مدل آلمانی پیش‌بینی جام جهانی

در حالی که مدل اقتصادی کلمنت، هلند را در صدر قرار داده، بازارهای شرط‌بندی تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند. بر اساس داده‌های این بازارها، اسپانیا شانس اول است، فرانسه شانس دوم، و سپس انگلیس، برزیل، آرژانتین، پرتغال و آلمان در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

                              جام جهانی ۲۰۲۶ بزرگ‌تر از همیشه و با حضور پررنگ چین

مهدی حاجی وند: راز قهرمانی که در داده‌های اقتصادی پنهان است؛ مدل آلمانی که جام جهانی را پیش‌بینی می‌کند. جام جهانی فقط یک تورنمنت فوتبالی نیست. در مقیاس جهانی، این رویداد یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های اقتصادی، رسانه‌ای و حتی روانی دنیاست. رویدادی که نه تنها قهرمان فوتبال جهان را تعیین می‌کند، بلکه می‌تواند بر بازارهای مالی، رفتار سرمایه‌گذاران و روحیه اقتصادی کشورها اثر بگذارد. در میان همه تحلیل‌های فوتبالی، یک نگاه متفاوت سال‌هاست توجه رسانه‌ها را جلب کرده است: نگاه یوآخیم کلمنت، اقتصاددان آلمانی. مدل او که بر پایه تولید ناخالص داخلی، جمعیت، آب و هوا، رتبه فیفا و البته شانس بنا شده، سه دوره متوالی قهرمان جام جهانی را درست پیش‌بینی کرده است. حالا برای جام جهانی ۲۰۲۶، این مدل نامی غیرمنتظره را در صدر قرار داده است: هلند. کشوری که سه بار به فینال رسیده اما هنوز طعم قهرمانی را نچشیده است.

اقتصاددانی که به فوتبالیست‌ها درس پیش‌بینی داد

داستان از سال ۲۰۱۴ شروع شد، زمانی که جام جهانی در برزیل برگزار می‌شد. یوآخیم کلمنت، اقتصاددان آلمانی، دو مدل اقتصادی طراحی کرد که در ظاهر بیشتر شبیه یک آزمایش فکری بود تا یک ابزار پیش‌بینی جدی. خودش هم اعتراف کرد هدف اصلی این بوده که نشان بدهد اقتصاددان‌ها بیش از حد به توانایی پیش‌بینی خود اعتماد دارند.

اما اتفاقی رخ داد که هیچکس منتظرش نبود. مدل کلمنت قهرمانی آلمان در جام جهانی ۲۰۱۴ را پیش‌بینی کرده بود. آلمانی که در فینال با گل تاریخی ماریو گوتسه، آرژانتین را شکست داد و جام را در ریودوژانیرو بالای سر برد.

این فقط آغاز ماجرا بود. در سال‌های بعد، این مدل دوباره مورد توجه قرار گرفت. طبق گزارش رسانه‌های معتبری مثل بی‌بی‌سی و تحلیل‌های ورزشی بین‌المللی، قهرمانی فرانسه در سال ۲۰۱۸ و قهرمانی آرژانتین در سال ۲۰۲۲ نیز با همین مدل در فهرست پیش‌بینی‌های درست قرار گرفت. سه پیش‌بینی متوالی درست؛ چیزی که نام کلمنت را از یک اقتصاددان دانشگاهی به یک چهره بحث‌برانگیز در اقتصاد ورزش تبدیل کرد.

فرمول جادویی نیست، آمار است

کلمنت در مصاحبه‌هایش با رسانه‌هایی مثل سی‌ان‌ان بارها تأکید کرده که این مدل یک فرمول جادویی نیست. بلکه یک مدل آماری-اقتصادی مبتنی بر احتمالات است. در این مدل چند متغیر کلیدی نقش دارند.

اولین متغیر، «تولید ناخالص داخلی سرانه» است. برای موفقیت در فوتبال، نیاز به سرمایه‌گذاری دارید. از زمین‌های تمرین گرفته تا آکادمی‌های حرفه‌ای. اما نکته مهم اینجاست که رابطه ثروت و موفقیت خطی نیست. کشورهای بسیار ثروتمند ممکن است به دلیل تغییر سبک زندگی، علاقه کمتری به فوتبال داشته باشند.

دومین متغیر، «جمعیت» است. هرچه جمعیت بیشتر باشد، احتمال وجود استعدادهای ورزشی بیشتر است. اما این فقط زمانی معنا دارد که فوتبال در فرهنگ آن کشور جایگاهی واقعی داشته باشد. یک کشور پرجمعیت بدون فرهنگ فوتبال، استعدادی پرورش نمی‌دهد.

سومین متغیر، «آب و هوا» است. کلمنت اعتقاد دارد دمای متوسط کشورها بر توسعه فوتبال اثر دارد. کشورهایی با آب و هوای بسیار سرد یا بسیار گرم، در توسعه پایدار فوتبال با محدودیت روبرو هستند. در مقابل، کشورهایی با میانگین دمای معتدل حدود ۱۴ درجه سانتیگراد، شرایط ایده‌آل‌تری دارند.

