جدال معامله گران در بورس جریان دارد؛ نبردی برای یافتن تعادل در زمان خرید و فروش، درست در نقطهای که تحلیل جای احساس را میگیرد و ریسک، گامها را کندتر میسازد.
به گزارش سرمایه فردا، ترکیب تغییرات نرخ ارز، افزایش قیمت بنزین و نگاه تازه سرمایهگذاران باعث شد در هفتههای اخیر ارزش معاملات خرد بورس به ۱۵ هزار میلیارد تومان برسد؛ عددی که در هفتههای گذشته کمتر دیده شده بود و نشانهای از تغییر دیدگاه فعالان بازار است. بسیاری این شرایط را مشابه شهریور میدانند؛ زمانی که ورود پول تازه به بازار آغاز شد و حالا دوباره با شدت بیشتری در حال تکرار است.
در هفته جاری، تحولات سیاسی خاصی بازار را به حاشیه نبرده است، اما خبرهای اقتصادی در صدر توجه قرار دارند؛ از جزئیات بودجه گرفته تا نرخ ارز، نرخ بهره و اصلاحات اقتصادی مرتبط با بنزین و حتی عملکرد رییس کل جدید بانک مرکزی و جنگ ونزوئلا. انتظار میرود در روزهای آینده ابعاد بیشتری از مسایل بینالمللی و بودجه روشن شود و خبرهای تازهای از اصلاحات اقتصادی منتشر گردد.
یکی از مهمترین رویدادهای پیشرو، گزارشهای کدال است که میتواند رالی ۴۰ روزهای برای بازار رقم بزند. هرچند این هفته بازار در استراحت کدالی قرار دارد، اما از هفته آینده با آغاز گزارشهای ماهانه و میاندورهای، زمستانی پرخبر برای کدال آغاز خواهد شد. این گزارشها میتوانند مسیر بازار را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهند. اما مسأله بینالمللی و تنشهای سیاسی بزرگترین دستانداز محسوب میشود.
در مجموع، این هفته بیشتر هفته خبرهای اقتصادی است. جریان پول قوی قبلی در بازار نشان میدهد هرچند سرمایهگذاران اصلاحات ارزی و اقتصادی را جدی نگرفتهاند. اما بازساز به دنبال رشد بورس است.
دو نشانه مهم این روند، افت نرخ اوراق در روزهای گذشته و افزایش انتقال ارز صادراتی شرکتها به تالار دوم است؛ خبری که میتواند زمینهساز رالی تازه در بازار باشد. همانطور که بارها گفته شد، رالی زمانی آغاز میشود که دولت به اصلاحات اقتصادی تن دهد؛ اصلاحاتی که اکنون در حوزه ارز و بنزین در حال اجراست.
از منظر تکنیکالی، بازار در محدوده قرار دارد. عبور از این محدوده ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار واحد میتواند اهداف بالاتری را پیش روی شاخص قرار دهد، اما در صورت اصلاح، فرصتی برای سهامداران خواهد بود تا با دقت بیشتری گزینههای مناسب را انتخاب کنند. به نظر میرسد مسیر آغاز شده کوتاه نیست و بازار هنوز در ابتدای راهی طولانی قرار دارد.
در کنار این خوشبینیها، نباید فراموش کرد که نرخ بهره ۴۰ درصدی همچنان فشار سنگینی بر بازار وارد میکند. انتشار اوراق دولتی و افزایش بدهیها از چالشهای اصلی است. اصلاحات اقتصادی از بنزین آغاز شده و اگرچه بنزین ۵ هزار تومانی بهتنهایی نمیتواند کسری بودجه را جبران کند، اما نشانهای از آغاز مسیر اصلاحات است. این تصمیم مانند شروع یک رژیم یا رفتن به باشگاه است؛ سختی اولیه دارد اما ادامه مسیر آسانتر خواهد شد. انتظار میرود در ماههای آینده اصلاحات بیشتری در نرخها و بودجه رخ دهد که میتواند فشار ناشی از چاپ اوراق و تورم را کاهش دهد.
در نهایت، افزایش قیمت بنزین اولین گام در اصلاحات اقتصادی است و گامهای بعدی باید در حوزه ارز و کاهش هزینههای غیرضروری برداشته شود. اگر دولت در تصمیمات خود عقلانیت را حفظ کند، این اصلاحات میتواند به سود بازار سرمایه تمام شود و فضای خوشبینی را تقویت کند. بازار سرمایه چشم به انتشار بودجه دارد؛ رویدادی که مسیر آینده بازار را مشخص خواهد کرد و نقطه تقسیم بازار قبل و بعد از آن خواهد بود.
بازار سرمایه در هفته های اخیر توانسته با کمک جریان پول و رشد نرخ دلار، فضای مثبتی را تجربه کند. اما این تنها یک بخش از ماجراست. بخش دیگر، آزمون بزرگ اعتمادسازی است؛ آزمونی که بدون آن هیچ رالی پایداری شکل نخواهد گرفت. سرمایهگذاران هنوز خاطرات تلخ گذشته را فراموش نکردهاند و ورود پول تازه به بازار، بیش از هر چیز به بازسازی این اعتماد وابسته است.
یکی از ابزارهای کلیدی برای این بازسازی، عرضههای اولیه جذاب و متفاوت است. تجربه سالهای ۹۸ و ۹۹ نشان داد عرضههای اولیه میتواند سرمایههای خرد را به سمت بازار هدایت کند و نقش موتور محرک را ایفا نماید. امروز نیز اگر دولت قصد دارد جریان پول بیرونی را به بازار بازگرداند، باید شرکتهای بزرگ و سودآور را با روشهای منطقی عرضه کند، نه صرفاً برای تأمین مالی کوتاهمدت.
در کنار عرضههای اولیه، نهادهای مالی باید با طراحی ابزارهای نوین مانند صندوقهای متنوع، مسیر تازهای برای جذب سرمایهها باز کنند. بازار سرمایه هنوز در ابتدای راه ورود جریان پول است و بدون این ابزارها نمیتواند با بازارهای موازی رقابت کند.
از سوی دیگر، اصلاحات اقتصادی باید بهطور جدی دنبال شود. کاهش نرخ بهره، مدیریت کسری بودجه و ایجاد ثبات در سیاستهای ارزی، پیششرطهای اصلی برای شکلگیری یک رالی پایدار هستند. اگر این اصلاحات با عقلانیت پیش برود، بازار سرمایه میتواند دوباره به جایگاه واقعی خود در اقتصاد کشور بازگردد.
در نهایت، آینده بازار سرمایه نه تنها به نرخ دلار یا حجم معاملات وابسته است، بلکه بیش از هر چیز به تصمیمات سیاستگذاران و توانایی آنها در بازسازی اعتماد عمومی گره خورده است. اگر این مسیر درست طی شود، عرضههای اولیه و ابزارهای نوین مالی میتوانند دوباره موتور جذب سرمایه باشند و بازار سرمایه از سایه بیاعتمادی خارج شود. اما اگر تصمیمات غیرمنطقی تکرار شود، فرصت تاریخی بار دیگر از دست خواهد رفت.
پیروزی جریان پول بر تردیدها، به باور برخی ناشی از تحولات مثبت پیشروست و به نظر دیگران نتیجه پول داغی است که برای فرار از ریال به سمت داراییهای دیگر حرکت میکند. آغاز معاملات امروز با دو نگرانی جدی همراه بود: نخست، سایه تحولات سیاسی و امنیتی در خارج از کشور و دوم، تصویب بودجه شب گذشته. با این حال، دلار آزاد با عبور از مرز ۱۳۰ هزار تومان نقش موتور محرک بازار را ایفا کرد و توانست بر این نگرانیها غلبه کند.
اکنون بسیاری معتقدند بازار در ابتدای یک روند صعودی تازه قرار گرفته است؛ روندی که بر پایه اصلاحات ارزی و افزایش حجم معاملات شکل گرفته و میتواند به رالی قیمتی منجر شود. پیشنیاز اصلی این رالی، اصلاحات ارزی بود که به نظر در حال تحقق است. پیشنیاز دوم، کاهش نرخ بهره و کسری بودجه است که هنوز نشانهای از آن دیده نمیشود. بدون این اصلاحات، رالی ممکن است آغاز شود اما سرعت و قدرت آن محدود خواهد بود.
علاوه بر سیاستهای کلان، انتشار گزارشهای شرکتها، رویدادهای کدال و تحولات بورس کالا نیز میتوانند به تقویت این روند کمک کنند. با این حال، جریان پول هنوز بهطور کامل وارد بازار نشده است؛ نه سرمایه فعالان داخلی بهطور جدی وارد شده و نه خطوط اعتباری فعال شدهاند. از سوی دیگر، جذب سرمایه بیرونی با سد بیاعتمادی عمومی مواجه است؛ چالشی که تنها با عرضههای اولیه جذاب و ابزارهای مالی نوین میتوان بر آن غلبه کرد.
تجربه سالهای ۹۸ و ۹۹ نشان داد عرضههای اولیه میتواند سرمایههای خرد را به بازار جذب کند. امروز نیز اگر دولت قصد دارد اعتماد مردم را دوباره جلب کند، باید شرکتهای بزرگ و جذاب را با روشهای منطقی عرضه کند، نه صرفاً برای تأمین مالی کوتاهمدت. طرحهای گذشته مانند دارایکم و پالایش اگر بهدرستی اجرا میشدند، میتوانستند فرهنگ سرمایهگذاری را در کشور گسترش دهند. اکنون بهترین فرصت است تا با عرضه شرکتهای بزرگ نفتی و معدنی، اعتماد ازدسترفته بازسازی شود.
در نهایت، بازار سرمایه برای آغاز یک رالی پایدار نیازمند سه عامل است: اصلاحات ارزی، کاهش نرخ بهره و بازسازی اعتماد عمومی. اگر این مسیر با عقلانیت طی شود، عرضههای اولیه میتوانند دوباره نقش موتور جذب سرمایه را ایفا کنند و بازار سرمایه از سایه بیاعتمادی خارج شود. اما اگر تصمیمات غیرمنطقی تکرار شود، این فرصت تاریخی بار دیگر از دست خواهد رفت.
لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ با رشد تنها پنج درصدی در شرایط تورم بالای ۴۰ درصد،…
در روزهای پایانی سال میلادی، بازار ارز و طلا در سقفهای قیمتی قرار گرفته و…
در سال ۲۰۲۵، تسلا پس از سالها صدرنشینی در بازار جهانی خودروهای برقی، جایگاه خود…
پروژه موتور M15TC از همان ابتدا با انتقادهایی درباره ضعف توان و تناسب آن با…
با ورود جریان پول و امید به اصلاحات ارزی، شرایط بورس احتمالا متعادلتر خواهد شد.…
اقتصاد چین سالها بر پایه سرمایهگذاریهای سنگین و صادرات بنا شده است؛ مدلی که در…