فاطمه برزویی: سینما و دنیای تصویر، آینهای از تغییر نسلهاست؛ جایی که سلیقهها، قهرمانها و حتی شیوه بازیگری مدام دستخوش تغییر میشود. هر دوره، ستارههای مخصوص به خودش را دارد؛ چهرههایی که برای یک نسل تبدیل به خاطره میشوند و برای نسل بعد، شاید تنها نامی آشنا باشند. امروز اگر پای سریالهای شبکه نمایش خانگی بنشینید، با موجی از بازیگران جوان و تازهنفس روبهرو میشوید که شاید در ابتدا چهرههای شناختهشدهای نباشند، اما خیلی زود با بازیهای متفاوت، جسورانه و نزدیک به سلیقه مخاطب امروز، جای خودشان را در دل بینندگان باز میکنند. از سوی دیگر، جذابیت نمایش خانگی فقط به معرفی چهرههای تازه محدود نمیشود.
این فضا به نقطه تلاقی نسلها تبدیل شده است؛ جایی که مخاطبان قدیمی هنوز بازیگران محبوب سالهای دور را دنبال میکنند و در کنار آن، نسل جوانتر با ستارههای جدید ارتباط میگیرد. شاید پدر و مادری که روزی با فیلمها و سریالهای دهههای گذشته خاطره ساختهاند، امروز در کنار فرزندانشان سریالی را تماشا کنند که بازیگرانش برای آنها ناآشنا اما برای نسل جدید الهامبخش هستند. همین تفاوت نگاه و سلیقه، باعث شده شبکه نمایش خانگی به یکی از میدانهای رقابت بازیگران تبدیل شود. نکته مهم اینجاست که برخلاف گذشته، امروز مسیر ستاره شدن کوتاهتر اما سختتر شده است. مخاطب دیگر تنها به چهره زیبا یا شهرت خانوادگی واکنش نشان نمیدهد و بازیگری که بتواند واقعی، باورپذیر و نزدیک به دغدغههای نسل امروز ظاهر شود، شانس بیشتری برای دیده شدن دارد.
در سالهای اخیر، شبکه نمایش خانگی به سکوی پرتاب بسیاری از استعدادهای تازه تبدیل شده؛ چهرههایی که حالا در میان مخاطبان و در فضای رسانهای و هنری نیز به عنوان نسل آینده بازیگری شناخته میشوند. بازیگرانی که هر کدام با انتخابهای متفاوت و حضور در نقشهایی خاص، توانستهاند مسیر مستقلی برای خودشان بسازند و نشان دهند ستارههای آینده سینما و تلویزیون، بیش از هر زمان دیگری از دل همین سریالها متولد میشوند. حالا در ادامه، سراغ چهار بازیگری میرویم که این روزها در آثار نمایش خانگی خوش درخشیدهاند و توانستهاند نگاهها را به سمت خود جلب کنند؛ چهرههایی که شاید امروز تازه در شروع یا وسط مسیر باشند، اما برخیها معتقدند آینده این صنعت را خواهند ساخت.
در سالهایی که شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، به سکوی دیدهشدن نسل تازهای از چهرهها تبدیل شده بود، دانیال خیرخواه یکی از همان جوانهایی بود که خیلی زود توانست توجه کاربران را به خود جلب کند. او فعالیتش را با ساخت ویدئوهای کوتاه و دابسمش آغاز کرد؛ کلیپهایی که در اواخر دهه ۹۰ میان کاربران ایرانی محبوبیت زیادی پیدا کرده بود و بسیاری از چهرههای امروز فضای مجازی، از همان مسیر شناخته شدند. خیرخواه اما خیلی زود از یک تولیدکننده محتوای سرگرمکننده، به چهرهای تبدیل شد که حالا توانسته وارد دنیای حرفهای بازیگری شود.
او این روزها با بازی در نقش «علی» در سریال بیعاطفه مورد توجه قرار گرفته؛ نقشی که نخستین تجربه جدی بازیگریاش محسوب میشود اما با این حال، توانسته فراتر از انتظار ظاهر شود و مخاطبان را غافلگیر کند. خیرخواه در «بیعاطفه» حضوری طبیعی و باورپذیر دارد و همین موضوع باعث شده شخصیت «علی» برای مخاطب قابل لمس باشد؛ کاراکتری که بهمرور در دل داستان جا باز میکند و بیننده را همراه خود نگه میدارد.
