بابک نبی: یادداشتی که میخوانید، قرار بود فقط نقد یک فیلم باشد. اما بین نوشتن و چاپ، «تهران کنارت» ناگهان از سامانههای فروش بلیت حذف شد و خبر رسید که نمایش آن متوقف شده است. حالا اما ساعاتی بعد، سانسهای فیلم دوباره به سامانهها برگشته و اعلام شده که از یکشنبه سوم خرداد، نسخه اصلاحشده فیلم روی پرده خواهد رفت. به همین دلیل این متن، حالا هم نقد است و هم روایتی از مسیری که یک فیلم برای رسیدن به تماشاگر طی میکند.
«تهران کنارت» دومین ساخته بلند علی بهراد است؛ کارگردانی که پیش از این با «تصور» در هفته منتقدان کن نامش را ثبت کرده بود. فیلم با بازی علی شادمان، آناهیتا افشار، علی مصفا، آیدا ماهیانی، رضا کولغانی و گلنوش قهرمانی ساخته شده و در ۱۰ روز نخست اکرانش، با جذب حدود ۴۹ هزار مخاطب، نزدیک به ۸ میلیارد تومان فروش داشته؛ آماری که برای فیلمی از این جنس، در وضعیت فعلی سینمای ایران، قابل توجه است.
آنچه پشت حذف موقت فیلم از پرده بود، سادهتر از آن نیست که به نظر میرسد. «تهران کنارت» با درخواست حذف چند سکانس مواجه شد؛ سکانسهایی که به دلیل ساختار غیرخطی اثر، بیرون کشیدنشان بدون آسیب به کلیت فیلم ممکن نبود. در نهایت اما نسخه اصلاحشده آماده شد و فیلم دوباره به چرخه اکران بازگشت. همین رفتوآمد کوتاه، یک بار دیگر نشان داد که مسیر نمایش فیلم در سینمای ایران، هنوز مسیری باثبات و قابل پیشبینی نیست. ماجرا البته فقط درباره یک فیلم نیست. مسئله این است که حتی اثری که مجوز رسمی نمایش دارد، همچنان ممکن است در میانه اکران با فشارهایی روبهرو شود که منشأ و سازوکارشان شفاف نیست.
بازگشت «تهران کنارت» به پرده، اگرچه خبر خوبی برای سازندگان و مخاطبانش است، اما اصل ماجرا را پاک نمیکند: سینمای ایران هنوز نمیتواند با اطمینان از امنیت اکران فیلمهایش حرف بزند. تلختر اینکه این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که سینما بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگرداندن مخاطب است. «تهران کنارت» فیلمی است درباره آدمهای معمولی این شهر؛ درباره نسلی که سالهاست تصویر خودش را در سینمای رسمی کمتر دیده. همین نزدیکی به زیست روزمره، شاید مهمترین دلیل توجه بخشی از مخاطبان جوان به فیلم باشد. با این حال، فارغ از حاشیهها، خود فیلم چه میگوید؟
«تهران کنارت» داستان ندارد، دستکم نه به معنایی که سینمای ایران به آن عادت کرده است. فیلم بیشتر یک برش از زندگی است؛ برشی از روزمرگی تینیجرهایی که در شلوغی تهران گماند، عاشق میشوند، اشتباه میکنند و ادامه میدهند. این جنس روایت، اگر دقیق کنترل شود، میتواند بسیار اثرگذار باشد، اما «تهران کنارت» در اجرای آن کاملاً یکدست نیست. فیلم یک ایده مرکزی جذاب دارد: پسری که هر رابطه عاطفی برایش به دردسر تازهای ختم میشود؛
انگار عشق در جهان او همیشه با بدبیاری همراه است. این ایده میتوانست ستون اصلی فیلم باشد، اما در میانه راه رها میشود؛ درست جایی که تازه داشت جان میگرفت. از همانجا هم فیلم آرامآرام افت میکند. ساختار غیرخطی اثر که ظاهراً برای فاصله گرفتن از روایت کلاسیک انتخاب شده، در عمل نه چندان تازگی میآورد و نه عمق بیشتری ایجاد میکند. از جایی به بعد، فیلم بیشتر تبدیل به جریان ممتدی از تصاویر و موقعیتها میشود که حالوهوای خوبی دارند اما پیش نمیروند. پایانبندی هم بیشتر شبیه تمام کردن است تا به پایان رساندن.
آنچه فیلم را از سقوط کامل نجات میدهد، فضاسازی آن است. بهراد بلد است اتمسفر خلق کند. تهران در این فیلم صرفاً لوکیشن نیست؛ موجود زندهای است که در قابها نفس میکشد. کوچهها، صداها، شلوغیها و حتی بیتفاوتی مهربان آدمهای شهر، همگی حسی آشنا از زیست نسل جوان امروز را منتقل میکنند؛ نسلی که سینمای ایران کمتر سراغش رفته است. همین ویژگی باعث میشود فیلم برای مخاطبی که با جهان سریالها و پلتفرمهای خارجی بزرگ شده اما هنوز میخواهد تصویری از خیابانها و آدمهای خودش ببیند، جذاب باشد. بازیها هم نقطه قوت فیلماند. علی شادمان و آناهیتا افشار لحظههایی خلق میکنند که واقعی و باورپذیرند، حتی وقتی شخصیتپردازی فیلمنامه کامل نیست. در واقع گاهی این بازیگراناند که به شخصیتها عمق میدهند، نه متن.
نمیشود از «تهران کنارت» نوشت و از مسیر پرپیچوخم اکرانش حرف نزد. فیلمبرداری سه سال پیش تمام شد. مدتی امکان نمایش در ایران پیدا نکرد. جشنواره توکیو را از دست داد و بعدتر توانست در کارلووی واری نمایش داده شود. با تغییر دولت گفته شد مشکل اصلی فیلم فقط چند سکانس محدود است؛ سکانسهایی که حذفشان به دلیل ساختار فیلم دشوار بود. حتی نام اثر هم از «سرندیپیتی» به «تهران کنارت» تغییر کرد.
بعدتر، حواشی مربوط به بازداشت جمعی از بازیگران سینما در یک مهمانی خصوصی، از جمله برخی بازیگران این فیلم، وضعیت را پیچیدهتر کرد. حالا هم فیلم پس از آغاز اکران، یک بار دیگر با توقف و سپس بازگشت مواجه شده؛ بازگشتی که این بار با نسخه اصلاحشده همراه است. این حاشیهها لزوماً ربطی به کیفیت خود فیلم ندارند، اما بر تجربه تماشای آن سایه میاندازند. «تهران کنارت» بیش از آنکه فقط و فقط درباره چند جوان تهرانی باشد، به نمونهای از وضعیت امروز سینمای ایران تبدیل شده؛ سینمایی که گاهی خودِ رسیدن فیلم به پرده، مهمتر از خود فیلم میشود.
بهراد گفته بود که میخواسته در این وضعیت، کاری برای حال روحی مردم انجام دهد. این نیت، در روزهایی که سالنها خالیاند و مخاطب با سینما قهر کرده، قابل درک است.«تهران کنارت» فیلم کاملی نیست. ایده مرکزیاش نیمهکاره رها میشود، روایتش افت میکند و پایانش شتابزده است. اما با همه این ضعفها، حضورش روی پرده اهمیت دارد؛ چون دستکم تلاش میکند آدمهایی را نشان دهد که مخاطب جوان امروز بتواند خودش را در آنها پیدا کند. بهراد گفته «تهران کنارت» آخرین فیلمش در این رده سنی است. اگر این حرف را جدی بگیریم، تأسفبارتر از ضعفهای خود فیلم است. کارگردانی که میتواند اتمسفر بسازد و به نسل جوان نگاه کند، از دیوارهایی که در برابرش کشیده میشوند خسته شده. این خستگی، هزینهای است که از جیب سینما پرداخت میشود و فردا، وقتی صندلیهای سینما خالیترند، کسی نخواهد پرسید چرا.
صندوق ملی محیطزیست با ضعف مدیریتی، ابهام مالی و اجرا نشدن مصوبات از اهداف اصلی…
احمد فروتنی معتقد است که حمایت دولت در حال حاضر محدود به دو چیز است؛…
تحقیقات تازه نشان میدهد حتی پس از هشدار دادگاه لاهه درباره خطر نسلکشی در غزه،…
اصلاحطلبان با فاصله گرفتن از جامعه و سکوت در بحرانهای ملی، هم سرمایه اجتماعی خود…
تحلیل رئالیستی متون استراتژیک غربی، تصویری تیره و تار از چشمانداز دولت در ایران ترسیم…
مقایسه عملکرد دو شرکت نشان میدهد که شبریز (با رشد ۱۵۱ درصدی سود) عملکرد بهتری…