بازار

چرا طلا در اوج بحران نمی‌جهد؟ تحلیل یک رفتار غیرمنتظره

به گزارش سرمایه فردا، طلا همیشه در ذهن ما یک دارایی امن بوده، اما امن بودن هرگز به معنای بی‌نوسان بودن نیست. از زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه شدت گرفت و ناوهای آمریکایی وارد خلیج فارس شدند، طلا چندین بار جهش‌های تند و اصلاح‌های عمیق را تجربه کرد؛ رفتاری که گاهی بیشتر شبیه یک دارایی ریسکی است تا پناهگاه سنتی سرمایه. با این حال، در مقطع کنونی طلا در یک محدوده نسبتاً مشخص—همان محدوده‌ای که تو اشاره کردی—رفت‌وبرگشت می‌کند؛ نه سقوط می‌کند، نه جهش انفجاری دارد. پرسش اصلی این است که چرا در اوج تنش‌ها، طلا «رِنج» شده و آیا واقعاً بانک‌های مرکزی، از جمله آمریکا، در حال نوسان‌گیری از طلا هستند.

در حالی که برخی معتقدند نوسان محدود طلا نشانه معامله‌گری بانک‌های مرکزی برای تأمین نقدینگی است، شواهد نشان می‌دهد ساختار بازار طلا و سازوکار سیاست‌گذاری چنین سناریویی را تأیید نمی‌کند. طلا امروز میان فشار تنش‌های ژئوپلیتیک و سیاست‌های انقباضی آمریکا گیر کرده و همین تقابل، آن را در یک کانال محدود نگه داشته است

از تهدید تنگه هرمز گرفته تا حضور ناوهای آمریکایی

به‌طور معمول، هر زمان ریسک ژئوپلیتیک بالا می‌رود—از تهدید تنگه هرمز گرفته تا حضور ناوهای آمریکایی و حملات موشکی—سرمایه‌ها به سمت طلا حرکت می‌کنند. در لحظه بحران، طلا معمولاً یک جهش سریع را تجربه می‌کند، چون بازار به دنبال پناهگاه است. اما پس از فروکش‌کردن هیجان اولیه، اگر بحران به جنگ تمام‌عیار یا شوک ساختاری تبدیل نشود، بازار بخشی از آن جهش را پس می‌دهد و وارد یک محدوده تعادلی جدید می‌شود. اکنون دقیقاً در همین مرحله هستیم: تنش‌ها بالاست، اما بازار به این سطح از تنش عادت کرده و تا زمانی که اتفاقی خارج از سناریوهای فعلی رخ ندهد، طلا بیشتر در قالب نوسان در یک کانال مشخص رفتار می‌کند تا انفجار یا سقوط.

چند عامل مهم باعث شده طلا در این دوره به جای حرکت‌های شارپی، در یک محدوده محدود نوسان کند. نخست، نرخ بهره و سیاست پولی آمریکا است. تا زمانی که نرخ‌های بهره واقعی در آمریکا مثبت یا نزدیک به مثبت باشد، نگه‌داشتن طلا—که سود نقدی نمی‌دهد—برای بسیاری از سرمایه‌گذاران جذابیت کمتری دارد. همین موضوع جلوی پرواز بی‌محابای طلا را می‌گیرد، حتی اگر تنش‌های سیاسی بالا باشد. از سوی دیگر، آمریکا به‌شدت تلاش می‌کند تورم را کنترل و شاخص دلار را تثبیت کند. دلار قوی معمولاً فشار نزولی بر طلا وارد می‌کند، چون طلا با دلار قیمت‌گذاری می‌شود. نتیجه این کشمکش ساده است: تنش‌ها طلا را بالا می‌کشند، اما دلار و نرخ بهره آن را پایین می‌زنند و حاصل این تقابل، نوسان در یک محدوده مشخص است.

 

بخش زیادی از ریسک‌ها پیش‌خور شده‌اند

عامل مهم دیگر این است که بخش زیادی از ریسک‌ها پیش‌خور شده‌اند. بازارها مدت‌هاست ریسک‌های ژئوپلیتیک، کسری بودجه آمریکا، احتمال تعطیلی دولت و سایر نگرانی‌ها را در قیمت‌ها لحاظ کرده‌اند. به همین دلیل، طلا پیشاپیش بابت این ترس‌ها پاداش گرفته و اکنون بیشتر در حال دفاع از این سطح است تا فتح قله‌های جدید.

در این میان، برخی ادعا می‌کنند بانک‌های مرکزی جهان از طلا نوسان‌گیری می‌کنند تا نقدینگی تأمین کنند. این ادعا جذاب است، اما با واقعیت عملکرد بانک‌های مرکزی هم‌خوانی ندارد. بانک‌های مرکزی تریدر روزانه نیستند؛ آن‌ها طلا را به‌عنوان ذخیره استراتژیک نگه می‌دارند، نه ابزاری برای نوسان‌گیری کوتاه‌مدت. خرید و فروش آن‌ها معمولاً کند، تدریجی و با هدف تنوع‌بخشی به ذخایر است، نه شکار موج‌های چندصد دلاری. علاوه بر این، حجم بازار طلا آن‌قدر بزرگ است که اگر یک بانک مرکزی بخواهد نوسان‌گیری کند، باید آن‌قدر خرید و فروش کند که خودش بازار را تکان دهد؛ حرکتی که عملاً علیه خودش عمل می‌کند. از طرف دیگر، نقدینگی روزمره بانک‌های مرکزی از طلا تأمین نمی‌شود؛ ابزار اصلی آن‌ها اوراق قرضه، عملیات بازار باز و نرخ بهره است، نه معامله روزانه طلا.

در مورد آمریکا نیز همین منطق برقرار است. آمریکا بزرگ‌ترین ذخایر طلای رسمی دنیا را دارد، اما فروش گسترده طلا برای تأمین بودجه، سیگنال ضعف محسوب می‌شود و بازار آن را نشانه بحران مالی تعبیر می‌کند؛ چیزی که دقیقاً خلاف هدف آمریکا برای حفظ اعتماد به دلار است. درآمد اصلی فدرال رزرو نیز از طلا نیست، بلکه از اوراق خزانه و عملیات مالی دیگر تأمین می‌شود. کنترل شاخص دلار هم با طلا انجام نمی‌شود؛ شاخص دلار بیشتر تابع نرخ بهره، انتظارات تورمی و وضعیت اقتصاد آمریکا نسبت به سایر اقتصادهای بزرگ است. طلا بیشتر آینه این متغیرهاست تا ابزار مستقیم کنترل آن‌ها. بنابراین این تصور که آمریکا طلا را بالا و پایین می‌کند تا از آن نوسان‌گیری کند و همزمان شاخص دلار را تثبیت کند، بیشتر یک روایت رسانه‌ای است تا یک مدل واقعی از رفتار سیاست‌گذار.

 

تاثیر تنش‌های ژئوپلیتیک

نوسان محدود طلا در این مقطع نتیجه ترکیب چند نیروست: تنش‌های ژئوپلیتیک و حضور ناوهای آمریکایی فشار صعودی ایجاد می‌کنند؛ نرخ‌های بهره بالا و تلاش برای تثبیت دلار فشار نزولی وارد می‌کنند؛ پیش‌خور شدن ریسک‌ها احتمال جهش‌های غیرمنتظره را کاهش می‌دهد؛ خرید تدریجی بانک‌های مرکزی—به‌ویژه کشورهای غیرغربی—از کف قیمت حمایت می‌کند؛ و سیاست‌گذاران نیز تمایلی به شوک‌های شدید ندارند.

