به گزارش سرمایه فردا، جشنواره موسیقی فجر همیشه قرار بود ویترین رسمی موسیقی کشور باشد؛ جایی برای نمایش تنوع، کیفیت و نبض بازار. اما آنچه در این دوره دیده شد، بیش از هر چیز حس یک رویداد کمجان و پراکنده را منتقل میکند؛ جشنوارهای که انگار پیش از آغاز، بخشی از انرژی خود را از دست داده است.
اختلاف فاحش با دوره گذشته، نخستین نشانه این افت محسوب میشود. سال قبل حجم اجراها عدد قابل توجهی را ثبت کرده بود و بیش از صد کنسرت در جدول قرار داشت. امسال فاصله عددی چشمگیر بود؛ فاصلهای که فقط یک کاهش آماری ساده نیست، نشانهای از کوچکتر شدن مقیاس جشنواره است. جشنوارهای که زمانی بر تراکم اجراها و تنوع برنامهها تکیه داشت، حالا با جدولی کمرمقتر مواجه شده است.
یکی از جدیترین ضعفهای این دوره، مسئله اطلاعرسانی بود. در عصر شبکههای اجتماعی و دسترسی لحظهای به اطلاعات، انتظار میرود جشنوارهای با این ابعاد، سازوکاری شفاف، دقیق و بهروز داشته باشد. اما سایت رسمی جشنواره بیشتر یادآور فضایی خاموش و رها شده است؛ خبری از جدول کامل برنامهها، جزئیات اجراها یا مسیر مشخص خرید بلیت دیده نمیشد. مخاطب برای یافتن اطلاعات اولیه، ناچار به جستوجو در منابع پراکنده بود؛ وضعیتی که برای یک رویداد ملی، بیش از حد غیرحرفهای به نظر میرسد.
ابهام در بلیتفروشی نیز به این آشفتگی دامن زد. در بسیاری از اجراها مشخص نبود فروش عمومی بلیت انجام میشود یا توزیع محدود صورت گرفته است. حتی بلیتهایی که در اختیار برخی رسانهها قرار داشت، فاقد اطلاعات کامل درباره نام هنرمندان و جزئیات برنامه بودند. جشنوارهای که باید مخاطب را به سالنها بکشاند، در ابتداییترین مرحله ارتباط با مخاطب دچار اختلال است.
نخستین شب جشنواره معمولاً حکم بیانیه رسمی کیفیت و نظم رویداد را دارد. با این حال، اجرای افتتاحیه با تأخیر آغاز شد؛ رخدادی که در تضاد با تأکید همیشگی جشنواره بر شروع بهموقع اجراها قرار میگرفت. مهمتر از تأخیر، ناهماهنگی در معرفی برنامه بود. اجرایی که با عنوان ارکستر صدا و سیما اعلام شده بود، در عمل با حضور گروهی متفاوت روی صحنه رفت. این جابهجایی، همراه با عدم اعلام نام دقیق اجراکنندگان، تصویری از بینظمی و سردرگمی ارائه داد.
فضای سالن نیز گویای وضعیت کلی جشنواره بود. صندلیهای خالی، حضوری محدود از مخاطبان و ترکیبی از حاضران که بیشتر به شرکتکنندگان برنامههای بعدی شباهت داشتند تا مخاطبان همان اجرا. کیفیت برنامه نیز نتوانست این کمبود را جبران کند. اجراهایی که انتظار میرفت استانداردی قابل دفاع داشته باشند، در مواردی متوسط یا حتی ضعیف ارزیابی شدند.
بخش موسیقی پاپ، همیشه یکی از پرمخاطبترین و بحثبرانگیزترین قسمتهای جشنواره بوده است. سال گذشته حضور چهرههای شاخص این حوزه، توجه عمومی را به جشنواره جلب کرده بود. امسال ترکیب خوانندگان پاپ به شکل محسوسی کوچکتر شده و تنها دو نام در این بخش دیده میشود: مرتضی اشرفی و علی اصحابی.
انتخابهایی که فاصله محسوسی با جریان اصلی بازار پاپ دارند و طبیعتاً نمیتوانند همان سطح از هیجان و جذب مخاطب را ایجاد کنند. در بخش بینالملل نیز تصویر چندان متفاوت نبود. حضور محدود گروههای خارجی، آن هم در حد شنیدهها درباره یک گروه از افغانستان، نشان میدهد این بخش عملاً به حاشیه رانده شده است. جشنوارهای با عنوان بینالمللی، نیازمند تنوع جغرافیایی و کیفیت هنری گستردهتری است؛ موضوعی که در این دوره کمتر به چشم آمد.
از دیگر نکات بحثبرانگیز این دوره، کنار گذاشتن چند بخش مهم جشنواره است. حذف جایزه «موسیقی و ترانه»، «بخش پژوهش» و جایزه «موسیقی و رسانه» تصمیمی است که پیامدهای فرهنگی قابل توجهی دارد. این بخشها در سالهای گذشته فرصتی برای توجه به جنبههای فکری، تحلیلی و رسانهای موسیقی فراهم میکردند. حذف آنها به معنای کوچکتر شدن دامنه نگاه جشنواره و محدود شدن آن به اجراهای صحنهای است.