جالب اینجاست که مسیر ورود او به بازیگری، برخلاف بسیاری از بازیگران مرسوم، نه از آموزشگاههای رسمی و نه از خانواده هنری که از دل فضای مجازی آغاز شد. خودش درباره روزهای ابتدایی ساخت ویدئوهای دابسمش گفته بود: «نمیدانم درست است اسمش را دابسمش بگذاریم یا نه، اما داستانش به دوران تبریز برمیگردد. ما با دوستان دور هم جمع میشدیم و ویدئوهایی میساختیم تا بعدها ببینیم و یاد آن روزها بیفتیم. اصلاً فکر نمیکردم روزی بخواهم حرفهای وارد این فضا شوم.»
همین ویدئوهای ساده اما خلاقانه، به مرور باعث شد نام دانیال خیرخواه در فضای مجازی شناخته شود و حتی مدتی لقب «سلطان دابسمش ایران» را بگیرد. محبوبیتی که در نهایت او را با برخی کارگردانها و فعالان سینما آشنا کرد و مسیر تازهای را پیش رویش قرار داد؛ مسیری که حالا با «بیعاطفه» وارد مرحله جدیتری شده است.نکته مهم درباره حضور خیرخواه در این سریال، اعتماد سازندگان به چهرهای تازه و کمتر دیدهشده بود؛ موضوعی که این روزها در سینما و شبکه نمایش خانگی کمتر اتفاق میافتد. کمال تبریزی نیز در صحبتهایی درباره انتخاب دانیال خیرخواه، به همین مسئله اشاره کرده و گفته بود: «ما در سینما و پلتفرمها دچار چرخه تکرار بازیگران شدهایم و جرئت کشف استعدادهای جدید را نداریم.
برخلاف هالیوود که مدام چهرهسازی میکند، ما به بازیگران ثابت وابسته شدهایم. دانیال خیرخواه با انگیزهای مثالزدنی کار میکرد؛ حتی زمانی که پایش شکسته بود، بدون اینکه چیزی بگوید سر صحنه حاضر میشد. معرفی چنین استعدادهایی برای سینما ارزشمندتر از تکرار چهرههای همیشگی است.» البته مسیر دانیال خیرخواه به فضای مجازی و دابسمش محدود نمیشود و تئاتر نیز نقش مهمی در شکلگیری تواناییهای او داشته است. خیرخواه در چند نمایش مختلف روی صحنه رفته و بسیاری معتقدند همین تجربههای تئاتری باعث شده امروز مقابل دوربین نیز بازی روانتر و کنترلشدهتری داشته باشد. یکی از اجراهای قابل توجه او در نمایش بر زمین میزندش بود؛ نمایشی که در آن، توانایی بدنی، انرژی بالا و اکتهای او مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از تماشاگران و علاقهمندان تئاتر، اجرای او را تحسین کردند.
در میان چهرههای جوان سریال گل سنگ، فاطمه مسعودیفر یکی از بازیگرانی است که آرامآرام مسیر خودش را در شبکه نمایش خانگی پیدا کرده و حالا به نقطهای رسیده که مخاطب بیش از گذشته او را جدی میگیرد. او در «گل سنگ» نقش خواهر شخصیت مهدی قربانی را بازی میکند؛ دختری که حضورش در قصه، بخشی از فضای صمیمی و عاطفی خانواده را شکل میدهد و به نوعی تعادل احساسی داستان را حفظ میکند. مسعودیفر در این نقش، توانسته حس نزدیکی و باورپذیری را به خوبی به مخاطب منتقل کند؛
ویژگیای که باعث شده رابطه خواهر و برادری میان او و مهدی قربانی، یکی از نقاط قابل لمس سریال باشد. مسعودیفر پیش از این هم تجربه حضور در آثار مطرح شبکه نمایش خانگی را داشته و در سریالهایی چون جیران و زخم کاری در نقشهای فرعی ظاهر شده بود. با این حال، نقطه عطف کارنامهاش را میتوان بازی در نقش «سارای گرجی» در سریال «جیران» دانست؛ مجموعهای که با روایت بخشی از زندگی ناصرالدینشاه قاجار و فضای متفاوتش، توجه گسترده مخاطبان را جلب کرد و نامزد جوایز مختلفی شد.
البته مسیر حرفهای او همیشه بدون حاشیه هم نبوده است. حضورش در برنامه شبهای مافیا: زودیاک واکنشهای متفاوتی به همراه داشت و برخی معتقد بودند این حضور، تا حدی تصویر حرفهای او را تحت تاثیر قرار داده است. با این حال، خود مسعودیفر درباره شرکت در این برنامه گفته بود: «برخلاف همتیمیهایم در این برنامه، علاقه زیادی به بازی مافیا ندارم و فکر میکنم در این بازی حرفهای نیستم. اما فضای دوستانه کار و رفتار خوب گروه باعث شد حضور در این برنامه را بپذیرم و سعی میکردم بیشتر از حرفهایترها یاد بگیرم و جنبههای انسانی و اخلاقی بازی را در نظر بگیرم.» شاید همین نگاه متفاوت به شهرت و حضور رسانهای، باعث شده او حالا در «گل سنگ» دوباره تلاش کند تصویری جدیتر و پختهتر از خودش ارائه دهد؛ تصویری که تا اینجای کار هم با استقبال خوبی همراه شده است.
