رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

اکران آنلاین ملکه آلیشون + تحلیل

۱۴۰۵-۰۵-۳۱ ۰۲:۴۲ modir 0
اشتراک‌گذاری:
طراحی بصری فیلم بیش از آنکه جهانی تازه خلق کند، خاطره آثار فانتزی خارجی را زنده می‌کند و همین وابستگی، شخصیت مستقل اثر را کم‌رنگ کرده است

ایمان برین: اکران آنلاین «ملکه آلیشون» فرصت تازه‌ای است برای مواجهه با فیلمی که می‌خواهد در سینمای کم‌رمق کودک ایران، بلندپرواز و متفاوت باشد اما فاصله میان آنچه در ذهن فیلمساز شکل گرفته و آنچه روی پرده جان گرفته، بسیار بیشتر از چیزی است که بتوان با حسن نیت نادیده‌اش گرفت. ساخته ابراهیم نورآورمحمد قصه آدور را روایت می‌کند، پسری که در پی ورود به جهانی رازآلود، میان نیروهای خیر و شر قرار می‌گیرد و آرام‌آرام نسبت تازه‌ای با طبیعت پیدا می‌کند. فیلم با دغدغه حفاظت از محیط‌زیست ساخته شده و همین انتخاب، نقطه قابل احترام ماجراست.

فانتزی بی‌ریشه پشت زرق‌وبرق

مشکل «ملکه آلیشون» این نیست که شبیه فانتزی‌های غربی است. سینما همیشه وام می‌گیرد، تأثیر می‌پذیرد و الگوها را دوباره می‌سازد. مشکل جایی آغاز می‌شود که فیلم به جای هضم این الگوها، ظاهرشان را به تن می‌کند. لباس‌ها، گریم، طراحی شخصیت‌ها، موسیقی و جنس فضاسازی چنان به حافظه تصویری فانتزی‌های درجه دو خارجی نزدیک‌اند که جهان فیلم هویتی مستقل پیدا نمی‌کند.

تماشاگر با سرزمینی مواجه است که ایرانی بودنش را حس نمی‌کند و در عین حال آن‌قدر دقیق و غنی ساخته نشده که بتوان آن را جهانی خیالی با قواعد مخصوص خودش پذیرفت. نتیجه، فضایی معلق است. جغرافیا نامشخص است، نشانه‌ها ریشه ندارند و شخصیت‌ها بیشتر شبیه اجزای دکور یک جهان فانتزی‌اند تا آدم‌هایی که بتوان به سرنوشتشان دل بست.

این ضعف در فیلمنامه جدی‌تر می‌شود. تغییر آدور، پسر خشمگین و طبیعت‌گریز قصه، شتاب‌زده اتفاق می‌افتد. مسیر روانی لازم برای تبدیل او به قهرمان محافظ طبیعت ساخته نشده و فیلم انتظار دارد تماشاگر چند پرش روایی را با منطق ژانر بپذیرد. برخی شخصیت‌های فرعی نیز می‌آیند، چند دقیقه‌ای جهان فیلم را شلوغ می‌کنند و بی‌آنکه اثر مهمی بر مسیر داستان بگذارند کنار می‌روند.

رویایی که راهش را گم می‌کند

مشکل دیگر به زمان تولید بازمی‌گردد. پروژه سال‌ها درگیر ساخت بوده و این فاصله امروز روی چهره فیلم نشسته است. جلوه‌های بصری، ترکیب تصاویر و برخی تمهیدات کامپیوتری در برابر چشم کودک و نوجوانی که با استاندارد بصری امروز جهان بزرگ شده، قدیمی به نظر می‌رسند. خود نورآورمحمد نیز گفته تولید این پروژه سال‌ها طول کشیده و بخش بزرگی از مسیر فنی را با امکانات محدود پیش برده است.

با همه این ضعف‌ها، «ملکه آلیشون» یک امتیاز مهم دارد. پشت فیلم، میل واقعی به خیال‌پردازی دیده می‌شود. نورآورمحمد خواسته سراغ جهانی برود که سینمای کودک ایران مدت‌هاست کمتر جرأت نزدیک شدن به آن را دارد. جنگل، جادو، هیولا، سفر قهرمان و دغدغه محیط‌زیست ظرفیت‌هایی هستند که می‌توانستند فیلمی پرماجرا و به‌یادماندنی بسازند.

افسوس فیلم بیشتر شبیه طرح اولیه آن اثر جذاب است. «ملکه آلیشون» رؤیای بزرگی دارد اما زبان سینمایی لازم برای تبدیل این رؤیا به جهانی زنده را پیدا نمی‌کند. شاید مهم‌ترین حس پس از تماشای فیلم همین باشد: حیف این همه اشتیاق، این همه تخیل و این همه زحمت که پشت فیلمنامه‌ای ناپخته و جهانی بی‌هویت گرفتار مانده است.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *