به گزارش سرمایه فردا، کتاب «غزه از بازگشت مینویسد» به ویراستاری شهید رفعت العرعیر، مجموعهای از داستانهای کوتاه جوانان فلسطینی است که زندگی روزمره در سایه جنگ و محاصره را روایت میکنند؛ داستانهایی که نشان میدهند مقاومت برای مردم غزه نه یک احساس زودگذر، بلکه ضرورتی حیاتی است.
نوار غزه در نگاه جهانیان اغلب بهعنوان قربانگاهی بزرگ شناخته میشود؛ جایی که مردمانش با پایداری خارقالعاده بر آرمان مقاومت ایستادهاند. پرسش اساسی این است که چه چیزی آنان را به چنین استقامت بیپایانی واداشته است؟ پاسخ را میتوان در کتاب «غزه از بازگشت مینویسد» یافت؛ اثری که نه با تحلیلهای سیاسی، بلکه با روایت زندگی روزمره مردم غزه، چشماندازی تازه پیش روی خواننده میگذارد و نشان میدهد مقاومت برای آنان یک انتخاب احساسی نیست، بلکه ضرورتی برای بقاست.
رفعت العرعیر، استاد ادبیات و نگارش خلاق در دانشگاه اسلامی غزه، ویراستار این مجموعه است. او پس از دریافت کارشناسی ارشد ادبیات از کالج دانشگاه لندن و دکترا از مالزی، به وطن بازگشت و کلاسهای نویسندگی برای جوانان غزهای برگزار کرد. هدفش روشن بود: رساندن صدای غزه از درون، بیواسطه و بیتفسیر، به گوش جهانیان. در این کتاب، ۲۳ داستان کوتاه از ۱۵ نویسنده جوان فلسطینی گردآوری شده است؛ نویسندگانی که همگی نهایتاً ۲۰ سالهاند و تنها سه نفرشان مرد هستند. هر داستان بخشی از واقعیت زندگی در غزه را بازتاب میدهد و سبکهای متنوعی از روایت را در بر میگیرد.
ویژگی برجسته این مجموعه آن است که بسیاری از داستانها ابتدا در قالب یادداشتهای کوتاه در شبکههای اجتماعی نوشته شده بودند؛ پستهایی در فیسبوک، اینستاگرام یا توییتر که با تشویق و راهنمایی العرعیر به داستانهای کوتاه تبدیل شدند. او جوانانی را که نویسنده حرفهای نبودند، به نوشتن ترغیب کرد تا روایتهای شخصیشان از جنگ و محاصره به زبان انگلیسی منتشر شود و مستقیم به مخاطبان جهانی برسد.
نکته غمبار اما الهامبخش این است که رفعت العرعیر، ویراستار و روح اصلی این کتاب، اکنون شهید شده است. میراث او در قالب این مجموعه باقی مانده؛ میراثی که نشان میدهد چگونه ادبیات میتواند به سلاحی برای مقاومت تبدیل شود و چگونه نسل جوان غزه، حتی در دل محاصره، توانسته است صدای خود را به جهان برساند.
امیرحسین حیدری، مترجم فارسی این کتاب، درباره انگیزه خود برای ترجمه میگوید: «رشته تخصصی من ترجمه زبان انگلیسی است و به ادبیات پایداری علاقهمندم. وقتی جستوجو کردم، دیدم در این حوزه آثار برجستهای در ایران وجود ندارد. همین کنجکاوی مرا به کتاب رفعت العرعیر رساند؛ اثری که تازه منتشر شده بود و ویژگیهای خاصی داشت. او میخواست روایت فلسطین را بیواسطه به جهان منتقل کند؛ همان چیزی که ما میگوییم باید خودمان روایت کنیم تا دیگران روایتمان نکنند.»
شهید رفعت العرعیر، ویراستار و گردآورنده این مجموعه، کتاب را ابزاری برای بازگشت به هویت فلسطینی میدانست. او باور داشت که در برابر «جنگ رسانهای» گستردهای که هر روز با بودجههای کلان تغذیه میشود، تنها راه مقابله، روایت مستقیم و بیواسطه مردم غزه است. در شرایطی که رسانههای اسرائیلی با کلیدواژههایی چون «غیرنظامیان در اماناند» یا «مقصر حماس است» افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار میدهند، این کتاب نشان میدهد واقعیت چیز دیگری است: خانههایی ویران شده، مزرعههایی نابود گشته، بیماران محروم از ملاقات، مادرانی که فرزندانشان در زنداناند و پیرزنانی که حتی امکان دیدار عزیزانشان را ندارند. هر داستان گواهی است بر اینکه تبلیغات رسمی با حقیقت فاصله دارد و نویسندگان جوان این مجموعه، با گوشت و پوست خود رنج را لمس کردهاند و آن را به زبان جهانی روایت کردهاند.
