به گزارش سرمایه فردا، گاهی از زبان آدمهای به ظاهر معمولی در اطراف خودمان جملاتی را میشنویم که بقدری پر مفهوم و تحسین برانگیزست که برای همیشه در ذهن آدمی حک میشوند. در یک مهمانی خانوادگی یک خانم بی ادعا در پاسخ به پرسش؛ نقش متقابل والدین و فرزندان در اعتبار سازی اجتماعی، اینگونه گفت:«فرزندان تا کوچک هستند به پدر و مادر خود افتخار می کنند و وقتی بزرگ می شوند ، پدر و مادر باید به وجود آنها افتخار کنند.»
این جملات چند سال است در ذهنم حک شده اند. بطوریکه در حین مطالعات ریسک های کارآفرینی ، بارها و بارها در ذهنم مرور میشود و از خود می پرسم والدین چکار باید بکنند تا باعث افتخار فرزندان باشند و در سن بازنشستگی و بزرگ شدن فرزندان ، چگونه آنها را پرورش داده باشند که به فرزندان در اجتماع افتخار کنند.
چه ویژگیهایی و چه رفتارهایی از والدین موجب افتخار فرزندان و بر عکس چه سرنوشتی و چگونه نحوه زیستنی از فرزندان موجب افتخار والدین می گردد. همین اصل در مورد رابطه متقابل بین جوانان و جامعه نیز صدق می کند. جوانان پس از والدین ، عاشق کشور خویش ، مام وطن هستند. کشور نیز به وجود جوانان رشید و دانا خود افتخار می کند. وقتی جوانان در رقابت های علمی ، هنری ، ورزشی ، شغلی و حرفه ای رتبه های برتر را کسب می کنند ، همه هموطنان بدانها افتخار می کنند. دولت ها و والدین چگونه می توانند موجبات افتخار فرزندان را فراهم کنند و سپس موجب افتخار به فرزندانشان در زمانی که آنها بزرگ می شوند و تحصیل می کنند، در صحنه مشاغل می درخشند و تشکیل خانواه می دهند و مسئولیت پذیر میشوند.
مطالعه خط روند زندگی و کار نسلهای خاموشان و بیبی بومرها و X ها در ایران نشان می دهند که رفتارها و عملکرد آنها موجب افتخار تک تک فرزندان ایران زمین است. آنها با کمترین امکانات و از سر گذرانیدن تحولات بزرگ اجتماعی – اقتصادی همچون ؛ جنبش مشروطیت و جنگ های اول و دوم جهانی ، نهضت ملی شدن صنعت نفت و سپس انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و جنگ تحمیلی هشت ساله ، فرازها و فرودهای اجتماعی و اقتصادی بسیاری را طی کرده اند. در میان آن نسل ها زنان و مردان شاخص پرشماری وجود دارند که امروزه موجب افتخار نسل های Y و Z هستند . بر عکس این موضوع نیز صادق است ، در میان نسل های نو ایران ، رشادت ها ،استعدادها ، خلاقیت هایی دیده می شوند که موجب افتخار والدین و جامعه سربلند ایرانی هستند. رشادت و جوانمردی ایرانیان در جنگ تحمیلی توسط استعمار، حمایت ایرانیان از هم در پی فجایع طبیعی بزرگ همچون زلزله و نیز کسب رتبه های بالای المپیادهای علمی ، ورزشی ، هنری ، شغلی در آوردگاههای جهانی همه از پتانسیل، هوشمندی و لیاقت بی نظیر فرزندان ایران زمین حکایت دارند .
وقت آنست در یک محاسبه جمع جبری با در نظر گرفتن نقاط قوت و نقاط ضعف یسک های مانع توسعه متوازن و پایدار همه جانبه بطور دقیق احصا شوند. هر آنچه موجب افزایش نقاط قوت ملی هستند تقویت و به موازات از لیست نقاط ضعف کاسته گردند.
در همین چند روزه دو خبر منتشر شدند که در نوع خود جالب و یکی بار منفی و یکی بار مثبت دارد :
۱- صد نفر از کسانی که با مدرک تحصیلی تقلبی در دوره اخیر کاندیدای نمایندگی مجلس شده بودند که پس از استعلام لو رفته اند . یکی از آنها با مدرک تقلبی از شغل استادی دانشگاه بازنشسته شده است.
۲- آینده نسل زد به مهارت آنها بستگی دارد. در همین چند وقت پیش ، در المپیاد علمی پس از ایالات متحده آمریکا و چین ، رتبه سوم جهانی را کسب کرده اند. بجای رسیدگی قضایی ، سبک تربیت والدین ایندو نسل لازمست تحقیق شود.
