عوامل ساختاری، ارزی، خودرویی و لجستیکی، گرانی کرایه و تشدید تورم را رقم زدهاند. درحالی که بسیاری فقط به موضوع نرخ ارز توجه میکنند.
حامد شایگان: در یکسال گذشته برخلاف خواسته قلبی دولت، قیمت بنزین در جایگاههای تهران، همچنان ۱۵۰۰ تومان بوده اما این رقم در برابر تورم ۸۰ درصدی نقطه به نقطه، تقریباً ثابت مانده است. از طرف دیگر در خرداد ماه تورم نقطه به نقطه حملونقل به ۱۰۳ درصد رسیده که نهتنها از نرخ تورم عمومی پیشی گرفته، بلکه نشاندهنده شکاف عمیقی میان واقعیت اقتصادی و نرخ بنزین در جایگاههای سوخت است. چگونه ممکن است سوخت ارزان، نتواند مانع گرانی حملونقل شود؟ این پارادوکس بنزین ارزان و کرایه گران برای بسیاری از مردم معنا دار نیست در حالی که تورم حملونقل به صورت غیرمستقیم بر تورم عمومی نیز اثر دارد.
در نگاه اول، وقتی قیمت بنزین از سال ۱۳۹۸ تا امروز تقریباً ثابت مانده و هر لیتر آن با نرخ یارانهای ۱۵۰۰ تومان به فروش میرسد، انتظار میرود هزینه حملونقل نیز تحت تأثیر این ثبات قرار گیرد، اما آمار مرکز آمار ایران از تورم ۱۰۳ درصدی حملونقل در ۱۲ ماه منتهی به خرداد ۱۴۰۵، نشاندهنده نیروهای دیگری است که این معادله را به هم زدهاند. واقعیت این است که مثلاً هزینه تمامشده یک سفر، فقط به قیمت سوخت خلاصه نمیشود.
خودروهای تولید داخل که با استانداردهای پایین مصرف سوخت و عمر مفید کوتاه تولید میشوند، بخش بزرگی از هزینههای حملونقل را تشکیل میدهند. یک خودروی ایرانی، بهطور میانگین ۴۰ درصد بیشتر از خودروهای مشابه جهانی سوخت مصرف میکند. این یعنی هر لیتر بنزین ارزان، در یک خودروی پرمصرف، به چندین برابر هزینه تبدیل میشود. در کنار آن، هزینههای تعمیر و نگهداری، تعویض قطعات و استهلاک زودهنگام، همگی به هزینههای جاری یک تاکسی یا خودروی شخصی افزوده میشود.
بسیاری از قطعات یدکی خودروهای داخلی، چه بهصورت مونتاژ داخلی و چه وارداتی، به قیمتهای جهانی وابسته هستند. وقتی نرخ ارز در بازار آزاد جهش میکند، قیمت لاستیک، روغن موتور، باتری و سایر قطعات مصرفی، بهسرعت افزایش مییابد اما افزایش هزینه حملونقل است. از این رو، حتی اگر بنزین ارزان باشد، هزینه تعویض یک جفت لاستیک یا سرویس دورهای، سهم بزرگی از بودجه یک راننده را به خود اختصاص میدهد. همچنین باید توجه داشت که تورم ۸۰ درصدی و جهشهای مکرر نرخ ارز، نهتنها قیمت قطعات، بلکه قیمت انواع خدمات وابسته به حملونقل را نیز افزایش داده است.
تعمیرگاهها، مراکز معاینه فنی، بیمه شخص ثالث و حتی هزینههای جانبی مانند عوارض و پارکینگ، همگی همسو با تورم عمومی افزایش یافتهاند. از این رو با وجود بنزین ارزان، هزینههای سرسامآور دیگری قیمت کرایه را به شدت بالا میبرد. از دیدگاه اقتصادی، نرخ بهره و هزینه فرصت سرمایه نیز در تعیین قیمت نهایی حملونقل موثر است. یک راننده تاکسی که برای خرید خودرو وام گرفته، با نرخهای بهره بالا مواجه است. یک شرکت حملونقل که ناوگان خود را نوسازی کرده، هزینه فرصت سرمایهگذاری را در قیمت خدمات خود لحاظ میکند. این هزینهها نیز بهطور غیرمستقیم به کرایهها اضافه میشود. در نهایت، آنچه رخ داده، شکاف عمیقی میان قیمت بنزین در پمپبنزین و هزینه واقعی حملونقل در جامعه است.
دولت با ابزار یارانه، قیمت سوخت را در نقطهای ثابت نگه داشته است، اما نیروهای اقتصادی دیگر مانند خودروی پرمصرف، قطعات ارزی، تورم خدمات، ناترازی و بازار سیاه و هزینه فرصت سرمایه، همگی در جهت مخالف حرکت کردهاند و قیمت تمامشده یک سفر را به سطحی بیسابقه رساندهاند. البته نباید نادیده گرفت که ناترازی بنزین که در سالهای اخیر به بحران تبدیل شده، یکی دیگر از حلقههای این زنجیره است. تولید روزانه حدود ۱۱۰ میلیون لیتر در برابر مصرفی که در پیک به ۱۴۰ میلیون لیتر میرسد، یک شکاف ساختاری ایجاد کرده است. این ناترازی، بخشی از بنزین تولیدی را به سمت قاچاق و بازار سیاه هدایت میکند و باعث شده بخشی از مصرفکنندگان واقعی، بنزین را با نرخهای بسیار بالاتر از ۱۵۰۰ تومان تهیه کنند. این هزینه پنهان نیز در نهایت به قیمت تمامشده حملونقل افزوده میشود.
وقتی تورم حملونقل به ۱۰۳ درصد میرسد، این رقم فقط به معنای گرانی کرایه تاکسی یا بلیت اتوبوس نیست. چراکه حملونقل، رگ حیاتی اقتصاد است؛ هر کالایی که به دست مصرفکننده میرسد، از این رگ عبور کرده است. افزایش هزینه حمل، مانند افزایش فشار خون در شریانهای اقتصاد، به تمام ارگانها آسیب میرساند و قیمت همه چیز را به آتش میکشد. مهمترین و ملموسترین اثر تورم حملونقل، افزایش قیمت مواد غذایی است. تحقیقات نشان میدهد که در ایران، سهم هزینه حملونقل در قیمت تمامشده کالاها حدود ۱۲ درصد است که دو برابر میانگین جهانی است. این ناکارآمدی ساختاری یعنی اقتصاد ایران حتی پیش از هر شوک قیمتی، با هزینه سربار لجستیکی سنگینی مواجه است.
در این میان، نقش حملونقل در توزیع مویرگی کالاها، بهویژه محصولات کشاورزی، موثر است. ناوگان سبک باری کشور که وظیفه حمل محصولات کشاورزی از مزارع به میادین و فروشگاهها را بر عهده دارد، عمدتاً با بنزین کار میکند. خودروهایی مانند وانت نیسان که ستون فقرات حمل بار سبک در ایران هستند، با مصرف بالای بنزین، هرگونه افزایش مصرف سوخت را مستقیماً به قیمت میوه و سبزی منتقل میکنند. نتیجه این زنجیره، سفرهای است که هر روز کوچکتر میشود؛ گزارشها نشان میدهد که حتی پیش از جنگ اخیر، نیمی از جمعیت ایران با درجاتی از کاهش خرید مواد غذایی مواجه بودند.
تورم حملونقل فقط به کالاهای مصرفی محدود نمیشود؛ هزینه تولید را نیز به شدت افزایش میدهد. بر اساس پژوهشهای داده-ستانده، افزایش قیمت حملونقل بیشترین تأثیر را بر شاخص قیمت بخشهای بازرگانی، کشاورزی، فرآوردههای نفتی و محصولات شیمیایی دارد، یعنی هرگونه افزایش در هزینه حمل، زنجیره تولید را از ابتدا تا انتها تحت تأثیر قرار میدهد. در یک مطالعه دیگر، افزایش قیمت حاملهای انرژی که مستقیماً به هزینه حملونقل مرتبط است، نشان داد که بخش حملونقل بیشترین کاهش تولید را تجربه میکند و پس از آن، بخشهای صنعت و کشاورزی بیشترین آسیب را میبینند.
این کاهش تولید، به معنای کمبود کالا و افزایش بیشتر قیمتها در یک چرخه معیوب است و نه رشد منفی و رکود اقتصادی. آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد که بخش حملونقل و انبارداری ایران در سال ۱۴۰۴ با رشد منفی ۰.۸ درصدی مواجه شده است. این سقوط، بهویژه با افت ۷.۳ درصدی در زمستان، نشاندهنده ناکارآمدی زیرساختهای حملونقل در برابر بحرانهاست. وقتی بخش حملونقل رشد منفی ثبت میکند، یعنی جریان کالاهای صنعتی و کشاورزی در کشور کند شده، هزینههای لجستیکی بالا رفته و بهرهوری در جابهجایی منابع به شدت افت کرده است. نتیجه این ناکارآمدی، افزایش قیمت نهایی کالاها در بازار و در نهایت، کاهش قدرت خرید و رکود اقتصادی است. در اقتصاد ایران، هزینه حملونقل فقط یک نهاده تولید نیست؛ بلکه بهعنوان یک «دماسنج سیاسی-اجتماعی» و «لنگر انتظارات تورمی» عمل میکنند.
هرگونه افزایش در هزینه حمل، سیگنالی قوی به بازار مخابره میکند که تورم ادامه دارد. این شوک انتظاری، حتی پیش از آنکه هزینه واقعی تولید افزایش یابد، باعث میشود فروشندگان قیمتها را بالا ببرند و مصرفکنندگان برای خرید هجوم آورند. نتیجه، تورمی است که خودش را تحقق میبخشد. از طرف دیگر تأثیر تورم حملونقل به مرزهای ایران محدود نمیشود. جنگ اخیر و اختلال در تنگه هرمز، هزینه حملونقل دریایی را به شدت افزایش داده بود. نرخ کرایه سوپرتانکرها به بالاترین سطح تاریخی خود رسید و این افزایش هزینه، در نهایت به قیمت کالاهای وارداتی ضربه زد.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا