جامعه

سناریو آتش‌سوزی در ایران

به گزارش سرمایه فردا، در سال‌های اخیر مساله آتش‌سوزی در ایران به یک امر عادی تبدیل شده‌است و دلایل مختلفی برای آن عنوان می‌شود. برای نمونه اخیرا وقوع آتش‌سوزی گسترده در بازارچه جنت‌آباد تهران، بار دیگر چالش ایمنی مراکز خرید و ساختمان‌های عمومی و حتی مراکز دولتی ناایمن را به صدر اخبار بازگرداند؛ حادثه‌ای که به‌رغم مهار اولیه،حالا با موجی از اظهارات ضد و نقیض درباره علت وقوع و حجم دقیق خسارات روبه‌رو شده است. رویه‌ای که ابعاد تازه‌ای از تناقض‌ها در اظهارات مقامات مسئول و نهادهای ذی‌ربط را مشخص کرده و می‌کند. یعنی درست همان جایی که شهردار و مدیران ارشد شهری، یک بازار بزرگ تهران که تحت مالکیت شهرداری به خاطر بی‌توجهی خود مدیران این نهاد به اخطارها در آتش می‌سوزد و خاکستر می‌شود!

‌معمای مالکیت

نکته کلیدی و شاید مضحکِ این حادثه تلخ اینجاست: بازارچه جنت‌آباد نه متعلق به بخش خصوصی است و نه یک ساختمان رها شده‌ بی‌صاحب؛ این ملک مستقیماً تحت نظارت «شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران» یعنی یکی از زیرمجموعه‌های عریض و طویل شهرداری تهران است!

موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانیم سازمان آتش‌نشانی – که آن هم زیرمجموعه شهرداری است – اعلام کرده که تا قبل از وقوع این فاجعه، سه بار اخطار کتبی و رسمی بابت ناایمن بودن این مکان صادر کرده بود. یعنی یک بخش از شهرداری به بخش دیگری از شهرداری سه بار هشدار داده که اینجا ایمن نیست و ممکن است فاجعه‌ای به بار آید! اما شهرداری «مقصد» احتمالا اخطارها را بایگانی کرده تا امروز شاهد دود شدن سرمایه مردم باشیم!

شو تبلیغاتی یا دغدغه ایمنی؟

در تمام این سال‌ها، بارها و بارها شاهد سخنان تند و تیز و طلبکارانه شهردار تهران یا مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و حتی اعضای شورای شهر در مورد نا‌ایمن بودن ساختمان‌های نهادهای دولتی، وزارت‌خانه‌ها، صاحبان پاساژهای قدیمی و ساختمان‌های عمومی دیگر بوده‌ایم. همانطور که علیرضا زاکانی شهردار تهران بارها اعلام کرده؛ «ما با هیچ‌کس تعارف نداریم و ساختمان‌های ناایمن را پلمب می‌کنیم.»

کتمان، در عین آگاهی از قصور

در این میان، اعضای شورای شهر مثل خانم سوده نجفی یا خانم شمس‌احسان هم وارد گود شده‌اند و از لزوم برخورد با مسببان و شناسایی مقصران حرف می‌زنند. اما حقیقت این است که مسبب این حادثه و البته دهها حادثه مشابه، یک «شخص» یا گروه نیستند؛ بلکه مسبب یک «فرهنگ مدیریتی» است که در آن ایمنی، به عنوان یک موضوع فانتزی و تشریفاتی تلقی می‌شود. وقتی عضو شورای شهر می‌گوید «باید بررسی شود که چرا به اخطارها توجه نشده است؟!»، به معنای آن است که وی نیز می‌داند که سیستم نظارتی درون شهرداری چه وضعیت نابسامانی دارد! بنابراین مردم حق دارند که سوال کنند؛ شهرداری که نمی‌تواند نظم و ایمنی را در املاک خودش برقرار کند، چگونه می‌خواهد متولی ایمنیِ کلان‌شهری مثل تهران باشد؟

بازاری در صدر لیست ساختمان‌های نا ایمن

تهران هنوز داغ پلاسکو را بر تن دارد. بعد از آن فاجعه، لیست‌های متعددی از ساختمان‌های بحرانی منتشر شد. هر بار که حریقی رخ می‌دهد، مسئولان شهرداری لیست را بیرون می‌کشند و می‌گویند: «ببینید، ما گفته بودیم این‌ها خطرناک هستند اما بقیه همکاری نمی‌کنند.»
در حوادث قبلی، مثل کلینیک سینا اطهر یا پاساژهای قدیمی بازار، شهرداری همیشه یک «مقصرِ بیرونی» داشت که پشت آن سنگر بگیرد.

