بسیاری از کاربران اعلام کردند یارانه ۱۰ درصدی نمایشگاه مجازی کتاب برایشان اعمال نشد و خریدشان نیمهکاره ماند.
فاطمه برزویی:با بسته شدن آخرین سفارشها و فروکش کردن تب و تاب خرید، پرونده هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران نیز بسته شد. اما هر رویدادی، پس از پایان، میراثی از تجربهها، موفقیتها و البته پرسشها به جای میگذارد. اکنون که هیاهوی روزهای برگزاری به پایان رسیده، فرصتی است تا به حواشی و نکاتی بپردازیم که در ارزیابی «پسا نمایشگاه» خود را بیشتر نشان میدهند.
نمایشگاه مجازی کتاب، ایدهای که در دل محدودیتهای دوران کرونا متولد شد، حالا به سنتی سالانه بدل گشته است؛ پنجرهای دیجیتال که قرار بود دیوارهای جغرافیایی را فرو بریزد و کتاب را از پایتخت تا دورافتادهترین روستاها با چند کلیک به دست علاقهمندان برساند. هفتمین دوره این رویداد فرهنگی نیز با وعده حمایت از اقتصاد نحیف نشر و تسهیل خرید آغاز به کار کرد، اما در عمل با یک ابهام بزرگ و گلهمندی مشترک میان ناشران و مخاطبان همراه شد؛ پرسشی که تا آخرین روز بر سر زبانها بود و حالا نیازمند پاسخی شفاف است: سرنوشت آن ۱۰ درصد یارانه حمایتی وزارت ارشاد چه شد؟
وعدهای شیرین، سازوکاری پیچیده
فرمول اعلامشده برای تخفیفها در نگاه اول ساده و جذاب بود. ۲۵درصد تخفیف کل برای هر خرید؛ سهم ناشر ۱۵درصد و سهم حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۱۰درصد. در این سازوکار، ناشر که خود با مشکلات بیپایان صنعت نشر از هزینه چاپ و کاغذ تا توزیع دستوپنجه نرم میکند با پذیرش تخفیفی ۱۵ درصدی، گامی برای همراهی با مخاطب برمیدارد.
در مقابل، دولت نیز با تخصیص یارانه ۱۰درصدی، این زنجیره حمایتی را تکمیل میکند تا کام خریدار و فروشنده، هر دو، شیرین شود. اما واقعیت در عمل، پیچیدهتر از وعدهها بود. با ورود به سایت نمایشگاه و انتخاب کتابها، برخی کاربران متوجه میشدند که تنها ۱۵درصد تخفیف ناشر به صورت خودکار بر سبد خریدشان اعمال میشود. آن ۱۰ درصد دولتی، گویی در مرحلهای دیگر و در پس پردهای از بوروکراسی دیجیتال پنهان شده بود. برای بهرهمندی از این یارانه، مخاطبان باید فرمی جداگانه را پر کرده و منتظر تایید میماندند. فرآیندی که نه به درستی اطلاعرسانی نشده بود و نه به گفته بسیاری از کاربران، حتی پس از طی تمام مراحل نیز به نتیجه نمیرسید و خبری از اعمال آن ۱۰ درصد نبود.
برخی رسانهها گزارش دادند که تماسهای متعددی از سوی مخاطبان و حتی ناشران داشته که از این وضعیت گلهمند بودهاند. این ابهام و سردرگمی، بسیاری از خریداران را که با امید تخفیف ۲۵ درصدی سبد خرید خود را پر کرده بودند، دلسرد کرد و آنها را به انصراف از خرید کشاند. پرسش اصلی این بود: چرا یارانهای که قرار است مشوق خرید باشد، باید در چنین فرآیند مبهم و ناکارآمدی تعریف شود و چرا مانند تخفیف ناشر، به صورت خودکار و شفاف برای همه اعمال نمیشود؟
صدای ناشر: از حاشیه سود تا هزینه سرسامآور پست
برای درک بهتر اهمیت این ۱۰ درصد، باید به آن سوی پیشخوان، یعنی به دنیای ناشران سفر کرد. قدرتالله نیکبخت، یکی از فعالان حوزه نشر و مدیر انتشارات قو تصویری دقیق از فشاری که بر ناشران وارد میشود ارائه میدهد. او با یک مثال ساده، اقتصاد پیچیده نشر را توضیح میدهد: مثلاً فرض کنید یک کتاب ۵۰۰ هزار تومان قیمت داشته باشد؛ اگر بخواهید ۲۰ درصد تخفیف روی آن اعمال کنید، عملاً از نظر اقتصادی جور درنمیآید.
او به چالشی اشاره میکند که در نمایشگاه مجازی، بسیار پررنگتر از نمایشگاه فیزیکی است: هزینه ارسال: «داشتم برای یکی از دوستان توضیح میدادم که مثلا یک کتاب کودک حدود ۳۰۰ هزار تومان قیمت داشته، اما هزینه پست و بستهبندیاش نزدیک ۲۵۰ هزار تومان شده است؛ بدون اینکه هزینههای دیگری مثل زمان، جستوجو و فرایند آمادهسازی را حساب کنیم.» با این حساب، حتی اگر کتاب به فروش برسد، سودی که برای ناشر باقی میماند، ناچیز و در مواردی حتی منفی است. به گفته نیکبخت، «برای ناشر عملاً سودی باقی نمیماند؛ شاید نهایتاً ۴۰ هزار تومان. در واقع حتی میشود گفت پول خود کتاب هم درنمیآید.»
در چنین شرایطی، یارانه ۱۰ درصدی دولت نه یک لطف که ضرورتی برای بقای این چرخه است. این یارانه میتوانست بخشی از فشاری را که تخفیف ۱۵ درصدی و هزینههای جانبی بر دوش ناشر میگذارد، جبران کند و همزمان قدرت خرید مخاطب را افزایش دهد. اما وقتی این حلقه حمایتی از زنجیره حذف میشود، تمام فشار بر دو طرف اصلی ماجرا، یعنی ناشر و خریدار، آوار میشود. نیکبخت حتی به شایعاتی اشاره میکند که نگرانیها را دوچندان کرده است: «اینکه میگویند ظاهراً درباره پرداخت و کمک دولت عقبنشینیهایی شده و شاید قرار نباشد کامل پرداخت شود دقیقا اطلاعی ندارم … اما چیزی که فعلاً مطرح است این است که احتمالاً بخشی از هزینه پست را با تخفیف پوشش بدهند.» این ابهام، نشان از یک ناهماهنگی در سیاستگذاری و اجرای این رویداد مهم فرهنگی دارد.
مخاطب سردرگم: یارانه کجاست؟
از سوی دیگر، مخاطبانی قرار دارند که با اعتماد به اطلاعرسانیهای اولیه، برای خرید خود برنامهریزی کرده بودند. رضا نیازی، مدیر انتشارات مهرسا دلتا، این سردرگمی عمومی را تایید میکند. او میگوید که مخاطبان عادی و حتی در محافل دوستانه و فرهنگی نیز بحث بر سر نحوه اجرای این تخفیف داغ بوده است: «برداشت اولیه این بود که اگر شما تا سقف دو میلیون تومان خرید کنید، دولت ۱۰ درصد یارانه خرید کتاب به شما اختصاص میدهد. علاوه بر آن، برای دو خرید اول هم قرار بود ارسال رایگان در نظر گرفته شود.»
به گفته نیازی، بخش ارسال رایگان ظاهراً با موفقیت اجرا شده، اما گره اصلی کار همان یارانه ۱۰ درصدی بوده است. این دوگانگی در اجرا، بر ابهامات افزوده است. وقتی یک بخش از وعده (ارسال رایگان) عملی میشود اما بخش دیگر (یارانه نقدی) نه، این شائبه را ایجاد میکند که مشکل، فنی یا سیستمی نیست و تصمیمی مدیریتی یا بودجهای در پشت پرده وجود دارد. این عدم شفافیت، بزرگترین ضربه را به اعتماد مخاطب میزند؛ اعتمادی که سرمایه اصلی هر رویداد فرهنگی است.
برگزاری دو رویداد به جای نمایشگاه بینالمللی کتاب!
اما شاید لازم باشد از جزئیات فنی و اجرایی نمایشگاه مجازی فراتر برویم و به تصویری بزرگتر نگاه کنیم. ماجرای سردرگمی در یارانه ۱۰ درصدی، گوشهای از ناهماهنگی است که امسال گریبانگیر مهمترین رویداد کتاب کشور شده است. مسئلهای به مراتب کلیدیتر، به این موضوع برمیگردد که امسال، به بهانه «جنگ» و شرایط منطقه نمایشگاه بینالمللی کتاب برگزار نشد؛ تصمیمی که در ابتدا شاید بتوان آن را در چارچوب ملاحظات سیاسی و امنیتی درک کرد.
اما این پازل زمانی پیچیده میشود که میبینیم این تصمیم در حالی اتخاذ و اعلام شد که درست همراستا با آن، مجموعه «باغ کتاب تهران» همایشی تحت عنوان «اردیبهشت کتاب» را کلید زد و کمی بعد، «مرکز آفرینشهای فکری کودک و نوجوان» نیز نمایشگاه تخصصی خود را برای این گروه سنی برپا کرد. هر دو رویداد، با استقبال عمومی مواجه شدند و فضایی فرهنگی را در پایتخت ایجاد کردند.
اینجا همان پرسش بزرگ و بیپاسخی مطرح میشود که در تمام این روزها در محافل فرهنگی زمزمه میشد: آیا بهانه جنگ، در شرایطی که دو رویداد مشابه دیگر در پایتخت با آرامش در حال برگزاری است، دلیلی کافی برای لغو نمایشگاه بینالمللی کتاب با آنهمه اهمیت و اعتبار دیپلماتیک و فرهنگی بوده است؟ یا آنکه مسائل دیگری در پشت پرده وجود دارد که مسئولان تمایلی به بازگو کردن آن نداشتهاند؟