سیاست و دیپلماسی

استراتژی ایران مقابل اسرائیل و آمریکا

به گزارش سرمایه فردا، امروز جمهوری اسلامی در استراتژی سیاست خارجی خویش، به یک سه راهی رسیده و ناگزیر است یکی از آنها را برگزیند:

۱- تن دادن به خواسته های ایالات متحده با تضمین بقا و احیای مناسبات جامع، درازمدت و استراتژیک تهران- واشنگتن.

۲- از سرگیری نبردها با اسراییل(اشغالگر) و تبدیل نبردها به جنگی درازمدت و فرسایشی. ولی ظرفیت ملی برای ایستادگی در برابر دوگانه اسراییل-آمریکا، با فرض بی‌طرفی روسیه- چین، بسیار مبهم است. به ویژه این که استمرار نبردها و تبدیل آن‌ به‌ جنگ، ممکن‌ است با چاشنی و تهدید خواسته تغییر رژیم از سوی دشمن مواجه شود.

۳- ماندن بر اهداف کهن پیشین، چونان هدف نابود سازی اسراییل(اشغالگر) از طریق استمرار تاکتیک های پیشین، مانند جان بخشیدن دوباره به محور مقاومت یا دستکم‌‌ فعال سازی نسبی آن و نیز تقویت پدافند و ترمیم و نوسازی توان موشکی.

به هر روی تصور استمرار تاکتیک های همخوان با هدف نابودی اسرائیل، تنها با اعتقاد و توسل به معجزه میسور و تصور کردنی می نماید.

به هر روی به گمانم از منظر استراتژی ملی و استراتژی نظامی، بی عملی استراتژیک جمهوری اسلامی و تعلل در تصمیم گیری بزرگ، می تواند زمینه ساز ناتوان شدن بیش از پیش قدرت ملی ایران باشد. چنین وضعیتی حتما بستر خشنودی جمهوری ترکیه، جمهوری آذربایجان، جمهوری ترکمنستان و امارت اسلامی افغانستان(طالبان) را برای بهره برداری متعاقب پهن خواهد کرد.

از این دیدگاه راه نخست اگرچه چندان مانوس و خوشایند حکومت و انقلابیون امتگرا نیست، با شرایط کنونی ایران، عقلایی ترین تصمیم به نظر می رسد.

 

جنگی در کار نخواهد بود؟!

کسانی گفته اند حمله ائتلاف اسرائیل-آمریکا به ایران، پس از پایان ماه صفر دوباره از سر گرفته می شود. دلیل تاخیر نیز احترام به باورهای مذهبی دانسته شده است.

صدق چنین تفسیرها و برآوردهایی خیلی هم روشن نیست؛ زیرا متغیرهای متعدد دیگر را نادیده می گیرد. مثل این که ممکن‌ است اعتراضات آبی و برقی در برخی کلانشهرها شکل گرفته و گسترش یابد.‌ در آن صورت سخت دور از انتظار است، ائتلاف دو گانه در نقش متجاوز و حمله گر ظاهر شود. بر عکس در چنین صورتی چه بسا جمهوری اسلامی پیشگام شده و تحت عنوان انتقام، حملاتی به اسراییل(اشغالگر) صورت دهد. یعنی به نبرد با خارجی و دشمن روی آورد.

به هر روی دستیازی جبری طرفین به احیای نبردها، ساده و روشن نیست. با فرض پایدار ماندن شرایط کنونی، نبرد و به ویژه جنگی در کار نخواهد بود.

عراقچی گفته است: قتل کسی در خارج، سیاست ما نیست، چه رسد به رئیسان جمهور. وی هم چنین دیروز در گفتگو با فاکس نیوز گفت: تاسیسات هسته ای ایران در حملات آمریکا تخریب شدند. به همین دلیل برنامه هسته‌ای ایران در حال حاضر متوقف شده است.

 

نبردها با دو گانه اسرائیل-آمریکا

چنین مواضعی نشانگر آن است که دستکم بخشی از طیف هیات حاکمه جمهوری اسلامی، مانند دولت و کابینه، مخالف از سرگیری نبردها با دو گانه اسرائیل-آمریکا هستند.

