به گزارش سرمایه فردا، در حال حاضر که وضعیت اقتصاد غیر قابل پیشبینی است مدیریت ریسک یکی از مهمترین عوامل در موفقیت بازارهای مالی است. در شرایط کنونی بورس ایران با چه ریسکهایی مواجه است؟ به طور قطع بودجه ۱۴۰۴ و نحوه مدیریت کسری پنهان دولت است. اگر دولت برای جبران کسری بودجه به مسیرهای سالمی مثل انتشار اوراق یا اصلاح هزینهها روی بیاورد، فشار تورمی کنترل میشود و بازار میتواند رشد آرام و منطقیتری را تجربه کند.
اما اگر جبران کسری بودجه از جیب صنایع انجام شود مثلاً با افزایش نرخ خوراک، حقوق دولتی یا دستکاری قیمت انرژی، سودآوری شرکتهای بزرگ تحت فشار قرار میگیرد و این موضوع میتواند بخشی از بازار را وارد فاز رکود کند. به زبان ساده، کسری بودجه میتواند یا موتور رشد اسمی بورس باشد، یا ترمز سودآوری صنایع شود.
متغیر مهم دیگر، نرخ انرژی و سیاستهای جدید در برق و گاز است. در سالهای اخیر، انرژی به یکی از بزرگترین ریسکهای صنایع تبدیل شده. اگر دولت نرخ انرژی را به سمت قیمتهای صادراتی ببرد، سود بسیاری از شرکتها از فولادیها گرفته تا سیمانیها و پتروشیمیها به شدت کاهش مییابد. اما اگر سیاست تثبیت نرخ انرژی ادامه پیدا کند، همین صنایع دوباره میتوانند نقش موتور محرک بازار را بازی کنند. اثر نرخ انرژی بر سود شرکتها گاهی حتی از نرخ ارز هم بیشتر است.
از سوی دیگر، وضعیت نقدینگی و رفتار پولهای حقیقی نقش تعیینکنندهای دارد. بخش بزرگی از نقدینگی در ماههای اخیر به سمت بازارهای موازی مثل طلا، ارز و رمزارزها رفته است. اگر فضای سیاسی آرامتر شود و انتظارات تورمی تعدیل گردد، بخشی از این پولها میتواند دوباره به بورس برگردد. اما اگر نااطمینانی افزایش یابد، سرمایهگذاران ترجیح میدهند در بازارهای سریعتر و نقدشوندهتر بمانند. به همین دلیل، اعتماد سرمایهگذار امروز مهمتر از هر زمان دیگری است.
عامل دیگری که نباید نادیده گرفت، سیاستهای تجاری و محدودیتهای صادراتی است. افزایش فشار تحریمها میتواند صادرات برخی صنایع را محدود کند و هزینه حملونقل و بیمه را بالا ببرد. در مقابل، اگر مسیرهای جدید تجاری فعال شود مثل تجارت با کشورهای همسایه، اوراسیا یا مسیرهای تهاتری سودآوری شرکتها بهبود پیدا میکند. این موضوع برای صنایع پتروشیمی، فولاد، معدنیها و حتی غذاییها و داروییها حیاتی است.
بخش عمده مشکلات بورس ایران به ریسکهای سیاسی بر میگردد. بازار سرمایه همیشه به آینده نگاه میکند. هر تغییری در سیاست خارجی، توافقات منطقهای یا حتی تغییرات کابینه میتواند مسیر بازار را عوض کند. آرامش سیاسی میتواند موتور رشد بازار باشد، اما افزایش تنشها بازار را وارد فاز احتیاط و نوسان میکند. بر همین مبنا میتوان ادعا کرد که بورس در نقطهای حساس قرار دارد. از یک طرف، قیمتها افت کرده و بسیاری از نمادها ارزندهاند.
از طرف دیگر، سودآوری شرکتها زیر فشار متغیرهای کلان قرار دارد و همین مسئله باعث میشود هر پرتفوی نتواند در بلندمدت سودآور باشد. به عبارت دیگر بازار در کوتاه مدت بخشی از افت خود را جبران میکند، اما در بلندمدت چالشهای بورس بسیار زیاد است و آینده بازار به ترکیبی از این عوامل بستگی دارد؛ نرخ بهره، سیاست ارزی، بودجه و نرخ انرژی، محدودیتهای تجاری، نقدینگی و اعتماد سرمایهگذار و ریسکهای سیاسی موثر هستند؛ اگر حتی چند مورد از این متغیرها در مسیر درست قرار بگیرند، بازار میتواند وارد یک رالی قدرتمند شود. اما اگر سیاستگذاری اشتباه ادامه پیدا کند، بازار در بهترین حالت درجا خواهد زد.
در حال حاضر اگر بخواهیم تصویر آینده بورس را کاملتر ببینیم، باید مجموعهای از متغیرها را کنار هم قرار دهیم؛ متغیرهایی که هرکدام میتوانند مسیر بازار را در ماههای آینده تغییر دهند. در کوتاه مدت سیاست بینالملل، نرخ بهره و سیاست ارزی مهماند، اما تنها بخشی از پازل هستند. واقعیت این است که بازار سرمایه در نقطهای ایستاده که باید ابتدا به مرحله ثبات برسد و بعد چند عامل دیگر مورد ارزیابی قرار بگیرند و عوامل ثانویه در آن مقطع میتوانند به همان اندازه اثرگذارند و نادیده گرفتن آنها میتواند تحلیل را ناقص کند.
در حال حاضر بودجه ۱۴۰۴ و نحوه مدیریت کسری پنهان دولت مشخص نیست، اگر دولت برای جبران کسری بودجه به مسیرهای سالمی مثل انتشار اوراق یا اصلاح هزینهها روی بیاورد، فشار تورمی کنترل میشود، اما این مسئله میتواند در خروج پول از بازار سهام موثر باشد، با این حال احتمال دارد که بازار رشد آرام و منطقیتری را تجربه کند. اما اگر جبران کسری از جیب صنایع انجام شود مثلاً با افزایش نرخ خوراک، حقوق دولتی یا دستکاری قیمت انرژی سودآوری شرکتهای بزرگ تحت فشار قرار میگیرد و این موضوع بخشی از بازار را وارد فاز رکود میکند. از این رو کسری بودجه نقش موثری در روند بازار سهام خواهد داشت.
بازار سرمایه بعد از ریزش سنگین اخیر بیشتر شبیه بیماری است که تبش پایین آمده اما هنوز توان راه رفتن ندارد. نوسانهای چندروزه و خروج مداوم سرمایه حقیقی باعث شده بورس در یک چرخه فرسایشی گرفتار شود که چند روز سبز میشود، دوباره قرمز میشود و سرمایهگذار را خسته و بیاعتماد باقی میگذارد. طبیعی است که در چنین فضایی، بخش بزرگی از پولها به سمت بازارهای موازی مثل طلا و ارز حرکت کنند. به طور کلی آینده بورس به مجموعهای از سناریوها وابسته است.
نخستین سناریو زمانی شکل میگیرد که فضای سیاسی آرام شود، تنشهای منطقهای کاهش یابد و دولت در سیاستهای ارزی و بودجهای مسیر منطقیتری را انتخاب کند. بورس میتواند وارد یک دوره رشد تدریجی و پایدار شود.
اما سناریوی دوم زمانی رخ میدهد که دولت پول چاپ میکند و به تورم دامن میزند، در چنین شرایطی نرخ خوراک پتروشیمیها و حقوق دولتی معادن افزایش مییابد و در این حالت، سودآوری صنایع بزرگ به شدت آسیب میبیند و معاملات وارد فاز رکود میشود، این همان مسیری است که پولها دیگر وارد بورس نمیشوند.
سناریوی سوم به تحریمها و محدودیتهای تجاری مربوط است. اگر صادرات صنایع بزرگ محدود میشود و هزینه تامین مواد اولیه و صادرات کالا بالا برود؛ در چنین شرایطی، حاشیه سود شرکتها کاهش مییابد، بازار وارد فاز احتیاط و نوسان میشود و خروج پول حقیقی تشدید خواهد شد. این سناریو بیشترین وابستگی را به سیاست خارجی دارد و هر تغییر کوچک در روابط بینالملل میتواند مسیر بازار را عوض کند.
سناریوی چهارم زمانی شکل میگیرد که نقدینگی و اعتماد به بازار بازگردد. اگر فضای سیاسی و اقتصادی آرام شود، چشمانداز اقتصادی روشنتر میشود و بخشی از نقدینگی که به سمت طلا و ارز رفته بود، دوباره به بورس برمیگردد. در این حالت، گروههای بزرگ لیدر میشوند، حدود ۱۰۰ نماد میتوانند رالی جدیدی را آغاز کنند و بازار از فاز فرسایشی خارج میشود. اما این سناریو بیش از هر چیز به اعتمادسازی نیاز دارد چیزی که امروز کمیاب شده است.