جشنواره موسیقی فجر بیش از یک سلسله کنسرت، یک رویداد فرهنگی با کارکردهای متنوع محسوب میشود. کاهش اجراها، ضعف اطلاعرسانی، ابهام در سازوکارها و حذف بخشهای مهم، همگی تصویری از رویدادی ارائه میدهند که نیازمند بازنگری جدی است. جشنوارهای با این سابقه و جایگاه، برای حفظ اعتبار خود به برنامهریزی دقیقتر، شفافیت بیشتر و توجه جدیتر به کیفیت نیاز دارد. مخاطب امروز با گزینههای متنوع و استانداردهای بالاتر مواجه است؛ جشنوارهای که نتواند با این تغییرات همگام شود، به تدریج از مرکز توجه فاصله خواهد گرفت.
جشنوارهها در ذات خود قرار است محل تلاقی جریانها باشند؛ نقطهای که در آن هنر، بازار، مخاطب و سیاست فرهنگی به گفتوگو مینشینند. در تعریف کلاسیک، جشنواره موسیقی فجر باید ویترین رسمی موسیقی کشور باشد؛ صحنهای برای نمایش کیفیت، تنوع و حرکت رو به جلو. اما هر دوره که میگذرد، این پرسش پررنگتر میشود: آیا فجر هنوز ویترین است یا بیشتر به یک آیین تشریفاتی شباهت پیدا کرده؟
جشنواره زمانی معنا پیدا میکند که ضربآهنگ زندگی فرهنگی جامعه را بازتاب دهد. وقتی مخاطب در سالنها حضور پررنگ دارد، رسانهها با حساسیت برنامهها را دنبال میکنند و اجراها به بحث عمومی تبدیل میشوند، جشنواره کارکرد واقعی خود را پیدا کرده است. اما اگر هیجان عمومی کاهش یابد، اطلاعرسانی کمرنگ شود و برنامهها بیش از آنکه جریانساز باشند، صرفاً برگزار شوند، ماهیت رویداد به تدریج تغییر میکند.
تشریفات فرهنگی معمولاً نشانههایی مشخص دارد: برگزاری منظم، چارچوب رسمی، ساختاری ثابت و کمترین میزان ریسک. در این مدل، اصل بر انجام رویداد است، نه اثرگذاری آن. جشنواره برگزار میشود، سالنها میزبان اجرا هستند، گزارشها منتشر میشوند؛ اما آن حس «اتفاق» شکل نمیگیرد. مشکل از جایی آغاز میشود که رویداد فرهنگی از منطق جریانسازی فاصله میگیرد. جشنواره اگر به فضایی تبدیل شود که بیشتر بر انجام مراسم تکیه دارد تا خلق تجربه، به تدریج جذابیت خود را از دست میدهد.
مخاطب امروز با گزینههای متنوع، کنسرتهای مستقل و دسترسی گسترده به موسیقی جهانی مواجه است. در چنین شرایطی، جشنواره باید دلیل قانعکنندهای برای دیده شدن ارائه دهد.فجر همچنان ظرفیت ویترین بودن را دارد؛ سابقه، نام و جایگاه آن سرمایههای بزرگی محسوب میشوند اما حفظ این موقعیت نیازمند بازنگری جدی در رویکردهاست. جشنوارهای که قرار است نماینده نبض موسیقی کشور باشد، باید بیش از هر چیز به کیفیت، شفافیت، تنوع و ارتباط واقعی با مخاطب تکیه کند. ویترین بودن یک عنوان نیست؛ نتیجه تصمیمها، انتخابها و میزان جسارت فرهنگی است.
ویترین فرهنگی، مفهومی فراتر از اجرای چند کنسرت است. ویترین یعنی انتخاب آگاهانه، چیدمان هدفمند و تصویری روشن از وضعیت امروز هنر. جشنوارهای با عنوان ملی، باید بهترینها، تازهترینها و جریانهای اثرگذار را کنار هم قرار دهد. مخاطب با این انتظار به جشنواره نگاه میکند که کیفیت ببیند، کشف کند، غافلگیر شود.
وقتی ترکیب اجراها فاقد چهرههای تأثیرگذار بازار است، تنوع سبکها کاهش پیدا میکند و برخی بخشهای تخصصی حذف میشوند، ویترین بودن جشنواره زیر سوال میرود. ویترین موفق، ویترینی زنده است؛ فضایی که در آن مخاطب حس کند با یک رویداد ضروری روبهروست، نه برنامهای که صرفاً در تقویم فرهنگی ثبت شده است.
به گزارش سرمایه فردا، زمان، با سرعتی سپری میشود که در یک چشمبرهمزدن، نوادگانمان از…
مبین انرژی سالهاست بار اصلی تأمین یوتیلیتی در منطقه ویژه پتروشیمی را به دوش میکشد،…
در حالی که آمارهای رسمی از افزایش بروز سرطان در کشور خبر میدهند، روایتهای میدانی…
زیانهای سنگین قشرین و قنقش، نشانهای از ضعف ساختاری، مدیریت ناکارآمد و ناتوانی در تطبیق…
فشار حداکثری ترامپ به کشورهای رقیب از تحریم ها به رقابتی کریدوری رسیده است ،…
پرونده قضایی جوانی 22 ساله را پای میز محاکمه کشید که بخاطر دوست دختر با…