البته همزمان بخش دفاعی حکومت، با چنین رویکردی، بر بازسازی و نوسازی سیستم دفاعی متمرکز شده و قاعدتا چشم‌ انتطار دریافت کمک یا پشتیبانی از روسیه و چین است. این در حالی است که جمهوری اسلامی از دیدگاه روس ها در اولویت نخواهد بود. هم به این دلیل که از دیدگاه مسکو، تهران و تصمیماتش پیش بینی ناپذیرند و هم این که از دیدگاه کرملین، اسرائیل(اشغالگر) کشوری روس و یا اسلاو تبار است؛ و نمی توان در برابرش ایستاد. چین هم در کل، قصد ورود نظامی را به خلیج فارس و خاورمیانه ندارد.

هم چنین امروزه روز، جبهه اوکراین و افسار زدن بر گرایشات تهاجمی ولادیمیر، دراولویت نخست اروپا است. البته چنین تمرکزی خواست اصلی ترامپ از اروپا هم به شمار می رود. یعنی: سپردن مسئولیت کنترل روسیه به اروپا. چون هدف استراتژیک امریکا، مهار و کانتینمنت جمهوری خلق چین است.

به هر روی، تا کنون‌ جمهوری‌اسلامی با وجود تلاش های سخت، موفق به تهیه سامانه های پدافندی جدید از چین و روسیه نشده است. بعید است که سامانه های‌موجود، با فرض ورود و همکاری واشنگتن، در برابر حملات بزرگ هوایی تاب آوری فراگیری داشته باشد.

هم چنین دولت های عرب خلیج فارس هم نه تنها مخالف برپایی جنگ در منطقه اند، بلکه بر لزوم گفت وگوی مستقیم و بدون‌ واسطه با جمهوری اسلامی به عنوان بازیگری غیر قابل چشمپوشی در ساختار ژئوپلیتیک منطقه، همراه می باشند.

 

پروپاگاندای گسترده در فضای رسانه ای

به رغم پروپاگاندای گسترده در فضای رسانه ای، اسراییل هم با فرض پایداری فضا و شرایط کنونی، تمرکز چندانی بر درگیری گسترده با جمهوری اسلامی ندارد. به این دلیل که تمرکزش بر فضای پیرامونی کشورش، به ویژه مهار ترکیه در سوریه و پایان دادن به چالش غزه است، دوم این که در انتطار ایجاد شکاف در حاکمیت جمهوری اسلامی و شاید تکوین اعتراضات مردمی است.

البته در این میان از سر گیری نبردهای سه گانه ایران- اسراییل-آمریکا، و تبدیلش به جنگی تمام عیار، با منافع و مقاصد ترکیه همسو است.

برای ترکیه و متحدینش، احیای درگیری و حتی تبدیل آن‌ به‌ جنگی تمام عیار، معجزه خواهد بود. چون هم تمرکز بر سوریه کمتر می شود و هم فرصت کافی برای تحقق طرح و برنامه دالان زنگزور(سیونیک)‌ مهیا خواهد شد.

البته تکوین جنگی دیگر در خاورمیانه با نیات روسیه، چین، تندروهای دو سوی میدان و کمپانی های تسلیحاتی سازگار است. همان‌ تولیدکنندگانی که منافع اشان با شعار: حی علی السلاح پیوند خورده است.

کوتاه آن‌که: به گمانم از سرگیری نبردها و تبدیلش به جنگ، برای ملت های خاورمیانه. نقطه عطفی در باز تعریف استراتژی امنیتی- سیاسی خواهد بود. این ملت ها با فرض تکوین چنین‌ جنگی، با واقعیت های مخاطره آمیز در نظم‌ امنیتی منطقه مواجه خواهند شد.