یا می‌گفتند مالک تمکین نمی‌کند، یا می‌گفتند قانون اجازه پلمب نمی‌دهد و یا تقصیر را گردن وزارت‌خانه‌های دیگر می‌انداختند. اما حالا فاجعه جنت‌آباد این بهانه را از دست آنها گرفته است. اینجا دیگر نه وزارت کار مقصر بود، نه هیئت‌مدیره یک پاساژ قدیمی و نه مالکان خصوصی. اینجا «صفر تا صد» ماجرا در ید قدرت خود مدیران شهری بوده است! آتش‌نشانیِ شهرداری اخطار داد، شرکت ساماندهیِ شهرداری اهمال کرد و در نهایت سرمایه مردم در ملکِ شهرداری سوخت. این یعنی سیستمِ داخلی شهرداری حتی حرف خودش را هم قبول ندارد.

لیست‌هایی برای بایگانی

در سال‌های اخیر، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی و شهردار تهران بارها از کاهش لیست ۱۲۹ ساختمان بسیار پرخطر به عنوان یکی از افتخارات مدیریت شهری سخن گفته‌اند اما حادثه جنت‌آباد نشان داد که این عددها و آمارها فقط روی کاغذ قشنگ هستند. این در حالی است که ساختمان ناایمن فقط پلاسکو و آلومینیوم نیست؛ ساختمان ناایمن همین بازارچه‌های محلی هستند که روزانه هزاران نفر در آن‌ها تردد می‌کنند و به دلیل سازه‌های موقت، سقف‌های پلاستیکی و سیم‌کشی‌های غیرممکن، مثل انبار باروت می‌مانند.

چرا شهرداری که برای یک تخلف ساختمانی کوچک در دورترین محله تهران، بلافاصله «نیوجرسی» می‌گذارد و راه را می‌بندد، برای بازارچه تحت نظر خودش که سه بار اخطار «بحران ایمنی» داشته، هیچ اقدام پیشگیرانه‌ای انجام نداده است؟ آیا پلمب کردن ملک خودی، کلاسِ کاری مدیران را پایین می‌آورد یا درآمدهای اجاره غرفه‌ها مهم‌تر از جان و مال مردم بود؟

هنگامی که وعده‌های مدیران دردی را دوا نمی‌کند

موضوع بعدی در این حادثه، شیوه اظهار نظر مسئولان شهری در روزهای پس از این حادثه بود. لحنی که به واقع مصداق بارز «نمک بر زخم پاشیدن» بوده و هست. غرفه‌داری که با هزار امید و آرزو و احتمالاً با قرض و وام، کالایی را برای شب عید یا گذران زندگی در آن غرفه‌های ناایمن چیده بود، حالا با تلی از خاکستر روبه‌روست. اینکه مدیرعامل شرکت ساماندهی مشاغل بگوید «ما کمک می‌کنیم» یا «بررسی می‌کنیم»، برای هیچ کدام از آنها نان و آب نمی‌شود.

modir

Recent Posts

واکنش بازارها به مذاکرات

واکنش بازارها به مذاکرات تقریبا مثبت بوده هرچند آمریکا و ایران بعد از مذاکرات بیانیه…

3 ساعت ago

بند فسخ جنجالی بازیکن استقلال حاشیه‌ساز شد

در هفته‌های اخیر ماجرای انتقال یاسر آسانی، ستاره آلبانیایی استقلال، به تیم السد قطر حاشیه‌های…

11 ساعت ago

آخرین خبرها از مذاکرات ایران و آمریکا

آخرین خبرها از مذاکرات ایران و آمریکا حکایت از این دارد که فعلا مذاکره برای…

18 ساعت ago

رمزارزها زیر فشار نهنگ‌ها

رمزارزها زیر فشار نهنگ‌هاست که به نظر می‌رسد پول‌های بزرگی در حال خروج از بازار…

19 ساعت ago

ریسک بازار طلا چقدر است ؟

بازار جهانی طلا این روزها میان دو نیروی قدرتمند معلق مانده است؛ از یک‌سو مذاکرات…

1 روز ago

حاشیه‌های جشنواره فجر امسال

حاشیه‌های جشنواره فجر امسال بیشتر به موضع‌گیری بازیگران و کارگردانانی برمی گردد که در جشنواره…

1 روز ago