انرژی

تراستی نفتی و نوسان ارز

به گزارش سرمایه فردا، در چند وقت اخیر یکی از مهمترین چالش‌های اقتصاد ایران عدم تامین ارز بوده که ناشی از تهاتر نفت با کالاهای اساسی و صادرات نفت از طریق تراستی‌هایی بوده که به تعهدات خود به درستی عمل نکرده‌اند نه تنها نفت ایران را حراج کرده‌اند، بلکه بازگشت ارز صادرات نفت نیز به موقع انجام نشده است حتی گفته شده با آغاز اعتراضات در ایران تراستی‌ها به دنبال این بوده‌اند که به نوعی ارز صادرات نفت را بالا بکشند. به‌طور قطع وزارت نفت باید پاسخگوی این به هم ریختگی در بازگشت ارز صادرات نفت باشد. فعالیت شبکه‌های تراستی برای فروش نفت در اقتصاد و تجارت ایران بعد از اعمال تحریم‌ها در حدود یک دهه اخیر وجود داشته است و در این مدت بخش زیادی از فروش نفت‌مان توسط افراد حقیقی انجام شده اما در این دوره میزان سوءاستفاده از وضعیت ایران بیشتر شده است ،چون بازارهای هدف کاهش پیدا کرده و عده محدودی واسطه نقل و انتقال پولی صادرات نفت شده‌اند.

از طرفی دیگر قبلا خود دولت صادرات نفت را انجام می‌داد و عملا بخش خصوصی در صادرات نفت و گاز دخالتی نداشته و فقط درصد خیلی محدودی در صنایع پایین دستی نفت و گاز توسط بخش خصوصی انجام می‌شده که میزان بسیار کمی از گردش مالی صنعت نفت ایران را در بر می‌گیرد. اما بعد از اینکه تحریم‌ها علیه ایران شدید شد و دولت برای نقل و انتقال پول با مشکل مواجه شد نقش واسطه‌ها پررنگ شد که عمدتا متفاوت از بخش خصوصی صنعت نفت ایران بودند. بخش خصوصی قوی در این حوزه وجود نداشت و یا اینکه اعتماد لازم به این بخش نبوده، کاری که در عمل صورت گرفت این بود که فروش نفت را به نهادها و افراد مختلفی واگذار کردند.

 

شگرد تراستی‌ها برای بالا کشیدن ارز نفتی

در حال حاضر یکی از دلایل کسری بودجه نیز نوسان در بازگشت ارز توسط دلالان نفتی است، فروش نفت در بودجه خیلی شفاف نیست. برخی از تراستی‌ها در مبادلات تجاری شفاف نبودند به همین دلیل از مبادلات کنار گذاشته شده‌اند اما هنوز هستند عده‌ای که با وجود عدم شفافیت همچنان در مبادلات نفتی حضور دارند و این مسئله ناشی از ضعف وزارت نفت است که توان صادرات یا کار کردن با بخش خصوصی شفاف را ندارد.

از طرف دیگر یکسری صراف هم که در نقل و انتقال ارز فعال بودند به نوعی از پشت پرده‌ها و منافع تراستی‌ها نقش داشتند. در واقع گاهی یک واسطه محموله‌های بزرگ نفتی را دریافت و از طریق شرکت‌های کوچک‌تر صادرات می‌کردند تا از این طریق صادرات با مشکلات کمتری مواجه شود. این رویکرد در صادرات نفت جلوگیری از آسیب تحریم‌ها بوده اما عملا درآمد واسطه‌ها را بالا می‌برده و صرافی‌ها نیز از این مسیر سود بیشتری می‌بردند و اگر از این طریق بخشی از درآمد نفتی را به کشور بر نمی‌گرداند عملا خیلی زیر ذره‌بین نمی‌رفت و همین مسئله باعث می‌شد در محموله‌های مختلف به تناوب بخشی از منابع برنگردد.

اگر به صورت دقیق بررسی شود بخش زیادی از فروش نفت ایران  توسط افراد حقیقی  مورد سوء‌استفاده قرار گرفته، اگر این منابع به بازار ارز کشور بر می‌گشت شاید نوسان ارز در ایران به این قدر نمی‌رسید. چون در حال حاضر گفته می‌شود نزد مردم ایران حدود ۱۵ میلیارد دلار ارز بیشتر نیست، پس اگر همین ارزهای برنگشته از طریق تراستی‌ها که بیش از ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده شده عملا می‌توانست تقاضای بازار ارز ایران را به حالت اشباع دربیاورد. در واقع مسئله این است که بازگرداندن ارز برای آن‌ها دولت ساده‌ای نیست، اما چرا بخش خصوصی در این مبادلات نقشی ندارد؟ مگر آنکه بخواهند چمدانی پول را جابه‌جا کنند ولی همان مشکلات سابق نقل و انتقال پول هم برای این افراد وجود دارد چرا که عملا هیچ بانکی کار نمی‌کند.

برخی از مسئولان به دلیل ضعف در مدیریت صادرات نفت بهانه می‌آورند که  دولت و بخش خصوصی هیچ کدام نمی‌توانند به درستی نقل و انتقال پول را انجام دهند، درنتیجه همچنان از طریق تراستی‌ها صادرات نفت را توجیه می‌کنند که تاکنون منافع چندانی برای کشور نداشته‌اند.

 

برخورد با تراستی‌ها و واسطه‌ها

تاکنون برخورد با تراستی‌ها و واسطه‌ها به دلیل هدر رفت منابع و فسادی که وجود دارد رخ نداده است، به طور قطع اصلاح رویه کنونی و ورود بخش خصوصی به فروش می‌تواند مشکلات را تا حدودی برطرف کند. با این حال دستیابی به این هدف نیازمند ایجاد زیرساخت‌هایی است، هرچند ممکن است مدتی زمان ببرد. برای نمونه بخش خصوصی هم اکنون ناوگان حمل و نقل ندارد در نتیجه آن‌ها نیز باید از طریق واسطه‌ها عمل کنند، به همین دلیل ابتدا باید این بخش خصوصی برای اینکه بتواند توسعه پایداری صادرات نفت ایجاد کند ناوگان داشته باشد. در واقع تحریم‌های فشرده‌ راه را برای بخش خصوصی نیز سخت کرده است اما هنوز چالش‌هایی وجود دارد.

با توجه به اینکه در حال حاضر در ایران هم خام فروشی داریم هرچقدر این نفت و گاز را پالایش کنیم و به موادی تبدیل کنیم که غیرتحریمی هستند، فروش‌شان راحت می‌شود و بخش خصوصی در این زمینه فعال‌تر می‌تواند بشود و این مسئله می‌تواند چالش بازنگشت ارز حاصل از صادرات نفت را برطرف کند.

درگام نخست باید در این حوزه سرمایه گذاری شود و خیلی از شرکت‌های بخش خصوصی وارد حوزه نفت و گاز شوند. چون ظرفیت بالایی در نفت و گاز وجود دارد. باید یکسری کارها انجام شود که شاید یکی از مهمترین آن‌ها این باشد که ارتباط عادی با دنیا برقرار شود تا بتوانیم نفت‌مان را بفروشیم. راه دیگر این است که پالایش بیشتری از نفت و گاز صورت بگیرد تا بتوانیم محصولات «های تک» از آن‌ها استخراج کنیم.

 

چرا سیاست‌های ارزی در حوزه نفت مهم است؟

دولت باید به طور شفاف و واضح برنامه اقتصادی خود را برای آینده ارز اعلام کند تا بخش خصوصی و اقتصاد بداند دولت تا چه مدت دیگر سیاست‌های اقتصادی و ارزی‌اش ثبات دارد.  سیاست ارزی  پس از حذف ارز ترجیحی تغییر و تحول  باید داشته باشد. در گذشته نرخ ارز ثابت توسط دولت به شکل محدود و ارزان برای تامین کالاهای اساسی در اختیار واردات قرار می‌گرفت تا مردم اقلام و مایحتاج عمومی خود را به شکل ارزان‌تر تهیه کنند.  قاعدتا در این شرایط تنها شرکت‌های محدودی ارز ثابت می‌گرفتند اما در مقطع کنونی نباید مسئله این باشد که چه کسی و چه شرکتی ارز می‌گیرد و یا سقف واردات چقدر باشد. در دوره سیاست قبلی صف طولانی، پرحاشیه و پرتلاطمی برای تخصیص ارز شکل می‌گرفت و این محدودیت‌ها در نهایت به مفاسد اقتصادی می‌رسید.

