مدل تبلیغات آنلاین پرمخاطب و خشن !

حمیده عبدالهی : دوربین از همان ثانیه اول روشن است. آنقدر آرام و بیتفاوت که انگار قرار نیست شاهد یک اتفاق غیرمتعارف و عجیب باشد، بلکه برای ثبت همین صحنه روشن شده است. مرد با صدای بلند سرزن ناسزا میگوید، کلمات رکیک را پشت سر هم پرتاب میکند و شروع میکند به کتک زدن، زن از درد و شاید شوک ناشی از این حمله عجیب و ناگهانی به خودش می پیچد و خودش را جمع میکند. صدای گریهاش در میان فریادها گم میشود و فقط یک جمله، بارها و بارها با جیغ و از ته گلویش تکرار میشود: «ولم کن… ولم کن…» اما نه التماس زن، نه خشونتی که مقابل چشم فیلمبردار و فرد شرور و شاید دیگرحاضران اتفاق میافتاد، هیچکدام دلیلی برای خاموش شدن تصویر نیست.برعکس
، دوربین بیوقفه همهچیز را ثبت میکند. گویی مهمترین مأموریتش نه نجات یک انسان، بلکه شکار چند دقیقه محتوایی است که قرار است کمی بعد، هزاران یا شاید میلیون ها بار دیده شود. چند ساعت بعد، همین تصاویر از صفحهای به صفحه دیگر در فضای مجازی میروند. کاربران با انگشت، ویدئو را جلو و عقب میآورند. بعضی با خشم، بعضی با ناباوری، بعضی از سر کنجکاوی و عدهای هم فقط برای اینکه ببینند آخرش چه میشود!. هر بار که فیلم دوباره پخش میشود، شمار بازدیدها بالاتر میرود و خشونت، یک بار دیگر پاداش میگیرد، با «دیده» شدن. این بار اما پایان ویدئو، پایان ماجرا نبود. انتشار تصاویر مردی که زنان را مقابل دوربین کتک میزد و فیلمهایش را در فضای مجازی منتشر میکرد، افکار عمومی را شوکه کرد و سرانجام به بازداشت او در عملیات پلیس تهران انجامید. انتشار این پرونده فقط به فیلمهای خشونت علیه زنان محدود نماند. تصاویر عملیات دستگیری متهم هم خیلی زود در فضای مجازی منتشر شد. تصاویری که در آن، متهم پس از مقاومت در برابر مأموران با شلیک پلیس زمینگیر شده بود و در ادامه نیز صحنههایی از برخورد مأموران با او دستبهدست شد.همین
تصاویر، در کنار استقبال گسترده از ویدئوهای خشونتآمیز او، بحث دیگری را هم پیش کشید. مرز برخورد قانونی با یک متهم کجاست و اقتدار پلیس تا کجا باید پیش برود و اینکه آیا پلیس می تواند به بهانه بازداشت متهمان، در عملیات هایی که انجام می دهد از روش های خشونت آمیز استفاده کند و از آنها فیلم بگیرد و حتی در فضای مجازی منتشر کند؟ پرسشی که در کنار چرایی تولید و تماشای خشونت، یکی دیگر از محورهای این پرونده است. اما این پرونده فقط درباره دستگیری یک شرور سابقهدار نیست، شاید متهم بازداشت شده باشد اما پرسش اصلی هنوز آزادانه در فضای مجازی میچرخد. چرا «خشونت» اینقدر خوب به «فروش» میرود و «خریدار» دارد!؟
خشونت؛ محتوایی که بازدید میآورد
آنچه در این پرونده که در منجر به بازداشت مردی شد که در اقدامی عجیب و برای «دیده» شدن در فضای مجازی به یکباره به زنان حمله می کرد و آنها را کتک می زد فقط یکی از دهها مورد پرونده ای است که در آن، افرادی برای مطرح شدن در فضای مجازی و مشهور شدن یک شبه با افتخار! دست به انتشار اقدامات مجرمانه و حتی خشونت آمیز خود می زنند. ماجرایی که فقط یک رفتار فردی نیست. پشت این تصاویر، یک سازوکار رسانهای هم وجود دارد. سازوکاری که در آن هرچه تصویر شوکآورتر باشد، احتمال دیده شدنش بیشتر میشود. دکتر محمدعلی الستی، جامعهشناس ارتباطات و استاد دانشگاه، در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که نمایش مداوم خشونت در رسانهها میتواند نگاه جامعه به این رفتار را تغییر دهد و حتی آن را به یک الگو تبدیل کند.
به گفته وی، سالهاست درباره تأثیر نمایش خشونت در رسانهها بحث شده و می شود. اینکه دیدن صحنههای خشن، افراد را به سمت خشونت سوق میدهد یا میتواند باعث فاصله گرفتن آنها از این رفتار شود. در یک نگاه، برخی معتقد هستند که نمایش خشونت باعث تقلید مخاطب میشود و آن را به رفتاری عادی تبدیل میکند. در مقابل، عدهای هم باور داشتند دیدن این تصاویر میتواند نوعی تخلیه هیجانی ایجاد کند و حتی زشتی خشونت را نشان دهد.
اما به گفته الستی، در نهایت دیدگاه اول بیشتر مورد توجه کارشناسان قرار گرفته است. چرا که خشونت ضمن اینکه آموزش و الگو ایجاد میکند، زشتی این عمل را هم از چشمها پاک میکند. به اعتقاد او، تکرار این تصاویر میتواند باعث شود تا افراد به مرور نسبت به خشونت حساسیت کمتری نشان دهند.
در فضای مجازی، یک عامل دیگر هم به این چرخه اضافه شده است. «دیده» شدن و کسب «درآمد». الستی میگوید که متأسفانه یکی از انگیزهها همین کسب «درآمد» است. وقتی یک محتوای خشن بازدید زیادی میگیرد و میتواند برای سازندهاش دنبالکننده وشهرت و درآمد ایجاد کند، بعضی افراد ممکن است به همین بهانه به سمت تولید چنین محتواهایی بروند.
او برای توضیح این موضوع به رفتار مردم در مواجه با درگیریهای خیابانی اشاره میکند. جایی که گاهی افراد به جای دخالت برای پایان دادن به دعوا، فقط تماشا میکنند و حتی فیلم میگیرند. انگار برای بعضی افراد، تماشای خشونت تبدیل به یک سرگرمی شده است. موضوعی که به گرمتر شدن بازارتولید و انتشار این نوع محتواها کمک میکند.
این استاد دانشگاه درباره پیامدهای اجتماعی این روند نیز هشدار میدهد و میگوید که این تصاویر میتوانند جامعه را به سمت بیتفاوتی بیشتر ببرند. وقتی افراد بارها با صحنههای خشن روبهرو میشوند، آستانه واکنششان بالا میرود. دیرتر ناراحت میشوند و دیرتر نسبت به خشونت واکنش نشان میدهند.
وی البته درباره نوجوانان هم تأکید میکند که این گروه سنی به دلیل تأثیرپذیری بیشتر، در برابر چنین محتواهایی آسیبپذیرتر هستند و ممکن است خشونت برایشان به رفتاری عادی تبدیل شود.
وقتی مرز واقعیت و نمایش از بین میرود
انتشار فیلمهای خشونتآمیز فقط قربانی را آسیبپذیرتر نمیکند. گاهی ذهن «مخاطب» را هم دچار تردید میکند. دکتر مهرداد امیری، روانشناس وعضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان، در گفتوگو با «هفتصبح» در مورد خطرات انتشار چنین تصاویری در فضای مجازی میگوید که یکی ازدلایل بروز چنین آسیب هایی و تفاوتهای مهم شبکههای اجتماعی با رسانههای رسمی، نبود ردهبندی سنی است. برخلاف فیلمها و برنامههای تلویزیونی که مخاطب مشخصی دارند، این تصاویر بدون هیچ محدودیتی در معرض دید همه قرار میگیرند از کودکان و نوجوانان گرفته تا بزرگسالان. در بسیاری از موارد حتی نمیتوان با اطمینان گفت آنچه دیده میشود یک خشونت واقعی است یا یک نمایش از پیش طراحیشده. حتی اگر افرادی که مقابل دوربین قرار دارند با رضایت در این صحنهها حضور داشته باشند، باز هم اثر روانی این تصاویر بر مخاطب از بین نمیرود.
این روانشناس در ادامه تحلیل خود براین نکته تاکید می کند که خطر از جایی آغاز میشود که مخاطب دیگر نتواند میان واقعیت و نمایش تفاوت قائل شود. وی معتقد است اگر افراد بارها با چنین تصاویر ساختگی یا مبهمی روبهرو شوند، ممکن است در مواجهه با یک حادثه واقعی هم تصور کنند با یک فیلم اینترنتی روبهرو هستند و به جای کمک کردن، فقط نظارهگر بمانند. در حقیقت بزرگترین ضرر این فیلمها این است که ذهنیت افراد جامعه را تغییر میدهد.
به گفته این روانشناس، مهمترین آسیبی که چنین محتواهایی به جامعه وارد میکنند، تضعیف حس مسئولیت اجتماعی است. زیرا افراد به مرور در برابر صحنههای واقعی هم دچار تردید میشوند. بنابراین باید هشدار داد که بزرگترین ضربهای که این محتواها به روح اجتماع و پشتوانه اجتماعی میزنند، همین است.
خشونتی که چند جرم را همزمان رقم میزند
پشت یک ویدئوی چند دقیقهای از خشونت، فقط یک صحنه درگیری وجود ندارد. از نگاه قانون، ممکن است هر بخش از این ماجرا، از ضرب و جرح گرفته تا انتشار تصاویر و حتی درآمد حاصل از آن، عنوان مجرمانه جداگانهای داشته باشد. ، ابعاد حقوقی این پرونده را توضیح میدهد.
به گفته سجاد صفوی، وکیل پایه یک دادگستری، در گفتوگو با «هفتصبح»، نخستین جرمی که در چنین پرونده هایی رخ می دهد، همان خشونت و ضرب و جرح است، اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. اگر فیلم این اتفاق بدون رضایت فرد منتشر شود و هویت یا حریم خصوصی او را در معرض دید دیگران قرار دهد، انتشار آن هم میتواند از نظر قانونی جرم باشد. رضایت فرد ممکن است در روند رسیدگی قضایی اثر داشته باشد، اما اصل جرم را از بین نمیبرد. او تأکید میکند که هیچکس نمیتواند از قبل برای کتک خوردن یا آسیب دیدن رضایت بدهد.
این وکیل دادگستری معتقد است در پروندههایی که بازتاب گستردهای در فضای مجازی پیدا میکنند، موضوع فقط به شاکی خصوصی محدود نمیشود. وقتی یک پرونده جنبه عمومی پیدا کند، دادستان هم میتواند بدون شکایت قربانی وارد ماجرا شود و آن را پیگیری کند.
صفوی درباره درآمد حاصل از انتشار این ویدئوها هم توضیح می دهد که اگر درآمد از راه یک رفتار مجرمانه به دست آمده باشد، از نظر قانونی قابلیت توقیف دارد و نمیتوان آن را یک درآمد مشروع دانست. اما در پلیس می تواند هر گونه که می خواهد و با توصل به خشونت اقدام به دستگیری متهمان کند؟ موضوعی که در برخی از فیلم ها شاهد آن هستیم صفوی درپاسخ به این سوال با ذکر اینکه حتی افراد سابقهدار هم از حقوق قانونی برخوردارند تاکید می کند که وظیفه پلیس، کشف جرم، تشکیل پرونده و تحویل متهم به مرجع قضایی است و مجازات فقط با حکم دادگاه اجرا میشود، نه در زمان دستگیری. به اعتقاد او، هرگونه برخورد خارج از چارچوب قانون، فارغ از شخصیت متهم، از نظر حقوقی قابل بررسی است.
وقتی دوربین خاموش میشود، خشونت تمام نمیشود
شاید بعد از تمام شدن زمان ویدئو صفحه را ببندیم، گوشی را کنار بگذاریم و سراغ تصویر بعدی برویم. اما خشونت همیشه با خاموش شدن دوربین تمام نمیشود. زنی که تحقیر شده، کودکی که این تصاویر را دیده، نوجوانی که برای چند ثانیه بیشتر دیده شدن وسوسه میشود و جامعهای که کمکم به دیدن این صحنهها عادت میکند، همه بخشی از داستانی هستند که بعد از پایان فیلم تازه آغاز میشود.
شاید خطرناکترین اتفاق این نباشد که یک نفر خشونت را مقابل دوربین اجرا کند. بلکه این باشد که خشونت، آرامآرام به یک محتوای معمولی میان انبوه ویدئوهای روزمره تبدیل شود. محتوایی که با هر بازدید، هر اشتراکگذاری و هر توقف چندثانیهای روی صفحه، دوباره جان میگیرد. و بالاخره اینکه شاید وقت آن رسیده باشد که قبل از فشردن دکمه «پخش»، از خودمان بپرسیم، این بار، تماشاگر یک ویدئو هستیم یا ناخواسته به ادامه پیدا کردن چرخهای کمک میکنیم که سوختش خشونت است؟
فضای مجازی، پناهگاه مجرمان نیست
از نگاه پلیس، انتشار ویدئوهای خشونتآمیز در فضای مجازی فقط یک تخلف اینترنتی نیست. گاهی پشت این تصاویر، مجموعهای از جرمها قرار دارد که از ضرب و جرح و ایجاد رعب گرفته تا کسب درآمد از خشونت را در بر میگیرد. سردار داوود معظمی گودرزی، رئیس پلیس فتا تهران بزرگ، در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید؛ پلیس علاوه بر شناسایی عاملان این ویدئوها، مسیرهای مالی و شبکه همکاران آنها را هم رصد میکند. در سالهای اخیر برخی افراد برای دیده شدن، افزایش دنبالکننده یا کسب درآمد، دست به تولید محتوایی میزنند که پایه آن خشونت، آزار شهروندان یا حتی بازسازی صحنه جرم است. پلیس این رفتارها را صرفاً یک فعالیت در فضای مجازی نمیداند، بلکه آن را مجموعهای از جرایم میداند که میتواند امنیت عمومی را هم تحت تأثیر قرار دهد.
وی مدعی است که رصد این صفحات به صورت شبانهروزی انجام میشود و پلیس فتا با همکاری پلیس اطلاعات، پلیس امنیت عمومی، پلیس آگاهی و دستگاه قضایی، فعالیت این افراد را دنبال میکند. به گفته او، در بسیاری از پروندهها فاصله انتشار فیلم تا شناسایی متهم بسیار کوتاه بوده و همین موضوع نشان میدهد که فضای مجازی محل امنی برای پنهان شدن مجرمان نیست.
رئیس پلیس فتا تهران بزرگ معتقد است برخورد با این پروندهها فقط به دستگیری متهم محدود نمیشود. پلیس همزمان مسیرهای درآمدزایی، صفحات تبلیغاتی، حسابهای واسطه، ادمینها و شبکه مالی مرتبط با این محتواها را هم بررسی میکند تا در صورت اثبات ارتباط آنها با فعالیت مجرمانه، مستندات برای برخورد قضایی و مسدود شدن مسیرهای مالی در اختیار مرجع قضایی قرار گیرد. به گفته وی، صرف دستگیری یک فرد کافی نیست بلکه باید چرخه اقتصادی جرم هم متوقف شود.
فیلمی خشن و تبلیغاتی در فضای مجازی
اما این سکه روی دیگری هم دارد. در برخی موارد به یکباره فیلمی در فضای مجازی منتشر می شود که در آن پلیس با برخوردهایی خشن و حتی ضرب و جرح، متهمان را دستگیر می کند. انتشار چنین کلیپ هایی اما از منظر گروهی از مردم و کاربران فضای مجازی این سوال را مطرح می کند که آیا پلیس می تواند در عملیات های خود به خشونت متوسل شوند و بعد از آن نیز تصاویر آنها را منتشر کند؟ سوالی که معظمی گودرزی در پاسخ به آنها می گوید که اصولا استفاده از زور در پلیس ضابطهمند است و مأموران فقط در چارچوب قانون و متناسب با میزان تهدید اجازه استفاده از قوه قهریه را دارند. در واقع اصل بر دستگیری بدون آسیب است اما اگر متهم با سلاح، حمله یا مقاومت، جان مردم یا مأموران را به خطر بیندازد، پلیس مطابق قانون اقدام خواهد کرد. او تأکید میکند که هیچ مأموری مجاز به استفاده از زور خارج از چارچوب قانون نیست.
به گفته وی، مأموران عملیاتی پیش از حضور در چنین مأموریتهایی آموزشهای تخصصی در زمینه کنترل بحران، دستگیری افراد پرخطر، دفاع شخصی، مذاکره، رعایت حقوق شهروندی و استفاده متناسب از زور را میگذرانند تا در عملیات، کمترین آسیب به شهروندان، مأموران و حتی خود متهم وارد شود.
رئیس پلیس فتا همچنین با ذکر اینکه عملکرد مأموران هم از نظارت مستثنی نیست می گوید: بنابراین اگر گزارشی درباره رفتار خلاف قانون دریافت شود، موضوع در مراجع نظارتی فراجا و در صورت وجود جنبه قضایی، توسط دستگاه قضایی بررسی خواهد شد و هیچ مأموری در برابر تخلف مصونیت ندارد.
اما همچنان یک سوال دیگر باقی است. اینکه آیا پلیس می تواند کلیپ هایی را از عملیات هایی منتشر کند که در آنها هویت افراد قابل شناسایی است؟ سوالی که رئیس پلیس فتا تهران بزرگ در پاسخ به آن می گوید که این اقدام فقط در چارچوب قانون و با دستور مرجع قضایی انجام میشود. برای مثال زمانی که انتشار تصاویر به شناسایی قربانیان دیگر، تکمیل تحقیقات، هشدار عمومی یا پیشگیری از وقوع جرم کمک کند، این کار را می کند.
