نشانههای فقر بیننسلی در ایران

سارا خادمی: وقتی صحبت از تغذیه کودکان میشود، شاید خیلیها فکر کنند منظور فقط بحث سیر شدن شکم یک کودک است، اما واقعیت خیلی پیچیدهتر و حساستر از این حرفهاست. متخصصان میگویند از لحظه تشکیل نطفه تا قبل از ۵ سالگی، یک «فرصت طلایی» برای ساختن جسمی سالم وجود دارد. در این بازه زمانی، بیش از ۹۰ درصد مغز کودک شکل میگیرد. اگر در این سالهای حساس، تغذیه درست اتفاق نیافتد، آسیبها فقط به قد یا وزن کودک محدود نمیشود، بلکه مستقیم روی هوش و تواناییهای ذهنی او اثر میگذارد. این یعنی اگر امروز به این کودکان کمک نکنیم، در واقع داریم اجازه میدهیم فقر از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
یک گام عملی برای نجات ۲۶۲ هزار کودک
در همین راستگی، دولت تصمیم گرفته تا برای مقابله با این مشکل، طرح هایی را اجرایی کند. خبر خوش این است که از ۱۲ مرداد، اعتبار خرید سبدهای غذایی رایگان برای بیش از ۲۶۲ هزار کودک ۵ تا ۵۹ ماهه که دچار سوءتغذیه هستند، فعال شده است. این کودکان کسانی هستند که در مراکز بهداشتی شناسایی شدهاند و حالا خانوادههایشان میتوانند از طریق سیستم کالابرگ الکترونیکی، اقلام مورد نیاز تغذیهای را تهیه کنند. نکته مهم این است که این طرح یک اتفاق اتفاقی نیست. از سال ۱۴۰۲ تا الان، این برنامه در ۳۴ مرحله اجرا شده و حالا در سال ۱۴۰۵ وارد مرحله سی و پنجم شده است. این یعنی یک تداوم در حمایت وجود دارد تا کودکان در معرض خطر، تا زمان بهبودی تحت پوشش باشند.
- چقدر و چگونه حمایت میشوند؟
اگر بخواهیم به اعداد و ارقام نگاه کنیم، میبینیم که دولت سعی کرده تا بر اساس وضعیت اقتصادی هر خانواده، مبلغ اعتبار را تنظیم کند. برای خانوادههایی که وضعیت اقتصادیشان سختتر است (خانوارهای بسیار نیازمند)، مبلغ ۲۰ میلیون ریال و برای خانوادههایی که وضعیت متوسطی دارند، ۱۲ میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده است. این مبلغها به صورت شارژ روی شماره ملی سرپرست خانوار قرار میگیرد و آنها میتوانند طی یک ماه، هر کدام از فروشگاههای طرف قرارداد کالابرگ الکترونیکی که هستند، بروند و اقلام مورد تایید وزارت بهداشت را بخرند. این روش باعث میشود که خانوادهها دقیقاً همان چیزهایی را بخرند که برای رشد کودک لازم است و نه هر کالای مصرفی متفرقه ای.
از خانه بهداشت تا کالابرشاید بپرسید این کودکان چطور شناسایی میشوند؟ در این زمینه روشی تقریبا کارآمد طراحی شده است. ابتدا در خانههای بهداشت و مراکز بهداشتی، با استفاده از «تنسنجی» (اندازهگیری دقیق قد و وزن و مقایسه با منحنیهای رشد)، کودکانی که دچار لاغری، کموزنی یا کوتاهقدی هستند شناسایی میشوند. سپس این دادهها به دانشگاههای علوم پزشکی میرود و بعد از استحقاقسنجی (یعنی بررسی اینکه آیا خانواده واقعاً به این حمایت نیاز دارد یا نه)، لیست نهایی به وزارت تعاون ارسال میشود تا اعتبار پرداخت شود. این یعنی هیچ کودکی که واقعاً نیاز دارد، نباید از این چرخه حمایت خارج بماند.
همانطور که گفته شد دولت چهاردهم روی موضوع «رفع فقر» تاکید زیادی دارد. اما فقر فقط نبودن پول در جیب نیست؛ فقر در سطح کودکان یعنی نبودن مواد مغذی برای رشد مغز. وعده داده شده این است که امنیت غذایی کودکان به یک اولویت ملی تبدیل شود. هدف این است که هیچ کودکی به دلیل نبود غذا، دچار معلولیت یا عقبماندگی ذهنی نشود. اما باید به این مساله توجه کنیم که سبد غذایی، هرچند یک کمک فوری و حیاتی است، اما به تنهایی تمام مشکل را حل نمیکند. نکتهای که در این طرحها دنبال میشود، این است که این حمایتها به یک «آموزش مستمر» تبدیل شود.
یعنی مادران نباید فقط کالابرگ بگیرند و بروند؛ بلکه باید در مراکز بهداشت یاد بگیرند که چطور با کمترین امکانات، بهترین ترکیب غذایی را برای کودکشان فراهم کنند چون گاهی اوقات مشکل نه فقط نبود پول، بلکه نبود آگاهی درباره الگوی تغذیه درست است. اگر مادر یاد بگیرد چه چیزی برای رشد کودکش مفید است، اثر این حمایتها چندین برابر میشود … مثلاً تفاوت بین «سیر شدن» و «تغذیه شدن» در این است که کودک شاید شکمش پر شود، اما اگر مواد مغذی لازم مثل پروتئین و ویتامینهای خاص را دریافت نکند، باز هم رشدش مختل میشود. به همین دلیل است که دولت روی نقش کارشناسان تغذیه در مراکز سلامت تاکید دارد تا این سبدهای غذایی، با یک راهنمایی درست، اثرشان روی رشد مغز و جسم کودک به حداکثر برسد و واقعاً نتیجهبخش باشد.
چالشهای پیش رو و امید به آینده
البته در کنار این خبرها، چالشهای زیادی هم وجود دارد. شناسایی دقیق کودکان در مناطق دورافتاده و روستاها، جایی که دسترسی به خانههای بهداشت سختتر است، یکی از بزرگترین دغدغههاست. اما تداوم این طرح در ۳۴ مرحله قبل نشان میدهد که سیستم در حال تکامل است. وقتی میبینیم مبلغ سرانه ۵۰ درصد رشد کرده، یعنی دولت متوجه شده که تورم نباید مانع از رسیدن غذای سالم به کودکان شود. امید این است که این حمایتها به یک «حق ثابت» برای هر کودک مبتلا به سوءتغذیه تبدیل شود تا هیچ خانوادهای در لحظات سخت زندگی، نگران رشد فرزندش نباشد. در واقع، هدف نهایی این است که این طرحها از یک کمک مقتی به یک سیستم جامع «امنیت غذایی» تبدیل شود و هیچ کودکی را در هیچ کجای کشور جا نگذارد.
یک توصیه مهم برای خانوادهها
اما بهتر است اگر خانوادهای فکر میکند فرزندش دچار سوءتغذیه است اما هنوز در این طرح ثبتنام نشده یا کالابرگی نگرفته، نباید منتظر بماند. راهکار ساده است؛ سریعاً به «خانه بهداشت» محل سکونت خود مراجعه کنند. آنجا با بررسی وزن و قد کودک، اگر مشکلی تشخیص داده شود، نام کودک در سامانه ثبت شده و برای دورههای بعدی مشمول این حمایتهای رایگان میشود.
سرمایهگذاری روی آینده
در نهایت باید گفت که تخصیص بودجه برای سبدهای غذایی، در واقع یک «هزینه» نیست، بلکه یک «سرمایهگذاری» روی آینده کشور است. کودکی که امروز به دلیل سوءتغذیه رشدش متوقف شود، در آینده نیروی انسانی توانمندی برای جامعه نخواهد بود. اینکه مبلغ سرانه در مرحله جدید ۵۰ درصد رشد کرده، نشان میدهد که دولت متوجه فشار اقتصادی است و سعی کرده تا کیفیت سبدهای غذایی را بالا ببرد. امیدواریم این زنجیره حمایتها ادامه پیدا کند تا هر کودکی، فارغ از اینکه در چه خانوادهای به دنیا آمده، حق رشد سالم و تغذیه درست را داشته باشد و هیچ کودکی در این سرزمین، به دلیل گرسنگی، فرصت رشد ذهنی و جسمیاش را از دست ندهد.
