اثر تنگه هرمز بر بازارهای جهانی

شهیر محمدنیا – تحلیلگر بازارهای مالی: جنگ به تنهایی نمیتواند رشد پایدار طلا را به عنوان یک دارایی امن تضمین کند. در حال حاضر، اقتصاددانان بر این باورند که افزایش تنشها و بسته شدن تنگه هرمز، منجر به تشدید و تداوم انتظارات تورمی در ایالات متحده میشود و طبیعتاً فدرال رزرو را به سمت سیاستهای پولی انقباضی (Hawkish) سوق میدهد؛ هرچند که در نشست اخیر کمیته بازار فد نیز این لحن Hawkish به وضوح مشاهده شد و از نظر منطق اقتصادی نیز قابل دفاع است، زیرا هدف اول و وظیفه اصلی بانکهای مرکزی، کنترل تورم است.

در شرایطی که با بسته شدن تنگه هرمز رو به رو شویم، پتانسیل شکلگیری «رکود تورمی» ایجاد خواهد شد. با گران شدن نفت، هزینههای حملونقل و تولید افزایش یافته و تورم بالا میرود که در نهایت منجر به کاهش رشد اقتصادی میشود. در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی با یک تضاد مواجه میشوند: برای کنترل تورم باید نرخ بهره را افزایش دهند، اما برای جلوگیری از رکود باید آن را کاهش دهند. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد که اگر شوک نفتی چنان باشد که انتظارات تورمی از کنترل خارج شود، اولویت معمولاً با مهار تورم خواهد بود.
🔺باید اشاره کرد که فدرال رزرو پیش از وقوع جنگ در مسیری انبساطی قرار داشت، اما با وقوع جنگ و تبعات آن، این سیاستها متوقف شد و اکنون انتظارات حاکی از یک یا حتی دو مرحله افزایش نرخ بهره تا پایان سال ۲۰۲۶ است. بنابراین، انس جهانی طلا نه تنها ممکن است با رشد مواجه نشود، بلکه احتمال ریزش آن نیز وجود دارد؛ همانطور که در جنگ ۴۰ روزه و تنشهای اخیر به وضوح مشاهده شد.
افزایش قیمت دلار در برابر ریال
🔺اما در مورد قیمت طلای داخلی، از آنجایی که ایران یکی از طرفهای درگیری نظامی است، این اتفاق منجر به افزایش قیمت دلار در برابر ریال میشود. در این شرایط، ریزش قیمت انس جهانی و افزایش قیمت دلار اثر یکدیگر را خنثی میکنند و حتی ممکن است شاهد افزایش قیمت طلا با شیبی تدریجی (به دلیل افزایش قیمت دلار و ریال) باشیم.
🔺از سوی دیگر، با بسته شدن تنگه هرمز، بازار جهانی مجدداً با شوک عرضه مواجه خواهد شد، چرا که بخش قابل توجهی از انرژی و کالاهای اساسی (کامودیتیها) از این مسیر عبور میکنند. نتیجه طبیعی این اختلال، افزایش قیمت نفت، رشد هزینههای حملونقل و بیمه نفتکشهاست و در صورت طولانی شدن این نااطمینانی، بازار انرژی دچار شوک بسیار بزرگی خواهد شد. البته شدت و پایداری این افزایش قیمت به عواملی چون مدت زمان اختلال، توان استفاده از مسیرهای جایگزین در کشورهایی نظیر امارات و عربستان (که بخش زیادی از نیاز را پوشش میدهند) و آزادسازی ذخایر استراتژیک بستگی دارد؛ همانطور که در جنگ ۴۰ روزه شاهد بودیم کشورهای بزرگی چون چین و آمریکا ذخایر خود را آزاد کردند و چین با تصمیم به کاهش ظرفیت مازاد تولید خود، در راستای حمایت از ثبات بازارهای جهانی و جلوگیری از شوکهای قیمتی، گامی در جهت کاهش عرضه نفت برداشت. این اقدام عملاً منجر به کاهش مصرف نفت در داخل چین و مهار رشد بیرویه قیمتها در سطح جهانی شد. در واقع میتوان این رویکرد را به عنوان یک بازی دوگانه از سوی پکن تحلیل کرد؛ چین در حالی که در سطح سیاسی و در ابعادی محدود در حوزههای اطلاعاتی و نظامی از ایران حمایت میکند، در لایههای زیرین اقتصادی تلاش میکند تا از بروز هرگونه شوک گسترده در اقتصاد جهانی جلوگیری کند و در این مسیر، در عمل حمایتهای حداکثری از ایران را کنار گذاشته است.
مهمترین متغیر تعیینکننده قیمت نفت
🔺از منظر اقتصادی، مهمترین متغیر تعیینکننده قیمت نفت، میزان کاهش واقعی عرضه در بازارهای جهانی است و نه صرفاً وقوع یک تنش ژئوپلیتیک. به مرور زمان، رقبا نیز وارد میدان میشوند و در صورت تداوم، هم عرضه و تقاضا تعدیل شده و هم جایگزینهایی مانند نفت شیل، سوختهای فسیلی دیگر و سوختهای سبز وارد مسیر شده و قیمتها کنترل میشوند.
🔺در مورد سایر کامودیتیها، افزایش قیمت انرژی طبیعتاً به سایر کالاهای اساسی نیز سرایت میکند. رشد هزینههای تولید و حملونقل میتواند قیمت فلزات صنعتی و برخی محصولات کشاورزی را افزایش دهد. جمعبندی نهایی، طلا، نفت و کامودیتیها اثر مستقیم و بالایی از بسته شدن تنگه هرمز میپذیرند و شدت این اثرات بیش از هر چیز به مدت زمان اختلال در عرضه و واکنش سیاستمداران بستگی دارد.
چین در این جنگ، بازی دوگانهای را دنبال میکند؛ از یک سو، با کاهش ظرفیت تولید صنعتی خود در دوران جنگ، به کنترل بخشی از شوک تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی کمک کرد و مانع از انعکاس کامل این شوک در قیمت نفت شد. از سوی دیگر، با حمایتهای محدود سیاسی، اطلاعاتی و نظامی از ایران، تهران را نیز بهطور کامل تنها نگذاشت.
گزارشهای مربوط به کاهش تولید مازاد صنعتی چین و همچنین گزارش برخی رسانههای معتبر درباره کمکهای اطلاعاتی و نظامی به ایران، این فرضیه را تقویت میکنند.
یکی از تازهترین نشانهها، سخنان ساعاتی پیش مارکو روبیو است. او گفته چین اقدامی برای تغییر مسیر جنگ به سود هیچیک از طرفین انجام نداده و در برخی موارد
نیز همکاری داشته است.
