رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

پرونده مسمومیت مرگبار شوهر

۱۴۰۵-۰۵-۳۱ ۰۲:۴۶ modir 0
اشتراک‌گذاری:
روز قبل از حادثه بود که او دارو را تهیه کرد و به دستم رساند و روز حادثه من آن را در دم نوش ریختم و به ابراهیم دادم.وقتی به خواب عمیق فرو رفت به سرعت شروع به جمع آوری وسایلم کردم اما همان موقع متوجه شدم که حالت ابراهیم از خواب عمیق به حالت بیهوشی تغییر کرده است.همچنان داشتم به جمع آوری دسایلم ادامه می دادم که دیدم از دهان ابراهیم کف بیرون آمده است.سریع به نادر زنگ زده و موضوع را به او گفتم و او فورا خودش را به خانه ما رساند.وقتی نادر از راه رسید من مطمئن شده بودم که ابراهیم مرده است چون هیچ حرکتی نمی کرد.نادر هم گفت که ابراهیم فوت کرده و او را پتوپیچ کرد و ساعت دو نیمه شب جسد را با خودرویش به خارج شهر منتقل کرد.

فاطمه شیخ علیزاده: دو سال بود که جسد مجهول الهویه مردی میانسال توسط یک رفته گر در حاشیه بستر رودخانه ای واقع در شهرستان دماوند کشف شد.

رسیدگی به موضوع در دستور کار ماموران جنایی قرار گرفت و بازپرس کشیک قتل به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی برای رازگشایی از ماجرا در محل کشف جسد حاضر شدند.

مشاهدات ابتدایی حکایت از آن داشت که جسد پتوپیچ از مکان دیگری به نزدیکی رودخانه منتقل شده و همان جا رها شده بود.با دستور بازپرس جنایی جسد برای احراز هویت و تعیین علت دقیق تامه فوت به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد.

احراز هویت

در نتیجه معاینات به عمل آمده مشخص شد که مقتول به دلیل مسمومیت دارویی جان باخته است و همچنین از طریق بانک ژنتیک، با انجام آزمایش دی ان ای هویت او محرز گردید و معلوم شد او مردی 71 ساله به نام ابراهیم است که دو فرزند پسر دارد.

موضوع مرگ مشکوک ابراهیم به اطلاع پسران او رسانده شد و آنها اعلام کردند که پدرشان اخیرا به خانمی به نام مرجان ازدواج کرده بود اما بعد از مرگ ابراهیم مرجان به طرز مشکوکی ناپدید شده بود.

یکی از پسران ابراهیم گفت:«حدود دو سالی می شد که پدر ما با مرجان ازدواج کرده بود.در واقع مرجان همسر سوم پدرم بود که از او بیست سال کوچکتر بود.ما مشغول زندگی خودمان بودیم و تصور می کردیم که پدرم و مرجان هم درگیر زندگی روزمره شان هستند.گاهی اوقات به پدرمان سر می زدیم اما خیلی وقت ها پیش می آمد که مشغله های زندگی باعث می شد چند روزی از درمان بی خبر باشیم.»

او ضمن اشاره به این موضوع که در زمان وقوع حادثه هم چند روزی بود با پدرشان تماس نداشتند گفت:«وقتی از موضوع با خبر شدیم اولین کسی که سراغش را گرفتیم مرجان بود اما او خانه پدرم را تر کرده و تلفنش هم خاموش است.ما به مرجان مشکوک هستیم و از او شکایت داریم.»

با طرح این شکایت مرجان به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد از قتل ابراهیم با ردزنی های دقیق پلیسی شناسایی و دستگیر شد.

دستگیری دو متهم

بعد از دستگیری مرجان مشخص شد که او اخیرا با مردی به نام نادر که از اقوام دور مرجان بود؛ ارتباط پنهانی داشته است.

مرجان در مواجهه ابتدایی با ماموران پلیس اظهار داشت که دارویی مسموم در دم نوش شوهرش ریخته و به او خورانده بود که این دارو را نادر برای او تهیه کرده بود.به این ترتیب نادر نیز به عنوان دومین متهم پرونده دستگیر شد.

مرجان 49 ساله در تشریح ماجرا به ماموران گفت:«حدود دو سال قبل بود که با ابراهیم ازدواج کرده بودم.او مردی بددل و شکاک بود و با اینکه سن و سالی از من گذشته و در آستانه پنجاه سالگی هستم اما روی پوشش من حساس بود و حتی اجازه رفت و آمد آزادانه و معاشرت با اقوام و دوستانم را به من نمی داد.همین رفتارهایش باعث شده بود که از زندگی با او خسته شوم.»

او در ادامه گفت:«مدتی قبل از حادثه بود که به خاطر یک ملک با عروسم یعنی همسر پسرم که حاصل ازدواج اول من است؛ اختلاف حقوقی پیدا کردیم و پرونده قضایی برای این ملک تشکیل شد.در جریان تردد به محاکم قضایی دادگستری یکی از بستگان به من گفت که نادر که از فامیل های دور ما بود دانش حقوقی دارد و می تواند به من کمک کند.من هم به او مراجعه کردم و او به من کمک کرد که رای پرونده به نفع من صادر شود.بعد از اینکه مشکل ملکی حل شد، ارتباط من و نادر ادامه پیدا کرد و من گاهی با او از رفتارهای ابراهیم درددل می کردم.به او گفته بودم همسرم بددل و بداخلاق است و اجازه نمی دهد از خانه بیرون بروم.نادر هم پیشنهاد داد داروی خواب آور به ابراهیم بخورانم تا بتوانم وسایلم را جمع کنم و از فرصت استفاده کرده و از خانه فرار کنم.»

روز حادثه

مرجان در مورد روز حادثه گفت:«من و نادر به همدیگر علاقه مند شده بودیم.نادر می گفت بعد از فرار از خانه ابراهیم می توانیم با هم فرار کنیم.شوهر من گاهی متادون و تریاک مصرف می کرد.اعتیاد شدید نداشت اما نادر می گفت موقع مصرف متادون،باید داروی خواب آور را به ابراهیم بخورانم.روز قبل از حادثه بود که او دارو را تهیه کرد و به دستم رساند و روز حادثه من آن را در دم نوش ریختم و به ابراهیم دادم.وقتی به خواب عمیق فرو رفت به سرعت شروع به جمع آوری وسایلم کردم اما همان موقع متوجه شدم که حالت ابراهیم از خواب عمیق به حالت بیهوشی تغییر کرده است.همچنان داشتم به جمع آوری دسایلم ادامه می دادم که دیدم از دهان ابراهیم کف بیرون آمده است.سریع به نادر زنگ زده و موضوع را به او گفتم و او فورا خودش را به خانه ما رساند.وقتی نادر از راه رسید من مطمئن شده بودم که ابراهیم مرده است چون هیچ حرکتی نمی کرد.نادر هم گفت که ابراهیم فوت کرده و او را پتوپیچ کرد و ساعت دو نیمه شب جسد را با خودرویش به خارج شهر منتقل کرد.»

با اقاریر متهمان و تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهمان برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفتند.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی پسران ابراهیم به عنوان اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند سپس مرجان در جایگاه دفاع قرار گرفت و ضمن انکار اتهام خود گفت:«من قصد کشتن ابراهیم را نداشتم چون او مرد خوبی بود و به من بدی نکرده بود.او حتی به عنوان مهریه من ملکی به نامم زده بود و بابت آن مدیونش بودم.برای همین انگیزه ای برای کشتنش نداشتم.اما ادامه زندگی با او برایم ممکن نبود چون او بددل بود و می خواستم به خواب عمیقی فرو برود و فرصت پیدا کنم از خانه اش فرار کنم.»

در ادامه محاکمه نوبت به نادر رسید که در برابر اتهام معاونت در قتل عمدی از خود دفاع کند و او گفت:«قصد من فقط این بود که به مرجان کمک کنم.من به او علاقه پیدا کرده بودم و می خواتیم با همدیگر ازدواج کنیم.دارویی که به مرجان دادم خواب آور بود و قصد قتل نداشتیم برای همین اتهامم را قبول ندارم.»

در این قسمت از جلسه محاکمه محمد شمس وکیل نادر در دفاع از او گفت:«بین دو متهم پرونده وحدت قصد وجود نداشته، در حالی که یکی از ارکان اثبات اتهام معاونت در قتل وجود قصد واحد بین مباشر و معاون جرم است.از سویی پزشکی قانونی علت فوت را مسمومیت دارویی اعلام کرده اما آزمایش سم شناسی انجام نشده و مشخص نیست که مسمومیت منجر به مرگ دقیقا با چه دارویی رخ داده است.و همچنین مشخص نیست که مسمومیت ایجاد شده تا چه اندازه در مرگ ابراهیم موثر بوده است.»

در پایان جلسه رسیدگی با توجه به وجود ایرادات و نواقص در پرونده، دستور تکمیل تحقیقات صادر شده و پرونده به دادسرا عودت داده شد.

وکیل نادر تقاضای تقلیل میزان وثیقه موکل خود را جهت تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه را نیز مطرح کرد که این درخواست تا تکمیل تحقیقات از سوی دادسرا؛ توسط قضات مورد تائید قرار نگرفت.

به این ترتیب متهمان باد دیگر پای میز محاکمه خواهند رفت.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *