به گزارش سرمایه فردا، «قانون اختیارات جنگی» سال ۱۹۷۳ و در واکنش به فاجعه ویتنام به تصویب رسید. قانون‌گذاران آمریکایی دیگر نمی‌خواستند رئیس‌جمهوری بتواند بدون اعلام رسمی جنگ، کشور را به باتلاقی از درگیری بکشاند. بر اساس این قانون، رئیس‌جمهور موظف است ظرف ۴۸ ساعت از آغاز هرگونه عملیات نظامی، کنگره را مطلع کند. از آن لحظه، شمارش معکوس ۶۰ روزه آغاز می‌شود. پس از پایان این مهلت، رئیس‌جمهور باید یا از کنگره مجوز بگیرد، یا نیروهایش را خارج کند. ترامپ در ۲ مارس (۱۲ اسفند ۱۴۰۴) کنگره را در جریان حملات به ایران قرار داد. بنابراین، ۱۱ اردیبهشت پایان مهلت قانونی او برای ادامه جنگ بدون مجوز قوه مقننه است.

اما در عمل، این قانون بارها نادیده گرفته یا با تفسیرهای موسع خنثی شده است. رؤسای جمهور آمریکا از دهه ۱۹۷۰ تاکنون استدلال کرده‌اند که این قانون محدودیتی غیرقانونی بر اختیارات فرماندهی کل قواست؛ اختیاری که طبق اصل دوم قانون اساسی آمریکا به رئیس‌جمهور اعطا شده است. به عبارت دیگر، رؤسای جمهور آمریکا همیشه بر این باور بوده‌اند که در امور نظامی، حرف اول و آخر را آنها می‌زنند، نه کنگره.

فصل دوم: سه راه فرار؛ ابزارهای حقوقی ترامپ برای دور زدن قانون

کارشناسان حقوقی و تحلیلگران معتقدند دولت ترامپ سه راهکار اصلی برای بی‌اثر کردن این ضرب‌الاجل دارد.

اول، تفسیر موسع از مفهوم «مخاصمات». قدرتمندترین سلاح رؤسای جمهور آمریکا در برابر این قانون، تعریف نکردن عملیات نظامی به عنوان «مخاصمات» است. قانون هرگز این اصطلاح را دقیقاً تعریف نکرده و همین ابهام، روزنه‌ای برای فرار است. اوباما در جنگ لیبی (۲۰۱۱) از همین حربه استفاده کرد. او استدلال کرد که از آنجایی که نیروهای زمینی آمریکا در تبادل آتش مستقیم با نیروهای قذافی شرکت نداشتند و نقش آنها صرفاً «پشتیبانی» از ناتو بود، بنابراین قوانین مربوط به «مخاصمات» فعال اعمال نمی‌شود. ترامپ نیز به راحتی می‌تواند ادعا کند که ارتش آمریکا فقط از نیروی هوایی و دریایی استفاده کرده و نیروی زمینی را وارد درگیری نکرده است. بنابراین از نظر او، محدودیت ۶۰ روزه اصلاً فعال نشده است.

دوم، گرفتن مهلت ۳۰ روزه اضافی. اگر ترامپ بخواهد صراحتاً قانون را بپذیرد و همچنان به دنبال زمان باشد، می‌تواند یک تمدید ۳۰ روزه دیگر دریافت کند. شرط آن این است که او به طور کتبی به کنگره اعلام کند که این زمان برای «خروج امن و منظم» نیروها «ضروری» است. این تمدید معمولاً به عنوان یک حق شناخته می‌شود. با این حال، قانون تأکید دارد که این ۳۰ روز نمی‌تواند برای ادامه عملیات تهاجمی استفاده شود. اما در عمل، تمایز بین «خروج امن» و «ادامه درگیری» در میدان نبرد بسیار مبهم است. همان خط خاکستری که همیشه به سود فرمانده کل قوا تمام می‌شود.

سوم، گرفتن مجوز مستقیم از کنگره. ترامپ می‌تواند به جای تمام این حاشیه‌ها، از کنگره بخواهد صراحتاً مجوز استفاده از نیروی نظامی علیه ایران را صادر کند. با توجه به اینکه هر دو مجلس در اختیار جمهوری‌خواهان است، این سناریو اگرچه پرهزینه است، اما شدنی به نظر می‌رسد. هرچند برخی سناتورهای جمهوری‌خواه مثل جان کرتیس هشدار داده‌اند که از جنگ بی‌پایان بدون مجوز حمایت نمی‌کنند، اما هنوز نشانه‌ای مبنی بر اینکه اکثریت حزب بخواهند دستور توقف صادر کنند، دیده نمی‌شود.

فصل سوم: سناریوی اوباما در لیبی؛ کابوسی که کنگره نتوانست جلویش را بگیرد

بدبینانه‌ترین سناریو برای کسانی که منتظر پایان جنگ هستند، تکرار تجربه لیبی در سال ۲۰۱۱ است. مهلت ۶۰ روزه اوباما در ۲۰ مه به پایان رسید. مهلت ۳۰ روزه اضافی او نیز یکشنبه بعد به سر رسید. اما اوباما نه تنها به جنگ ادامه داد، بلکه کنگره نیز در عمل نتوانست جلوی او را بگیرد.

مجلس نمایندگان قطعنامه‌ای برای اعطای مجوز به اوباما به رای گذاشت، اما آن را رد کرد. آنها در همان زمان قطعنامه‌ای برای قطع بودجه جنگ نیز به رای گذاشتند که آن هم رد شد. این یعنی کنگره هم نمی‌توانست به جنگ مشروعیت بدهد و هم نمی‌توانست آن را متوقف کند. در نهایت، ده نفر از نمایندگان از اوباما به دلیل نقض قانون اختیارات جنگی شکایت کردند، اما دیوان عالی هرگز وارد این مناقشات حقوقی نشد.

ترامپ به خوبی می‌داند که ضمانت اجرایی قانون اختیارات جنگی ضعیف است. او و تیم حقوقی‌اش استدلال می‌کنند که این قانون حتی «قانونی» نیست و مغایر با قانون اساسی است. مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، صراحتاً این قانون را «غیرقانونی» خوانده است. یعنی از نظر آنها، اصلاً چنین محدودیتی وجود ندارد.

فصل چهارم: آیا همه چیز به ۱۱ اردیبهشت ختم می‌شود؟

پاسخ واقع‌بینانه به این سوال: خیر. مهلت ۱۱ اردیبهشت به احتمال قریب به یقین منجر به عقب‌نشینی خودکار نیروهای آمریکایی نخواهد شد. جنگ وارد فاز جدیدی خواهد شد. یا ترامپ با استناد به «عملیات پشتیبانی» و نبود نیروی زمینی، قانون را نادیده می‌گیرد، یا با تمدید ۳۰ روزه، زمان بیشتری برای مذاکره یا فشار نظامی می‌خرد.

دموکرات‌ها بارها تلاش کرده‌اند با استناد به این قانون، قطعنامه‌هایی برای توقف جنگ ارائه کنند، اما هر بار رأی نیاورده است. به نظر می‌رسد تنها چیزی که می‌تواند ترامپ را به عقب‌نشینی وادار کند، فشار سیاسی ناشی از هزینه‌های سنگین جنگ و احتمال ایجاد یک «باتلاق» دیگر در خاورمیانه است. تا آن زمان، اختلاف بین کاخ سفید و کنگره بر سر «قانونی» یا «غیرقانونی» بودن جنگ، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی خواهد ماند. و این ابهام، همیشه به سود رئیس‌جمهور تمام می‌شود. تاریخ نشان داده که در بازی قدرت بین کنگره و کاخ سفید در حوزه سیاست خارجی، فرمانده کل قوا همیشه برگ برنده را در آستین داشته است. ۱۱ اردیبهشت، شاید پایان جنگ نباشد؛ شاید فقط پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر با قواعدی پیچیده‌تر باشد.

modir

Recent Posts

بازار خودرو حبابی شد

در حال حاضر که بازار خودرو به شدت گران شده واردات خودروهای دست دوم از…

3 دقیقه ago

نقد فیلم تخیلی هیل‌مری

در جریان فیلم تخیلی هیل‌مری، رابطه‌ای میان انسان و موجود بیگانه در فیلم شکل می‌گیرد…

1 ساعت ago

روایت سرمایه‌گذارانی در قعر بازار

در دنیای پرنوسان ارزهای دیجیتال، یک اصطلاح عجیب و در عین حال پرمعنا وجود دارد:…

2 ساعت ago

پناهگاه‌های امن بازارهای خاورمیانه؛ چرا سرمایه‌ها به صندوق‌ها و ETF‌ها پناه بردند؟

اقتصاد دنیا همچنان درگیر تنش‌های سیاسی و نظامی است، به همین دلیل ریسک بازارها افزایش…

3 ساعت ago

پرونده دزدی با سلاح گرم

مردی میانسال در حالی پیدا شد که بر اثر اصابت گلوله به‌شدت مجروح شده بود.…

3 ساعت ago

شرایط دریافت ‌کارت امید مادر

‌کارت امید مادر با پرداخت ماهانه ۲ میلیون تومان برای افزایش تولد در سایه کاهش…

4 ساعت ago