رادیکالهای داخلی و رسانههای اسرائیلی هر دو از توافق ایران و آمریکا ناراضیاند!
مهرشاد ایمانی: توافق ایران و آمریکا به مرحله نهایی رسید و فقط امضای طرفین مانده تا جنگ به طور کامل تمام شود. هم آمریکا و هم ایران از رسیدن به توافق نهایی خبر دادند. همین خبر باعث شد امید بسیاری در میان مردم ایجاد شود که بعد از این سایه جنگ از کشور کنار میرود و حتی امید به رفع تحریمها و بهبود شرایط اقتصادی نیز بسیار بالا رفت؛ امید در میان مردمی که در یک سال گذشته دو جنگ سخت را تجربه کردند، با بیکاری، تورم و فشار شدید اقتصادی دستوپنجه نرم کردند اما در میانه جنگ با استقامتی مثال زدنی پای کشورشان ایستادند؛ گرچه خانههایشان ویران شده بود یا عزیزی از دست داده بودند. همین مردم حالا که یک قدم تا پایان کامل جنگ فاصله داریم، امیدوارند که دیگر کشور و زندگیشان در مخاطره حمله بیگانه قرار نگیرد.
در این میان اما برخی گویا از این تحولات خشنود نیستند و در دو-سه روز اخیر شاهد بودیم که در خیابانها شعارهای عجیبی سر میدهند، خواستار مرگ مذاکرهکنندگان ایرانی هستند، علیه محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و حتی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور شعارهای به شدت تندی میدهند و مدام مسئولان نظام را تهدید میکنند. آنها فضایی را ایجاد کردهاند که با متن و بطن اکثریت جامعه همخوان نیست و به نوعی خواهان ادامه جنگ هستند.
البته این رویکرد چندان خودجوش هم نیست و میبینیم که برخی از نمایندگان مجلس از جمله امیرحسین ثابتی و حمید رسایی با حضور در میان تجمعکنندگان سخنرانی برای آنها بر این آتش میدمند. آنها سیاستهای کلان جمهوری اسلامی را زیر سوال میبرند و به جای شورای عالی امنیت ملی و حتی رهبری تعیین تکلیف میکنند. ثابتی در خیابان میگوید عراقچی باید در مجلس استیضاح شود و در ادامه جمعیت فریاد میزند: «استیضاح، استیضاح». ثابتی میگوید که فردی چون عراقچی صلاحیت وزارت خارجه در جمهوری اسلامی و در دوره جنگ را ندارد.
رسایی هم در جای دیگری میگوید که کار زمانی تمام میشود که رژیم صهیونیستی از کره زمین محو شود. سعید حداد، مداح هم بر شور جمعیت میدمد و فریاد میزند و خطاب به مسئولین میگوید که بدانید اگر بخواهید خون رهبر شهیدمان را پایمال کنید، پایمالتان میکنیم. ثابتی و رسایی هم لیست ۱۶ نفرهای از نمایندگان مخالف مذاکره را منتشر کردند و مدعی شدند که این نمایندگان در تجمعات خیابانی علیه مذاکرات حاضر شدهاند؛
علاوه بر خودشان، افرادی از جمله فاطمه جراره، ابوالقاسم جراره، سید مرتضی محمودی، عباس گودرزی، روحاله ایزدخواه، حسین صمصامی، علی خزایی، پیمان فلسفی، عباس قدرتی، مهدی کوچکزاده، کامران غضنفری، مجتبی رحماندوست، بیژن نوباوه و علیرضا سلیمی که گودرزی و سلیمی پس از انتشار این لیست حضور خود در تجمعات ضد مذاکرات را تکذیب کردند. به هر حال فضای چند روز اخیر چه در عالم سیاست و چه در خیابان اینگونه بوده است و نیروهایی با تمام توان علیه مسئولان ایستادهاند. در این شرایط چند موضوع در ارتباط با موضع تند و تیز چنین نیروهایی به وجود میآید.
مسئله اول این است که در تحلیل مخالفان مذاکره نادیده گرفته میشود، آن است که عراقچی، قالیباف و حتی شخص پزشکیان تصمیمگیرنده سیاستهای کلان کشور نیستند. آنها مجری سیاستهای کلانی هستند که شورای عالی امنیت ملی و رهبر انقلاب ترسیم میکنند. پر واضح است که بر مبنای قانون اساسی تمام مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز اجرا نمیشود مگر با تأیید شخص رهبری. آنها صریح پاسخ نمیدهند که آیا رهبری انقلاب به کلی از روند مذاکرات بیاطلاع هستند؟ طبیعتا چنین نیست؛ چنانکه به تازگی محمد مهدی میرباقری، از اعضای مجلس خبرگان، در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «اینکه خیال کنیم در نهایت، یک چیز خیلی بد از آن در میآید، من چنین گمانی ندارم.
ممکن است عالی نباشد، ولی اینکه ما خیال کنیم یک چیز ضعیفی خواهد بود و خیلی نگران بشویم، خیر. بنابراین، نگران و مضطرب نباشید و پمپاژ اضطراب نکنید. نباید نگرانی و استرس به مردم منتقل کنید. رهبر معظم انقلاب، نظارت جدی دارند و تذکرات جدی میدهند و صحنه را کنترل میکنند». مخالفان مذاکره مدعیاند حتی اگر رهبر انقلاب در جریان مذاکرات باشند، اما تیم مذاکرهکننده بر اساس مواضع ایشان پیش نمیروند. این ادعا هم عجیب است زیرا مگر ممکن است رهبری رویکردی را تعیین کنند و در چنین سطح کلانی مسئولانی چون عراقچی و قالیباف خودسر عمل کنند؟
با این اوصاف حملهکنندگان به تیم مذاکره به نوعی میخواهند آنچه خود فکر و تصور میکنند و آنچه منویات خودشان است را به رهبری منتسب کنند؛ در حالی که واقعیت این است که رهبر انقلاب از عملکرد مسئولان نظام دفاع میکنند؛ چنانچه در اردیبهشتماه بود که محمدرضا طاهری، مداح، در جمع مردم در خیابان گفت: «رهبر انقلاب در دیدار حضوری موکدا به آقای علی اکبری و آقای قمی فرمودند به مردم بگویید در میادین، حرفی که برای تضعیف دولت و تضعیف تیم مذاکرهکننده باشد، اصلا به زبان نیاورید». این نقل قول طاهری با پیامهای اخیر رهبر انقلاب همگون است؛ چنانچه ایشان تقریبا در تمام پیامهای رسمیشان در کنار پرداختن به مسئله مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن، بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام داخلی تأکید داشتهاند.
ایشان در میانه مذاکرات بود که اشاره کردند دشمن در پی تجزیه اجتماعی ایران است و هیچ کس نباید به اختلافات غیرموجه و حتی موجه دامن بزند یا آنکه مطرح کردند همه باید از اختلافات پوچ سیاسی پرهیز کنند. همین دو روز پیش و در شرایطی که مخالفان توافق مواضعی رادیکال اتخاذ میکردند، سایت رهبر انقلاب ویدئویی منتشر کرد که در آن ویدئو نریشنی بر تصاویر مردم در تجمعات شبانه خوانده میشد با این محتوا که: «در مقام مقابله با این بدخواهیها همه باید با ایستادگی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل نقشه شوم دشمن را خنثی کنند که در این میان نقش مسئولان بسیار مهم است». بسیاری این مطلب را پیامی روشن دانستند که نباید بر هرگونه اختلاف دامن زد.
مسئله بعدی آن است که امروز تقریبا همه نیروهای سیاسی بر ضرورت حمایت از دولت و تیم مذاکرهکننده تأکید دارند و دیگر به هیچوجه این موضوع جناحی نیست؛ تا حدی که همانطور که بیان شد فردی چون میرباقری نیز از مذاکرهکنندگان حمایت میکند. تا پیش از این میرباقری نقشی محوری در هدایت فکری همین طیف مخالفت توافق داشت و برخی باور داشتند که بعد از فوت آیتالله مصباح او راهبرد اندیشهای این طیف سیاسی خاص است. پرسش آن است وقتی که او نیز سعی در پرهیز از اختلافافکنی دارد، عده محدودی خط فکری خود را از کجا اتخاذ میکنند؟ نکته مهم آن است که اتفاقا این طیف خاص شامل همه آن نیروهایی که پیشتر تحت عنوان نیروهای رادیکال میشناختیم، نمیشوند. مشخصا اکنون نیروهای جبهه پایداری با این طیف همراه نیستند و تعداد آنها به کمترین میزان خود رسیده است.
نکته دیگر و البته عجیب آن است که چه طور در هر موردی که رادیکالها با آن مخالفاند، تندترین طیفها در اسرائیل هم با آن مخالفاند؟ در همین یکی-دو روز اخیر رسانههای اسرائیلی به شدت به توافق ایران و آمریکا حمله کردند. این موضوع از زمان توافقنامه برجام نیز مطرح میشد که چه طور ممکن است یک توافق هم به زیان ایران باشد و هم به زیان اسرائیل؟ دو روز پیش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت نوشت که: «بنیامین نتانیاهو انتظار داشت که حمله به بیروت به فروپاشیدن مذاکرات منجر شود، اما اتفاقی که رخ داد کاملاً برعکس بود و توافق به امضا رسید».
شبکه ۱۴ تلویزیون این رژیم هم توافق ایران و آمریکا را «دستاوردی بسیار مهم» برای ایرانیها خواند و اینکه آتش بس در این توافق فوری خواهد بود، لذا اسرائیل باید بر اساس این توافق حمله به لبنان را فورا متوقف کند. روزنامه معاریو مدعی هم شد که نتانیاهو به دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا گفته است که ارتش رژیم صهیونیستی از لبنان عقب نشینی نخواهد کرد و اسرائیل خود را ملزم به اجرای بند مربوط به لبنان در توافق بین ایران و آمریکا نمیبیند». همین روزنامه در مطلب دیگری به نقل از نتان ایشل، از افراد نزدیک به نتانیاهو، نوشته است: «تفاهمی که ایران و آمریکا امضا کردهاند، به هیچ وجه ارزشی ندارد و هیچکس به استثنای دونالد ترامپ برای آن ارزش قائل نیست».
اکنون به جز یک طیف محدود در ایران، بیش از همه اسرائیل است که از توافق میان ایران و آمریکا ناخشنود است و این توافق در رسانههای بینالمللی یک پیروزی بزرگ برای ایران قلمداد میشود زیرا جنگی که قرار بود منجر به تصرف جزایر ایران شود، قرار بود باعث اعتراضات خیابانی مردم علیه نظام ایران شود و در آخر قرار بود باعث سقوط نظام ایران شود، اکنون به یک توافقی منجر شده که آمریکاییها بسیاری از شروط ایران را پذیرفتهاند و دنیا مشاهده کرد که ایران چه میزان قدرت بازدارنده، نظامی و دفاعی دارد.
در پایان ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که فارغ از هر نوع نگاهی که نیروهای سیاسی به رخدادهای دیپلماتیک دارند، اکنون حفظ انسجام داخلی از هر موضوعی مهمتر به نظر میرسد؛ آنچیزی که بارها در پیامهای رهبری هم مورد اشاره قرار گرفته است و دانستن این نکته که مسئولان نظام در چارچوب نظام حرکت میکنند و خائن به این ملک و مردم نیستند، میتواند در ادامه مردم و کشور را از پیچ سخت کنونی عبور دهد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا