مهرشاد ایمانی: این روزها یک عنوان مهم بسیار مطرح میشود: «جمهوری سوم» و بسیاری از کارشناسان عرصه سیاست، اقتصاد، جامعه و دیپلماسی نظرات خود را درباره آنچه در آینده رخ میدهد یا بهتر است که رخ دهد، مطرح کردهاند. عنوان جمهوری سوم از یک سو به دلیل روی کار آمدن سومین رهبری جمهوری اسلامی به کار برده میشود و از سوی دیگر برخی علاوه بر این موضوع، جمهوری سوم را ماحصل دورانی میدانند که جمهوری اسلامی رویکردهای تازهای در عرصههای مختلف به کار بگیرد. برخی مانند تقی آزاد ارمکی تحلیل را حتی فرای این مسائل بردهاند و با وضعیت کنونی ایران را با جمهوری سوم در فرانسه مقایسه کردهاند؛
اینکه «جمهوری سوم در فرانسه از دوران پساجنگ فرانسه و پروس در سال۱۸۷۰میلادی آغاز میشود و تا زمان حمله آلمان نازی در ۱۹۴۰ میلادی ادامه پیدا میکند. از سال ۱۸۷۰ و آغاز جمهوری سوم درآمد ملی فرانسه تقریبا دو برابر شد، تولید صنایع به سه برابر و سرمایهگذاری خارجی به شش برابر رسید». مجموعه نظرات دال بر این است که اگر جنگ به طور کامل پایان یابد، در دوران تازه جمهوری اسلامی میتوان امید به بهبود شرایط کشور داشت. البته موضوع کلان «جمهوری سوم» از منظر سیاسی میتواند با دیدگاههای متفاوتی همراه باشد؛ به همین دلیل در این مجال مسئله را با یک اصلاحطلب و یک اصولگرا در میان گذاشتیم که نظرات آنها را در ادامه میخوانید.
مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاحطلب در پاسخ به پرسش «هفت صبح» مبنی بر اینکه آیا میتوان از «جمهوری سوم» در نظام جمهوری اسلامی سخن گفت و در صورت مثبت بودن پاسخ، مختصات آن چگونه خواهد بود، گفت: «نظریه جمهوری سوم از آنجا مطرح شد که عدهای گفتند عبارت «خامنهای جوان شد» به این معناست که ایران وارد دورهای از تفکرات جوان خواهد شد؛ به این معنا که هم رهبر جوان است و هم مدیرانی که روی کار میآیند جوان هستند و با تفکرات جدید وارد عرصه مدیریت میشوند.
پس از جنگ گفته میشد که جمهوری سوم با جمهوری اول و دوم تفاوت خواهد داشت و آغاز شکلدهی تمدن اسلامی میشویم. اکنون میگوییم قدرت چهارم جهان هستیم و در این شرایط دنیا ما را بهعنوان یکی از طرفهای میز مذاکره میپذیرد و امید است که به طور کامل از مرحله جنگ عبور کنیم؛ از طرفی همه فهمیدند که حریف ما نیستند و با عملیات نظامی نمیتوان جمهوری اسلامی را ساقط کرد. همه دانستند که ایران میتواند سلاح و موشک داشته باشد و بر تنگه هرمز تسلط یافته است. در چنین شرایطی میخواهند با ما مذاکره کنند و ما نیز باید با دنیا تعامل کنیم».
او درباره اینکه تعامل بینالمللی جمهوری سوم چگونه خواهد بود، توضیح داد: «از زمان آتشبس، تمام شیطنتها از سوی اسرائیل انجام میشود. استراتژی آینده ایران که به نظر من استراتژی معقولی است، باید مذاکره با آمریکا و اروپا و در عین حال مقابله مقتدرانه با اسرائیل باشد. همانگونه که دیپلماسی ما بهطور موازی با آمریکا، اروپا و همه کشورهای جهان دنبال میشود، از سوی دیگر باید شکافی عمیق میان اسرائیلِ غاصب و جنایتکار و افکار عمومی جهان ایجاد شود.
