ایران تنگه هرمز را بسته نگه داشته تا اقتصاد جهان را تحت فشار بگذارد. آمریکا محاصره دریایی را تشدید کرده تا اقتصاد ایران را به زانو درآورد. هرکدام امیدوار است که طرف مقابل زودتر از خودش کم بیاورد.
سرمایه فردا؛ حسن کاظمی زاده: آتشبس ۴۰ روزه جنگ رمضان برقرار شده، اما نه خبری از توافق جامع است و نه جنگ تازهای شروع شده. دو طرف به جای میز مذاکره، به دریا پناه بردهاند. ایران تنگه هرمز را بسته نگه داشته و آمریکا محاصره دریایی را تشدید کرده است. هرکدام میخواهند صبر طرف مقابل را تمام کنند. اما نفت و کالاهای اساسی در جهان گران میشود، در ایران هم تورم و کمیابی اوج میگیرد. این یک مسابقه تابآوری تمامعیار است که ممکن است یک تا سه ماه دیگر طول بکشد. گزارشی از اهرمهای فشار، امتیازات مدنظر، و هزینههایی که مردم دو طرف این بازی پرداخت میکنند.
هفتهها از برقراری آتشبس در جنگ رمضان میگذرد. در ابتدا، برخی خوشبین بودند و امیدوار بودند که این آتشبس مقدمهای برای یک توافق جامع و پایدار باشد. برخی دیگر بدبین بودند و معتقد بودند که جنگ دوباره با شدت بیشتری شروع خواهد شد. اما حالا، پس از گذشت زمان، یک واقعیت جدید روشن شده است: نه توافق جامعی در کار است، نه شروع مجدد جنگ. دو طرف به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوانند در کوتاهمدت پیروز میدان باشند، اما حاضر هم نیستند تسلیم شوند. به همین دلیل، پای یک مسابقه جدید به میان آمده است: مسابقه «تابآوری» در دریا. ایران تنگه هرمز را بسته نگه داشته تا اقتصاد جهان را تحت فشار بگذارد. آمریکا محاصره دریایی را تشدید کرده تا اقتصاد ایران را به زانو درآورد. هرکدام امیدوار است که طرف مقابل زودتر از خودش کم بیاورد. در این گزارش، نگاهی داریم به اهرمهای فشار دو طرف، امتیازاتی که میخواهند، و هزینههایی که مردم این بازی میپردازند.
از روز اول جنگ تا امروز، مهمترین برگ برنده ایران در برابر آمریکا و متحدانش، «تنگه هرمز» بوده است. ایران بارها نشان داده که حتی زیر شدیدترین حملات به مراکز نظامی، امنیتی و حتی سیاسی، دست از این اهرم برنمیدارد. منطق ایران ساده است: «اگر تنگه برای مدت طولانیتری بسته بماند، بحران انرژی در جهان تشدید میشود. قیمت نفت از مرز ۱۵۰ دلار عبور میکند و حتی کالاهای دیگری که از این مسیر عبور میکنند (مثل گاز مایع، مواد شیمیایی و…) نیز دچار کمبود و گرانی میشوند. آمریکا نمیتواند این فشار را برای همیشه تحمل کند. افکار عمومی جهان و حتی متحدانش، از او خواهند خواست که دست از محاصره بردارد و به ایران امتیاز بدهد.»
امتیازاتی که ایران میخواهد، دو چیز است. اول، «رفع کامل محاصره دریایی». یعنی کشتیهای ایرانی بتوانند آزادانه از تنگه هرمز عبور کنند و نفت و کالاهای خود را صادر نمایند. دوم، «خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه». ایران نمیخواهد همیشه زیر سایه تهدید جنگ زندگی کند. رفع تهدید تجارت و رفع تهدید تجاوز، دو خواسته اصلی ایران از این بازی است. ایران فکر میکند که صبرش بیشتر از آمریکاست و جامعه جهانی زودتر از او خسته خواهد شد.
در سوی دیگر میدان، آمریکا محاصره دریایی را به عنوان مهمترین اهرم فشار خود علیه ایران طراحی کرده است. این محاصره هم درآمدهای ارزی ایران را هدف گرفته (نفت و پتروشیمی و کالاهای غیرنفتی صادر نمیشود) و هم واردات کالاهای اساسی را مختل کرده (دارو، گندم، خوراک دام و… به سختی به بنادر میرسند). آمریکا امیدوار است که با ادامه این محاصره، دو اتفاق در ایران بیفتد. اول، «بحران قحطی و تورم شدید». وقتی کالاهای اساسی کمیاب شوند و قیمتها سر به فلک بکشد، مردم ناراضی میشوند و فشار داخلی بر حاکمیت افزایش مییابد. دوم، «عقبنشینی ایران از مواضع هستهای و امنیتی خود». آمریکا میخواهد ایران هم تنگه هرمز را باز کند، هم اورانیوم غنیشدهاش را از بین ببرد و هم غنیسازی را متوقف نماید. همچنین، تهدید امنیتی علیه همپیمانان آمریکا در منطقه (اسرائیل و عربستان) باید برای همیشه از بین برود.
آمریکا فکر میکند که اقتصاد ایران شکنندهتر از آن است که بتواند یک محاصره طولانیمدت را تحمل کند. واشنگتن محاسبه کرده که با تشدید تحریمها و فشار دریایی، تهران زودتر از واشنگتن به زانو درخواهد آمد.
اگر خواستههای دو طرف را روبروی هم قرار دهیم، به راحتی میتوان نقطه برخورد را تشخیص داد. ایران میخواهد تجارت نفتی و غیرنفتی خود را (در سایه همان تحریمهای قبلی) آزادانه انجام بدهد. یعنی نفت بفروشد، پتروشیمی صادر کند و کالاهای غیرنفتی را به بازارهای جهانی برساند. آمریکا اما میخواهد اولاً تنگه هرمز باز شود (تا قیمت نفت و کالاها در جهان کاهش یابد)، ثانیاً برنامه هستهای ایران محدود شود (اورانیوم غنیشده از بین برود و غنیسازی متوقف گردد). تنها جایی که دو طرف کمی به هم نزدیک میشوند، موضوع «رفع تهدید امنیتی» است. ایران هم نمیخواهد همیشه زیر تیغ تهدید نظامی آمریکا و اسرائیل باشد و آمریکا هم نمیخواهد همپیمانانش در خطر باشند. اما بر سر «چگونگی» رفع این تهدید، اختلافهای اساسی وجود دارد. به همین دلیل، تاکنون هیچ توافقی حاصل نشده و دو طرف ترجیح دادهاند بازی «مسابقه تابآوری» را ادامه بدهند.
نکته تلخ این است که این مسابقه تابآوری، فقط بین ایران و آمریکا نیست. زندگی و سرمایه مردم ایران و حتی بسیاری از مردم جهان نیز گروگان این مسابقه است. هر روز که تنگه هرمز بسته میماند، قیمت نفت در جهان بالاتر میرود. در ایران نیز، هر روز که محاصره دریایی ادامه پیدا میکند، قیمت کالاهای اساسی و ارزهای تورممحور (دلار، طلا، سکه) رشد بیشتری میکنند. کمیابی کالاها تشدید میشود زیرا واردات با مشکل مواجه است. رکود و بحران کسبوکارها عمیقتر میگردد، چون کارخانههای وابسته به مواد اولیه وارداتی، یا تعطیل شدهاند یا با ظرفیت پایین کار میکنند.
طرفین فعلاً روی این حساب کردهاند که «با تشدید بحران انرژی در جهان و بحران اقتصادی در ایران، طرف مقابل کم میآورد و تابش تمام میشود.» ایران فکر میکند جامعه جهانی و کشورهای مصرفکننده نفت، به آمریکا فشار خواهند آورد تا محاصره را بردارد. آمریکا فکر میکند مردم ایران و فعالان اقتصادی، به حاکمیت فشار خواهند آورد تا از خواستههای خود عقبنشینی کند.
کارشناسان پیشبینی میکنند که این مسابقه تابآوری بین یک تا سه ماه دیگر ادامه پیدا کند. چرا؟ زیرا هزینههای این بازی برای هر دو طرف بسیار سنگین است. ادامه وضعیت فعلی برای آمریکا به معنای تورم بالای نفت و بنزین در بازارهای جهانی است که میتواند به رکود اقتصادی و نارضایتی رأی دهندگان منجر شود. برای ایران نیز ادامه وضعیت فعلی به معنای کاهش شدید درآمدهای ارزی، افزایش تورم و کمیابی کالاها است که میتواند به ناآرامیهای اجتماعی خشن منجر شود. ایران بیشتر از آمریکا آسیب میبیند، اما از سوی دیگر، آمریکا هم نمیتواند این وضعیت را برای چند ماه دیگر تحمل کند، مخصوصاً با توجه به نزدیک شدن به فصل انتخابات. پس احتمالاً تا سه ماه آینده، یا یک توافق نیمبند حاصل میشود و یا مسابقه به نفع یکی از طرفین تمام میگردد. اما حتی اگر مسابقه به نفع ایران تمام شود (یعنی آمریکا عقبنشینی کند)، باز هم اقتصاد ایران به شدت آسیب دیده است. و اگر به نفع آمریکا تمام شود، اوضاع بسیار بدتر از قبل خواهد شد.
مسابقه تابآوری بین ایران و آمریکا، یک بازی خطرناک است که قربانیان اصلی آن مردم عادی هستند. نه ایران میتواند به راحتی محاصره را تحمل کند، نه آمریکا میتواند تشدید بحران انرژی را برای همیشه تاب بیاورد. اما تا زمانی که هر دو طرف فکر میکنند «طرف مقابل زودتر کم میآورد»، این بازی ادامه خواهد داشت. شاید عاقلانه باشد که به جای مسابقه تخریب، به فکر مصالحه و پایان دادن به بحران باشیم. اما به نظر میرسد هنوز نه تهران آماده عقبنشینی است و نه واشنگتن. زندگی و سرمایه مردم، گروگان این لجاجت است. امیدواریم که خرد جمعی زودتر از موعد برنده شود، وگرنه هزینه این مسابقه را همه ما پرداخت خواهیم کرد. نه فقط ایرانیان، که مردم سراسر جهان.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا