در حالی که روسیه با جنگلهای انبوه و گازِ بینظیر، آمریکا با طلا و زغالِ گرانبها، و شیلی با مس و لیتیومِ خود، هرکدام سهمی از این سفرهی رنگین دارند، چین با چهار عنوانِ همزمان، نه فقط یک بازیگر، که معمارِ آیندهی انرژی و فناوریِ جهان است. روایتی از منابعی که نه فقط ثروت، که اهرمِ قدرتِ فردا هستند.
به گزارش سرمایه فردا، هیچ کشوری بهتنهایی نمیتواند ادعای مالکیت بر ثروتهای زیرزمینی و فرازمینیِ کرهی زمین را داشته باشد. قدرتِ منابع طبیعی، میانِ معدودی از کشورها پخش و پلا شده است؛ اما در میانِ این نقشهی پراکنده، یک نام بیش از هر کشوری تکرار میشود: چین. کشوری که نه فقط در جمعآوریِ عناصر خاکی کمیاب، که در پتانسیلِ انرژیهای پاکِ خود، از باد و خورشید تا آب، بیرقیب ایستاده است.
منابع طبیعی؛ نقشهی پراکندهی قدرت در جهان
اگر نگاهی به نقشهی منابع طبیعی جهان بیندازیم، با تصویری از پراکندگیِ شگفتانگیز مواجه میشویم. هیچ کشوری بهتنهایی نمیتواند ادعا کند که همهی برگهای برندهی این بازی را در اختیار دارد. هر کشور، سهمی از این سفرهی رنگین دارد؛ بعضی نفتِ زیرزمین، بعضی گازِ پنهان، بعضی خورشیدِ بیپایان و بعضی فلزاتِ گرانبها.
اما در میانِ این پراکندگی، چینِ بزرگ، چون نگینی درخشان، بیش از هر کشور دیگری در صدرِ این فهرست تکرار شده است. این تکرارِ بینظیر، چین را در جایگاهی قرار داده که نه فقط یک مصرفکننده، که یک بازیگرِ استراتژیک در معادلاتِ جهانیِ انرژی و فناوری است.
چهارگانهی بینظیرِ انرژی و فناوری
چین، بر خلاف بسیاری از کشورها که تنها در یک یا دو حوزه، صاحبِ رتبهی اول هستند، بهطور همزمان در چهار دستهی کلیدی، در صدرِ جهان قرار دارد:
بیشترین پتانسیل برقآبی: با رودخانههای خروشان و کوهستانهای سر به فلک کشیده، چین از بزرگترین پتانسیلِ تولید انرژی از آب در جهان برخوردار است. این منبعِ بیپایان، در کنار سایر انرژیهای پاک، پایههای استراتژیِ سبزِ این کشور را شکل میدهد.
بیشترین ظرفیت انرژی خورشیدی: بیابانهای پهناور و سیاستهای جسورانهی دولتی، چین را به بزرگترین تولیدکنندهی انرژی خورشیدی جهان تبدیل کرده است. پنلهایی که در وسعتِ بینظیرِ کویرهای چین نصب شدهاند، نه فقط برقِ میلیونها خانه را تأمین میکنند، که اهرمِ فشارِ این کشور در مذاکراتِ اقلیمیِ جهانی هستند.
بیشترین ظرفیت انرژی بادی: از توربینهای عظیم در سواحلِ شرقی تا مزارعِ بادی در دشتهای داخلی، چین با سرعتی باورنکردنی در حالِ گسترشِ زیرساختهای انرژی بادی خود است. این ظرفیتِ خیرهکننده، چین را در مسیرِ رسیدن به خودکفاییِ انرژی، گامهای بلندی پیش برده است.
بزرگترین ذخایر عناصر خاکی کمیاب: شاید استراتژیکترینِ این چهار عنوان، همین باشد. عناصر خاکی کمیاب، موادِ اولیهی ساختِ گوشیهای هوشمند، باتریهای خودروهای برقی، موتورهای جت و تجهیزات نظامیِ پیشرفته هستند. چین با در اختیار داشتنِ بزرگترین ذخایر این عناصر، عملاً کلیدِ صنعتِ فناوریِ جهان را در دست دارد و هر زمان که اراده کند، میتواند این شیر را باز یا بسته کند.
رقبا با برگِ برنده مختلف
در سوی دیگرِ میدان، سایر قدرتهای جهانی هرکدام با یک یا دو برگِ برنده، سهمِ خود را از این سفرهِ رنگین برداشتهاند:
روسیه: بزرگترین ذخایر گاز طبیعیِ جهان، انبوهترین جنگلهای سیاره و الماسهای گرانبها، روسیه را به قدرتِ اولِ انرژیِ فسیلی و منابعِ طبیعی تبدیل کرده است. گازی که اروپا را گرم میکند، جنگلهایی که ریههای زمین هستند و الماسهایی که نمادِ ثروتِ خاموشِ این کشورِ پهناورند.