خبر اول ،تاسف آور و خبر دوم ، غرور آفرین است . برای ساعیان دانش احترام قلبی باید قائل بود . آموزگاران ، اساتید ، متخصصین رشته های مختلف ، کشاورزان ، صنعتگران ، تجار تلاشگر باعث افتخارند.بی شک مدرک بدون درک ریسک هایش به مراتب بیشتر از برکات و منافع آن است . لیکن آموختن عمیق و استعداد پروری در یک سیستم آموزشی کارآمد ، ریسک های اخلاقی در هر عرصه را بشدت کاهش میدهد.
بیبی بومر و X های ایرانی بازنشسته شده اند. سن بالاهای Y ها هم کم کم در حال بازنشسته شدن هستند. پیشقراولان Z ها ، فرزندان باهوش و با استعداد نسل دیجیتال و عصر موج چهارم وارد عرصه کار و تشکیل خانواده شده اند. آینده نسل زد ضریب هوشی بالا و طرز اندیشیدن زیبا و علاقه شدید آنان به کسب دانش و تجربه نه تنها برای والدینشان افتخار آفرین است، بلکه هموطنانشان هم به وجودشان افتخار می کنند.
تشویق به مهارت آموزی و کتابخوانی و آموزش اصل صداقت ، پشتکار ، تعاون و مزایای کار دست جمعی برای اجتناب از ریسک های عقب ماندگی ، نسل Z با لیاقت را به مدیران و سکانداران شاخص مبدل خواهد کرد.
اصغر مهاجری، جامعه شناس گفت: نوجوانان بهدلیل برخورداری از حمایت نسلهای قبل از خود و خانوادههای آسیبدیدهشان از منظر معیشت، امکان در دست گرفتن سکان ریاست اجتماعی – حتی در این سنین – را دارند که این مدیریت میتواند در مطالبات اجتماعی و فرهنگی نمایان شود
نسل «زدZ – »؛ نسلی است که بهشدت مستقل و خودکفا و مطالبهگر است و به لطف دسترسی به اینترنت و زاده شدن در عصر دیجیتال، میداند که مسائل را چطور حلوفصل کند. داشتن روحیه کارآفرینی و خلاقیت از دیگر ویژگیهای بارز این نسل است. در کنار این خصوصیتها، آنها ذاتا رئیس و رهبر به دنیا میآیند و رویای تاسیس شرکت و خانواده و آینده خود را در سر میپرورانند. این نسل برای رسیدن به هدف موردنظرشان از هر ابزاری استفاده میکند. رفتاری که بخشی از آن ناشی از زیست در فضای فناورانه است.
نسل زد، متولدین حدود سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰، نخستین نسلی است که به طور کامل با دنیای دیجیتال رشد کرده است. گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و دسترسی دائمی به اینترنت، تجربه زندگی روزمره آنها را شکل داده و باعث شده دیدگاهی متفاوت نسبت به جهان پیدا کنند. این نسل نهتنها مصرفکنندگان آینده هستند، بلکه نوآوران و خالقان مسیر تغییرند؛ بنابراین، درک نسل Z برای والدین، معلمان، مدیران و جامعهشناسان ضروری است.
اما شاید بد نباشد به این نکته هم اشاره کنیم که صداقت، اصالت، مسئولیتپذیری و زندگی معنادار، از جمله مهمترین ارزشهای اصلی نسل «زد» هستند. دغدغههای اجتماعی و محیط زیستی نیز برای آنها جدی است و تلاش میکنند با اقدامات فردی و جمعی تاثیر مثبت بگذارند.
نسل X بیشتر با سنت و باثبات بودن بزرگ شده و نسل Y تجربه گذار به فناوری را داشته است. نسل Z اما از ابتدا با اینترنت و گوشیهای هوشمند آشناست، به دنبال استقلال، معنا و انعطاف است و در کار و ارتباطات، نگرشی نوین و دیجیتال دارد. در ایران، شرایط اقتصادی، تحریمها و فناوریهای نوین، تفاوتها را تشدید کرده و نسل زد با نگرش واقعگرا و عملگرایانهتری به آینده نگاه میکند. این استقلال و خلقوخو باعث شده تا بچههای این نسل، هر چیزی را قبول نکنند و به آن تن ندهند و حتی برای رسیدن به خواستهای خود جلوی والدین، معلمها و هر کسی که از دید وی، اشتباه فکر میکند و مانع رسیدن به زندگی بهتری برای اوست، بایستاد.
در همین رابطه اصغر مهاجر جامعهشناس و آیندهپژوه به «هفت صبح» میگوید: آنها معتقدند کسانی که باید از آنها بهعنوان بزرگتر و مسئول تبعیت کنند شامل والدین، معلمان و همچنین نهادهای فرهنگی و آموزشی و نسلهای پیشین، توان و کارآمدی لازم برای پاسخگویی به نیازهای آنها و جامعه را ندارند که ما از آن با عبارت گفتمان «ناکارآمد» یاد میکنیم.
وی ادامه میدهد: اما از آنجایی که تعریف گروههای نامبرده از کارآمدی چندان علمی و منطقی نیست، باید بخصوص در حوزههای فرهنگی و اجتماعی تغییر رویکرد بدهند.
این جامعهشناس معتقد است، از نظر علم روانشناسی نیز نوجوانان وقتی در رده سنی ۱۱ تا ۱۸ سال، دوران بلوغ را سپری میکنند بهخاطر فعلوانفعالات درونی و داشتن تفکرات ایدهآلگرایانه، نسبت به پیرامون خود مانند خانواده، با اعتراض و به شکل انتقادی رفتار میکنند و اکثر برنامهها و نهادهای اجتماعی را ناکارآمد میدانند که البته جزو ویژگیهای این دوران سنی است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار میکند: مشکل از جایی شروع میشود که نهادهایی مانند آموزشوپرورش یا نهادهای فرهنگی و حتی رسانهها، از دید و منظر خودشان به نیازها و مشکلات نوجوانان پرداختهاند؛ ولی در واقع فهم درستی از مشکلات آنها ندارند.
مهاجری در ادامه نوجوانان نسل زد را رئیس و رهبرانی بالقوه میداند و میگوید: نوجوان به دلیل برخورداری از حمایت نسلهای قبل از خود و خانوادههای آسیبدیدهشان از منظر معیشت، امکان در دست گرفتن سکان ریاست و رهبری اجتماعی – حتی در این سنین – را هم دارند که این رهبری میتواند در مطالبات اجتماعی و فرهنگی نمایان شود. البته اگر این قابلیت بهخوبی هدایت شود میتواند در مسیرهای بسیار ارزشمندی متبلور شود، مانند کره جنوبی که به دلیل برنامهریزی صحیح در مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نوجوانان در عرصه موسیقی k-pop در سطح جهانی ظهور کردهاند.
از منظر روانشناسی رشد؛ با شروع نوجوانی از سن ۱۰سالگی تا ۱۵ سالگی بسیاری از تغییرات فیزیکی، روانی، هیجانی و اجتماعی در نوجوانان آغاز میشود. مهارت خودمدیریتی در او به وجود آمده و میتواند مستقل عمل کند. همچنین تایید شدن از جانب همسالان برای او بسیار مهم است و نوجوان میفهمد که افراد بالغ، لزوما کامل نیستند، بنابراین حتی ممکن است از رفتار بزرگسالان ایراد هم بگیرد و تمایل داشته باشد تا راهحلهای ارائه شده توسط والدین و سایرین را رد کند. نوعی احساس بزرگشدگی زودرس که حتی ممکن است باعث شود تا نوجوانان این نسل، نوجوانانی خشن تصور شوند.
ناصر قاسمزاده، روانشناس در این باره با اشاره به اثرپذیری نوجوانان که مخصوص سن آنهاست به «هفت صبح» میگوید: اصولا نوجوانان از جاذبه اثرپذیری و ترغیب پذیری، هیجان و شور درونی بیشتری نسبت به بزرگسالان برخوردار هستند. از سویی این نوجوانان بههرحال جزئی از خانوادههای ما محسوب میشوند و درست به همین دلیل هر روز شاهد بحثهای بزرگسالان در مورد کمبودها و «نداشتههای» والدین خود هستند. موضوعی که بهنوعی، ذهن آنها را با مشکلات و ناکارآمدیهای موجود آشنا میکند و همین بهانهای میشود برای اینکه به دنبال زندگی بهتر دست به هر کاری بزنند و از آنجایی که فکر میکنند حق خودشان و خانوادهشان پایمال شده، برای اینکه بتوانند زندگی بهتری داشته باشند حاضرند تن به هر کاری بدهند.
به گفته این متخصص و از منظر روانشناسی رشد؛ نوجوان وقتی در حال طیکردن بازه سنی نگاتیویسم (منفیگرایی) است، با دو دوره مهم مواجه است. مرحله اول که از زیرسن ۷ سالگی شروع میشود و دوره حادتر آن که از ۱۱ تا ۱۶ سالگی را شامل میشود. در دوره دوم، نوجوانان؛ از حس رویاپردازی و تخیل بالایی برخوردارند و درعینحال والدین و متولیان آموزشی و فرهنگی و مدیریتی را در افرادی میبینند که نمیتوانند آرزوهای آنها را برآورده کنند و بر همین اساس، از دست آنها عصبانی و خشمگین هستند. برای همین برونریزی خشم در نوجوانان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. موضوعی که خانواده و مدارس و جامعه به آن توجه کافی نداشتهاند. در حقیقت نوجوانی که تفاوت سطح خود و خانوادهشان با همکلاسی و دوستانشان را میبیند یا بهخاطر ناتوانی والدین در تامین معیشت مجبور به ورود به بازار کار میشود و دوره نوجوانی را مانند دیگران به بازی و شادی سپری نمیکند، میتواند به فردی انتقامجو و خشن تبدیل شود که میخواهد جلوی پایمالشدن حقش را بگیرد. بخصوص آنکه، نسل زد، ذاتا علاقهمند به مدیریت هستند و دوست ندارند که بازنده باشند.
در این میان، نمیتوان از نقش رسانهها در خطدهی به جامعه و بخشهای مختلف آن از جمله طیف نوجوان، برای کاهش فاصله نسلها و ساختن آینده غافل ماند. نقش رسانه در تاثیرگذاری روی نسلها موضوعی است که محمدعلی الستی کارشناس جامعهشناسی ارتباطات و استاد دانشگاه نیز به آن اشاره کرده و در مورد آن به «هفت صبح» میگوید: نوجوانان امروزی یا همان نسل زد از منظر جامعهشناسی ارتباطات «بومیان دیجیتال» نامیده میشوند که در دوره فراگیر فناوریهای دیجیتال متولد شده و با آن رشد کردهاند. برای این نسل ارزشهای فرهنگینسبت به نسلهای قبل از خود که «مهاجران دیجیتال» نامیده میشوند، متفاوت است.
وی خاطرنشان میکند که برای نسل بومیان دیجیتال، تنوعطلبی و لذت در اولویت است پس این امکان وجود دارد که در پی مطالبه رفاه بیشتر دست به کارهایی بزند که شاید برای نسلهای پیشین ضدارزش و پذیرفتهشدنی نباشد ضمن آنکه این رفاهطلبی هم متفاوت با ارزشهای فرهنگی نسلهای قبل مانند قناعت است.
این کارشناس حوزه جامعهشناسی بر نقش رسانههای کشور در بازخوردپذیری و ایجاد تعامل بین حاکمیت و طیفهای مختلف مردم، از جمله نوجوانان تاکید کرده و میگوید: رسانهها بهعنوان یک نهاد مدنی باید بهدرستی وظایف خود را در آگاهسازی و شفافسازی و اطلاعرسانی و آموزش واقعیتهای زندگی درست به اقشار مختلف مانند همین طیف نوجوانان، ایفا کنند و بهجای سیاهوسفید نمایشدادن، با بهنقد کشیدن عملکرد بخشهای مختلف جامعه و دستگاههای متولی شرایط مشارکت مدنی نوجوانان در سیاستگذاریهایی که زندگی آینده آنها را میسازد فراهم کنند.
بدین ترتیب و شاید محتملترین سوال این باشد که در شرایط کنونی آیا نهاد خانواده، مدرسه، دولت، رسانه و دولتها؛ میتوانند توجهی کافی به قشر نوجوان داشته باشند و نیازهای او را با درنظرگرفتن اقتضای سنی و دوره تاریخی که در آن قرار دارد، پاسخ بدهند؟ یا آنکه با دیدگاهها و بر مبنای ارزشهای گذشته همچنان با آنها برخورد کرده و میکنند و یا شاید هم آنها را نادیده بگیرند؟ سوالاتی که میتواند نقش موثری در سرنوشت نسل آینده کشور ما که همین نسل زد امروز هستند، داشته باشد.
تحلیل بازار طلا ۲۰۲۶ حکایت از این دارد که در دو ماه اخیر اونس توانسته…
اولین تصویر از امیر آقایی همزمان با حضور "جانشین" در جشنواره فیلم فجر ۴۴ منتشر…
مدیرعامل زیمترید در نشست با مدیرعامل منطقه آزاد چابهار تاکید کرد: این شرکت آماده است…
دلایل پنهان نوسان رمزارزها بسیار زیاد است یکی از آنها همین افشاگریهای اخیر از ارتباط…
محبوبترین بازیگر ذائقه مخاطب این روزها را میتوان شعب حسینی دانست که توانسته در پلتفرمهای…
دندانپزشکی اقساطی به مسأله عادی تبدیل شده قبلا گفته میشد دندانپزشکی های که کیفیت پایینی…