در شرایط قبلی محدودیت در تخصیص ارز بود به همین دلیل بازگشت به موقع ارز نفتی کمتر اهمیت داشت چون دولت می‌توانست از ذخایر ارزی استفاده کند. اما الان موعد آن رسیده که دولت منابع ارزی را مشخص کند و به نظر می‌رسد که دولت توان ادامه  سیاست گذشته را نداشته باشد، چرا که در صورت عدم بازگشت ارز قطعا واردات به موقع انجام نمی‌شود و گرانی رخ می‌دهد و تورم باعث می‌شود دولت مجبور شود پول چاپ کند که باعث چرخه تورم می‌شود و یا باید با این واقعیت اقتصادی مواجه شده و این تصمیم جسورانه را برای کنترل ارز صادراتی نفت بگیرد.

ادامه این روند به رفتار بعدی بستگی دارد که آیا توان مدیریت سیاست جدید را داریم و دولت پای این تصمیم آزادسازی ارز واردات می‌ایستد و اینکه دولت دیگر عقب نمی‌کشد و یا دولت بعدی عقبگرد نمی‌کند. باید مشخص شود قرار است دیگر به ارز تک نرخی وفادار بمانیم و دست از قیمت گذاری بیهوده و غیرضروری برداشته شود یا خیر؟

دولت و رئیس جمهور باید به طور شفاف و واضح برنامه اقتصادی خود را برای آینده دولت اعلام کند و اینکه بخش خصوصی در کجای صادرات نفت قرار دارد. باید برای بخش خصوصی و اقتصاد  مشخص شود دولت تا چه مدت دیگر سیاست‌هایش ثبات دارد.

طبیعتا مدتی شاهد تپش‌هایی در نرخ ارز خواهیم بود تا اینکه بخواهد به ثبات برسد و چند ماهی بالا و پایین‌هایی خواهیم داشت. کما اینکه صادرات نفت را باید بر همین مبنا اصلاح کرد و دولت هم باید بگوید تا چه زمانی می‌خواهد همچنان از واسطه‌هایی استفاده کند که تاکنون عملکرد شفافی نداشته‌اند. بنابراین در شرایط کنونی تحقیق و تفحس از شرکت ملی نفت به عنوان متولی صادرات نفت صورت بگیرد و با شرکت‌ها و تراستی‌هایی که به تعهدات خود عمل نکرده‌اند برخورد شود.

 

تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ علیه ایران

ترامپ اخیرا اعلام کرده که هر کشوری با ایران تجارت کند مشمول تعرفه ۲۵ درصدی خواهد شد. این موضوع باعث شده تا کشوری مانند هند که در چابهار سرمایه گذاری کرده و فعالیت تجاری داشت از ادامه همکاری در این منطقه خودداری کند. برخی رسانه های هندی تاکید کرده اند این کشور به دنبال جلب حمایت آمریکا برای توسعه همکاری اقتصادی با هند است. این سیاست به طور کلی اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار می دهد، هرچند راههای دور زدن تحریم ها منجر شده که واشینکتن نتواند اقتصاد ایران را فلج کند، اما اثر آن تا حدودی بر اقتصاد ایران نمایان است.

ترامپ از نخستین روزهای حضورش در کاخ سفید سیاست فشار حداکثری را با هدف «به صفر رساندن فروش نفت ایران» علیه ایران فعال کرد و در ۸ ماه ابتدایی دولت او ۱۲ بسته تحریمی علیه شبکه فروش نفت ایران اعمال کرد و تمرکزش را روی خریداران نفت ایران یعنی پالایشگاه‌های کوچک چینی، ترمینال‌های نفتی چین و نفتکش‌های بزرگ حامل نفت ایران قرار داد.

صادرات نفت ایران درحال حاضر مقایسه با مدت مشابه سال قبل طبق ادعای وزارت نفت کاهش چشمگیری نداشته است. اما بازگشت ارز نفت صادراتی با چالش های روبرو شده که اثرات آن امسال در بازار کالاها نمایان شد. درواقع ایران برای حفظ بازار نفت خود تخفیف‌هایی ارائه می کند تا مسیر صادرات همچنان فعال بماند. این سیاست تا حدودی نقش سیاست های ترامپ در اقتصاد ایران را کمرنگ کرده با این حال ایران مجبور شده هرچند وقت یکبار کانال‌های تازه‌ای برای فروش نفت ایجاد کند. این مساله نشان می‌دهد ساختار فروش نفت ایران نسبت به گذشته پیچیده‌تر شده هرچند ناکارآمدی هایی دارد.

در آمریکا مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی دلایل ناکامی تحریم‌های آمریکا را انعطاف پذیری شبکه تجاری ایران می داند. به همین دلیل اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه تجارت ایران نیز می تواند از همین طریق  شکست بخورد. سیاست فشار حداکثری به این دلیل تاکنون نتوانسته اثرگذار شود که چین به خرید نفت از ایران نیاز دارد و در مقابل جریان تجاری با این کشور فعال شده است.

اگر وزارت نفت ایران تغییراتی در شبکه فروش نفت ایجاد کند و بتواند خود را با شرایط جدید وفق دهد و با بازطراحی مسیرهای انتقال و فروش، تحریم‌ها را خنثی کند، اعمال تعرفه یا افزایش دامنه تحریم‌ها نمی تواند خلل در تجارت ایران با کشورهای همپیمان ایجاد کند.

جنگ تجاری و تعرفه‌ای

از طرف دیگر همزمان با اعمال تعرفه علیه شرکای تجاری ایران، واشنگتن و پکن درگیر جنگ تجاری و تعرفه‌ای جدید شده اند و فضای بی‌اعتمادی میان ۲ کشور افزایش یافته است. در چنین وضعی، چین دیگر تمایلی به همراهی با سیاست‌های تجاری آمریکا ندارد و خرید نفت از ایران را ادامه می‌دهد. به این ترتیب، سیاست تجاری ترامپ، علیه ایران کارساز نیست مجموعه این تحولات نشان‌دهنده آن است که سیاست فشار حداکثری نتوانسته ایران را از درآمدهای نفتی محروم کند.

درواقع تحریم‌ها تاکنون نتوانسته به کاهش قابل توجه حجم فروش نفت ایران منجر شود، تنها هزینه‌های تجارت از این مسیر برای ایران افزایش یافته که در نهایت اثر تورمی بر جامعه داشته است. هزینه‌ها تحریم ها افزایش میزان تخفیف‌ها توسط تراستی های ایرانی، هزینه‌های حمل‌ونقل، بیمه و دور زدن تحریم‌ها بوده که در مجموع بخشی از درآمد نفتی کشور را کاهش داده است. در کنار این مساله، تحولات جدید در بازار جهانی انرژی نیز تهدیدات تازه‌ای برای صادرات نفت ایران ایجاد کرده که اثر آن می تواند کسری بودجه و تورم باشد. در بخش تجاری نیز افزایش تعرفه ها احتمالا به افزایش هزینه های واردات منجر می شود که اثر آن روی مصرف کنندگان یعنی مردم خواهد بود. از این رو می توان ادعا کرد که سیاست های ترامپ بیش از آنکه روی دولت تاثیری بگذارد بر معیشت مردم اثرگذاشته می گذارد.

یکی از مسیرهای موثر برای خنثی کردن تعرفه ترامپ، متنوع‌سازی مشتریان و ورود به بازارهای جدید است. برای نمونه بخش قابل‌توجهی از نفت خام ایران به صورت تهاتری با کالا معامله می شود. حالا اگر به فرآورده (مانند گازوئیل، بنزین، نفتا و…) تبدیل و به بازارهای مختلف عرضه شود، سیاست ترامپ به چالش کشیده می شود چون رهگیری تجاری فرآورده‌های نفتی بسیار دشوارتر از نفت خام است. درواقع معاملات فرآورده ها در مقیاس‌های کوچک‌تر انجام می‌شود و منشأ کالا به‌سادگی قابل شناسایی نیست. از سوی دیگر، بسیاری از کشورها به دلایل گوناگون از جمله نوسازی پالایشگاه‌ها، کمبود سرمایه یا تعمیرات طولانی‌مدت، ظرفیت پالایشی استفاده‌نشده دارند. این مساله می‌تواند فرصتی برای ایران فراهم کند تا از طریق قراردادهای پالایشی زمینه تجارت پایدار را فراهم کند.

 

راهکار به دولت برای ایجاد تجارت پایدار

در دولت چهاردهم یکی از چالش‌های مهم در شرایط تحریم، سرگردان ماندن برخی محموله‌های نفتی روی آب بوده و این وضعیت نه‌تنها هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه را افزایش می‌دهد، بلکه ریسک رهگیری اطلاعاتی توسط آمریکا را نیز بالا می‌برد. از این رو وزارت نفت به‌ جای نگهداری نفت در نفتکش‌های شناور، مخازن ذخیره‌سازی در خاک کشور مقصد ایجاد یا اجاره کند. وجود چنین مخازنی چند مزیت اساسی دارد. کاهش دسترسی اطلاعاتی و نظارتی آمریکا به محموله‌ها، افزایش سرعت عرضه به مشتریان و حفظ تداوم درآمد نفتی کشور در صورت بروز بحران‌هایی مانند افزایش تنش‌های منطقه‌ای است.

اگر بخشی از محموله‌های صادراتی  به‌صورت پیش‌دستی در مخازن کشور مقصد بارگیری شوند. این اقدام می‌تواند به ‌عنوان سپر اقتصادی و امنیتی در برابر هرگونه تهدید دریایی  و تعرفه ای عمل کند. یعنی اگر صادرات نفت ادامه پیدا کند به معنای حفظ روابط تجاری خواهد بود. اگر محموله ای نفتی ردیابی نشود عملا امکان شناسایی کالای تهاتر شده نیز سخت خواهد بود. از این رو می توان ادعا کرد شکست سیاست های ترامپ برای اعمال تعرفه تجاری علیه ایران به سیاست ها و عملکرد وزارت نفت ایران بر می گردد که نسبت به گذشته چندان موفقیت آمیز نبوده است

تسلط دریایی آمریکا و متحدانش در مسیرهای حساس مانند تنگه مالاکا همچنان یکی از تهدیدات بالقوه است. در دولت ترامپ، گزینه توقیف محموله‌های نفتی ایران چندین بار مطرح شد اما نگرانی از واکنش متقابل ایران در خلیج‌فارس و تنگه هرمز مانع اجرای آن شد. استمرار این رویکرد  یکی از مؤثرترین ابزارها برای جلوگیری از اقدامات ماجراجویانه در حوزه انرژی خواهد بود.

از این رو، سیاست تنوع‌بخشی به مشتریان نفتی بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده، شاید رئیس جمهور باید وزیر نفت تواتنمندی را برای ماموریت جدید تعیین کند. اگر اولویت‌های اصلی سیاست انرژی کشور تغییر نکند و برای حفظ و تقویت تاب‌آوری صادرات نفت ایران اقدام ویژه ای انجام نشود تعرفه های تجاری اثر تورمی خواهد داشت.

modir

Recent Posts

کدام نمادهای بورس ارزندند ؟

در شرایط کنونی، سه دسته اصلی از نمادها را برای خرید قابل بررسی اند؛ از…

4 ساعت ago

فریب در ویلای خارج شهر؛ مرد جوان قربانی نقشه زن

مردی که پس از آشنایی با یک زن جوان در ترکیه به او اعتماد کرده…

4 ساعت ago

نوسان رمزارزها هفتگی و روزانه چگونه است ؟

نوسان رمزارزها به صورت روزانه و هفتگی به صورت منفی بوده است این موضوع نشان…

7 ساعت ago

پشت‌پرده تغییرات فدرال رزرو

پشت‌پرده تغییرات فدرال رزرو به سیاست‌های ترامپ در ماه‌های گذشته برمی‌گردد که مخالف ثبات نرخ…

1 روز ago

جدال ایرانخودرو و ناظران بازار

اعلام افزایش قیمت محصولات ایران‌خودرو در ۷ بهمن‌ماه، آن هم با افزایشی بین ۳۰ تا…

1 روز ago

آخرین نوسان رمزارزها

رمزارزها در میانه نوسان شدید بازارها عملکردی آرام‌تر از طلا داشته‌اند. با وجود افت‌های هفتگی،…

1 روز ago