 

نتیجه این ترکیب همان وضعیتی است که اکنون می‌بینیم: طلا در یک محدوده مشخص نوسان می‌کند، نه می‌ریزد، نه می‌ترکد

این‌که بگوییم بانک‌های مرکزی دنیا، مخصوصاً آمریکا، در حال نوسان‌گیری از طلا هستند، روایتی جذاب است، اما با منطق عملکرد واقعی بانک‌های مرکزی و ساختار بازار طلا هم‌خوانی ندارد. واقعیت این است که طلا امروز در نقطه‌ای ایستاده که هم فشار خرید دارد، هم فشار فروش. سیاست‌های پولی، نرخ بهره و شاخص دلار به همان اندازه مهم‌اند که ناوهای آمریکایی و تنش‌های خاورمیانه. بانک‌های مرکزی نیز بیشتر در حال تغییر ترکیب ذخایر و کاهش وابستگی به دلار هستند تا نوسان‌گیری. اگر بخواهم در یک جمله بگویم: طلا امروز وسط میدان جنگ ژئوپلیتیک و سیاست پولی ایستاده؛ نه قربانی کامل اولی است، نه ابزار مخفی دومی.

 

طلا همیشه برای نماد امنیت بوده

طلا همیشه برای ما نماد امنیت بوده، اما این روزها رفتارش بیشتر شبیه یک دارایی عصبی و پرهیجان است. از زمانی که تنش‌های خاورمیانه بالا گرفت و ناوهای آمریکایی وارد خلیج فارس شدند، طلا چندین جهش تند و اصلاح عمیق را تجربه کرد. با این حال، حالا در اوج بحران، طلا نه می‌ریزد و نه می‌پرد؛ فقط در یک محدوده مشخص بالا و پایین می‌شود. چرا؟

بازار به این سطح از تنش عادت کرده و تا وقتی اتفاقی خارج از سناریوهای فعلی رخ ندهد، طلا در همین کانال نوسان می‌کند. از طرف دیگر، نرخ‌های بهره بالای آمریکا و تلاش فدرال رزرو برای کنترل تورم و تقویت دلار، مثل وزنه‌ای سنگین جلوی جهش طلا را گرفته‌اند. تنش‌ها طلا را بالا می‌کشند، اما دلار قوی آن را پایین می‌زند؛ نتیجه این کشمکش، رِنج شدن طلاست.

در این میان، برخی می‌گویند بانک‌های مرکزی دنیا در حال نوسان‌گیری از طلا هستند، اما واقعیت این است که بانک‌های مرکزی تریدر روزانه نیستند. آن‌ها طلا را برای ذخیره استراتژیک نگه می‌دارند، نه برای معامله‌گری. حتی آمریکا هم با وجود بزرگ‌ترین ذخایر طلا، نمی‌تواند آن را برای تأمین بودجه بفروشد؛ چون چنین کاری نشانه ضعف مالی تلقی می‌شود.

طلا امروز وسط میدان جنگ ژئوپلیتیک و سیاست پولی ایستاده. نه قربانی کامل تنش‌هاست، نه ابزار مخفی فدرال رزرو. فقط دارد بین دو نیروی قدرتمند دست‌وپا می‌زند و همین، آن را در یک محدوده ثابت نگه داشته است.»

modir

Recent Posts

توسعه ارتباطات و غول چراغ جادو

توسعه سریع تکنولوژی و ارتباطات باعث شده است که بحران های جدیدی رخ دهند. از…

2 ساعت ago

نوسان عجیب بورس در سکوت

در شرایط کنونی ابزارهای تحلیلی سنتی از نسبت‌های بنیادی مثل P/E و P/S گرفته تا…

2 ساعت ago

صنایع‌دستی بدون استراتژی

صنایع‌دستی ایران بدون استراتژی، حمایت ساختاری و احیای استادشاگردی در برابر تحریم و بحران‌های پیاپی…

2 ساعت ago

آلودگی انفجارهای معدن زندگی روستایی را نابود می‌کند

اهالی هیو می‌گویند انفجارهای معدن سیمان آبیک در فاصله‌ای کمتر از حد قانونی انجام می‌شود…

3 ساعت ago

عشق روی چاکرای دوم

نویسنده «عشق روی چاکرای دوم» از تغییر، ایجاز، رویاهای الهام‌بخش و اثری گفت که آرزو…

3 ساعت ago

بررسی سامانه لیزری ضدپهپاد

افشای استفاده ارتش آمریکا از سامانه لیزری ضدپهپاد «لوکاست» در مرز مکزیک، پرده از زنجیره‌ای…

5 ساعت ago