کمی ساده انگارانه است که تصور شود مراکز تصمیم‌ سازی غربی، تحت تاثیر دستاوردهای زود بازده چنین جنگی قرار گرفته و نتایج وحشتناک استراتژیک و درازمدتش را نادیده انگارند. مخصوصا این که تهران رغبتی به شعله ور شدن و مشارکت در جنگی بزرگ‌ نداشته و اندکی بیش از پیش، آماده پذیرش واقعیت های جدید است.

 

استراتژیک ترین رویکرد در سیاست خارجی

این سخن عراقچی که نابودی اسراییل در صلاحیت فلسطینی هاست و ایران هیچگاه در پی محو این دولت و رژیم نبوده، موضعی کاملا استراتژیک است. چنین رویکردی حتما به معنای زدایش دشمنی با اسرائیل(اشغالگر) و ایضا پایان یافتن نبردها و جنگ با این دولت و حتی ایالات متحده خواهد بود. ولی جهان چندان اعتنایی به عراقچی نکرده و وقعی نخواهد گذاشت.

چنین رویکردی نمی تواند بدون‌ هماهنگی با راس نظام انجام شده باشد. اگر چنین هست که هست، خب چه بهتر که رهبری و یا رئیس جمهور، طی گفتگو و بلکه بیانیه ای رسمی آن را اعلام کنند.

چنین عملی استراتژیک ترین رویکرد در سیاست خارجی بوده و در صورت پای بندی به آن، ایران از سنگین ترین بار و فشار طی ۴۷ سال اخیر رها خواهد شد.

به ویژه این که چنین عملی نشانگر میزان صداقت اسرائیل هم خواهد بود.

 

گرفتاری سخت اسرائیل(اشغالگر)

امروز کنست در اقدامی نمادین و غیر الزام‌ آور، با ۷۱ رأی موافق از مجموع ۱۲۰ نماینده، طرح الحاق رسمی کرانه باختری و دره رود اردن به حاکمیت سرزمینی اسرائیل (اشغالگر) را تصویب کرد. این مناطق از زمان جنگ شش‌روزه در سال ۱۹۶۷ در اشغال نظامی اسرائیل قرار دارند، ولی تاکنون به‌صورت رسمی به قلمرو اسرائیل ضمیمه نشده بودند. این گام به‌معنای ابراز پارلمانی اسرائیل برای اعمال حاکمیت کامل بر مناطق اشغالی است.

 

چه انگیزه ای موجب چنین تصمیم شگفتی شد؟

۱-  این رویکرد، نشانگر نیات ائتلاف کنونی در اسرائیل با وجود احزاب راست تندرویی مانند “صهیونیسم دینی”  است که کرانه باختری را یهودیه و سامره و متعلق تاریخی یهود می پندارند؛

۲- پیام این اقدام نمادین به جامعه جهانی، که برای نخستین بار انجام شده آن است که اسرائیل(اشغالگر) در پی راه حل دو کشوری نیست؛

۳- این رویکرد نمادین، پاسخی به تحولات منطقه ای و جهانی اخیر است؛

۴-چنین اقدام شگفتی هم چنین پاسخی به  شهرک نشینان راستگرای اسرائیلی(تشکل ها) برای گسترش حاکمیت اسراییل بر کرانه باختری قلمداد می شود.

با این که اقدام‌ امروز کنست نمادین و غیر الزام آور است، چند پیامد سخت برای اسراییل در بر خواهد داشت:

۱- ملل متحد، اتحادیه اروپا و بیشتر کشورهای جهان، آن را محکوم‌ خواهند کرد؛

۲- تنش با کشورهای عربی، به ویژه آن دسته کشورهایی که دارای مناسبات دیپلماتیک با اسراییل هستند، بیشتر خواهد شد؛

۳- چنین تصمیمی ضربه مهلکی بر هرگونه‌ تلاش در جهت احیای مذاکرات صلح بین اسراییل(اشغالگر) و فلسطینان خواهد بود؛

۴- چنین رویکردی بستر افزایش خشونت و درگیری بین اسرائیلی ها و فلسطینی شده و چشم انداز امنیتی را بی ثبات تر کند؛

۵- با چنین تصمیمی وضعیت زندگی فلسطینی های کرانه باختری وخیم تر شده و ممکن‌است مالکیتشان بر زمین و باغات نقض شود؛

۶- در عین حال این تصمیم می تواند پرسش های جدی در باره موقعیت جمعیتی اسراییل و سرنوشت میلیون ها فلسطینی در کرانه باختری ایجاد کند.