همین دو روز پیش که بار دیگر با اسرائیل درگیر شدیم، آمریکا از این درگیری خشنود نشد و بهشدت مایل است روابط خود با ایران را از مسیر تعامل پیش ببرد. استراتژی ما باید ایجاد شکاف میان آمریکا و اروپا با اسرائیل باشد. باید کاری کنیم که اسرائیل نهتنها از رویاهای بلندپروازانه خود، از جمله ایده از نیل تا فرات و سلطه بر بخشهای مهم منطقه، فاصله بگیرد، بلکه حتی در همان سرزمینی که اکنون حضور دارد نیز خفه شود. ما همزمان باید با اسرائیل علاوه بر جنگ نظامی، جنگ هوش مصنوعی، جنگ روانی و جنگ اجتماعی و اقتصادی نیز داشته باشیم. در کنار آن، بهجز اسرائیل، باید با همه کشورهای جهان روابط بسیار خوبی برقرار کنیم».
این فعال سیاسی اصلاحطلب همچنین بیان کرد: «تمدن اسلامی، محصول جمهوری سوم است. در جمهوری اول فرزند انقلاب متولد شد، در جمهوری دوم این فرزند به بلوغ و جوانی رسید و در جمهوری سوم به فردی کامل تبدیل خواهد شد. این جوانان هستند که آینده جمهوری سوم را مدیریت میکنند؛ نه فقط در حوزه نظامی، بلکه در عرصههای سیاست، پژوهش، اقتصاد و فرهنگ نیز میتوانند نقشآفرین باشند و جایگاه ایران را در جهان تثبیت کنند. این بدنه جوان و فرهیخته است که توان تحقق چنین اهدافی را دارد».
او در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه فضای سیاسی در جمهوری سوم با چه مختصاتی است، ادامه داد: «هر دورهای از تاریخ، اقتضائات سیاسی خاص خود را میطلبد و در جمهوری سوم دیگر اصولگرا و اصلاحطلب معنای سابق خود را نخواهند داشت. در دوره جدید، رادیکالیسم بهشدت تضعیف خواهد شد. البته همیشه تندروها وجود دارند، اما ما باید در جمهوری سوم جلوی رادیکالها، جنگطلبها و کسانی را که مردم را تحریک میکنند بگیریم. این افراد خود حاضر نیستند هنگامی که مشکلی ایجاد میشود هزینهای بپردازند. در حوزه دستهبندیهای سیاسی داخلی نیز باید با انجمن حجتیهایها، جبهه پایداریها و همه جریانهای رادیکالی که در این چند دهه پوست انداختهاند، برخورد شود. البته ما اصل مقاومت را نفی نمیکنیم و معتقدیم در برابر صهیونیسم باید ایستادگی و مقاومت کرد، اما این به معنای قطع ارتباط با دنیا نیست. من در حال حاضر چندان خوشبین نیستم که فضای سیاسی باز شود؛ مگر آنکه با رادیکالیسم برخورد شود. فعلاً رادیکالیسم در حال مدیریت فضاست و تا زمانی که با این جریانها برخورد نشود، نسبت به گشایش فضای سیاسی خوشبین نیستم».
آیتی درباره فضای اجتماعی دوره جدید و اینکه آیا همچنان موضوعی مثل حجاب باعث ایجاد منازعه اجتماعی میشود یا نه، گفت: «به نظر میرسد نسل جدید و مدیریت جدید نظام جمهوری اسلامی، مسائل را به اصلی و فرعی تقسیم میکند و مسائل فرعی را در اولویت قرار نمیدهد. موضوع حجاب نیز مسئله اصلی نیست. مسئله اصلی امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور است. باید بر اولویت نخست تمرکز کنیم.