از منظر ترجمه، دشواریهای رایج در انتقال لحن محلی کمتر دیده میشود، زیرا زبان اصلی کتاب انگلیسی است. نویسندگان جوان غزه، به تشویق العرعیر، روایتهای خود را مستقیماً به انگلیسی نوشتند تا صدایشان بیواسطه به گوش جهانیان برسد. همین ویژگی باعث شد ترجمه فارسی بیشتر بر انتقال اصطلاحات و ظرایف زبانی تمرکز داشته باشد، نه بازآفرینی دوباره یک متن دو زبانه.
یکی از برجستهترین ابعاد کتاب، نقش زنان نویسنده است. هرچند نویسندگان مجموعه عمدتاً جواناند، اما شخصیتهای داستان طیف وسیعی از هرم سنی را در بر میگیرند. از دختر دانشآموزی که در میان صدای بمباران و قطع برق تلاش میکند تکالیفش را انجام دهد، تا مادری مسن که فرزندش به جرم مبارزه زندانی شده و حتی امکان ملاقات او را ندارد. این تنوع نشان میدهد زنان غزه در هر سن و موقعیتی، بخشی جداییناپذیر از مقاومتاند. دختران جوان با امید به آینده و تلاش برای تحصیل، مادران با ایستادگی در برابر فقدان و محرومیت، و زنان مسن با پایداری در برابر تنهایی و محاصره، همگی صدای واحدی را شکل میدهند: صدای ایستادگی در برابر اشغالگری.
روایت زندگی عادی؛ مقاومت فرهنگی در غزه
کتاب «غزه از بازگشت مینویسد» پس از شهادت رفعت العرعیر، بیش از یک مجموعه داستان کوتاه، به وصیت فرهنگی او تبدیل شد؛ وصیتی که بر حفظ هویت فلسطینی و روایت بیواسطه زندگی روزمره تحت اشغال تأکید دارد و نشان میدهد چگونه همین روزمرگی به شکلی از مقاومت بدل میشود.
پس از شهادت رفعت العرعیر در سال ۲۰۲۳، نگاه به کتاب «غزه از بازگشت مینویسد» تغییر کرد. دیگر این اثر صرفاً یک مجموعه ادبی نبود، بلکه به نوعی وصیت فرهنگی او تبدیل شد. عکسها و سخنرانیهایش آرامشی را نشان میداد که از ایمان و باور عمیق به رسالت روایت سرچشمه میگرفت. او با وجود تهدیدهای مکرر و امکان خروج از غزه، هرگز ترک وطن نکرد و در یادداشتها و اشعارش بارها تأکید کرد که اگر روزی نباشد، دیگران باید بمانند و روایت کنند. شاهبیت شعر معروفش خطاب به دخترش –«اگر قرار است من بمیرم و نباشم، تو بمان و من را روایت کن»– امروز به شعار فرهنگی نسل جوان غزه بدل شده است؛ پیامی که دانشجویان، دوستان و نویسندگان جوان او همچنان ادامه میدهند.
برای خواننده ایرانی، این کتاب بیش از هر چیز یادآور انسانیت ناب تحت اشغال است. داستانها نه از مبارزان مسلح، بلکه از شهروندان عادی سخن میگویند؛ دانشآموزی که نمیتواند تکالیفش را انجام دهد چون برق قطع شده، بیماری که امکان درمان ندارد، مادری که فرزندش در زندان است و حتی اجازه ملاقات ندارد، یا خانوادهای که خانهاش ویران شده و هیچ راهی برای بازسازی ندارد. این روایتها نشان میدهند که مقاومت در غزه تنها در میدان نبرد نیست، بلکه در تلاش برای حفظ حق زندگی روزمره جریان دارد. همین اشتراک فرهنگی میان مردم ایران و فلسطین، پیوندی عمیق ایجاد میکند؛ زیرا ما نیز درک میکنیم که مقاومت، پیش از هر چیز، دفاع از حق زیستن است.
تم روزمرگی در داستانها معنای ویژهای دارد. در یکی از روایتها، جوانی از مادرش میپرسد چرا با وجود خطر، پرچم فلسطین را بر سردر خانه نصب میکنند. پاسخ مادر روشن است: اسرائیل میخواهد هیچ خانهای در غزه پرچم نداشته باشد، هیچ صدای اذان یا اللهاکبری بلند نشود، تا هویت فلسطینی محو شود. همین اصرار بر حفظ نشانههای ساده زندگی، خود نوعی مقاومت فرهنگی است. وقتی اسرائیل برق و آب را قطع میکند، مدارس را تعطیل میکند، یا درختان زیتون –نماد ریشهدار فلسطین– را با بلدوزر نابود میسازد، هدفش شکستن روحیه مردم و سلب زندگی عادی است. اما فلسطینیها دریافتهاند که حفظ همین زندگی روزمره، حتی در سادهترین شکلش، پاسخی مستقیم به اشغالگری است.
بازگشت به زندگی؛ امیدی که غزه روایت میکند
کتاب «غزه از بازگشت مینویسد» با انتخاب واژه «بازگشت» در عنوان، نه تنها به معنای بازگشت به خانه و سرزمین، بلکه به بازگشت به زندگی روزمرهای اشاره دارد که اشغالگری میکوشد آن را نابود کند. همین بازگشت، هویت جمعی فلسطینیها را زنده نگه میدارد و امید را به نسل جوان منتقل میکند.
انتخاب عنوان «بازگشت» برای این کتاب، معنایی فراتر از یک واژه ساده دارد. بازگشت در اینجا به معنای بازگشت به زندگی عادی پس از هر موج حمله و عملیات نظامی است؛ همان چیزی که مردم غزه بارها تجربه کردهاند. پس از عملیات سرب گداخته، تنها یک روز طول کشید تا نانواییها دوباره باز شوند، کارگران به محل کارشان برگردند و خانوادهها تلاش کنند زندگی روزمره را از نو بسازند. اسرائیل با حملات مکرر میکوشد مردم را ناامید کند و حس زندگی عادی را از آنان بگیرد، اما نویسندگان جوان این کتاب نشان میدهند که بازگشت به همان روزمرگی، خود شکلی از مقاومت است.
ناشر و مترجم کتاب نیز تأکید داشتند که عنوان باید حامل امید باشد، نه صرفاً جذابیت بازاری. پیشنهادهایی مانند انتخاب نام یکی از داستانها –مثلاً «زخمها»– مطرح شد، اما در نهایت «بازگشت» برگزیده شد تا پیام اصلی کتاب یعنی ایستادگی و امید مردم غزه برجسته شود. این انتخاب نشان میدهد که حتی در دل ویرانی، بازگشت به زندگی روزمره، بازگشت به هویت جمعی و بازگشت به امید، معنای واقعی مقاومت است.
در میان داستانهای کتاب، مترجم بیشترین ارتباط را با داستان نخست برقرار کرده است؛ داستانی با عنوان «زندگی برای فلسطین». این روایت با ترکیب امید و تأمل فردی، خواننده را از همان ابتدا وارد فضای غزه میکند. واژههایی چون «سکوت شب غزه» یا تصویر شرایط روزمره، بهگونهای نوشته شدهاند که خواننده میتواند چشم ببندد و آن فضا را تجسم کند. همین ویژگی باعث میشود داستان اول بیش از دیگر روایتها تأثیرگذار باشد و پلی میان تجربه شخصی نویسنده و احساسات خواننده ایجاد کند.
به این ترتیب، کتاب «غزه از بازگشت مینویسد» نه تنها مجموعهای از داستانهای کوتاه، بلکه بیانیهای فرهنگی است که نشان میدهد بازگشت به زندگی، بازگشت به امید و بازگشت به هویت، همان چیزی است که مردم غزه هر روز در برابر اشغالگری به نمایش میگذارند.
غزه بدون برچسب «قحطی»، اما همچنان در لبه فاجعه
نهادهای بینالمللی اعلام کردهاند که غزه دیگر در مرحله رسمی «قحطی» قرار ندارد، اما این بهبود نه نشانه خروج از بحران، بلکه نتیجه تزریق موقت کمکهاست؛ وضعیتی شکننده که با کوچکترین اختلال دوباره میتواند به فاجعه انسانی تبدیل شود.
