مؤسسه Incrementum با تکیه بر دو مدل کلان اقتصادی پیشبینی کرده که قیمت طلا تا سال ۲۰۳۰ به ۲۰ هزار دلار در هر اونس خواهد رسید؛ رشدی که میتواند زمانبندی آن را کوتاهتر کرد
در حالی که قیمت طلا در کانال ۴,۰۰۰ تا ۴,۲۰۰ دلار نوسان میکند و تحلیلهای مختلف از هدفهای ۵,۰۰۰ تا ۵,۸۰۰ دلاری برای پایان سال ۲۰۲۶ سخن میگویند، مؤسسه سرمایهگذاری Incrementum سناریویی بسیار جسورانهتر را مطرح کرده است. بر اساس دو مدل کلان اقتصادی مستقل، این مؤسسه معتقد است که تا سال ۲۰۳۰، قیمت هر اونس طلا میتواند به ۲۰ هزار دلار برسد؛ رقمی که در صورت تشدید شرایط فعلی، ممکن است خیلی زودتر از این افق محقق شود.

مدل اول: نسبت نقدینگی جهانی به ذخایر طلا
مدل اول این پیشبینی، رابطه میان رشد نقدینگی جهانی (M2) و کل ذخایر طلای موجود در سطح جهان را مورد بررسی قرار میدهد. منطق این مدل ساده اما قدرتمند است: هرچه نقدینگی جهانی سریعتر رشد کند و در مقابل، عرضه طلا محدودتر باشد، قیمت این فلز گرانبها باید افزایش یابد تا تعادل برقرار شود.
نمودار مربوط به این مدل نشان میدهد که در صورت تداوم روند فعلی، قیمت طلا طی حدود چهار سال آینده میتواند به ۲۰ هزار دلار برسد. اما نکته کلیدی اینجاست که با توجه به عدمتعادلهای مالی فزاینده و شرایط ژئوپلیتیک کنونی، احتمال میرود رشد نقدینگی جهانی شتاب بیشتری بگیرد؛ اتفاقی که میتواند زمان رسیدن طلا به این هدف قیمتی را به طور قابلتوجهی کوتاهتر کند.
مدل دوم: پشتوانهسازی بدهیهای دولتی
مدل دوم از زاویه دیگری به این قضیه نگاه میکند. در شرایطی که بدهیهای دولتی در سراسر جهان به سرعت در حال افزایش است، نسبت پشتوانه طلا برای این بدهیها به پایینترین سطوح تاریخی رسیده است. به عنوان مثال، ذخایر طلای آمریکا امروز تنها حدود ۳ درصد از بدهی دولت این کشور را پشتیبانی میکند؛ در حالی که در دوران جنگ جهانی دوم این رقم حدود ۵۰ درصد بود.
اگر تنها ۱۰ درصد از بدهی دولت آمریکا پشتوانه طلا داشت، قیمت هر اونس باید حدود ۱۵,۰۰۰ دلار باشد. با توجه به اینکه بانکهای مرکزی جهان، به ویژه چین، با خریدهای بیسابقهی خود در تلاش برای کاهش وابستگی به دلار و تقویت پشتوانه داراییهای خود هستند، این سناریو به تدریج در حال حرکت از یک «دم» (Tail) به یک «حالت پایه» است.
آیا سناریو رشد قیمت طلا غیرمنطقی است؟
نیکی شیلز، رئیس تحقیقات فلزات در MKS PAMP، در تحلیل اخیر خود تأکید کرده که رسیدن طلا به سطوح پنجرقمی «از نظر تئوری ممکن است» و «غیرمنطقی نیست». اما برای تحقق این هدف قیمتی، باید تغییر قابلتوجهی از سوی سرمایهگذاران نهادی آمریکایی از سهام به سمت طلا رخ دهد.
اگر ارزش بازار جهانی طلا به ۴۰ درصد ارزش بازار سهام جهانی برسد (که از نظر تاریخی رقم دور از ذهنی نیست)، طلا به سادگی میتواند به ۱۰,۰۰۰ دلار برسد. اما مسیر تا ۲۰,۰۰۰ دلار، نیازمند تداوم خریدهای راهبردی بانکهای مرکزی، تشدید نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و ادامه روند دلارزدایی است؛ عواملی که همگی در حال حاضر به نفع طلا حرکت میکنند.
پاولسون همچنان به طلا چشم دوخته است
میلیاردری که در سال ۲۰۰۷ با شرطبندی روی بحران مسکن آمریکا، ۲۰ میلیارد دلار سود کرد، حالا طلا را امنترین پناهگاه سرمایهدانان در برابر آشوبهای پیشرو میداند
در دنیای پرنوسان صندوقهای پوشش ریسک، نام جان پاولسون با ترکیبی از شجاعت، تیزبینی و سودهای افسانهای گره خورده است. مردی که در بحبوحهی بحران مالی ۲۰۰۸، بر خلاف جریان حرکت کرد و با شرطبندی روی سقوط بازار وامهای مسکن آمریکا، حدود ۲۰ میلیارد دلار برای صندوقهای تحت مدیریت خود به ارمغان آورد و خودش نیز در یک سال، رکوردی کمنظیر با درآمد ۴ میلیارد دلاری ثبت کرد. این پیروزی تاریخی، شرکت سرمایهگذاری Paulson & Co. را به یکی از شناختهشدهترین صندوقهای پوشش ریسک جهان تبدیل کرد.
پاولسون و عشق به طلا؛ شرطبندی جدید یک کهنهکار
اما جالب اینجاست که پاولسون در سالهای اخیر، دیگر به بازار وام مسکن نگاه نمیکند؛ نگاه او به فلز زرد دوخته شده است. پاولسون سالهاست که صریحاً اعلام میکند طلا در مراحل ابتدایی یک بازار صعودی بلندمدت قرار دارد. او معتقد است که ترکیبی از عوامل ساختاری، قیمت طلا را در مسیری صعودی قرار داده است: افزایش بدهی دولتها، کسری بودجههای افسارگسیخته، چاپ پول بیرویه و تشدید ریسکهای ژئوپلیتیکی، همگی عواملی هستند که در بلندمدت، پشتوانهای محکم برای قیمت طلا فراهم میکنند.
به همین دلیل، پاولسون در دورههای مختلف، بخش قابلتوجهی از سرمایه خود را به سهام شرکتهای استخراج طلا و خودِ طلا اختصاص داده است. او یکی از آن دسته از سرمایهگذاران تأثیرگذاری است که ورود و خروجهایش، میتواند موجهایی در بازارهای جهانی ایجاد کند.
همسو با بانکهای مرکزی؛ طلا در کانون توجه جهانی
نکتهی قابلتأمل این است که دیدگاه پاولسون، با استراتژی بانکهای مرکزی جهان نیز همسو شده است. بانک مرکزی چین در بیست ماه متوالی ذخایر طلای خود را افزایش داده و رکورد طولانیترین دوره رشد را ثبت کرده است. این همگرایی میان یک سرمایهگذار تأثیرگذار و سیاستگذاران کلان اقتصادی، نشاندهندهی اجماع فزایندهای است که طلا، در فضای پرابهام کنونی، نقشی فراتر از یک کالای سرمایهگذاری ایفا میکند: طلا به پناهگاهی نظاممند در برابر فروپاشی اعتماد به پولهای فیات تبدیل شده است.
اژدها همچنان طلا میخرد؛ رکوردشکنی تاریخی چین در بازار طلا
بانک مرکزی چین با خرید ۱۵ تنی در ژوئن، بیسابقهترین ماه خرید از سال ۲۰۲۳ را ثبت کرد؛ استراتژی بلندمدت پکن برای کاهش وابستگی به دلار و تقویت پشتوانههای ارزی
در شرایطی که قیمت جهانی طلا وارد فاز اصلاحی شده است، اژدهای چینی نه تنها متوقف نشده، بلکه شتاب خرید خود را نیز افزایش داده است. دادههای منتشرشده از بانک مرکزی چین نشان میدهد که این نهاد در ماه ژوئن ۲۰۲۶، حدود ۴۸۰ هزار اونس معادل ۱۵ تن طلا به ذخایر خود اضافه کرده است؛ رقمی که بزرگترین خرید ماهانه چین از سال ۲۰۲۳ محسوب میشود و پیام روشنی به بازارهای جهانی مخابره میکند: پکن به دنبال نوسانگیری کوتاهمدت نیست، بلکه اجرای یک راهبرد بلندمدت را در دستور کار دارد.
بیست ماه متوالی؛ طولانیترین رکورد خرید طلا در تاریخ چین
خرید ۱۵ تنی ژوئن، بیستمین ماه متوالی افزایش ذخایر طلای چین را رقم زد و مجموع خرید این کشور را در ۲۰ ماه گذشته به ۸۲ تن رساند. این رکورد طولانیترین دوره رشد مستمر خرید طلا در تاریخ چین محسوب میشود و نشان از عزم جدی بانک مرکزی این کشور برای تغییر ترکیب داراییهای ذخیره ارزی خود دارد.
با این خرید، ذخایر رسمی طلای چین به ۲۳۴۶ تن رسید که معادل ۸ درصد از کل داراییهای رسمی ارزی این کشور است. این رقم اگرچه در مقایسه با سهم طلا در ذخایر کشورهای پیشرفته (که گاهی به ۷۰ درصد نیز میرسد) همچنان پایین است، اما نشاندهنده شتاب روزافزون چین در مسیر تنوعبخشی به داراییهای خود است.
کاهش وابستگی به دلار؛ هدف راهبردی پکن
کارشناسان اقتصادی، این حرکت چین را در چارچوب یک استراتژی کلان برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا و افزایش سهم داراییهای فیزیکی و سخت در ترازنامه بانک مرکزی ارزیابی میکنند. در سالهای اخیر، چین به همراه روسیه و چند کشور دیگر، روند افزایشی قابلتوجهی در خرید طلا داشتهاند تا در برابر ریسکهای ژئوپلیتیکی و نوسانات ارزی، پشتوانهای مطمئنتر ایجاد کنند.
این رویکرد، در حالی ادامه مییابد که قیمت جهانی طلا در ماههای اخیر با اصلاح مواجه شده است. تحلیلگران معتقدند که خریدهای استراتژیک چین در این بازه، نشان از نگاه بلندمدت این کشور به طلا دارد و میتواند به عنوان یک عامل حمایتی در بازار جهانی طلا عمل کند. به نظر میرسد اژدهای چینی، فارغ از نوسانات کوتاهمدت، همچنان بر مسیر انباشت طلا پافشاری خواهد کرد.