اگر این رویکرد در پیش گرفته شود، میتوان جلوی اقلیتی را که به مسائل فرعی دامن میزنند گرفت. در غیر این صورت ممکن است دوباره گرفتار رفتارهای رادیکال شویم؛ رفتارهایی که بار دیگر به بحرانهای اجتماعی گسترده منجر خواهد شد. به نظر نمیرسد حتی پس از رسیدن به ثبات سیاسی، جمهوری اسلامی بار دیگر بخواهد تمرکز اصلی خود را بر موضوعاتی مانند حجاب قرار دهد. حتی اگر از جنگ عبور کنیم و وارد مرحله ثبات سیاسی و اقتصادی شویم، آن اقلیت تندرو دیگر نخواهند توانست مسائل گذشته را بازتولید کنند و شرایطی به وجود آورند که نارضایتیهای عمومی افزایش یابد و جوانان به خیابانها بیایند. مدیریت آینده کشور، مدیریتی جوان، معقول و منطبق با واقعیتهای جهانی خواهد بود».
بیژن مقدم، فعال سیاسی اصولگرا نیز در پاسخ به همان پرسش اولیه درباره جمهوری سوم، به «هفت صبح» گفت: «درباره آنچه در دوره جدید باید به آن توجه کرد و اجتنابناپذیر هم به نظر میرسد، ایجاد تغییر در برخی حوزههای حکمرانی است. مردم انتظاراتی دارند که بخشی از آنها کوتاهمدت و بخشی دیگر بلندمدت است. بخشی از این تغییرات به قانون اساسی بازمیگردد که هیچ ایرادی هم ندارد. ۱۰سال پس از پیروزی انقلاب، برخی اصول قانون اساسی اصلاح شد و امام نیز آن اصلاح را تأیید کردند؛ بنابراین اصلاح قانون اساسی یک تابو نیست. اصلاح قانون اساسی در خود قانون اساسی پیشبینی شده و امری طبیعی است. حتی ممکن است در ساختار اداره کشور نیز تغییراتی صورت گیرد؛مثلا از نظام ریاستی به نظام پارلمانی حرکت کنیم که رهبر شهیدمان در مقاطعی به این موضوع اشاره کرده بودند».
این فعال سیاسی اصولگرا در پاسخ به این پرسش که در ادامه مسیر حاکمیت چه طور میتواند به مطالبات اجتماعی پاسخ قانعکننده بدهد، توضیح داد: «یکی از موضوعاتی که در سالهای گذشته همواره مطرح بوده، اصل ۲۷ قانون اساسی درباره آزادی تجمعات است. این اصل یکی از مسائل بسیار مهم به شمار میرود. در بسیاری از جوامع، این حق به رسمیت شناخته شده و برای آن فضا و فرصت فراهم شده است.
مردم باید بتوانند حرف خود را بزنند. ما در این زمینه با چالشهای فراوانی مواجه بودهایم و هنوز قانون مشخص و جامعی در این خصوص نداریم. پس از دیماه ۱۴۰۴ تلاشهایی در مجلس برای ساماندهی این موضوع صورت گرفت، اما با وقوع جنگ این روند متوقف شد. این مسئله بسیار مهم است؛ باید اعتراضات قانونی را به رسمیت بشناسیم. یکی از مقدمات آن نیز به رسمیت شناختن واقعی احزاب است. آنها باید بتوانند هواداران خود را سازماندهی کنند و با مسئولیتپذیری تجمعات قانونی برگزار کنند. باید توجه داشت که تجمع با آشوب تفاوت دارد».
مقدم درخصوص آزادیهای سیاسی نیز گفت: «زیرساخت همه این مسائل، چه در قانون انتخابات و چه در سایر قوانین، تدوین درست قانون است. قانون را انسانها مینویسند و طبیعی است که هر قانونی ممکن است دارای نواقصی باشد و نیاز به اصلاح پیدا کند. قوانین باید شفاف باشند؛ از جمله در موضوع تأیید صلاحیتها. ایرادی ندارد که در قانون پیشبینی شود نامزدهای انتخاباتی هنگام بررسی صلاحیت، در جلسه شورای نگهبان حضور پیدا کنند و توضیحات خود را ارائه دهند. همچنین پس از ردصلاحیت نیز باید دلایل آن به فرد اعلام شود تا بتواند از خود دفاع کند. این ظرفیت وجود دارد که اشکالات موجود در فرایند انتخابات اصلاح و این فرایند از یک اتاق دربسته به یک اتاق شیشهای تبدیل شود».
