آخرین اخبار

خواننده شیرازی معروف که دیگر نیست

شیراز شهر شعر است؛ انگار زمین آنجا از جنس دیگری است، انگار هوایش چیزی اضافه دارد که آدم را به سمت زیبایی می‌کشد. پانزدهم تیرماه ۱۳۶۲، در همین شهر، بهنام صفوی چشم به جهان گشود. اما شیراز فرصت نداشت خیلی با او باشد؛ خانواده زود کوچ کردند به بندر ماهشهر، شهری که بوی نفت و نمک دارد و به‌جای کنسرواتوار، خلیج دارد و آسمان بلند.

همین‌جا بود که پسر هفت‌ساله‌ای، بدون استاد و بدون راهنما، انگشتانش را روی کلاویه‌های پیانو گذاشت و چیزی در درونش بیدار شد که دیگر هرگز نخوابید. خودآموز بود، اما نه از سر اجبار؛ از سر عشق. گوشش را به موسیقی سپرد و موسیقی هم در عوض، تمام وجودش را پر کرد. سال‌ها بعد، وقتی دانشگاه رفت و مهندسی عمران خواند، کسی فکر نمی‌کرد این مهندس ساکت و مودب، روزی صدایش را در گوش هزاران نفر آواز کند.

تمنا، آغاز یک معجزه

همیشه یک لحظه هست که همه چیز را تغییر می‌دهد. برای بهنام صفوی، آن لحظه سال ۱۳۸۵ بود و آن قطعه، «تمنا». آهنگی که مثل سنگی در آب افتاد و موج‌هایش تا سال‌ها ادامه داشت. مردم شنیدند و خواستند بیشتر بشنوند؛ همین خواستن بود که سه سال بعد به «عشق من باش» تبدیل شد.آلبوم اول در ۱۳۸۸ آمد و بهنام صفوی یک‌شبه از پشت صحنه به روی صحنه پرتاب شد. ۹‌قطعه که هر کدام مثل پنجره‌ای بود رو به دنیای او. سیروان و زانیار خسروی در آن همکاری داشتند و آلبوم به یکی از پرفروش‌ترین آثار پاپ آن سال‌ها تبدیل شد.

جالب اما این‌که خود صفوی بعدها با لبخندی گفت که به اولین کارش چندان دل‌بستگی ندارد؛ چون هنوز نپخته بود، هنوز آنچه در ذهن داشت را کاملاً بیرون نریخته بود. این جمله از هنرمندی می‌آید که معیارش فروش نیست، عمق است. پس از آن، «آرامش»، «فوق‌العاده» و در اوج بیماری، «معجزه» آمدند. آخری را شاید بشود نوعی اعلام جنگ دانست؛ نام‌گذاری‌ای که از سر اتفاق نبود،  از سر اراده بود. او در این سال‌ها فقط خواننده نماند؛ تنظیم‌کننده آلبوم‌های دیگران بود، آهنگ‌ساز قطعات کودکانه بود، معلم موسیقی بود. گفته بود که روزی نزدیک به چهارصد و پنجاه هنرجو داشته؛ عددی که نشان می‌دهد پشت آن چهره آرام، ذهنی خستگی‌ناپذیر می‌تپید.

زیر نور، بدون نقاب

بعضی آدم‌ها شهرت را می‌پوشند مثل لباس؛ بعضی دیگر اما شهرت هم نمی‌تواند چیزی در جوهرشان تغییر دهد. بهنام صفوی از دسته دوم بود. «پسر مودب موسیقی ایران»، لقبی که اهالی رسانه به او داده بودند، از سر تعارف نبود؛ از سر دیدن بود.اما شاید نمادین‌ترین لحظه عمر عمومی‌اش، آن شب کنسرت زاهدان باشد. شیمی‌درمانی چهره‌اش را تغییر داده بود و فضای مجازی پُر بود از شایعه. بهنام به جای آنکه پنهان شود، روی صحنه رفت. کلاهش را برداشت. آنچه زیرش بود را نشان داد؛ نه از سر تظاهر، نه برای دلسوزی گرفتن، از سر صداقتی که شاید کمیاب‌ترین چیز در دنیای هنر است. آن کلاه را به طرفدار نوجوانش بخشید و گفت نگران ظاهرش نباشند. سالن دست زد. آدم‌هایی گریستند که احتمالاً فکر نمی‌کردند برای یک کنسرت بروند و گریه کنند.

شش سال، یک معجزه ناتمام

از سال ۱۳۹۲ که سایه ضایعه مغزی روی زندگی‌اش افتاد، بهنام صفوی وارد سخت‌ترین دوران عمرش شد. عمل جراحی سنگین در تیرماه ۱۳۹۴، دوره‌های طاقت‌فرسای شیمی‌درمانی و پرتودرمانی و سفر به بیمارستان هانوفر برای عمل دوم توسط پروفسور سمیعی، هیچ‌کدام نتوانستند چراغ درونش را خاموش کنند. در همین سال‌های توفانی بود که پسرش سام به دنیا آمد؛

آذرماه ۱۳۹۵، میان درد و دارو، یک نور کوچک اما گرم. صبح بیست‌وسوم اردیبهشت ۱۳۹۸، در بیمارستان میلاد اصفهان، بهنام صفوی در سی‌وشش سالگی چشم بست. پدرش گفت که شاهین‌شهر اصفهان آرامگاهش خواهد بود؛ شهری که او را از خودش می‌داند. امروز، سالی دیگر از آن روز گذشته. آنچه از او مانده، صدایی است که هنوز در گوش‌هاست، آهنگ‌هایی که هنوز پخش می‌شوند و خاطره مردی که حتی در بدترین روزها، با برداشتن یک کلاه، به همه ثابت کرد که بزرگی لزوماً به صدای بلند نیست؛ گاهی به سکوتی است که پُر از حرف است.

modir

Recent Posts

مدیریت تراکنش‌های بانکی تغییر کرد؟

ایجاد تعاملات پایدار مالی و بانکی از طریق شبکه‌های منطقه‌ای فناوری نوین و امنیت سایبری…

1 ساعت ago

مجازات احتکار در ایران اعلام شد

مقام‌های قضایی می‌گویند گران‌فروشی گسترده و احتکار کالا حالا می‌تواند مصداق اخلال در اقتصاد کشور…

1 ساعت ago

تغییر سیاست‌های پیش‌فروش خودروسازان

لغو مصوبه حمایتی شورای رقابت، ریسک جهش قیمت خودروهای مونتاژی را مستقیماً به خریداران منتقل…

2 ساعت ago

طلاق خاکستری در ایران چگونه است؟

بسیاری از زنان سالمند پس از استقلال مالی نسبی، تصمیم به پایان رابطه‌های فرسایشی می‌گیرند

2 ساعت ago

وضعیت ترافیکی بهار ۱۴۰۵

فقدان سیستم‌های هوشمند و هوش مصنوعی، مانع بهینه‌سازی زمان سفر و کیفیت شبکه حمل‌ونقل عمومی…

3 ساعت ago

نمایشگاه کتاب بدون کتاب

یک حقیقت کوچک و تلخ وجود دارد که اهل قلم بهتر از هر کسی آن…

3 ساعت ago