اقتصاد ایران در حال از دست دادن موتورهای توسعه است. در این میان که جنگ نیز پیش آمده است می‌تواند شتاب دهنده بحران‌های قدیمی باشد.

افشین امیرشاهی: همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» شاید از معدود نشست‌هایی بود که در آن اقتصاددانان، مدیران اقتصادی، مسئولان بانک مرکزی، دیپلمات‌ها و مدیران حوزه اقتصاد دیجیتال هر کدام از زاویه‌ای متفاوت درباره آینده اقتصاد ایران سخن گفتند. موضوعات مطرح‌شده درباره آینده اقتصاد ایران بسیار متنوع بود. موضوع‌هایی همچون  تورم،  سرمایه‌گذاری، قطع اینترنت، نظام بانکی، تحریم، بازار ارز، سرمایه انسانی و اقتصاد دیجیتال و موارد دیگری از این دست توسط کارشناسان باتجربه مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

اقتصاد ایران در حال از دست دادن موتورهای توسعه است. در این میان که جنگ نیز پیش آمده است می‌تواند شتاب دهنده بحران‌های قدیمی باشد.

همایش مفیدی بود و اطلاعات مناسبی در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. اگر همه این سخنان را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری واحد شکل می‌گیرد که نشان می‌دهد مسئله اصلی اقتصاد ایران از رشد اقتصادی عبور کرده و به مسئله نگران کننده حفظ ظرفیت‌های موجود و جلوگیری از کوچک‌تر شدن اقتصاد برمی‌گردد.


اظهارات این مطالب را دنبال کنیم این موضوع که اقتصاد ایران با چه نرخی رشد خواهد کرد را باید بگذاریم کنار و بچسبیم به این که اقتصاد کشورمان چگونه از چرخه فرسایش سرمایه، کاهش رفاه و افزایش نااطمینانی خارج می‌شود؟ یا اصلا براساس شرایط حال حاضر از این چرخه می‌تواندخارج شود؟ چون اقتصاد ما  از توسعه به بقا رسیده است.


یکی از مهم‌ترین نکاتی که تقریباً در تمام سخنرانی‌ها تکرار شد، تفاوت میان «بقا» و «توسعه» بود. حتی اگر این واژه‌ها به صراحت بیان نشدند.
مسعود نیلی از توقف رشد اقتصادی و ورود اقتصاد ایران به مرحله «تورم شدید» سخن گفت. همچنین موضوع  نصف شدن درآمد سرانه واقعی طی سیزده سال گذشته مورد ارزیابی گرفت.

احمدرضا جلالی نائینی چرخه تکرارشونده شوک‌های ارزی، تورم و کاهش قدرت خرید را تشریح کرد. تیمور رحمانی ریشه اصلی تورم را در ناترازی‌های مالی دولت و سیاست‌های پولی دانست. حمید قنبری بر ضرورت بازگشت ایران به‌نظام مالی بین‌المللی تاکید کرد و مدیران حوزه اقتصاد دیجیتال نیز هشدار دادند که بدون اینترنت پایدار، سرمایه انسانی و زیرساخت‌های ارتباطی، آینده اقتصاد دیجیتال ایران با چالش جدی مواجه خواهد شد.


لذا اگر همه این موضوع‌ها را کنار بگذاریم به یک واقعیت تلخ می‌رسیم. این که اقتصاد ایران در حال از دست دادن موتورهای توسعه است. در این میان که جنگ نیز پیش آمده است می‌تواند شتاب دهنده بحران‌های قدیمی باشد.  درواقع مهم‌ترین برداشت از سخنان سخنرانان این است که جنگ اخیر، آغاز مشکلات اقتصادی ایران نبود. اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با تورم بالا، کاهش سرمایه‌گذاری، ناترازی انرژی، محدودیت‌های بانکی، تحریم، کاهش بهره‌وری و افت درآمد واقعی مردم روبه‌رو بود  اما آنچه جنگ انجام داد، تشدید همین روندها بود.


در ادبیات اقتصادی، برخی رخدادها «شتاب‌دهنده بحران» هستند. یعنی خود بحران را ایجاد نمی‌کنند، اما روندی را که از قبل آغاز شده با سرعت بیشتری پیش می‌برند. جنگ برای اقتصاد ایران چنین نقشی ایفا کرده و می‌کند.درکشورمان که  اقتصاد از پیش با کسری بودجه، ضعف سرمایه‌گذاری، محدودیت‌های ارزی و نااطمینانی روبه‌رو بود، هر شوک امنیتی یا سیاسی می‌تواند سرعت کوچک شدن اقتصاد را افزایش دهد.
همچنین اگر بخواهیم فقط یک مفهوم مشترک دیگر را از میان تمام سخنرانی‌ها استخراج کنیم، آن مفهوم «سرمایه‌گذاری» است.


نیلی تاکید کرد که رشد اقتصاد ایران همواره بر افزایش موجودی سرمایه استوار بوده و بهره‌وری سهم اندکی در آن داشته است. بهکیش نیز تصریح کرد که بدون سرمایه‌گذاری خارجی، اقتصاد ایران قادر به دستیابی به رشد پایدار نخواهد بود. یکی از سخنرانان نیز از کاهش تشکیل سرمایه ثابت و منفی شدن آن در سال جاری سخن گفت و مدیران حوزه دیجیتال نیز هشدار دادند که نبود سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، آینده فناوری کشور را تهدید می‌کند. خب واقعا این هم‌صدایی تصادفی نیست.


اقتصادی که سرمایه‌گذاری در آن کاهش می‌یابد، ابتدا رشد خود را از دست می‌دهد، سپس درآمد واقعی کاهش پیدا می‌کند، بعد اشتغال مولد محدود می‌شود و در نهایت رفاه عمومی افت می‌کند. به بیان دیگر، کاهش سرمایه‌گذاری درست که یک شاخص اقتصادی است، اما آغاز زنجیره‌ای از بحران‌ها نیز به شمار می‌رود. 


یکی از مهم‌ترین هشدارهای مطرح‌شده در همایش، کاهش درآمد واقعی سرانه بود. موضوعی که کمتر از تورم درباره آن صحبت می‌شود. تورم باعث می‌شود قیمت‌ها افزایش یابد، اما کاهش درآمد واقعی سرانه معنای دیگری دارد. یعنی کل اقتصاد نسبت به جمعیت کشور کوچک‌تر شده است. هنگامی که درآمد سرانه واقعی طی بیش از یک دهه تقریباً نصف می‌شود، مسئله مهم از نگاه اقتصادی به جز افزایش قیمت کالاها که قطعا اهمیت بسیار زیادی برای مردم دارد، به تولید ثروت در کشور نیز برمی‌گردد.

متاسفانه ثروتی که اقتصاد می‌تواند میان شهروندان توزیع کند نیز کاهش یافته است. نیلی از زاویه‌ای دیگر به این مسئله اشاره کرده است، اینکه درآمد ناخالص ملی امروز تقریباً به سطح سال‌های گذشته بازگشته، در حالی که میلیون‌ها نفر به جمعیت کشور افزوده شده‌اند. به همین دلیل، احساس کاهش رفاه تنها ناشی از تورم نیست. اقتصاد ایران در حال تولید ثروت کمتری برای هر شهروند است.


مسئله تحریم، فراتر از صادرات نفت است


یکی از مهم‌ترین بخش‌های همایش، سخنان معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه بود که نگاه متفاوتی به مسئله تحریم ارائه کرد. او تاکید کرد که شاید بتوان در شرایط تحریم کالا صادر کرد یا نیازهای اولیه کشور را تامین کرد، اما توسعه اقتصادی بدون دسترسی به نظام بانکی بین‌المللی، تامین مالی، فاینانس و شبکه تجارت جهانی ممکن نیست.

این سخن را  کنار هشدارهای اقتصاددانان قرار بدهید. قطعا معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. چون تحریم صرفا به فروش نفت را محدود نمی‌شود. تحریم‌ها هزینه تجارت را افزایش می‌دهد. همچنان که سرمایه‌گذاری را نیز کاهش می‌دهد، برندهای ایرانی را تضعیف می‌کند و حتی باعث می‌شود برخی تولیدکنندگان محصولات خود را با نام کشورهای دیگر صادر کنند.در چنین شرایطی اقتصاد کشورمان قادر نخواهد بود آزادانه در شبکه مالی جهان فعالیت کند، ممکن است دوام بیاورد، اما توسعه آن بسیار دشوار خواهد بود.

نااطمینانی، دشمن خاموش اقتصاد


در ادامه این همایش دو روزه تقریباً همه سخنرانان به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم از «نااطمینانی» سخن گفتند. سرمایه‌گذار زمانی سرمایه‌گذاری می‌کند که بتواند آینده را پیش‌بینی کند. کارآفرین زمانی کارخانه جدید می‌سازد که بداند قوانین، نرخ ارز، بازار، انرژی و تجارت خارجی در آینده قابل پیش‌بینی هستند.

اما نااطمینانی به خصوص در شرایط جنگی و تحریم به یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است. درنتیجه سرمایه به جای ورود به تولید، به سمت بازارهای غیرمولد یا حتی خروج از کشور حرکت می‌کند. نااطمینانی را نباید یک مفهوم نظری بدانیم. چون مهم‌ترین مانع سرمایه‌گذاری به شمار می‌رود.

اقتصاد دیجیتال؛ فرصتی که نباید از دست برود


بخش دیگری از همایش به اقتصاد دیجیتال اختصاص داشت. حوزه‌ای که شاید در نگاه نخست ارتباط مستقیمی با تورم یا سرمایه‌گذاری نداشته باشد، اما در واقع یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد آینده اقتصاد است.مدیران این حوزه نیز به شکل بسیار شفاف هشدار دادند و گفتند اینترنت پایدار، زیرساخت ارتباطی، سرمایه انسانی و توسعه هوش مصنوعی، بخش بسیار مهم و تاثیرگذاری در سیاست توسعه اقتصادی کشور محسوب می‌شوند. ایران باید قادر باشد نیروی انسانی متخصص خود را حفظ کند و زیرساخت‌های لازم را توسعه دهد. حتی در صورت رفع سایر مشکلات نیز بخشی از فرصت‌های رشد آینده را از دست خواهد داد. 

اجماع کم‌سابقه درباره اصلاحات


نکته جالب همایش این بود که با وجود تفاوت دیدگاه‌های سخنرانان، درباره چند موضوع تقریباً اجماع وجود داشت. اصلاح نظام بانکی، انضباط مالی دولت، افزایش سرمایه‌گذاری، کاهش نااطمینانی، بهبود بهره‌وری، توسعه اقتصاد دیجیتال، تعامل موثرتر با اقتصاد جهانی و اصلاح محیط کسب‌وکار، تقریباً در همه سخنرانی‌ها به عنوان پیش‌شرط‌های بازگشت اقتصاد ایران به مسیر رشد مطرح شدند.


این اجماع نیز یک نگاه مهم به سیاستگذاران، مسئولان کشور و همچنین اهالی رسانه می‌دهد. چنین اجماعی یعنی مسائل اقتصاد ایران ناشناخته نیست. مسائل اقتصاد ایران چنان برای اهالی فن روشن و دقیق و واضح است که دیگر محل اختلاف هم نیست. اما آنچه محل اختلاف است، سرعت، شیوه و اراده اجرای این اصلاحات است.

آینده؛ میان دو انتخاب


پیام اصلی همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» را می‌توان در این جمله خلاصه کرد که  اقتصاد ایران ظرفیت‌های قابل توجهی دارد، اما این ظرفیت‌ها بدون اصلاحات ساختاری، سرمایه‌گذاری، ثبات و کاهش نااطمینانی به رشد تبدیل نخواهند شد.


درصورتی که روند فعلی ادامه یابد، اقتصاد ایران با سرعت بیشتری به سمت «اقتصاد بقا» حرکت خواهد کرد که در آن هدف، حفظ وضع موجود است  و متاسفانه خلق فرصت‌های جدید کنار گذاشته می‌شود. البته درصورتی که اصلاحات اقتصادی، مالی، نهادی و بین‌المللی هم‌زمان و هماهنگ آغاز شوند، هنوز می‌توان موتورهای خاموش رشد را دوباره روشن کرد.


برخلاف تصور رایج، مسئله اصلی اقتصاد ایران کمبود تحلیل‌، کمبود شناخت مشکلات نیست. اقتصاددانان و مدیران، تصویر نسبتاً روشنی از چالش‌ها ارائه کردند. این تصویر باید به تصمیم‌های بزرگ و اصلاحات واقعی منجر شود تا مانع دور باطل بحران‌های مزمن اقتصادی و راه‌حل‌های کوتاه و غیرکارشناسی گرفته شود.