او درخصوص اینکه رادیکالها در آینده ایران کجای مناسبات قرار خواهند گرفت، مطرح کرد: «رادیکالها را نمیتوان از بین برد. آنها ابزارهای مختلفی در اختیار دارند؛ گاه در قالب نمایندگی مجلس، گاه در قالب حزب و گاه در میان مردم و به عنوان یکی از مردم فعالیت میکنند. این جریان به انواع ابزارهای سیاسی و اجتماعی مجهز است. از بینبردن این جریانها، نه درست است و نه امکانپذیر. باید مردم را نسبت به دیدگاهها و عملکرد این جریانها آگاه کرد. در دوره جدید باید از طریق آگاهسازی عمومی با این جریانها مواجه شد. البته جریان افراطی محدود به یک گروه خاص نیست و در همه جریانهای سیاسی میتوان نمونههایی از آن را یافت».
مقدم در پاسخ به این پرسش که حاکمیت با مسائل اجتماعی از جمله حجاب چگونه مواجه میشود، گفت: «من نسبت به این موضوع بسیار حساسم؛ زیرا هر سخنی که در این زمینه گفته شود، معمولا به معنایی خاص تعبیر میشود؛ برای مثال، اگر کسی بگوید حجاب نباید اجباری باشد، فورا متهم میشود که با اصول روشن دینی مخالفت کرده است؛ در حالی که مسئله حکومت و نحوه اجرای قوانین، موضوعی متفاوت است. اگر روزی ناچار باشیم میان حفظ جمهوری اسلامی ایران و پرداختن به یک موضوع فرعی انتخاب کنیم، باید اولویت را به حفظ اصل نظام بدهیم. حاکمیت هم در برخی موارد شیوه اِعمالی را در پیش گرفته شود بدون آنکه امری را اعلام کند. در بسیاری موارد نیز عملا کنترل میدانی ممکن نیست.
اگر حفظ جمهوری اسلامی اولویت اصلی باشد، ممکن است در برخی موضوعات عقبنشینی انجام شود. این امر سابقه نیز داشته است؛ نمونههایی مانند پایان جنگ هشتساله، موضوع قائممقامی آقای منتظری و حتی مسئله موسیقی از این دست هستند. بنابراین در گذشته نیز امام و رهبری در چارچوب مصالح کشور چنین تغییراتی را پذیرفتهاند و ممکن است در آینده هم تغییرات دیگری رخ دهد و این مسئله لزوما به معنای مخالفت با شرع و دین نیست. برخی مسائل نیز اساسا دیگر قابلیت بازگشت به گذشته را ندارند و معمولا حکومتها خود را با واقعیتهای موجود اجتماعی تنظیم میکنند».
شهربانو منصوریان: چاقو را با دستمال کاغذی برداشتم و به اداره پلیس دادم تا ثابت…
در حالی که مذاکرات تهران و واشنگتن برای تمدید آتشبس و کاهش تنشها ادامه داشت،…
اتاق اصناف ایران از گشایش تدریجی دروازههای اقتصاد به روی بخش خصوصی خبر میدهد. در…
حاکمیت شرکتی، مجموعهای از قوانین، رویهها و سازوکارهای نظارتی است که در همه شرکتها کاربرد…
صفحه اقتصاد پس از انتشار گزارشی درباره ابعاد مبهم یک پرونده مالی ۹۰۰ میلیون دلاری،…
وقتی بازارهای دارایی به جای تخصیص بهینه سرمایه به فعالیت مولد، نقش پوشش اضطراری در…