چهارمین متغیر، «رتبه فیفا» است. این متغیر نشان می‌دهد کیفیت تیم‌ها در سال‌های اخیر چه بوده. «امتیاز میزبانی» هم یکی دیگر از مولفه‌های این متغیر است. میزبانی یک مزیت روانی و محیطی ایجاد می‌کند؛ از حمایت تماشاگران گرفته تا آشنایی با شرایط زمین و آب و هوا.

اما مهم‌ترین و پنهان‌ترین بخش مدل کلمنت، عامل «شانس» است. او بارها تأکید کرده که حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد نتیجه نهایی یک بازی به شانس وابسته است. شانس یعنی یک کارت قرمز، یک ضربه پنالتی، یک اشتباه داوری، یا یک لحظه الهام‌بخش. همان چیزی که هیچ مدلی نمی‌تواند پیش‌بینی کند.

چرا هلند؟ نگاهی به داده‌های پشت پیش‌بینی

بر اساس مدل کلمنت، برای جام جهانی ۲۰۲۶ نام هلند در صدر قرار گرفته است. کشوری که هرچند سه بار به فینال رسیده (۱۹۷۴، ۱۹۷۸ و ۲۰۱۰) اما هنوز طعم قهرمانی را نچشیده است. اما چرا هلند؟

داده‌های مدل پاسخ این سوال را روشن می‌کند. جمعیت هلند حدود ۱۸ تا ۱۹ میلیون نفر است. تولید ناخالص داخلی سرانه آنها حدود ۷۷ هزار دلار برآورد می‌شود. میانگین دمای سالانه نزدیک ۱۱ درجه سانتیگراد است. رتبه فیفای آنها همواره در بین ۱۰ تیم برتر جهان قرار دارد و بدون شکست در ۱۰ بازی متوالی گذشته هستند.

از نگاه این مدل، هلند ترکیب کم‌نظیری از ثروت، نظم، فرهنگ فوتبالی و شرایط اقلیمی مناسب را دارد. طبق سناریوی این مدل، هلند از گروه F صعود می‌کند، دانمارک را در مراحل حذفی شکست می‌دهد، در یک‌چهارم نهایی با فرانسه روبرو می‌شود و در نهایت به فینال می‌رسد. حریف احتمالی در فینال، پرتغال است. در این نقطه، تفاوت کیفیت دو تیم آنقدر کم است که از نگاه این مدل، «شانس» می‌تواند تعیین‌کننده قهرمانی باشد.

تقابل مدل اقتصادی با بازار شرط‌بندی

در حالی که مدل اقتصادی کلمنت، هلند را در صدر قرار داده، بازارهای شرط‌بندی تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند. بر اساس داده‌های این بازارها، اسپانیا شانس اول است، فرانسه شانس دوم، و سپس انگلیس، برزیل، آرژانتین، پرتغال و آلمان در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هلند با حدود سه درصد شانس، رتبه هشتم را دارد.

این اختلاف دقیقاً همان نقطه‌ای است که جذابیت مدل کلمنت را دوچندان می‌کند: تقابل داده‌های اقتصادی و رفتار بازار. بازارهای شرط‌بندی تحت تأثیر هیجان، جو رسانه‌ای و احساسات جمعی هستند. مدل اقتصادی اما بر پایه داده‌های ساختاری و بلندمدت عمل می‌کند.

فوتبال فقط سرگرمی نیست؛ اقتصاد است

مطالعات اقتصادی نشان داده‌اند که فوتبال فقط یک سرگرمی نیست. باخت تیم ملی می‌تواند باعث افت کوتاه‌مدت بازار سهام کشورها شود. پیروزی‌ها می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را افزایش دهد. در سطح کلان، حتی جام جهانی می‌تواند بر رفتار بورس جهانی اثر بگذارد. در برخی مطالعات، مشاهده شده که در زمان برگزاری جام جهانی، بازدهی بازارهای مالی در برخی کشورها کاهش پیدا کرده است. دلیلش هم واضح است: توجه سرمایه‌گذاران از بازار به مسابقات جلب می‌شود.

قصه یوآخیم کلمنت فقط داستان یک مدل پیش‌بینی فوتبال نیست. بلکه نمونه‌ای است از اینکه چگونه اقتصاد، آمار و روانشناسی جمعی می‌توانند وارد دنیای فوتبال شوند و جنس تحلیل را از «حدس و گمان» به «احتمال و داده» تغییر دهند.

اما فوتبال همچنان غیرقابل پیش‌بینی است

در این میان، یک نکته همچنان باقی می‌ماند: فوتبال در نهایت هنوز قابل پیش‌بینی نیست. مدل کلمنت سه دوره متوالی را درست پیش‌بینی کرده، اما این تضمینی برای تکرار موفقیت در سال ۲۰۲۶ نیست. شاید همین غیرقابل پیش‌بینی بودن است که جام جهانی را به بزرگ‌ترین نمایش جهان تبدیل می‌کند. لحظاتی که هیچ مدلی نمی‌تواند محاسبه کند: یک ضربه پنالتی در دقیقه ۹۰، یک واکنش تماشاگر، یک اشتباه داوری، یا یک الهام ناگهانی از بازیکنی که هیچکس روی او حساب نمی‌کرد. در نهایت، فوتبال جایی است که آمار و اقتصاد به دیوار می‌خورند و شانس، حرف آخر را می‌زند.

دیدگاهتان را بنویسید