کوتاه آن که رای امروز کنست، اقدام نمادین و خطرناکی است که تنش ها در خاورمیانه را افزایش‌ داده و هر گونه امید به صلح پایدار را کمرنگ‌ می‌کند.

 

پیامدهای جنگ‌ تمام عیار

پیش بینی ابعاد و پیامدهای وقوع جنگی تمام عیار میان ایران با اسراییل و ایالات‌متحده از دیدگاه سیستماتیک آسان نیست. چرا که هر بعد آن دارای زیر سیستم های پیجیده ای است. از این منظر، جنگ‌ صرفا درگیری نظامی نخواهد بود، بلکه زنجیره ای از تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و ژئوپلیتیک ی است که به صورت کنش متقابل بر همدیگر با شتابی تند اثرگذارند. به پیامدهایش در چند بعد بنگریم:

۱- با آغاز جنگ تمام عیار، ساختار سیاسی به سمت نظامی‌گری و کنترل بیشتر می چرخد. افزون بر تمرکزگرایی بیشتر، به اغلب احتمال، در صورت ناکامی در جنگ، مشروعیت حاکمیت دچار چالش جدی و حتمی خواهد شد. چنین تکانه ای، پیش از افزایش نقش نهادهای نظامی خطرناک است؛

۲- فروپاشی زیر ساخت های کلیدی، بحران ارزی، تورم دهشتناک، خروج سرمایه ها، کاهش شدید صادرات، تحریم های فراگیرتر، توزیع کوپنی کالا، ملی سازی منابع و اولویت دادن به صنایع دفاعی، در مقیاس ملی، فوری و دهشتناک‌ خواهد بود.

در عین حال، افزایش شدید بهای نفت و گاز و پیامدهای دومینو وار آن در بازارهای مالی، خیره کننده می نماید؛

۳- احتمال گسترش منطقه ای جنگ، نبردهای چند جبهه ای، افزایش عملیات سایبری و حمله به زیرساخت های دیجیتال و قطع شبکه های ارتباطی، در چنین جنگی، عادی و معمول است؛

۴- مهاجرت کلان و گروهی، افزایش فقر و بیکاری،فرسایش انسجام اجتماعی، آسیب پذیری مناطق شهری، تشدید روان پریشی جمعی، از پیامدهای کاملا تصور پذیر چنین گونه جنگ‌ هایی است؛

۵- احتمال فعال شدن قدرت های جهانی، خطر ورود دیگر بازیگران منطقه ای مانند ترکیه، عربستان، امارات و اتحادیه اروپا و نیز احتمال تغییر مرزهای نفوذ و حتی ساختارهای حکومتی کم نیست.

البته این پیامدها به جنگ تمام عیار، درازمدت و فرسایشی بر می گردد . امکان وقوع چنین جنگی اندک وبلکه ناچیز است.

 

پیش بینی ایدئولوژیک

از چشم انداز استراتژی ملی و در جهت بقا و امنیت ملی و برون‌رفت از بحران های کشور، به گمانم حکومت، دولت و مطالبه گران فعال، بهتر است بر هفت پرسش کلیدی زیر متمرکز شوند:

۱- آینده توافق هسته ای و مناسبات با قدرت های جهانی به کجا می رسد؟! آیا توافقی به دست خواهد آمد یا برنامه گسترش فعالیت هسته ای پیگیری خواهد شد؟

۲- حکومت چه برنامه و راهکارهای مشخص، کلان، کارآمد و پایدار برای مدیریت بحران اقتصادی(مهار تورم، رشد اقتصادی، ایجاد اشتغال،حل مشکلات معیشتی، یارانه و نابرابری)، چالشهای محیط زیستی، منابع آب، ناترازی انرژی و…  برون‌رفت از آنها دارد؟

