲۸۰ هزار تن بوده است. این ارقام در سال ۱۳۹۸ به ترتیب به ۲۶ هزار تن تولید داخلی، ۹۰ هزار تن واردات و ۱۲۰ هزار تن مصرف تغییر پیدا کرده‌اند. در سال ۱۴۰۲ نیز تولید داخلی به حدود ۴۰ هزار تن رسیده و واردات به ۲۶۰ هزار تن افزایش یافته که مصرف تخمینی را به حدود ۳۰۰ هزار تن می‌رساند. روند کاهش تولید و افزایش واردات نشان‌دهنده فشار بر تولید ملی و وابستگی روزافزون به منابع خارجی است.

در مورد قیمت‌ها نیز، در سال ۱۳۹۴ هر بند کاغذ تحریر حدود ۷۹ هزار تومان قیمت داشت. این رقم در سال ۱۳۹۷ به حدود ۲۵۰ هزار تومان رسید که افزایشی بیش از ۳۲۰ درصد را نشان می‌دهد. در سال ۱۴۰۰ قیمت به ۹۰۰ هزار تومان افزایش یافت که رشد ۲۶۰ درصدی داشت. تا سال ۱۴۰۳ نیز قیمت‌ها به حدود ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان رسید که نسبت به سال قبل حدود ۴۵ درصد افزایش داشته است. این تغییرات شدید قیمتی نتیجه مستقیم نوسانات ارزی، افزایش هزینه واردات، کمبود مواد اولیه و ضعف در ساختار حمایتی است.

نقش دلالان و مافیای کاغذ

با نگاهی تحلیلی می‌توان دلایل بحران بازار کاغذ ایران را این‌گونه طبقه‌بندی کرد؛ وابستگی شدید به واردات مواد اولیه به‌ویژه پالپ، نوسانات شدید نرخ ارز که منجر به بی‌ثباتی در بازار می‌شود، وجود رانت و مافیای واردات که مانع رقابت سالم شده‌اند، کمبود منابع بازیافتی (آخال) و فقدان ساختارهای پایدار حمایتی دولتی که تولیدکننده داخلی را بی‌پناه گذاشته‌اند.

دلالان و مافیای کاغذ نقش برجسته‌ای در تشدید این بحران دارند. بازار طی سال‌های اخیر تحت سیطره گروه‌هایی قرار گرفته که در تأمین، سیاست‌گذاری و توزیع، نفوذ و کنترل قابل‌توجهی دارند. ویژگی‌ اصلی این گروه‌ها، انحصار در واردات است که فقط در اختیار تعداد محدودی از شرکت‌ها قرار دارد و موجب از بین رفتن رقابت سالم شده است. این گروه‌ها با استفاده از ارتباطات سیاسی و اطلاعات رانتی، موفق به دریافت سهمیه‌های کلان و حتی ارز ترجیحی شده‌اند.

سازوکار توزیع غیرشفاف

سازوکار توزیع نیز غیرشفاف و تبعیض‌آمیز بوده و در برخی دوره‌ها، کاغذ یارانه‌ای به ناشرانی اختصاص یافته که فعالیت واقعی نداشتند، در حالی‌که ناشران فعال از دریافت سهمیه محروم شدند. فضای واردات‌محور ایجادشده توسط این مافیا، تولیدکنندگان داخلی مانند کارخانه‌های مازندران، پارس و زاگرس را به حاشیه رانده یا به تعطیلی کشانده است. همچنین، از شرایط خاص مانند تحریم، کمبود برق و ناترازی انرژی سوءاستفاده کرده‌اند تا به انحصار خود در بازار استمرار بخشند.

پیامدهای فعالیت این مافیا کاملاً ملموس است. افزایش قیمت‌ها یکی از نتایج بارز آن است، چنان‌که قیمت هر بند کاغذ تحریر از حدود ۷۹ هزار تومان در سال ۱۳۹۴ به حدود ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است. واردات کاغذهای بی‌کیفیت چینی نیز موجب افت کیفیت محصولات چاپی شده و رسانه‌ها را با بحران کاهش تیراژ و بیکاری مواجه کرده است. در نهایت، بسیاری از کارخانه‌های تولیدی نیز به دلیل نبود سفارش و پشتیبانی، یا تعطیل شده‌اند یا تغییر کاربری داده‌اند.

مسیر اصلاح باید شامل چند راهکار باشد:

برای خروج از بحران، مسیر اصلاح باید شامل چند راهکار باشد: نخست بازنگری در سیاست‌های ارزی و حذف ارز ترجیحی برای واردات، همراه با تخصیص مشوق‌ها به تولیدکنندگان داخلی. دوم، شفاف‌سازی در توزیع کاغذ یارانه‌ای و توسعه سامانه‌های نظارتی بر اساس فعالیت واقعی ناشران. سوم، حمایت ساختاری از تولید داخلی شامل تأمین برق، تسهیلات مالی و تضمین بازار؛ و چهارم، سرمایه‌گذاری برای افزایش ظرفیت پالپ داخلی از منابع بازیافتی و جایگزین‌هایی مانند سنگ آهک.

به طور کلی بازار کاغذ در ایران نه‌تنها از مسیر خودکفایی فاصله گرفته، بلکه زیر سایه انحصار وارداتی، ضعف سیاست‌گذاری و کمبود منابع اولیه با بحران ساختاری مواجه شده است. نفوذ مافیا و رانت‌جویان در تعیین قیمت و توزیع، تولیدکنندگان داخلی را به حاشیه رانده و موجب افت کیفیت و افزایش شدید قیمت‌ها شده است. تداوم این روند، تهدیدی جدی برای آینده صنعت نشر، اشتغال مطبوعاتی، و استقلال تولیدی کشور محسوب می‌شود. برون‌رفت از این بحران نیازمند اصلاحات بنیادین در سیاست‌های ارزی، ایجاد شفافیت در توزیع یارانه‌ها، حمایت عملی از تولید ملی و سرمایه‌گذاری در زنجیره تأمین داخلی پالپ است.

 

افزایش نجومی قیمت کاغذ و تجهیزات چاپ

بازار کاغذ و خدمات وابسته به آن، از پرینت و کپی گرفته تا تایپ، صفحه‌آرایی و صحافی، این روزها یکی از آشفته‌ترین و غیرقابل پیش‌بینی‌ترین بازارهای خرد کشور است. بازاری که افزایش قیمت در آن شوک‌آور بوده و بسیاری از مصرف‌کنندگان به‌ویژه دانشجویان را غافلگیر کرده است. اگر تا همین دو سه سال قبل، کاغذ کالایی عادی و کم‌حاشیه به حساب می‌آمد، امروز به گلوگاه اصلی هزینه‌های آموزشی و اداری تبدیل شده است.

نقطه آغاز این بحران، قیمت خودِ کاغذ است. فعالان بازار می‌گویند کاغذی که زمانی به‌صورت بندی و حتی دانه‌ای با قیمت‌های ناچیز عرضه می‌شد، حالا به کالایی تبدیل شده که فروشندگانش از اعلام قیمت ثابت طفره می‌روند. قیمت «کاغذ خالی» که در برخی مراکز به‌صورت بسته ۵۰۰ برگی فروخته می‌شود، حالا به محدوده ۱۲تا ۱۵ هزار تومان برای هر برگ رسیده است. عددی که تا یکی دو سال پیش، حتی تصورش هم برای مصرف‌کننده ممکن نبود. همین جهش، کل زنجیره خدمات چاپ و پرینت را تحت تأثیر قرار داده است.

برای درک شدت این تغییر، کافی است نگاهی به قیمت‌های گذشته بیندازیم. تا حوالی سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، پرینت سیاه‌وسفید A4 در بسیاری از دفاتر خدماتی با قیمت‌هایی در حد چند‌صد تومان انجام می‌شد. حتی در اوج گرانی‌های آن دوره، عددهایی حدود هزار تا دو هزار تومان برای هر برگ سیاه‌وسفید، گران تلقی می‌شد. امروز اما همان خدمت، بسته به محل و کیفیت، چندده برابر شده و دیگر کسی حاضر نیست روی عدد مشخصی تعهد بدهد. فروشندگان می‌گویند هزینه کاغذ، تونر و نگهداری دستگاه به‌قدری بالا رفته که قیمت‌های باثبات عملاً غیرقابل تکرار است.

 

پرینت رنگی وضعیت حادتری دارد

پرینت رنگی وضعیت حادتری دارد. چند سال پیش، پرینت رنگی برای بسیاری از پروژه‌های دانشجویی و گزارش‌های اداری گزینه‌ای قابل‌ دسترس بود و اختلاف قیمتش با سیاه‌وسفید آنقدر زیاد نبود که مانع استفاده شود. اما امروز پرینت رنگی به خدمتی لوکس تبدیل شده است. افزایش قیمت جوهر و تونر رنگی‌ که تقریباً همگی وارداتی هستند، باعث شده هزینه این نوع پرینت نسبت به گذشته چند برابر شود. بسیاری از دفاتر فنی می‌گویند مشتری‌ها وقتی قیمت جدید را می‌شنوند، ترجیح می‌دهند فایل را سیاه‌وسفید چاپ کنند یا اصلاً از چاپ رنگی صرف‌نظر کنند.

این تغییر قیمت به پرینت محدود نمانده و خدمات تایپ و آماده‌سازی متون را هم تحت تأثیر قرار داده است. در سال‌های قبل، تایپ یک صفحه متن فارسی ساده، معمولاً با رقم‌هایی انجام می‌شد که برای دانشجو قابل‌تحمل بود و بخش زیادی از سفارش‌ها با نرخ‌های نسبتاً ثابت انجام می‌شد. اما حالا شرایط تغییر کرده است. اگرچه تایپ ذاتاً وابسته به نیروی انسانی است، اما وقتی خروجی کار قرار است چاپ شود، هزینه بالای کاغذ و پرینت به‌طور مستقیم روی قیمت نهایی تایپ هم اثر می‌گذارد. بسیاری از تایپیست‌ها و دفاتر خدماتی می‌گویند دیگر نمی‌توانند با نرخ‌های قدیمی کار کنند، چون مشتری در نهایت هزینه چاپ را هم از چشم آنها می‌بیند. از سوی دیگر برخی دانشجویان نیز آموخته‌اند که با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی تایپ صوتی کنند که موجب رکود در بازار کار تایپیست‌ها شده است.

در مورد پایان‌نامه‌ها، این فشار مالی شدیدتر احساس می‌شود. تا چند سال پیش، دانشجو می‌توانست با هزینه‌ای نسبتاً معقول، کل فرآیند تایپ، صفحه‌آرایی، پرینت و صحافی پایان‌نامه را انجام دهد. امروز اما همین فرآیند به یکی از پرهزینه‌ترین مراحل تحصیل تبدیل شده است. افزایش قیمت کاغذ باعث شده هزینه پرینت نسخه‌های نهایی پایان‌نامه جهش پیدا کند و این موضوع، حتی روی تعداد نسخه‌هایی که دانشجو چاپ می‌کند هم اثر گذاشته است. برخی دانشگاه‌ها همچنان چند نسخه چاپی مطالبه می‌کنند‌ اما دانشجو ناچار است برای کاهش هزینه، به حداقل ممکن بسنده کند.

 

صحافی در چرخه گرانی

صحافی هم در این چرخه گرانی بی‌نصیب نمانده است. جلد، مقوا، چسب و مواد مصرفی صحافی، همگی به بازار کاغذ وابسته‌اند. صحاف‌ها می‌گویند قیمت‌ها آنقدر سریع تغییر می‌کند که گاهی برای سفارش‌هایی که چند روز قبل ثبت شده، ناچارند دوباره قیمت بدهند. این وضعیت باعث نارضایتی مشتری می‌شود‌ اما از نگاه فعالان بازار، چاره‌ای جز این باقی نمانده است.

ریشه این نوسانات را باید در ترکیبی از عوامل دید؛ از وابستگی بالای بازار کاغذ به واردات و نوسان نرخ ارز گرفته تا مشکلات ترخیص کالا و نبود یک سیاست پایدار برای تأمین کاغذ مصرفی. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، اثر آن تقریباً بلافاصله در قیمت کاغذ دیده می‌شود و این افزایش، مثل موج، به پرینت، تایپ و صحافی منتقل می‌شود. تولید داخلی کاغذ هم هنوز آنقدر گسترده و پایدار نیست که بتواند این شوک‌ها را خنثی کند.

نتیجه نهایی، بازاری است که در آن نه فروشنده آرامش دارد و نه مصرف‌کننده. دانشجو یا شهروندی که برای یک کار ساده اداری به پرینت و تایپ نیاز دارد، دیگر نمی‌داند با چه هزینه‌ای روبه‌رو خواهد شد. وقتی قیمت کاغذ خالی به ۱۲ تا ۱۵ هزار تومان برای هر برگ می‌رسد، طبیعی است که قیمت پرینت و خدمات وابسته هم جهش پیدا کند. تا زمانی که این بی‌ثباتی ادامه دارد، خدماتی که روزی جزو هزینه‌های جزئی زندگی بود، به دغدغه‌ای جدی برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل خواهد شد.

 

modir

Recent Posts

هشدار تراز مالی بیمه دی

گزارش عملکرد بیمه دی نشان می‌دهد اگرچه فروش حق بیمه رشد داشته، اما فشار سنگین…

2 ساعت ago

فروش بالا‌ و زیان پنهان بیمه کوثر

عملکرد ده‌ماهه بیمه کوثر در ظاهر از رشد فروش حکایت دارد، اما بررسی جزئیات نشان…

3 ساعت ago

پیش‌بینی بازار رمزارز در روند نزولی

پیش‌بینی بازار رمز ارزها در مقطع کنونی بسیار دسوتر شده چون تمام بازارها خراب شده…

10 ساعت ago

جهش دلار و طلا ادامه دارد؟ / بورس چه می‌شود ؟

بازارهای مالی ایران در دومین هفته بهمن ۱۴۰۴ با موجی از نوسانات کم‌سابقه روبه‌رو شدند؛…

10 ساعت ago

چه کسانی نوسان می‌گیرند

بازار سرمایه میان سایه جنگ و امید به صلح معلق مانده و تنها نوسان‌گیرها، چه…

11 ساعت ago

کدام شرکت غذایی افت کرد

تقریباً تمام نمادهای صنعت غذایی با رشدهای ۴۰ تا ۸۵ درصدی در مسیر صعود قرار…

11 ساعت ago