تفاوت استادیومهای پولساز و زیانساز

آتریسا سپهریان: فوتبال در جهان امروز، از یک بازی ساده و مهیج، فراتر رفته و به صنعتی عظیم با گردش مالی خیرهکننده تبدیل شده و حتی به موتوری قدرتمند برای اشتغالزایی، سرمایهگذاری و تولید ثروت در اقتصاد جهانی تبدیل شدهاست.
بر اساس گزارش موسسه حسابرسی دیلویت در سال ۲۰۲۶، فوتبال اروپا در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ برای اولین بار از مرز ۴۰ میلیارد یورو درآمد عبور کرده است. از این میان، پنج لیگ معتبر اروپایی (لیگ برتر انگلستان، لالیگای اسپانیا، بوندسلیگای آلمان، سریآ ایتالیا و لیگ یک فرانسه) سهمی بالغ بر ۲۱.۶ میلیارد یورو را به خود اختصاص دادهاند.
در صدر این هرم اقتصادی، لیگ برتر انگلستان با درآمدی معادل ۶.۸ میلیارد پوند (حدود ۹ میلیارد دلار) در فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۴ میدرخشد و پیشبینی میشود این رقم در فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۵ از ۷ میلیارد پوند نیز فراتر رود. در سطح باشگاهها نیز، رئال مادرید با درآمدی نزدیک به ۱.۲ میلیارد یورو، برای سومین سال متوالی، ثروتمندترین باشگاه جهان لقب گرفته است. این باشگاه اسپانیایی به تنهایی ۵۹۴ میلیون یورو درآمد تجاری داشته است؛ رقمی که به تنهایی برای قرار گرفتن در جمع ۱۰ باشگاه برتر دنیا کافی است. در مجموع، ۲۰ باشگاه ثروتمند جهان در سال ۲۰۲۵، درآمدی رکوردشکنانه به ارزش ۱۲.۴ میلیارد یورو را ثبت کردهاند که نسبت به سال قبل ۱۱ درصد رشد داشته است.
درآمد کل باشگاههای حاضر در لیگ
این انبوه سرمایه، تنها به خرید و فروش بازیکنان محدود نمیشود. باشگاههای بزرگ امروز به برندهایی چندبعدی تبدیل شدهاند که از منابع درآمدی متنوعی بهره میبرند، برای نمونه حقوق پخش تلویزیونی با سهم ۳۸ درصدی از درآمد کل باشگاههای حاضر در لیگ نقش موثری در درآمد شرکتها دارد. همچنین درآمدهای تجاری و اسپانسری با سهم ۴۳ درصدی و و درآمدهای روز مسابقه با رشد ۱۶ درصدی سالانه به محل اصلی منابع درآمدی شرکتها تبدیل شده است. باشگاهها با احداث هتل، رستوران و مراکز تفریحی در اطراف ورزشگاههای خود، در تمام روزهای هفته به کسب درآمد مشغول هستند و ورزشگاه را از یک مکان صرفا ورزشی به یک مرکز چند منظوره تفریحی و تجاری تبدیل کردهاند.
این در حالی است که در ایران، باشگاههای فوتبال همچنان درگیر هزینههای میلیاردی و سودهای ناچیز هستند و از این موتور پرسود اقتصاد جهانی، فاصلهای بسیار دارند.
مهدی حاجیوند، کارشناس اقتصاد ورزش، در گفتوگو با خبرنگار هفت صبح با اشاره به تفاوتهای بنیادین باشگاهداری در ایران و جهان، گفت: «در کشورهای توسعهیافته، باشگاهداری بهمثابه یک بنگاه اقتصادی دیده میشود و عمدتا در راستای منافع مالی حرکت میکند. مدیران این باشگاهها اغلب از میان افراد اقتصادی انتخاب میشوند و هدف اصلی آنها، کسب درآمد برای باشگاه است، اما در ایران، مدیران باشگاهها یا بهصورت سیاسی برگزیده میشوند، یا در بهترین حالت، از میان افراد ورزشی انتخاب میشوند که پیشینهای در همان باشگاه داشتهاند. به همین دلیل، ساختار و نحوهی فعالیت باشگاهها در ایران با جهان تفاوت اساسی دارد.»
وی با اشاره به مدلهای مختلف باشگاهداری در اروپا افزود: «در ایتالیا، مدل باشگاهداری بر پایهی سرمایهگذاری است؛ یعنی سرمایهگذاران مدیریت باشگاهها را در اختیار دارند و بر اساس الگوی درآمدزایی در باشگاه هزینه میکنند. در اسپانیا، مدلی مشابه تعاونیها حاکم است؛ یعنی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر سهامدار عمده هستند و در تمام مجامع تصمیمگیری باشگاه حضور دارند و در جذب اسپانسر و سرمایهگذار نیز مشارکت میکنند. در آلمان نیز که ۵۱ درصد باشگاهها در اختیار سرمایهگذاران آلمانی است و ۴۹ درصد باقیمانده به سرمایهگذاران خارجی واگذار میشود، مدل کاملا بنگاهداری اجرا میشود؛ چراکه سرمایهگذار خارجی که وارد یک باشگاه آلمانی میشود، بهدنبال هواداری نیست، بلکه عمدتا در جهت کسب سود فعالیت میکند.»
حاجیوند با بیان اینکه مدلهای باشگاهداری در کشورهای مختلف متفاوت است، تصریح کرد: «در باشگاهی مانند منچستر یونایتد، کادر فنی یا شخصی مثل الکس فرگوسن بهطور کامل در فعالیتهای اقتصادی باشگاه نقش دارد؛ از جذب اسپانسر گرفته تا سرمایهگذاری و سایر حوزهها.»
وی با تأکید بر اینکه بسیاری از باشگاههای خارجی با سرمایهگذاری در زیرساختها و ایجاد ورزشگاههای مدرن و متنوع، درآمدزایی میکنند، گفت: «اما در ایران، حتی باشگاههایی مانند سپاهان که ورزشگاه اختصاصی دارند، از آن برای درآمدزایی استفاده نمیکنند و صرفا از ورزشگاه برای تمرین و برگزاری مسابقات بهره میبرند. در کشورهای دیگر، این ورزشگاهها را برای برگزاری کنسرت، مسابقات ورزشی غیر از بازیهای باشگاه و سایر رویدادها اجاره میدهند و همین موضوع، درآمدهای کلانی برای باشگاه ایجاد میکند.»
وضعیت بزرگترین باشگاههای ایران
کارشناس اقتصاد ورزش با اشاره به وضعیت بزرگترین باشگاههای ایران گفت: «باشگاههایی مانند استقلال و پرسپولیس نزدیک به ۵ همت زیان انباشته دارند، چون به دلیل وابستگی کامل به اعتبارات دولتی، دغدغهی چندانی برای کسب درآمد ندارند و این زبان همواره در حال افزایش است. هرچند در چند وقت اخیر این باشگاهها وارد بورس شدند و کمی متفاوت از قبل اداره میشوند، اما در نهایت، وابستگی به شرکتهای دولتی همچنان ادامه دارد و عملا همان حالت دولتی بودن به شکل دیگری حفظ شده است.»
وی افزود: «حتی زمانی که باشگاههای بزرگی مانند سپاهان و فولاد خوزستان در اختیار دولت و نهادهای دولتی هستند، الگوی سرمایهگذاری و درآمدزایی بر مبنای بنگاهداری شکل نمیگیرد. این دو باشگاه به دلیل وابستگی به شرکت فولاد خوزستان و فولاد مبارکه، در جنگ اخیر که این دو شرکت مورد تهاجم آمریکا قرار گرفتند، با چالشهای زیادی مواجه شدند و حتی اعلام کردند که به دلیل هزینههای بالا، تمایل دارند باشگاه را منحل کنند. سپاهان در سال گذشته ۱۵۰۰ میلیارد تومان بودجه از فولاد مبارکه دریافت کرده و بدون این بودجه، ادامه فعالیت برای این باشگاه بسیار سخت خواهد بود. به همین دلیل، در فصل جاری قطعا شاهد افت عملکرد این دو باشگاه خواهیم بود، چراکه کاملا به اعتبارات تزریقی وابسته هستند و با مدل حرفهای باشگاهداری در دنیا فاصله زیادی دارند. تا زمانی که اقتصاد باشگاهداری در ایران با مداخله دولت و شرکتهای دولتی پیش میرود، مشکل زیانانباشته حل نخواهد شد.»ح
اجیوند با اشاره به جذابیت باشگاهداری برای سرمایهگذاران خاطرنشان کرد: «بسیاری از سرمایهگذاران در دنیا به باشگاهها تمایل زیادی دارند چون اقتصادی در حال رشد است، این به دلیل افزایش رفاه عمومی و رونق فعالیتهای باشگاهی است. این باشگاهها در زمینههای تبلیغات و اسپانسری بسیار فعال هستند و درآمدهای کلانی کسب میکنند. هرچقدر اقتصاد رونق داشته باشد، تبلیغات و اسپانسری نیز رونق میگیرد. اما در ایران، نگاه به باشگاهها سرمایهگذاری نیست، بلکه سرگرمی است. به همین دلیل، وقتی اقتصاد کشور با چالش مواجه میشود و دچار رکود میشود، درآمد شرکتها به شدت افت میکند.»
عملکرد مالی سرخابی ها
استقلال در سال مالی منتهی به ۳۰ تیر ۱۴۰۴ حدود ۱۷۰۰ میلیارد تومان درآمد و نزدیک به ۱۶۰۰ میلیارد تومان هزینه داشته و سود خالص آن به کمتر از ۱۰۰ میلیارد تومان رسیده است. این باشگاه با بیش از هزار میلیارد تومان سرمایه و ۲ هزار میلیارد تومان ارزش دارایی، قطعاً باید بیش از این سود کسب میکرد.
اما شرایط برای پرسپولیس بسیار دشوارتر است. این باشگاه با هزار میلیارد تومان سرمایه و موقعیتی مشابه استقلال، در یک سال گذشته حدود ۷۷۷ میلیارد تومان درآمد داشته، هرچند هنوز وضعیت هزینههای سال مالی بهطور کامل مشخص نشده است. اما با توجه به اینکه در گزارش ۶ ماهه بیش از ۵۶۰ میلیارد تومان هزینه داشته، نسبت هزینه به درآمد شرکت بالاست همانطور که سال مالی قبل حدود ۶۰۰ میلیارد تومان زیان ساخته بود.
از هزینه تا سرمایهگذاری سودآور
در فوتبال حرفهای جهان، باشگاهها به عنوان کسبوکارهای چندبعدی اداره میشوند. لیگ برتر انگلیس بیش از ۶.۸ میلیارد پوند در فصل سال گذشته درآمد داشته است. باشگاههای اروپایی با تنوعبخشی به منابع درآمدی خود، از وابستگی صرف به پخش تلویزیونی فاصله گرفتهاند.
برای نمونه رئال مادرید به تنهایی ۵۹۴ میلیون یورو درآمد تجاری داشته است. برند باشگاه به یک دارایی ارزشمند تبدیل میشود که میتوان آن را در قالب قراردادهای اسپانسری، محصولات فروشگاهی و مجوزهای برند، به درآمد تبدیل کرد.
حتی باشگاههای اروپایی با فروش بلیتهای پریمیوم و استفاده از ورزشگاه در روزهای غیرمسابقه، سودآوری خود را افزایش میدهند. ورزشگاههای مدرن به مراکز چندمنظوره تفریحی و تجاری تبدیل شدهاند.
حقوق پخش تلویزیونی نیز با وجود کاهش وابستگی، این منبع همچنان یکی از ستونهای اصلی درآمد باشگاههای بزرگ است. لیگ برتر انگلیس با فروش حقوق پخش به بازارهای جهانی، درآمدی بینظیر برای باشگاههای خود ایجاد کرده است.
اما چرا باشگاههای ایرانی سودآور نیستند؟
باشگاههای ایرانی عمدتا توسط وزارت ورزش و شرکتهای دولتی تأمین مالی میشوند. این وابستگی، انگیزه باشگاهها را برای جستجوی منابع درآمدی جدید کاهش میدهد. به همین دلیل مهمترین منبع درآمدی باشگاههای ایرانی یعنی بلیتفروشی، همچنان در اختیار باشگاه نیست. درآمد حاصل از حضور تماشاگران به جای باشگاه، به سازمان لیگ و… میرسد.
ورود استقلال و پرسپولیس به بورس با هدف شفافیت مالی و تأمین سرمایه انجام شد. پذیرهنویسی سهام این دو باشگاه در اسفند ۱۴۰۰ انجام شد، هر سهم استقلال ۲,۹۱۰ ریال و هر سهم پرسپولیس ۳,۳۸۷ ریال قیمتگذاری شد. در مجموع حدود ۷,۱۰۰ میلیارد ریال سهام به فروش رسید. این ارقام در مقایسه با ارزش برند و پتانسیل واقعی این باشگاهها، پایین است.
برای باشگاهها، ورود به بورس شفافیت مالی را افزایش داده و امکان تأمین مالی از طریق بازار سرمایه را فراهم کرده است. پرسپولیس با انتشار گزارشهای مالی در سامانه کدال، گامهایی در این مسیر برداشته است، اما برای سهامداران، وضعیت چندان روشن نیست. ارزش سهام دو باشگاه پس از عرضه اولیه، روند نزولی داشته است. سهامداران خرد که با امید به سودآوری باشگاهها وارد بازار شدند، تاکنون بازدهی منفی زیاد نیست.
بنابراین میتوان دلیل تفاوت بنیادین باشگاهداری در ایران و جهان، اینگونه تفسیر کرد که در اروپا، باشگاهها با تنوعبخشی به منابع درآمدی، مدیریت حرفهای هزینهها و سرمایهگذاری روی برند خود، به سودآوری پایدار رسیدهاند. اما در ایران، باشگاهها همچنان به عنوان نهادهای وابسته به دولت و با هزینههای سرسامآور اداره میشوند. ورود استقلال و پرسپولیس به بورس نیز اگرچه گامی مثبت در جهت شفافیت بود، اما الگوی بنگاه داری ایجاد نکرد و این موضوع به تنهایی نمیتواند مشکل ساختاری باشگاهداری در ایران را حل کند.