ایالات متحده: با بزرگترین ذخایر طلا و زغالسنگ، آمریکا هم در حوزهی فلزاتِ گرانبها و هم در حوزهی سوختِ فسیلیِ سنتی، یک قدرتِ بیرقیب است. طلایِ فورتناکس، همچنان پشتوانهی نمادینِ دلار و زغالِ سیاه، منبعِ انرژیِ بسیاری از صنایعِ سنگینِ این کشور.
شیلی: با بزرگترین ذخایر مس و لیتیوم، شیلی به سلطانِ فلزاتِ سبزِ جهان تبدیل شده است. مس، پشتبندِ صنعتِ برق و لیتیوم، مادهی حیاتیِ باتریهای خودروهای برقی است. شیلی با این دو گنجینه، در خطِ مقدمِ انقلابِ انرژیِ پاک قرار دارد.
استرالیا: بزرگترین ذخایر اورانیوم و سنگآهن، استرالیا را به تأمینکنندهی اصلیِ سوختِ هستهای و فولادِ جهان تبدیل کرده است. اورانیومی که نیروگاههای اتمی را روشن میکند و سنگآهنی که آسمانخراشهای مدرن را میسازد.
ونزوئلا: با بزرگترین ذخایر نفتِ اثباتشدهی جهان، ونزوئلا رویِ یک دریایِ سیاه نشسته است. اما این گنجینه، بهجای ثروت، تقدیرِ این کشور را به بحرانهای سیاسی و اقتصادی گره زده است.
جمهوری دموکراتیک کنگو: بزرگترین ذخایر کبالت، مادهی حیاتیِ باتریهای لیتیومیونی، کنگو را به بازیگری کلیدی در صنعتِ خودروهای برقی و فناوریِ قابلحمل تبدیل کرده است.
اندونزی: بزرگترین ذخایر نیکل، دیگر مادهی حیاتیِ باتریها، اندونزی را به یکی از مهمترین تأمینکنندگانِ مواد اولیهی انقلابِ سبز تبدیل کرده است.
منابع طبیعی، اهرمِ قدرت در جهانِ فردا
آنچه در پشتِ این فهرست نهفته است، فراتر از یک مسابقهی سادهی آماری است. منابع طبیعی، در جهانِ امروز، نه فقط ثروت، که اهرمِ فشار و ابزارِ قدرت هستند.
اول؛ وابستگیِ فناوری به منابعِ کمیاب: عناصر خاکی کمیاب، لیتیوم، کبالت و نیکل، ستونهای فناوریِ مدرن هستند. هر کشوری که این منابع را در اختیار داشته باشد، میتواند در معادلاتِ ژئوپلیتیکی، برگِ برندهای در دست داشته باشد.
دوم؛ انتقالِ انرژی و تغییرِ بازیگران: با حرکتِ جهان به سمت انرژیهای پاک، کشورهایی که منابعِ انرژیهای تجدیدپذیر (خورشید، باد، آب) و فلزاتِ حیاتیِ این انتقال را دارند، جایِ کشورهای نفتخیزِ سنتی را خواهند گرفت.
سوم؛ چین، استثنایِ بینظیر: چین با تکرارِ چهاربارهی خود در این فهرست، در موقعیتی بینظیر قرار دارد. این کشور نه فقط تأمینکنندهی مواد اولیهی فناوریهای نوین است، که بزرگترین مصرفکننده و تولیدکنندهی آنها نیز هست. این مثلثِ تولید-مصرف-تأمین، چین را به معمارِ اصلیِ آیندهی انرژی و فناوریِ جهان تبدیل کرده است.
نقشهای برای آینده
نقشهی منابع طبیعی جهان، روایتگرِ یک حقیقتِ ساده اما عمیق است: هیچ کشوری بهتنهایی نمیتواند بر تمامِ سفرهی زمین مسلط شود. اما چین، بیش از هر کشورِ دیگری، برگهای برندهی این بازی را در دست دارد.
روسها با جنگل و گاز، آمریکاییها با طلا و زغال، شیلی با مس و لیتیوم، و استرالیا با اورانیوم و سنگآهن، هرکدام سهمی از این جهانِ رنگین دارند. اما چین است که با چهار عنوانِ همزمان، نه فقط در حالِ بازی، که در حالِ نوشتنِ قوانینِ جدیدِ این بازی است.
در جهانی که انرژیِ پاک و فناوریهای سبز، آیندهی قدرت را تعیین میکنند، چین با این چهار گنجینه، نه یک رقیب، که یک استثناست. و شاید این، بزرگترین برگِ برندهای باشد که در دستِ هیچکس، جز چین، وجود ندارد.

















