اما سؤال اصلی این است که از اینجا به بعد چه میشود؟ کدام گروهها و نمادها ظرفیت ادامه رشد دارند؟
در گام نخست، دلاریهای جامانده مهمترین گزینههای رشد هستند؛ نمادهایی که درآمد دلاری دارند اما هنوز رشد قابلتوجهی نکردهاند یا سقفهای قبلی خود را نشکستهاند. نمونههای روشن آن در هفتههای اخیر، نمادهایی مانند نوری و بوعلی در گروه پتروشیمی و برخی بانکها مانند وبملت هستند. این شرکتها فاصله زیادی با کف قیمتی خود داشتند و هنوز سقفهای تاریخیشان را لمس نکردهاند. با دلار ۱۳۰ هزار تومانی، پتانسیل رشد جدی برای این گروهها وجود دارد. اگر نمودارها را بررسی کنید، دلاریهایی که «جایی نرفتهاند» کاملاً قابل تشخیصاند و ما نیز در مدرسه بورس طی روزهای آینده به آنها اشاره خواهیم کرد.
در مرحله بعد، نوبت به ریالیهای جامانده میرسد. رشد دلاریها به معنای حذف ریالیها نیست. قیمتگذاری دستوری در کشور در حال کمرنگ شدن است، ریالیها دیر یا زود افزایش نرخ میگیرند و دلار ۱۳۰ هزار تومانی نهایتاً روی قیمت محصولات ریالی اثر میگذارد. مهمترین گروههای ریالی که میتوانند از این فضا منتفع شوند شامل خودروییها، داروییها و غذاییها هستند. طبیعی نیست که دلار از ۷۰–۹۰ هزار تومان به ۱۳۰ هزار تومان برسد اما خودروساز همچنان مجبور باشد با قیمت قبلی بفروشد. اگر دولت تصمیمگیری نکند، خودروساز تولید را کاهش میدهد و بازار آزاد قیمت را بالا میبرد تا نهایتاً افزایش نرخ رسمی اتفاق بیفتد. بنابراین ریالیها نیز با یک لَگ زمانی وارد موج رشد خواهند شد.
از این رو باید گفت بخش مهمی از رشد اخیر بازار، پیشخورِ تکنرخی شدن دلار بود. از اینجا به بعد، دلاریهای جامانده در اولویت رشد قرار دارند و پس از آن ریالیها با فاصله زمانی وارد موج صعودی میشوند. دلار ۱۳۰ هزار تومانی در نهایت برای کل بازار—چه دلاری و چه ریالی—خبر مثبتی است. اگر نمادی دارید که هنوز رشد نکرده، احتمالاً در موجهای بعدی حرکت خواهد کرد. در بازار همیشه باید بدانید چه زمانی چه بخرید؛ دلاریها زودتر حرکت میکنند، ریالیها دیرتر اما معمولاً با شدت قابلتوجه
از اینجا به بعد، مسئله مهم این است که چه زمانی باید سراغ دلاریها رفت و چه زمانی ریالیها را خرید. اینکه پول به کدام نماد وارد میشود و از کدام خارج میشود، همان چیزی است که یک تحلیلگر باید زودتر از بقیه تشخیص بدهد و بر اساس آن واکنش نشان دهد. بازار همیشه قبل از آنکه خبر رسمی منتشر شود، نشانههایش را در جریان نقدینگی و رفتار معاملهگران نشان میدهد.
اگر دلار تالار دوم—که اکنون همان نرخ تکنرخی جدید محسوب میشود—در محدوده ۱۳۰ هزار تومان تثبیت شود، میتوان برای شاخص کل یک محدوده کف و یک محدوده تعادلی در نظر گرفت. بهنظر من کف شاخص حوالی ۴.۳ تا ۴.۴ میلیون واحد است و محدوده تعادلی بازار جایی بین ۴.۵ تا ۶ میلیون واحد قرار میگیرد. یعنی بازار احتمالاً در بازهای حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدی نوسان خواهد کرد؛ کانالی که در شرایط فعلی منطقی به نظر میرسد.
هرچقدر ریسکهای کشور—از ریسک جنگ گرفته تا اعتراضات، بودجه و سایر متغیرهای سیاسی—کمتر شود، شاخص به سمت سقف کانال یعنی محدوده ۶ میلیون و حتی بالاتر حرکت میکند. برعکس، اگر ریسکها افزایش پیدا کنند، شاخص میتواند دوباره به سمت ۴.۵ تا ۵ میلیون واحد برگردد. این تحلیل بر اساس شرایط امروز است و طبیعتاً اگر اتفاقات غیرمنتظره سیاسی یا امنیتی رخ دهد، این محدودهها میتواند تغییر کند.
اما در یک سناریوی باثبات، بازار میتواند در همین کانال حرکت کند و اگر شرایط سیاسی و اقتصادی مساعدتر شود، رسیدن شاخص به ۷ یا حتی ۸ میلیون واحد اصلاً دور از ذهن نیست. با توجه به نرخهای جدید ارز، چنین اعدادی برای بازار سرمایه عجیب محسوب نمیشود.
اگر دلار آزاد که اکنون حوالی ۱۳۷ هزار تومان است، دوباره رشد کند و فاصله ۷–۸ درصدی خود با دلار تالار دوم را حفظ کند، شاخص کل نیز بهصورت تصاعدی از آن تأثیر میگیرد. یعنی رشد دلار آزاد، نهتنها به همان نسبت، بلکه حتی بیشتر از آن میتواند شاخص را بالا ببرد. بازار سرمایه معمولاً نسبت به تغییرات نرخ ارز واکنش بزرگتری نشان میدهد.
دلاریهایی که در بورس رشد کردهاند، اولین گروههایی بودند که از تکنرخی شدن ارز منتفع شدند. جاماندههای دلاری نیز در صف رشد قرار دارند و پس از آن، نوبت به ریالیها میرسد—بهویژه ریالیهایی که هنوز رشد نکردهاند یا سودآوری آنها با نرخهای جدید تقویت میشود. برخی بانکها که هنوز حرکت جدی نداشتهاند نیز میتوانند گزینههای جذابی باشند.
تکنرخی شدن ارز فقط برای بورس خبر خوب نیست؛ برای کل اقتصاد یک گام مهم محسوب میشود. بورس آینه اقتصاد است و طبیعی است که از این اصلاح ساختاری استقبال کند.
برخی معتقدند تکنرخی شدن ارز میتواند تورم ایجاد کند، اما این تنها زمانی رخ میدهد که یارانه پنهان حذفشده به مردم بازنگردد. اگر رانت ارزی که قبلاً به واردکننده داده میشد—و معمولاً هم به مصرفکننده نهایی نمیرسید—اکنون بهصورت یارانه نقدی معادل به مردم پرداخت شود، قدرت خرید جامعه حفظ میشود و اثر تورمی خنثی خواهد شد.
به بیان ساده:
در حال حاضر تیمی در اقتصاد حضور دارد که نگاهشان به اصلاحات ارزی و ساختاری نسبتاً منطقیتر است. بهویژه وزیر اقتصاد ه که رویکرد علمیتری دارد و اگر این مسیر ادامه پیدا کند، میتوان امیدوار بود که اثرات مثبت تکنرخی شدن ارز در ماههای آینده بیشتر نمایان شود.
تیم اقتصادی جدید—بهویژه چهرههایی که نگاه آکادمیک و علمی دارند—عملکرد قابل قبولی نشان دادهاند. فردی که اکنون در رأس این سیاستهاست، بهنظر من انسانی سالم، منطقی و دور از هیجانزدگی است؛ نه اهل رانت دادن است و نه تصمیمات شتابزده. در مصاحبهها و موضعگیریهایش هم تا این لحظه رفتاری حرفهای و سنجیده داشته و امیدوارم بتواند همین مسیر را آرامآرام به سایر بخشهای اقتصاد نیز تسری دهد و اصلاحات را گستردهتر کند.
البته من هیچوقت این تصور را نداشتهام که یک نفر بتواند بهتنهایی اقتصاد کشور را نجات دهد. شرایط بسیار پیچیده است؛ فشارهای خارجی، مشکلات داخلی، نارضایتیهای مردم و ساختارهای فرسوده، همه دستبهدست هم دادهاند و کار را سخت کردهاند. اما با وجود همه این دشواریها، باور دارم تنها راه نجات کشور، اصلاحات اقتصادی واقعی است؛ اصلاحاتی که در آن یارانهها مستقیم به مردم پرداخت شود، دولت صدای اعتراضات را بشنود، و خود ساختار حاکمیت نیز بهتدریج تغییر کند. این کمهزینهترین و منطقیترین مسیر برای آبادانی کشور است.
در مقابل، اگر تغییرات سیاسی از مسیر فشار خارجی یا مداخله بیرونی رقم بخورد، این تازه آغاز مشکلات خواهد بود. هیچکس نمیداند دولت بعدی چه رویکردی خواهد داشت، از کجا خط میگیرد و چه برنامهای دنبال میکند. چنین مسیری پر از ابهام و خطر است. اگر امکان داشت همین حاکمیت، صدای مردم را بشنود، آزادیهایی را که طی سالها محدود شدهاند بازگرداند، با فساد و رانت برخورد کند و به مردم احترام بگذارد، قطعاً آینده بهتری رقم میخورد. ما فعلاً فقط میتوانیم امیدوار باشیم.
در مورد اعتراضات هم نظر شخصی من این است که هرچه اعتراضات مدنی و بدون خشونت باشد، به نفع کشور است. هرجا خشونت وارد شود، اولین کسانی که آسیب میبینند مردم هستند؛ هم اقتصاد ضربه میخورد، هم امنیت، و هم آینده. در نهایت مردم میمانند میان حاکمیت، فشارهای خارجی و گروههایی که هرکدام منافع خود را دنبال میکنند. امیدوارم در این مسیر مردم کمترین آسیب را ببینند.
در پایان، یک نکته درباره فعالیتهای ما در مدرسه بورس: ما هر روز گزارش بازار منتشر میکنیم و تلاش میکنیم تحلیلها و نکات کاربردی را در اختیار مخاطبان قرار دهیم. این گزارشها زمانی مفید است که بهصورت مستمر دنبال شوند؛ یک روز دیدن و چند روز ندیدن، نتیجهای ایجاد نمیکند. در میان صحبتهایمان معمولاً به نمادهای مستعد اشاره میکنیم و هر چند وقت یکبار هم وبینارهایی برگزار میکنیم که در آنها نمادهای مناسب را معرفی میکنیم. اگر کسی این مسیر را درست دنبال کند و نکاتی را که میگوییم با دقت اجرا کند، حتی در همین بازار پرنوسان هم میتواند نتایج خوبی بگیرد.
در ادامه سیاستهای حمایتی برای تنظیم بازار و تأمین کالاهای اساسی، سازمان منطقه آزاد چابهار…
دولت با حذف ارز ترجیحی عملا آزادسازی قیمتها را اجرا کرد عاملی که اثر آن…
درباره آینده ایران، تحلیل بر یک گزاره مرکزی تأکید دارد؛ تغییر در کشور اجتنابناپذیر است،…
سازمان امور مالیاتی با صدور بخشنامه شماره 200/63002/د مورخ 26 آبان 1403، چارچوب تازهای برای…
پست اخیر ترامپ درباره اعتراضات ایران، که با لحنی تهدیدآمیز منتشر شد، واکنش شدید مقامات…
تحلیل فرایند انقلاب تنها با اشاره به نارضایتی عمومی ممکن نیست؛ انقلاب زمانی شکل میگیرد…