به گزارش سرمایه فردا، گاهی تاریخ هنر با صدای بلند ورق نمیخورد؛ آرام، بیهیاهو، مثل قدمهای بازیگری که روی صحنه راه میرود و پیش از آنکه تماشاگر متوجه شود، چیزی را در دلش جابهجا کرده است. سالروز درگذشت پرویز فنیزاده از همان لحظههاست؛ بهانهای برای بازگشت به چهرهای که حضورش بیش از آنکه به چشم بیاید، به جان مینشست. پرویز فنیزاده از آن بازیگرهایی بود که انگار در قاب و صحنه حل میشد. تماشاگر او را «بازیگر» نمیدید؛ آدمی را میدید که واقعاً آنجاست. شاید همین ویژگی، راز ماندگاریاش باشد. مردی متولد ۱۳۱۶ تهران، دانشآموخته هنرهای دراماتیک، که پیش از آنکه نورافکنها سراغش بیایند، در چاپخانه و تحریریه روزنامه اطلاعات میان حروف سربی نفس کشیده بود. مسیرش از کلمات آغاز شد، از تصحیح و حروفچینی و به بدن و صدا رسید؛ به بازی.
فنیزاده پیش از سینما، فرزند تئاتر بود. نسل او با صحنه بزرگ شد؛ با تمرینهای طولانی، سالنهای کمنور، متنهایی که بارها خوانده میشدند تا در نهایت به یک حرکت ساده، یک مکث کوتاه، یک نگاه دقیق برسند. او در دهه ۳۰ با تشکیل گروه «گل سرخ» و سپس پیوستن به پاسارگاد، خودش را در دل تئاتر انداخت؛ جایی که بازیگر باید هر شب دوباره متولد شود. کارنامه صحنهایاش فهرستی بلندبالاست؛ از نمایشهای کلاسیک تا آثار مدرن. اما اهمیت این تجربهها در تعدادشان خلاصه نمیشود. تئاتر به فنیزاده انضباط داد، گوش دقیق برای ریتم دیالوگ و مهمتر از همه، جسارت تجربه. او بازی را به تکنیک تقلیل نمیداد؛ بازی برایش زیستن بود. بدنش حرف میزد، حتی وقتی سکوت میکرد.
ورودش به سینما با «خشت و آینه» آغاز شد؛ حضوری کوتاه، اما معنادار. بعد «گاو» آمد و سپس نقطه عطف: «رگبار». نقش آقای حکمتی، معلمی خجول، گوشهگیر و در عین حال سرشار از عاطفه پنهان. فنیزاده در این فیلم کاری کرد که در زمانه ستارههای پرطمطراق، حرکتی خلاف جهت به نظر میرسید. او با کمترین اغراق، بیشترین تأثیر را گذاشت. حکمتی با نگاهش ساخته میشد؛ نگاهی که تردید، عشق، ترس و تنهایی را همزمان حمل میکرد. در روزگاری که پرده سینما پر بود از قهرمانهای مطمئن و اغراقهای نمایشی، این ظرافت چیزی تازه به همراه داشت. جایزه سپاس برای بهترین بازیگر نقش اول مرد، تنها تأیید رسمی ماجرا بود؛ آنچه ماند، تصویری بود که هنوز هم نفس دارد. پس از آن، «تنگسیر» و «گوزنها» آمدند. نقشهایی متفاوت، اما با یک امضای مشترک: صداقت. فنیزاده تکرار نمیکرد. هر شخصیت، جهان مستقلی داشت. او از کلیشه فرار میکرد، حتی اگر نقش فرعی باشد. حتی اگر حضور کوتاه باشد.
برای بسیاری از تماشاگران، نام فنیزاده با مش قاسم گره خورده است؛ شخصیتی که میتوانست بهسادگی به یک تیپ کمیک سطحی تبدیل شود. اما اجرای او مرز میان خنده و اندوه را باریک کرد. تکیهکلام معروفش در دهان او هر بار رنگ تازهای میگرفت. یک بازیگر متوسط آن را به شوخی تکراری بدل میکرد؛ فنیزاده از دل همان جمله، لحظه میساخت. او کمدی را بازی نمیکرد؛ کمدی از دل موقعیت و شخصیت بیرون میآمد. حرکت دست، جابهجایی ساده یک سینی، مکثی کوتاه پیش از گفتن جمله… همین جزئیات کوچک، شخصیت را زنده میکردند. مش قاسم در اجرای او کاریکاتور نبود؛ انسانی بود با رویاها، حسرتها و اندوههای پنهان. ملیجک «سلطان صاحبقران» نیز نمونهای دیگر از همین انعطاف بود. فاصله میان حکمتی، مش قاسم و ملیجک، فاصلهای بعید است. او هر بار پوست میانداخت. انگار هر نقش، بدن تازهای میطلبید.
زندگی فنیزاده اما روایتی خطی و آرام نداشت. اعتیاد، زخمی بود که سالهای پایانی عمرش را سایهدار کرد. روایت دوستان و همکارانش از تلاشهای مکرر برای درمان، تصویر تلخی از سرنوشت هنرمندی ارائه میدهد که با همه نبوغش، در نبردی شخصی گرفتار شد. قصه اخراجش از اداره تئاتر، آن هم در شبی که جایزه گرفت، طعنهای تاریخی دارد. بازیگری که روی صحنه و پرده میدرخشید، در زندگی روزمره با تنگناهای مادی دستوپنجه نرم میکرد. خود او سالها بعد از آن شب گفته بود هنگام دریافت جایزه، ذهنش درگیر لباس قرضیاش بوده است. تصویری کوچک، اما گویا. مرگش در ۵ اسفند ۱۳۵۸، در ۴۲ سالگی، پایانی ناگهانی بود. بیماری کزاز، زخمی که به فاجعه رسید و فیلمی که ناتمام ماند.
اما فقدان او تنها یک زندگی را متوقف نکرد؛ مسیری را برید که میتوانست فصلهای بیشتری برای بازیگری ایران بنویسد. پرویز فنیزاده از آن نامهایی است که با گذر زمان کوچک نمیشوند. نسلها میآیند و میروند، سبکها تغییر میکنند، اما برخی چهرهها بیرون از این نوسانها میایستند. او بازیگری بود که میخواست خودش باشد؛ نه شبیه کسی، نه در پی تقلید مد روز. شاید بهترین توصیف برای او همین باشد: حضوری که هنوز غایب نشده است. کافیست دوباره به قابها نگاه کنیم؛ حکمتی هنوز در باران ایستاده، مش قاسم هنوز با همان شیطنت و اندوه لبخند میزند و ملیجک هنوز میان تاریخ قدم میزند. بعضی بازیگرها میروند؛ بعضیها در حافظه هنر ادامه پیدا میکنند. فنیزاده از دسته دوم بود.
بیتکوین، بهعنوان شاخص اصلی بازار ارزهای دیجیتال، در هفته گذشته با کاهش ۶.۷۱ درصدی به…
پورمقدم نیاز اسمی صنایع چوب اولیه مثل نئوپان، تخته خرده چوب و MDF را بین…
اقدامات و اظهارات انتخاباتی دونالد ترامپ نگرانیها درباره بیطرفی روند رأیگیری را به وجود آورده…
سالانه حدود 100 تا 150 نمایشگاه در تهران برگزار می شود که هزینه هر متر…
با افزایش سهم سوابق تحصیلی به ۶۰ درصد، نمره انضباط از یک عدد نمادین به…
بسیاری از ساکنان این سفینه هرگز زمین را نخواهند دید و تنها نوادگانشان به زمین…