۳-آینده اعتراضات و نارضایتی آشکار و به ویژه پنهان اجتماعی و شیوه رویارویی دولت با آنها چه خواهد بود و رویکرد کلان حکومت با آن چیست؟

۴- جایگاه منطقه ای ایران و مناسبات با همسایگان چگونه خواهد بود؟ استراتژی جمهوری اسلامی برای کاهش تنش ها و بهبود مناسبات با کشورهای منطقه چیست؟ آیا روند کنونی و شکننده دیپلماسی منطقه ای پایدار خواهد ماند و به کاهش درگیری های نیابتی کمک خواهد کرد؟ آیا رویکرد کنونی می تواند به ایجاد ثبات منطقه ای و توانمندی امنیت ملی ایران منتهی شود؟!

۵- با توجه به اهمیت و جایگاه رهبری در ساختار سیاسی ایران، روند جانشینی چگونه خواهد بود؟ چه تاثیری بر سیاست های داخلی و خارجی کشور خواهد گذاشت؟ کوتاه آن که آینده ساختار قدرت و مساله جانشینی رهبری چه ارتباطی دارند؟

۶- توانایی دولت در جذب سرمایه گذاری خارجی و زدایش موانع کسب و کار چیست؟ دولت چگونه می تواند موانع قانونی، بوروکراتیک و مرتبط با فساد را از پیش روی سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی بردارد تا موتور رشد فعال‌گردد؟

۷-با توجه به روند فزاینده مهاجرت نخبگان و متخصصان و در کل سرمایه های اجتماعی، دولت چه برنامه های مشخصی برای برگرداندن امید، بهبود شرایط زندگی و کار و حفظ این سرمایه ها در داخل کشور دارد؟

مسلم است که با از دست رفتن سرمایه های انسانی نخبه، امنیت ملی در بلند مدت تهدید می شود.

در روند جست و جوی پاسخ های واقعگرایانه برای این پرسش ها، رویکرد ترکیبی، تحلیلی و عملگرا، مناسب است. رویکردی که ریشه های ایدئولوژیک و تاریخی ایران را درک کند، واقعیت های اقتصادی و اجتماعی موجود را بدون‌ پیشداوری ایدئولوژیک تحلیل کند مزایا و معایب تعامل با قدرت های شرقی و غربی را بسنجد، در پی تعادل بین رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی باشد، منافع ملی و بقای کشور را در اولویت قرار دهد، انعطاف پذیری در تغییرات را ضروری دانسته و از ساده سازی ایدئولوژیک دست بردارد.

 

پرسش های استراتژیک در باره جنگ

فرض شکلگیری جنگی تمام عیار میان ایران-  اسرائیل(اشغالگر) ناممکن‌ نیست. با تحقق چنین سناریویی، با توجه به پتانسیل بالای ویرانی و با فرض استفاده بی محابای طرفین از همه توانشان علیه یکدیگر، پیامدهای کشوری، منطقه ای و جهانی آن چه خواهد بود؟ نتیجه و ابعاد تخریب نهایی آن چیست؟

۱- هر دوطرف از توان تخریبی قابل توجهی برخوردارند، میزان تلفات انسانی و تخریب زیر ساخت ها، مراکز جمعیتی و اقتصادی چقدر خواهد بود؟ آیا در پایان چیزی باقی خواهد ماند؟ آیا ابعاد تخریب جنگ‌ بی سابقه خواهد بود؟

۲- آیا با اوجگیری جنگ، احتمال بهره برداری طرفین از جنگ‌افزارهای اتمی، شیمیایی و بیولوژیک خواهد بود؟ چه پیامدهایی در بر دارد؟