او همچنین در گفتوگوهایش بارها درباره اهمیت تنوع در تولیدات شبکه نمایش خانگی صحبت کرده و معتقد است پلتفرمها باید برای سلیقههای مختلف محتوا تولید کنند. مسعودیفر در اینباره گفته بود: «ما در ایران هشتاد میلیون جمعیت داریم و هر کسی سلیقه خودش را دارد. در حوزه سرگرمیهای تصویری هم هر فرد به ژانر خاصی علاقهمند است. به نظرم تنوع تولید در پلتفرمهای نمایش خانگی، دست مخاطب را برای انتخاب بازتر میگذارد.» حالا به نظر میرسد فاطمه مسعودیفر در مسیری قرار گرفته که میتواند او را از یک بازیگر مکمل به چهرهای تاثیرگذارتر در شبکه نمایش خانگی تبدیل کند؛ مسیری که اگر با انتخابهای درست ادامه پیدا کند، احتمالا آینده روشنتری برای او رقم خواهد زد.
اگر قرار باشد از میان بازیگران جوان این روزهای سینما و شبکه نمایش خانگی، نام چهرهای را بیاوریم که مخاطب با او بزرگ شده، بدون شک مهدی قربانی یکی از اولین گزینههاست. بازیگری که بسیاری هنوز او را با نقش «نوید» در فیلم سینمایی ابد و یک روز به یاد میآورند؛ همان برادر کوچکتر خانوادهای پرتنش که با بازی طبیعی و باورپذیرش، در کنار بازیگران مطرح فیلم، به چشم آمد و توجه مخاطبان را جلب کرد. خودش درباره ورودش به دنیای بازیگری گفته بود: «من به یک آموزشگاه بازیگری کودک و نوجوان میرفتم. یک روز دستیار سعید روستایی با مدیر آن موسسه تماس گرفت و من معرفی شدم. از من تست گرفتند و وقتی تست را به سعید روستایی نشان دادند، باورش نمیشد آن بازی را من انجام داده باشم.»
همین شروع متفاوت، مسیر حرفهای مهدی قربانی را وارد مرحلهای جدی کرد؛ مسیری که حالا بعد از چند سال، او را به یکی از چهرههای قابل توجه نسل جدید بازیگری رسانده است. قربانی در اولین تجربه حضورش در شبکه نمایش خانگی، با سریال خاتون به کارگردانی تینا پاکروان مقابل دوربین رفت و در نقش «فرهاد» ظاهر شد؛ سربازی جوان و از نزدیکان خانواده شیرزادملک که در دل فضای ملتهب قصه، عاشق دختری به نام گلی میشود. او در همان سریال هم نشان داد که توانایی عبور از نقشهای کودکانه را دارد و میتواند شخصیتهایی پیچیدهتر و پختهتر را به تصویر بکشد.
اما شاید نقطه مهمتر کارنامه او، حضورش در سریال گل سنگ باشد؛ جایی که قربانی بیش از هر زمان دیگری توانست جایگاه خود را به عنوان نماینده نسل جوان تثبیت کند. او در این اثر، تصویری ملموس از یک جوان امروزی ارائه میدهد؛ شخصیتی درونگرا، تا حدی افسرده و درگیر بحرانها و فشارهای روحی و اجتماعی نسل خودش. نکتهای که باعث شده بازی او بیش از گذشته دیده شود، نزدیکی شخصیتش به دغدغههای نسل «زد» است؛ نسلی که با تنهایی، سردرگمی و بحران هویت دستوپنجه نرم میکند و به همین دلیل، خیلی راحتتر با کاراکتر او ارتباط میگیرد.
مهتاب ثروتی را میتوان یکی از بازیگرانی دانست که مسیر حرفهایاش را آرام اما پیوسته طی کرده است؛ بازیگری که از تئاتر آغاز کرد و حالا به یکی از چهرههای قابلتوجه شبکه نمایش خانگی تبدیل شده است. او این روزها با ایفای نقش «عاطفه» در سریال بیعاطفه بیش از گذشته دیده میشود؛ شخصیتی که محور اصلی داستان است و مخاطب را قدمبهقدم با سرنوشت خودش همراه میکند. رابطه میان «عاطفه» و «علی» در این سریال، یکی از مهمترین نقاط اتصال مخاطب با قصه شده و بسیاری حالا برای دیدن سرنوشت این دو شخصیت، قسمتهای سریال را دنبال میکنند.
مهتاب ثروتی پیش از «بیعاطفه» نیز تجربه حضور در آثار مهم شبکه نمایش خانگی را داشته و در سریالهایی چون خاتون، مترجم و شریک جرم نقشآفرینی کرده است. او پیش از آنکه در «مترجم» بیشتر دیده شود، با بازی در «خاتون» مقابل مخاطبان شبکه نمایش خانگی قرار گرفت. ثروتی در آن سریال نقش «ماری» را بازی میکرد؛ دختری دورگه و آرام که دختردایی شیرزاد، یکی از شخصیتهای اصلی قصه بود و در نهایت نیز پس از جدایی خاتون و شیرزاد، با پسرعمهاش ازدواج میکند. «ماری» شخصیتی کمحرف، نجیب و درونگرا داشت و مهتاب ثروتی توانست با بازی کنترلشده و ظریفش، آن سکوت و آرامش را به خوبی منتقل کند.
اما نقطه متفاوت کارنامه او را میتوان سریال «مترجم» دانست؛ جایی که تصویری کاملا متفاوت از خودش ارائه داد. او در این مجموعه نقش «غزاله» را بازی میکرد؛ دختری جسور، پرانرژی و بیپروا که برای رسیدن به خواستههایش از خطر کردن هراسی ندارد. تفاوت شخصیت «غزاله» با «ماری» نشان داد که مهتاب ثروتی توانایی بازی در نقشهایی با جنس کاملاً متفاوت را دارد و میتواند از قالب شخصیتهای آرام و کلاسیک فاصله بگیرد. بسیاری معتقدند بازی او در «مترجم» یکی از موفقترین تجربههای کارنامهاش تا امروز بوده است.
البته شهرت مهتاب ثروتی به شبکه نمایش خانگی محدود نمیشود. او برای حضور در فیلم شیطان وجود ندارد نیز مورد توجه قرار گرفت؛ اثری که موفق شد خرس طلایی هفتادمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین را به دست آورد و نامش را در سطح جهانی مطرح کند. حضور در چنین پروژهای باعث شد نگاهها به تواناییهای بازیگری او جدیتر شود. ثروتی در سریال «شریک جرم» نیز نقش «نسرین» را بازی میکرد؛ دختری گرفتار در باند قاچاق دختران که ناچار به همکاری با آنها شده بود. او در این مجموعه در کنار سارا بهرامی ایفای نقش کرد و بار دیگر توانست جنبهای متفاوت از تواناییهایش را نشان دهد.
حالا در «بیعاطفه»، مهتاب ثروتی بیش از هر زمان دیگری در مرکز توجه قرار گرفته است. او در نقش «عاطفه» موفق شده شخصیتی ملموس و باورپذیر خلق کند؛ دختری که مخاطب به راحتی با احساسات، تصمیمها و بحرانهایش همراه میشود. شاید مهمترین ویژگی بازی او همین باشد که بدون اغراق و نمایشهای اضافی، مخاطب را درگیر سرنوشت شخصیت میکند؛ موضوعی که باعث شده «عاطفه» به یکی از نقاط قوت سریال تبدیل شود. نکته مهم درباره بسیاری از این بازیگران جوان، تاثیر جدی تئاتر در شکلگیری مسیر حرفهایشان است. برخلاف تصور رایج، بسیاری از آنها بازیگری را از صحنه تئاتر آغاز کردهاند؛ فضایی که باعث شده امروز بازیهایی باورپذیرتر و دقیقتر ارائه دهند. فاطمه مسعودیفر و مهتاب ثروتی هم از جمله بازیگرانی هستند که همچنان ارتباطشان را با تئاتر حفظ کردهاند و این روزها در نمایش نیوجرسی بازی میکنند؛ نمایشی که نسخه آنلاین آن از طریق فیلمنت منتشر شده است.
درحالیکه مژگان سعی میکرد ذهن پلیس را معطوف قاچاقچیان مواد مخدری کند که شوهرش به…
پوشیدن کفشهای پاشنهبلند در سالهای اخیر فرم پاهای بکام را تغییر داده و به بدنش…
نزدیکی پنهان امارات و اسرائیل همزمان با جنگ علیه ایران، موازنههای منطقه را تغییر داده…
همسر ناصر حجازی اسطوره استقلال میگوید اعتماد و آرامش، مهمترین عامل دوام زندگی مشترکشان بوده…
رکوردشکنی بازده اوراق ۳۰ ساله ژاپن، یک «زلزله مالی» است که کانون آن توکیو است،…
خلاصه آنکه تا سال ۲۱۰۰، تقریباً نیمی از جوانان جهان (۴۶ درصد) آفریقایی خواهند بود.…