به روز رسانی خبر ۳۰ آذر ۱۴۰۴/ در تازهترین ارزیابی مشترک سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، یونیسف، برنامه جهانی غذا و سازمان جهانی بهداشت اعلام شده است که هیچ بخش از نوار غزه در حال حاضر در بالاترین سطح بحران غذایی، یعنی مرحله «قحطی»، طبقهبندی نمیشود. این نخستینبار پس از ماهها جنگ، محاصره و ویرانی است که واژه «قحطی» از گزارش رسمی وضعیت غزه حذف میشود. این تغییر پس از اجرای آتشبس اکتبر و افزایش نسبی ورود کمکهای بشردوستانه، مواد غذایی و برخی کالاهای تجاری رخ داده است. با این حال، همان نهادهایی که این خبر را منتشر کردهاند، هشدار میدهند که این بهبود بیش از آنکه نشانه عبور از بحران باشد، نتیجه تزریق موقت کمکها به بدنی از پاافتاده است. در متن گزارش تأکید شده: «این بهبود، بهشدت شکننده است و بدون حمایت پایدار، گسترده و بدون مانع، میتواند بهسرعت معکوس شود.»
بر اساس همین گزارش، چهار منطقه اصلی نوار غزه شامل شمال غزه، شهر غزه، دیرالبلح و خانیونس همچنان در طبقه «اضطراری» قرار دارند؛ مرحلهای که تنها یک پله با فاجعه انسانی فاصله دارد. اگرچه شهر غزه از طبقه «فاجعه» به «اضطراری» تنزل یافته، اما این تغییر بیشتر به معنای کاهش شدت گرسنگی است، نه پایان آن. کارشناسان امنیت غذایی هشدار دادهاند که وضعیت اضطراری خود به معنای مرگومیر بالا، سوءتغذیه گسترده و فروپاشی معیشت است و کوچکترین اختلال در زنجیره کمکرسانی میتواند دوباره قحطی را فعال کند.
پشت هر عدد این گزارش، زندگیهایی نیمهخاموش پنهان است. دستکم ۱.۶ میلیون نفر در غزه تا بهار سال آینده با ناامنی حاد غذایی روبهرو خواهند بود. بیش از ۱۰۰ هزار کودک زیر پنج سال دچار درجاتی از سوءتغذیه هستند؛ کودکانی که نهتنها از غذا، بلکه از دارو، آب سالم و خدمات بهداشتی محروم ماندهاند. در کنار آنها، حدود ۳۷ هزار زن باردار یا شیرده در شرایطی زندگی میکنند که هر کمبود غذایی، مستقیماً به نسل بعد منتقل میشود. سازمان جهانی بهداشت هشدار داده است که ترکیب سوءتغذیه، استرس شدید، کمبود مراقبتهای پزشکی و آلودگی محیطی، خطر مرگومیر مادران و نوزادان را بهشدت افزایش داده است.
بیش از ۷۰ درصد جمعیت غزه همچنان در اردوگاههای موقت، چادرها یا ساختمانهای نیمهویران زندگی میکنند. با آغاز فصل بارندگی، بسیاری از این اردوگاهها در روزهای اخیر دچار آبگرفتگی شدهاند. چادرهایی که روی زمینهای گِلی برپا شدهاند، در برابر باران و سرما تقریباً هیچ مقاومتی ندارند. گزارشهای میدانی نشان میدهد کودکان بسیاری شبها را با لباسهای خیس و بدون وسایل گرمایشی سپری میکنند. نهادهای امدادی هشدار دادهاند که سرمازدگی، بیماریهای تنفسی و عفونتها میتواند در کنار گرسنگی، موج تازهای از مرگ خاموش ایجاد کند؛ مرگی که در آمار رسمی جنگ ثبت نمیشود.
یکی از مهمترین محورهای گزارش سازمانهای بینالمللی، نابودی ساختار تولید غذا در غزه است. زمینهای کشاورزی بهطور گسترده تخریب شدهاند، دامها از بین رفتهاند، فعالیتهای صیادی متوقف شده و مسیرهای حملونقل و انبارهای ذخیره غذا آسیب جدی دیدهاند. به گفته کارشناسان سازمان خواربار و کشاورزی، غزه امروز منطقهای است که توان تولید غذای داخلی خود را از دست داده و به شکلی بیسابقه به کمکهای خارجی وابسته شده است. در چنین شرایطی، حتی اگر کمک غذایی ادامه یابد، بدون بازسازی معیشت، امنیت غذایی پایدار شکل نخواهد گرفت. سازمانهای امدادی تصریح کردهاند که میزان کمکهای فعلی تنها حداقلهای زندهماندن را پوشش میدهد؛ کمکهایی که نه برای احیای اقتصاد محلی کافی است و نه برای ترمیم زیرساختها. به بیان دیگر، غزه امروز با کمکها «نمیمیرد»، اما «زندگی هم نمیکند». در بیانیه مشترک سازمانهای ملل آمده است: «تنها دسترسی گسترده، پایدار و بدون مانع به کمکها، همراه با تأمین مالی در مقیاس واقعی بحران، میتواند از بازگشت قحطی جلوگیری کند.»
این وضعیت در سایه آتشبسی شکننده شکل گرفته است. مرحله نخست توافق میان اسرائیل و حماس رو به پایان است و گفتوگوها برای ورود به مرحله دوم—شامل عقبنشینی بخشی از نیروهای نظامی، اداره موقت غزه و استقرار سازوکارهای بینالمللی—هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. نهادهای امدادی هشدار دادهاند که هرگونه تشدید تنش، محدودیت تازه در ورود کمکها یا فروپاشی آتشبس، میتواند در مدت کوتاهی تمام دستاوردهای فعلی را نابود کند و غزه را دوباره به وضعیت رسمی قحطی بازگرداند.
بر اساس گزارش تازه «سندیکای روزنامهنگاران فلسطینی»، نیروهای رژیم جنایتکار اسرائیل از ابتدای جنگ در نوار غزه تاکنون دستکم ۷۰۶ نفر از بستگان روزنامهنگاران فلسطینی را کشتهاند؛ آماری کمسابقه که به گفته این نهاد صنفی، بیانگر یک سیاست هدفمند و حسابشده برای خاموشکردن صدای رسانهها و روایت فلسطینی از جنگ است، نه پیامدی اتفاقی از درگیریهای نظامی. کمیته آزادیهای این سندیکا در گزارشی که شامگاه شنبه منتشر شد، تأکید کرده است که خشونت علیه روزنامهنگاران وارد مرحلهای «خطرناکتر و بیرحمانهتر» شده؛ مرحلهای که در آن، خانوادهها و نزدیکان خبرنگاران عملاً به اهرم فشار بدل شدهاند. در متن گزارش آمده است: «هدفگیری همسران، فرزندان، والدین و خویشاوندان روزنامهنگاران، تلاشی آشکار برای تبدیل کار رسانهای به تهدیدی وجودی است؛ بهگونهای که هزینه حقیقتگویی را نه فقط خبرنگار، بلکه کل خانوادهاش بپردازد.»
محمد اللحام، رئیس کمیته آزادیهای سندیکا، میگوید بررسی الگوی حملات از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ نشان میدهد که هدف اصلی، درهم شکستن گزارشگری مستقل و حذف شاهدان میدانی جنگ در غزه است. او تصریح کرده است: «آنچه شاهد آن هستیم، جنگی همهجانبه علیه حقیقت است؛ جنگی که در آن هیچ تفاوتی میان دوربین و کودک، قلم و خانه، یا خبرنگار و مادرش قائل نمیشوند.» به گفته اللحام، این سیاست نهتنها نقض آشکار قوانین بینالمللی بشردوستانه است، بلکه تلاش دارد با ایجاد ترس عمیق، روزنامهنگاران را به خودسانسوری یا ترک میدان وادار کند. او افزوده است: «خون خانوادههای روزنامهنگاران، سند زنده جنایتی است که میخواهد صدای فلسطینی را برای همیشه خاموش کند.»
بر اساس این گزارش، شمار بستگان کشتهشده روزنامهنگاران فلسطینی در سال ۲۰۲۳ به ۴۳۶ نفر رسیده است؛ رقمی که در سال ۲۰۲۴ با وجود کاهش نسبی شدت برخی عملیاتها، همچنان ۲۰۳ نفر را شامل میشود. در سال جاری میلادی نیز تا زمان انتشار گزارش، دستکم ۶۷ نفر دیگر جان باختهاند؛ آماری که نشان میدهد حتی گذر زمان و فشارهای بینالمللی نیز نتوانسته این روند را متوقف کند. نکته قابل توجه آن است که بخش قابلتوجهی از این قربانیان، پس از آوارگی اجباری و در شرایطی کشته شدهاند که خانوادهها در چادرها، اردوگاههای موقت یا ساختمانهای نیمهویران پناه گرفته بودند. کمیته آزادیها تأکید کرده است که استمرار حملات در این شرایط، ادعای «خطای ناخواسته» را بیاعتبار میکند. در یکی از شاخصترین موارد، پیکرهای هیبا العبدالله، روزنامهنگار فلسطینی، به همراه مادرش و حدود ۱۵ نفر از اعضای خانواده آلاستال، نزدیک به دو سال پس از بمباران خانهشان در غرب خانیونس، از زیر آوار بیرون کشیده شد. این پرونده، بهگفته سندیکا، نمونهای روشن از حملاتی است که کل یک خانواده را به دلیل ارتباط حرفهای یکی از اعضا با رسانهها هدف قرار داده است. در گزارش آمده است: «صدها کودک، زن و سالمند تنها به دلیل نسبت خانوادگی با یک روزنامهنگار کشته شدهاند؛ امری که نقض صریح تمام موازین حقوق بشری، قوانین جنگ و اصول اولیه انسانیت بهشمار میرود.»
یافتههای سندیکا نشان میدهد که حملات اسرائیل بارها و بهطور مکرر خانههای روزنامهنگاران، محلهای اسکان موقت آنان و مناطقی را هدف گرفته که حضور خبرنگاران و خانوادههایشان در آنها برای ارتش شناختهشده بوده است. در برخی موارد، خانوادههایی بهطور کامل نابود شدهاند و تنها خود روزنامهنگار زنده مانده تا شاهد محو شدن تمام زندگیاش باشد. کمیته آزادیها این روند را «چرخشی کیفی» در شیوه برخورد با رسانهها توصیف میکند؛ چرخشی که در آن، سیاست هدفگیری فردی جای خود را به مجازات جمعی داده است. به باور این نهاد، با تبدیل خانوادهها به هدف مستقیم، تلاش میشود نهفقط خبرنگاران، بلکه کل جامعه مرعوب شود و «بستر اجتماعیِ زاینده رسانه» بهتدریج خشک شود.
فراتر از تلفات خانوادهها، این گزارش نسبت به پیامدهای روانی گسترده نیز هشدار داده است. بسیاری از روزنامهنگاران بازمانده، پس از از دست دادن فرزندان، همسران یا والدین خود، با آسیبهای شدید روحی، فروپاشی خانوادگی و احساس گناه مداوم مواجهاند؛ شرایطی که شماری از آنان را ناچار به ترک حرفه یا خروج از غزه کرده است. در یک سال گذشته، چندین روزنامهنگار در غزه در حملات هدفمند کشته شدهاند؛ از جمله انس الشریف، خبرنگار الجزیره، که اسرائیل بدون ارائه مدارک مستند، او را به عضویت در حماس متهم کرده بود.
این موارد بخشی از آماری بزرگتر است: نزدیک به ۳۰۰ روزنامهنگار و فعال رسانهای که طی ۲۶ ماه جنگ جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی بهطور میانگین، ماهانه حدود ۱۲ روزنامهنگار. این آمار بر پایه دادههای پایگاه پایش «شیرین» گردآوری شده است؛ پایگاهی که به یاد شیرین ابوعاقله، خبرنگار باسابقه الجزیره که در سال ۱۴۰۱ در کرانه باختری کشته شد، نامگذاری شده است. بهرغم محکومیتهای مکرر نهادهای بینالمللی مدافع آزادی رسانهها، این کشتارها همچنان در فضایی از مصونیت از مجازات ادامه دارد و تاکنون هیچ نظامی اسرائیلی به دلیل کشتن روزنامهنگاران یا اعضای خانوادههایشان بازداشت یا محاکمه نشده است. در همین حال، گزارش اخیر «گزارشگران بدون مرز» نشان میدهد که اسرائیل در سال ۲۰۲۵ بیش از هر کشور دیگری روزنامهنگار کشته است؛ آماری که بهگفته ناظران، جایگاه غزه را به یکی از مرگبارترین نقاط جهان برای فعالیت رسانهای در دهههای اخیر تبدیل کرده است.
تحلیل بازار طلا ۲۰۲۶ حکایت از این دارد که در دو ماه اخیر اونس توانسته…
اولین تصویر از امیر آقایی همزمان با حضور "جانشین" در جشنواره فیلم فجر ۴۴ منتشر…
مدیرعامل زیمترید در نشست با مدیرعامل منطقه آزاد چابهار تاکید کرد: این شرکت آماده است…
دلایل پنهان نوسان رمزارزها بسیار زیاد است یکی از آنها همین افشاگریهای اخیر از ارتباط…
محبوبترین بازیگر ذائقه مخاطب این روزها را میتوان شعب حسینی دانست که توانسته در پلتفرمهای…
دندانپزشکی اقساطی به مسأله عادی تبدیل شده قبلا گفته میشد دندانپزشکی های که کیفیت پایینی…