به گزارش سرمایه فردا،در شرایط کنونی، بازار ارز شاهد شکست جدی سطح حمایتی ۱۳۵ هزار تومان است؛ موضوعی که هم در نرخ دلار و هم در تتر (USDT) انعکاس یافته و مسیر نزولی تازهای را رقم زده است. این حرکت نشان میدهد که فشار فروشندگان بر بازار بهطور کامل غالب شده و روند صعودی پیشین عملاً پایان یافته است.
از منظر تکنیکال، شکست خط روند صعودی دلار به معنای تثبیت سقف تاریخی ۱۴۵ هزار تومان در میانمدت است. علاوه بر این، نزول قیمت به زیر میانگین متحرک ۲۴ ساعته و ورود شاخص RSI به محدوده اشباع فروش، همگی نشانههای قطعی از تغییر فاز بازار به سمت نزول هستند.
🔎 جمعبندی تکنیکال
احتمال بازگشت دلار به بالای ۱۴۰ هزار تومان در کوتاهمدت بسیار ضعیف است.
محدوده حمایتی جدید در بازه ۱۳۰ هزار تا ۱۳۰,۸۰۰ تومان تعریف میشود.
تثبیت این محدوده میتواند بهعنوان نقطه تعادل تازه بازار عمل کند، مگر آنکه محرکهای بنیادی یا سیاسی جدید وارد شوند.
💡 تحلیل تکمیلی
نزول دلار و تتر به زیر سطح حمایتی، علاوه بر جنبه تکنیکال، پیامدهای روانی مهمی برای فعالان بازار دارد. شکست حمایتهای کلیدی معمولاً باعث افزایش فشار فروش و کاهش اعتماد کوتاهمدت سرمایهگذاران میشود. در عین حال، تثبیت سقف ۱۴۵ هزار تومان بهعنوان نقطه تاریخی، میتواند در آینده بهعنوان مقاومت قدرتمند عمل کند.
در بازار آزاد نیز گزارشها از کاهش نرخ دلار تا سطح ۱۳۴ هزار تومان حکایت دارد، در حالی که تتر در صرافیها بین ۱۳۴,۵۰۰ تا ۱۳۴,۸۰۰ تومان در نوسان است. این همگرایی میان بازار آزاد و صرافیها نشاندهنده هماهنگی نسبی در روند نزولی است.
بازار ارز در حال حاضر وارد فاز اصلاحی شده و چشمانداز کوتاهمدت آن نزولی است. سرمایهگذاران باید توجه داشته باشند که در چنین شرایطی، مدیریت ریسک اهمیت مضاعفی دارد. هرگونه بازگشت به روند صعودی نیازمند محرکهای بنیادی قوی، مانند تغییرات سیاسی یا اقتصادی، خواهد بود. تا آن زمان، محدوده ۱۳۰ هزار تومان بهعنوان مهمترین سطح حمایتی پیشروی بازار ارز شناخته میشود.
در بورس کالا، گواهی سپرده شمش نقره با عیار ۹۹۹.۹ به قیمت حدود ۲۰۰ هزار تومان معامله میشود. این ابزار مزایای متعددی دارد؛ از جمله کارمزد پایین، معافیت مالیاتی و سهولت در سرمایهگذاری نسبت به خرید فیزیکی. سرمایهگذاری مستقیم در فلزات سنگین مانند نقره یا مس به دلیل مشکلات نگهداری و حجم بالا دشوار است، اما گواهی سپرده این محدودیتها را برطرف کرده و به گزینهای جذاب تبدیل شده است. علاوه بر نقره، مس و طلا نیز همچنان از گزینههای محبوب سرمایهگذاری هستند.
در بازار ارز و طلا، دلار در محدوده ۱۱۲ تا ۱۴۰ هزار تومان نوسان دارد و احتمال اصلاح تا حدود ۱۳.۵ میلیون تومان مطرح است. طلا و نقره نیز با توجه به نسبت ریسک به بازده، جذابیت بالایی برای سرمایهگذاران دارند.
اما مهمترین بخش تحلیل مربوط به بازار بورس است. نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار به حدود ۶.۵ رسیده که نشاندهنده رشد قابل توجهی است، هرچند این رشد در همه صنایع یکسان نبوده است. برخی صنایع توانستهاند سقفهای تاریخی خود را پشت سر بگذارند و سودهای چشمگیری نصیب سهامداران کنند، در حالی که گروههای دیگر عملکرد ضعیفتری داشتهاند.
بررسی شاخصهای مالی نشان میدهد دوره گردش کالا در بازار به طور میانگین ۱۰۳ روز و دوره وصول مطالبات حدود ۱۱۸ روز است. این ارقام نشاندهنده افزایش زمان وصول مطالبات و کاهش کیفیت سود شرکتهاست. حاشیه سود صنایع نیز به حدود ۱۵ درصد کاهش یافته و این افت بیانگر کاهش توان سودسازی در مقایسه با فروش است. نسبت ارزش بازار به حقوق صاحبان سهام به ۳.۶ برابر رسیده که نشاندهنده معامله شرکتها با قیمتی بالاتر از ارزش دفتری آنهاست.
در عین حال، رشد فروش شرکتها به طور میانگین ۵۷ درصد بوده که از نرخ تورم رسمی ۴۸ درصد بیشتر است. این موضوع نشان میدهد فشار تورمی در آینده احتمالاً بالاتر از سطح فعلی خواهد بود. نسبت مطالبات به داراییها نیز به ۳۳ درصد رسیده و میانگین تقسیم سود شرکتها به ۵۳ درصد کاهش یافته است. این روندها همگی نشانهای از افت کیفیت سود و کاهش عیار فروش شرکتها هستند.
با وجود این چالشها، فرصتهای سرمایهگذاری همچنان وجود دارد. صنایعی که عملکرد بهتری نسبت به میانگین بازار داشتهاند، توانستهاند ارزشهای بالایی برای سهامداران ایجاد کنند. در مقابل، صنایعی که عقب ماندهاند، سود کمتر یا حتی زیان به همراه داشتهاند. نکته مهم آن است که تحلیل باید در سطح صنایع انجام شود؛ زیرا ممکن است در یک صنعت ضعیف، شرکتهایی وجود داشته باشند که عملکردی بهتر از میانگین بازار داشته باشند.
نمونه بارز، صنعت پالایش است. این صنعت با وجود برخی ضعفها در شاخصهای مالی، رکورددار فروش در میان صنایع بورسی است. ارزش سودسازی سالانه آن حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد میشود و ارزش بازار کل صنعت پالایش به بیش از ۷۲۴ هزار میلیارد تومان رسیده است. میانگین تقسیم سود در این صنعت حدود ۶۰ درصد است که برای سهامداران جذابیت بالایی دارد.
تحلیل کلی بازار نشان میدهد کیفیت سودسازی کاهش یافته، اما رشد فروش بالاتر از تورم نویددهنده فشارهای تورمی آتی است. سرمایهگذاران باید با دقت بیشتری صنایع برتر را شناسایی کنند و از فرصتهای موجود بهره ببرند، زیرا حتی در شرایط افت کیفیت سود، بازار همچنان ظرفیتهای قابل توجهی برای کسب بازدهی دارد.
صنایع فلزی و معدنی در ماههای اخیر عملکردی متفاوت داشتهاند. برخی شرکتهای بزرگ فولادی و معدنی توانستهاند با اتکا به صادرات و نرخهای جهانی، رشد فروش بالاتری نسبت به تورم ثبت کنند. این گروهها به دلیل ارتباط مستقیم با نرخ ارز و بازارهای جهانی، همچنان جزو صنایع پیشران بازار محسوب میشوند. با این حال، کاهش حاشیه سود در برخی شرکتها نشان میدهد فشار هزینهها و محدودیتهای داخلی بر سودآوری آنها اثرگذار بوده است.
در صنعت پتروشیمی نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. رشد فروش این شرکتها بالاتر از میانگین بازار بوده، اما افت کیفیت سود و افزایش دوره وصول مطالبات، نشانهای از چالشهای نقدینگی در این بخش است. با توجه به سهم بالای پتروشیمیها در صادرات غیرنفتی، هرگونه تغییر در سیاستهای ارزی یا محدودیتهای تجاری میتواند اثر قابل توجهی بر عملکرد این صنعت داشته باشد.
صنایع بانکی و مالی از دیگر بخشهای مهم بازار هستند. نسبتهای مالی نشان میدهد بانکها با افزایش مطالبات معوق و کاهش کیفیت داراییها مواجهاند. این موضوع باعث شده اعتماد بازار به سودآوری پایدار بانکها کاهش یابد. با این حال، برخی بانکهای بزرگ با اصلاح ساختار و افزایش سرمایه توانستهاند بخشی از این فشارها را مدیریت کنند.
در صنایع مصرفی مانند غذایی و دارویی، رشد فروش کمتر از تورم بوده و این نشاندهنده کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان است. با وجود این، برخی شرکتهای دارویی به دلیل افزایش تقاضا و صادرات توانستهاند عملکرد بهتری نسبت به میانگین بازار داشته باشند.
جمعبندی این بخش نشان میدهد بازار سرمایه ایران در حال حاضر با دو واقعیت همزمان روبهروست: از یک سو رشد فروش شرکتها بالاتر از تورم است و این میتواند نشانهای از فشارهای تورمی آینده باشد؛ از سوی دیگر، کاهش کیفیت سود و افت حاشیه سود بیانگر چالشهای ساختاری در صنایع مختلف است. بنابراین سرمایهگذاران باید با دقت بیشتری صنایع برتر را شناسایی کنند و از فرصتهای موجود بهره ببرند.