۳-آیا این جنگ‌ منجر به فروپاشی حکومت ها و بروز نا آرامی های داخلی خواهد شد؟

۴- آیا امکان پیروزی قاطع و کامل برای هر کدام از طرفین وجود دارد؟

۵- آیا این جنگ به بن بست رسیده و به یک جنگ‌ فرسایشی تبدیل خواهد شد؟

۶- آیا دو طرف قادر به دستیابی به اهداف خود هستند؟

۷- آیا قدرت های بزرگ جهانی مداخله خواهند کرد؟

۸- در این صورت آتش بس چگونه بوده و آیا مورد پذیرش طرفین قرار خواهد گرفت؟

۹- آیا پس از تخریب گسترده و نابودی زیرساخت ها، طرفین به کنار نهادن راه حل نظامی رضایت خواهند داد و مذاکره در پیش خواهند گرفت؟

۹- آیا جنگ‌ به سایر کشورهای منطقه سرایت خواهد کرد؟ کدام کشورها درگیر خواهند شد و چرا؟

۱۰- آیا منطقه و جهان‌ شاهد امواج بزرگ پناهجویان به کشورهای همسایه و فراتر نخواهد بود؟

۱۱- آیا چنین جنگی منجر به اختلال جدی در عرصه نفت و گاز  و درنتیجه بحران اقتصادی جهانی خواهد شد؟

۱۲-آیا نتایج این جنگ منجر به تغییرات اساسی در موازنه قدرت در منطقه و جهان خواهد شد؟

۱۳- آیا بازیگران‌ جدیدی ظهور خواهند کرد و نفوذ کدام کشورها کاهش خواهد یافت؟

۱۴- ملل متحد تا چه حدتوانایی مدیریت بحران و کاستن از پیامدهای جنگ‌ را دارد؟

۱۵- فرایند بازسازی مناطق تخریب شده چقدر طول خواهد کشید؟‌ یک نسل؟ دو نسل؟

۱۶- کدامیک از دو کشور زودتر بازسازی و نوسازی خواهند شد؟ چرا؟

۱۷- آیا پس از جنگ، امکان‌ آشتی و همزیستی مسالمت آمیز بین بازماندگان وجود خواهد داشت؟ یا دشمنی ها ادامه خواهد یافت؟‌ آیا اساسا حکومتی برای تصمیم سازی خواهد ماند؟

۱۸- جنگ تا نابودی چقدر به طول خواهد کشید؟

۱۹- مرزها، نقشه ها و ساختارهای سیاسی چگونه تغییر خواهند کرد؟

۲۰- این جنگ چه تاثیری بر افکار عمومی منطقه و جهان خواهد داشت؟ آیا منجر به افزایش افراط گرایی یا بر عکس میل به صلح پایدار خواهد شد؟

۲۱- حامیان استراتژیک دو دولت کدام کشورها خواهند بود و چه نقشی ایفا خواهند کرد؟

نخستین و ابندایی ترین مسئولیت اتاق های جنگ هر کشوری، فراهم‌سازی پاسخ های بیطرفانه، غیر جانبدارانه بر اساس برآوردهای دقیق، برای این گونه پرسش ها است

modir

Recent Posts

بهترین ورزش لوکس دنیا

بهترین ورزش لوکس دنیا تنیس است ورزشی که شور و هیجان بالایی دارد و جایزه…

8 ساعت ago

زیمباوه آماده همکاری استراتژیک از طریق چابهار است

سفیر زیمبابوه در ایران با اشاره به پیوندهای فرهنگی دیرینه میان جنوب ایران و شرق…

10 ساعت ago

چابهار دروازه ایران و آفریقا

مدیرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار، در دیدار با سفیر زیمبابوه تأکید کرد که چابهار به‌عنوان…

10 ساعت ago

ماجرای گرانی ریسپکت ۲ ؛ بی‌احترامی بهمن موتور به مصرف‌کنندگان

ماجرای گرانی ریسپکت ۲  از این قرار است که این خودرو در چین ۷ هزار…

14 ساعت ago

چابهار در مسیر آفریقا؛ آغاز همکاری با زیم‌ترید

در دیداری رسمی میان سفیر زیمبابوه و محمد سعید اربابی، مدیرعامل منطقه آزاد چابهار، حضور…

17 ساعت ago

تحلیل تکنیکال بیت کوین امروز

تحلیل تکنیکال بیت کوین امروز ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که فعلا روند نزولی بیت‌کوین…

17 ساعت ago