بنابراین چالش بورس جدیتر از همیشه است. آینده بازار به ترکیبی از عواملی مثل نرخ بهره، سیاست ارزی، بودجه و نرخ انرژی، محدودیتهای تجاری، نقدینگی و اعتماد سرمایهگذار و ریسکهای سیاسی بستگی دارد که فعلا سرمایه گذاران ترجیح میدهند ریسک نکنند و وارد بازارهای مطمئنتر شوند. اگر حتی چند مورد از این متغیرها در مسیر درست قرار بگیرند، بازار میتواند وارد یک رالی قدرتمند شود. اما اگر سیاستگذاری اشتباه ادامه پیدا کند، بورس در بهترین حالت درجا خواهد زد. بازار اکنون بیش از هر زمان دیگری به ثبات، شفافیت و تصمیمهای درست نیاز دارد.
در فضای سنگین و پرتنشی که این روزها بر اقتصاد و سیاست ایران سایه انداخته، بازار سهام رفتاری از خود نشان میدهد که در ظاهر «مثبت» است اما در باطن، نشانههای آشکاری از بیاعتمادی و احتیاط دارد. شاخص کل سبز شده، اما بخش بزرگی از نمادها همچنان در محدوده منفی معامله میشوند. این تضاد عجیب، دقیقاً همان جایی است که میتوان رد پای بازارساز را دید که شاخص را بالا نگه میدارد، اما نمیتواند ترس و تردید سهامداران را از بین ببرد.
در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا هر روز با خبر تازهای شعلهور میشود از استقرار ناوهای جنگی گرفته تا تهدیدهای لفظی و گمانهزنی درباره درگیری احتمالی بازار سهام نمیتواند مسیر طبیعی خود را طی کند. معاملهگران بهخوبی میدانند که هر خبر کوچک میتواند قیمتها را جابهجا کند. همین است که با وجود ارزندگی بسیاری از سهمها، دستها برای خرید میلرزد و فروشندهها با کوچکترین سیگنال منفی فعال میشوند.
مثبت شدن شاخص در چنین فضایی بیشتر شبیه یک چتر حمایتی برای نمادهای بزرگاست تا نشانهای از بازگشت اعتماد. بازارساز با خرید در نمادهای بزرگ، شاخص را سبز نگه میدارد تا تصویر کلی بازار فرو نریزد، اما در لایههای زیرین، واقعیت چیز دیگری است یعنی صفهای فروش سبک شدهاند، اما خریدار قوی هم دیده نمیشود. بر همین اساس نمادهای کوچک و متوسط همچنان زیر فشارند و بازار در یک حالت «نفسنگهدار» حرکت میکند.
علی رضایی کارشناس بورس در گفتگو با خبرنگار بازار گفت: رفتار سهامداران دقیقاً همان چیزی است که بازارهای مالی در دوران بحران تجربه میکنند یعنی نوسان، احتیاط و حرکتهای مقطعی را در دستور کار دارند. تا زمانی که تنشهای سیاسی پایان نیابد و چشمانداز روشنی از آینده روابط سیاسی شکل نگیرد، بورس نمیتواند وارد یک روند پایدار شود. حتی رالی صعودی شکل نمیگیرد، حتی میتوان احتمال داد که افت سنگین ادامهدار میشود؛ فقط یک رفتوبرگشت فرسایشی است که سرمایهگذار را خسته میکند.
وی با بیان اینکه در چنین وضعیتی، مثبت شدن شاخص بیشتر یک «سیگنال مدیریتی» است تا یک «سیگنال تحلیلی»، افزود: بازارساز اجازه نمیدهد شاخص سقوط کند، اما نمیتواند جریان پول حقیقی را هم به بازار برگرداند. نتیجه این میشود که شاخص سبز است، اما دل بازار قرمز.
رضایی با تاکید مجدد بر اینکه تا زمانی که تنشها فروکش نکند، بورس همینطور نوسانی باقی میماند، تصریح کرد: بازار در شرایط کنونی که چند وقت افت کرده ممکن است دیگر نه سقوط کند و نه اوج بگیرد. فقط درجا میزند و منتظر میماند تا ببیند سیاست چه تصمیمی برای اقتصاد میگیرد. رفتاری که بیش از آنکه از دل تحلیلهای بنیادی بیرون آمده باشد، محصول مستقیم ترس، احتیاط و سایه سنگین سیاست است. بسیاری از نمادها منفیاند، حجم معاملات پایین است و خریداران واقعی هنوز به میدان برنگشتهاند. این یعنی بازار با پای خودش بالا نرفته و بازارساز زیر بغل شاخص را گرفته تا زمین نخورد.
وی با بیان اینکه در چنین فضایی، طبیعی است که معاملهگران با کوچکترین خبر سیاسی دستبهعصا شوند، گفت: تنش میان ایران و آمریکا هر روز با یک خبر تازه شعلهور میشود. بازار سهام در چنین شرایطی نمیتواند مسیر طبیعی خود را طی کند. هر معاملهگر میداند که یک جمله از مقامات سیاسی یا یک خبر از خلیج فارس میتواند قیمتها را در چند دقیقه جابهجا کند. همین است که با وجود گزارشهای خوب شرکتها و ارزندگی بسیاری از سهمها، دستها برای خرید میلرزد و فروشندهها با کوچکترین سیگنال منفی فعال میشوند. بنابراین شاخص مثبت بیشتر شبیه یک چتر حمایتی است تا نشانهای از بازگشت اعتماد. بازارساز با خرید در نمادهای بزرگ، تصویر کلی بازار را سبز نگه میدارد تا از ریزش شدیدتر جلوگیری کند، اما صفهای فروش نمادهای کوچک و متوسط همچنان ادامه دارد.
بازار این روزها بین دو نیرو گیر کرده است. از یک طرف، ارزندگی بنیادی که با گزارشهای میاندورهای و ماهانه شرکتها تأیید میشود و نشان میدهد بسیاری از سهمها در قیمتهای جذابی قرار دارند. از طرف دیگر، ریسکهای سیاسی که هر لحظه میتواند همه محاسبات را بر هم بزند. این دو نیرو مثل دو طناب هستند که بازار را از دو طرف میکشند و نتیجهاش همین وضعیت نیمهجان و نوسانی است.
در چنین شرایطی، مثبت شدن شاخص تنها به اجازه نمیدهد شاخص سقوط کند، اما نمیتواند جریان پول حقیقی را هم به بازار برگرداند. معاملهگران حرفهای هم این تضاد را میبینند و میدانند که این سبزی، سبزی واقعی نیست؛ مصنوعی است و با اولین باد سیاسی ممکن است رنگ ببازد.
در چنین فضایی، هر معاملهگر باید با چشمانی باز حرکت کند، نه اسیر ترس شود و نه اسیر هیجان. بازار فعلاً در حالت تعلیق است که تنها با پایان تنشها میتواند به یک مسیر روشن تبدیل شود. درواقع یک لایه مهم دیگر هم به تصویر امروز بورس اضافه شده و آن نقش صندوق تثبیت و صندوق توسعه است. این دو نهاد در ظاهر برای حمایت از بازار، وارد میشوند، اما در عمل رفتاری دارند که بیشتر شبیه نوسانگیری حرفهای است تا حمایت بلندمدت. حضورشان معمولاً در نمادهای بزرگ دیده میشود؛ سهمهایی که با چند سفارش سنگین میتوانند شاخص کل را سبز کنند و تصویر کلی بازار را آرام نشان دهند، حتی اگر در عمق بازار همهچیز قرمز باشد.
رفتار این صندوقها معمولاً یک الگوی تکراری دارد، وارد نمادهای بزرگ میشوند، چند روزی قیمت را بالا میبرند، صف فروش را جمع میکنند، شاخص را سبز نگه میدارند و بعد از یک رشد کوتاهمدت، آرامآرام از سهم خارج میشوند. نتیجه این میشود که نمادهای بزرگ پس از یک جهش مقطعی دوباره وارد اصلاح میشوند و بازار به همان حالت نوسانی و بیرمق برمیگردد. این چرخه، دقیقاً همان چیزی است که این روزها روی تابلو دیده میشود.
بازارساز و صندوقها با این رویکرد نمیتوانند ترس از جنگ، نااطمینانی سیاسی و سایه سنگین تنش ایران و آمریکا را از ذهن معاملهگران پاک کنند. نمادهای بزرگ با حمایت مقطعی بالا میروند و بعد دوباره اصلاح میکنند. نمادهای کوچک و متوسط هم زیر فشار میمانند، چون کسی حاضر نیست در این شرایط ریسک کند. این یعنی بورس فعلاً در یک بازی کوتاهمدت گیر افتاده؛ بازی که بازیگران اصلی آن صندوقها هستند و سهامداران خرد، فقط تماشاگر. بنابراین اگر بخواهیم تصویر امروز بورس را در یک جمله خلاصه کنیم این است که شاخص، سبز ، اما بازار هنوز در حالت دفاعی است.
بهترین ورزش لوکس دنیا تنیس است ورزشی که شور و هیجان بالایی دارد و جایزه…
سفیر زیمبابوه در ایران با اشاره به پیوندهای فرهنگی دیرینه میان جنوب ایران و شرق…
مدیرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار، در دیدار با سفیر زیمبابوه تأکید کرد که چابهار بهعنوان…
ماجرای گرانی ریسپکت ۲ از این قرار است که این خودرو در چین ۷ هزار…
در دیداری رسمی میان سفیر زیمبابوه و محمد سعید اربابی، مدیرعامل منطقه آزاد چابهار، حضور…
تحلیل تکنیکال بیت کوین امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ نشان میدهد که فعلا روند نزولی بیتکوین…