در نهایت، مسیر آینده بازار به شدت وابسته به سیاستهای کلان اقتصادی، مدیریت نقدینگی و وضعیت نرخ ارز خواهد بود. صنایعی که توانستهاند از سقفهای تاریخی عبور کنند و نسبتهای مالی بهتری دارند، میتوانند همچنان نقش پیشران بازار را ایفا کنند. در مقابل، صنایعی که با افت کیفیت سود و افزایش مطالبات مواجهاند، نیازمند اصلاحات جدی برای بازگشت به مسیر رشد خواهند بود.
در بررسی صنایع مختلف، نکته مهمی که به چشم میآید این است که بازار در شرایط فعلی بیش از هر چیز به سهمهای سود نقدیمحور توجه دارد. ذهنیت غالب حدود ۱۵۰ هزار سرمایهگذار حقیقی فعال در بورس این است که شرکتی جذاب است که تقسیم سود بالای ۶۰ درصد داشته باشد. دلیل این رویکرد آن است که سرمایهگذاران به دنبال جریان نقدی پایدار هستند و نمیخواهند اصل سرمایه خود را مصرف کنند؛ بلکه ترجیح میدهند از سود نقدی بهرهمند شوند. بنابراین حتی اگر برخی صنایع نسبتهای مالی ارزانی داشته باشند، به دلیل تقسیم سود پایین، جذابیت چندانی برای بازار ندارند.
برای نمونه، صنعت آشامیدنی با وجود ارزندگی نسبی، به دلیل تقسیم سود پایین کمتر مورد توجه قرار میگیرد. همین وضعیت در برخی شرکتهای پخش دارو نیز دیده میشود؛ جایی که دوره وصول مطالبات طولانی و بدهیهای سنگین باعث شده جذابیت سرمایهگذاری کاهش یابد. در مقابل، صنایع تجهیزات برقی با وجود رشد فروش چشمگیر (تا ۱۴۷ درصد) همچنان محبوبیت محدودی دارند، زیرا سرمایهگذاران در این بخش بیشتر با «خواب سرمایه» مواجه شدهاند و بازده نقدی مطلوبی دریافت نکردهاند.
صنعت سنگآهن نیز نمونهای جالب است. این گروه از نظر فروش و تقسیم سود وضعیت مناسبی دارد، اما کاهش شدید حاشیه سود باعث شده ارزشگذاری آنها افت کند. در گذشته سنگآهنیها حاشیه سود بالایی داشتند، اما اکنون با کاهش سودآوری مواجهاند و همین امر موجب شده قیمت سهامشان پایین بماند. با این حال، به دلیل جایگاه این صنعت در ابتدای زنجیره ارزش و نقش کلیدی در اقتصاد، همچنان جزو صنایع استراتژیک محسوب میشود.
در تحلیل بلندمدت، دیدگاه مهمی مطرح است: سرمایهگذاری خارجی در آینده نزدیک میتواند نقش تعیینکنندهای در صنایع پایه داشته باشد. مشکلات زیرساختی کشور در حوزه آب، برق، گاز و انرژی نیازمند سرمایهگذاریهای کلان است و این امر بدون مشارکت خارجی زمانبر خواهد بود. بنابراین انتظار میرود سرمایهگذاران خارجی در صورت ورود، اولویت خود را بر صنایع بالادستی و مواد اولیه قرار دهند؛ صنایعی مانند نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، مس و سنگآهن که مزیت رقابتی ایران محسوب میشوند.
به همین دلیل، این صنایع در ادبیات تحلیلگران بهعنوان صنایعی «داخل آب نمک» معرفی میشوند؛ یعنی صنایعی که باید حفظ شوند و در آینده با ورود سرمایهگذاری خارجی میتوانند شکوفایی دوباره داشته باشند. این نگاه نشان میدهد که اگرچه در کوتاهمدت برخی نسبتهای مالی افت کردهاند، اما در بلندمدت جایگاه این صنایع همچنان محکم است و میتوانند موتور محرک بازار سرمایه باشند.
رشد نقدینگی به حدود ۳۱ درصد رسیده، اما شکاف فزاینده میان تورم و نقدینگی قدرت…
مرگ بازیگر شناختهشده و محافظهکار در ۹۱ سالگی، تنها یک خبر هنری نبود؛ این رویداد…
پرونده ذخایر سوخت نیروگاهی اکنون در نقطهای قرار دارد که نیازمند رسیدگی فوری قوه قضاییه…
بازار سرمایه ایران در شرایطی قرار دارد که از یک سو رشد فروش صنایع بالاتر…
پیش بینی قیمت بیت کوین در سال 2026 از 10 هزار تا 250 هزار دلار…
فیلم سینمایی «بالماسکه» به کارگردانی محمدمهدی حبیبی و تهیهکنندگی حجتالله رئیسی، با حضور ابوالفضل پورعرب…