رفتن به محتوای اصلی

نقش رهبری در مذاکرات چیست؟

۱۴۰۵-۰۵-۰۵ ۰۱:۵۹ modir 0
اشتراک‌گذاری:
محمدصادق کوشکی، فعال سیاسی اصولگرا معتقد است میان اجازه گرفتن از رهبری و رضایت واقعی ایشان تفاوت است اما کامران غضنفری، نماینده مجلس می‌گوید: رئیس‌جمهور مسئولیت را بر دوش رهبری می‌اندازد.

به تازگی مسعود پزشکیان مطرح کرد که مذاکره با آمریکا با دستور رهبر شهید انقلاب آغاز شد و در آخرین پیامی که داشتند گفتند بروید مشکل را حل کنید. همین سخنان باعث شد که صداوسیما نیز سخنان پزشکیان را قطع کند که حواشی زیادی هم ایجاد کرد. به تازگی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز در گفت‌وگویی مطرح کرده است که مجوز گفت‌وگو را رهبر کنونی انقلاب صادر کردند و ایشان در طول مسیر گفت‌وگوها نظرات اصلاحی می‌دادند و هیچ امری به ایشان تحمیل نشده است. از مجموع سخنان پزشکیان و عراقچی چنین برمی‌آید که تفاهم‌نامه تحت نظارت مستقیم رهبری قرار داشته است. با شنیدن این سخنان دو پرسش مهم به وجود می‌آید؛ آنکه آیا دولت و تیم مذاکره‌کننده در روند مذاکرات و در نهایت امضای تفاهم‌نامه هیچ مسئولیتی نداشتند؟ و دوم آنکه آیا بعد از این باب هر نوع نقدی نسبت به روند مذاکرات باید بسته شود؟

‌رهبری موافق مذاکره نیست


محمدصادق کوشکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل سیاسی درباره این موضوع به «هفت‌صبح» گفت:«اولین نکته این است که وقتی آقایان می‌گویند با اجازه رهبری رفتیم مذاکره کردیم، این نقل‌قولِ دقیقی نیست. مواضع رهبر شهید و رهبر کنونی نظام درباره آمریکا کاملا روشن است. رهبر شهید بارها و بارها مذاکره با آمریکا را غیرعقلانی دانسته‌اند و به صراحت از کسانی که مذاکره را راه‌حل می‌دانند، گلایه کردند و نقدهای سنگینی نسبت به آنان مطرح می‌کردند. رهبری کنونی انقلاب نیز اعلام کرده‌اند که درباره آتش‌بس و مذاکره نظر دیگری داشته‌اند. اگر این آقایان مستقیما نزد رهبری بروند و بگویند می‌خواهیم مذاکره کنیم، رهبری پاسخ می‌دهند که نظرم از قبل مشخص است اما واقعیت این است که آنان موضوع را به گونه‌ای مطرح کرده‌اند که گویی هیچ راهی جز مذاکره وجود ندارد.

مشکل اینجاست که دوستان، تعابیر و مواضعی را که بارها از سوی رهبر شهید و رهبر کنونی نظام درباره مذاکره بیان شده است، نادیده می‌گیرند. آنان اصل را بر انجام مذاکره قرار می‌دهند، در حالی که رهبر شهید و رهبر کنونی نظام بارها تاکید کرده‌اند که مذاکره راه‌حل نیست. روش حضرت امام، رهبر شهید و رهبر کنونی نظام، بر اساس اندیشه سیاسی اسلام، همواره این بوده است که با منتخبان ملت همراهی کنند؛ از این‌رو، هرچند حضرت امام درباره قطعنامه ۵۹۸، رهبر شهید درباره مذاکره با آمریکا و رهبری کنونی درباره مذاکرات آتش‌بس نظر موافقی نداشتند، اما نظر منتخبان ملت، اعم از رئیس‌جمهور یا رئیس مجلس را نادیده نگرفته‌اند. به همین دلیل، با وجود آنکه با مذاکرات موافق نبودند اما برای آنکه اداره کشور دچار اختلال نشود و امور کشور پیش برود، مانع اجرای تصمیمات مسئولان نمی‌شدند».

تفاوت است میان «اجازه گرفتن» و «اجازه دادن»


او ادامه داد: «میان اجازه گرفتن به هر قیمتی با رضایت واقعی و اجازه دادن ایشان تفاوت وجود دارد. وقتی مسئولان به رهبری القا می‌کنند که هیچ راهی جز مذاکره وجود ندارد، طبیعی است که رهبری نمی‌گویند اجازه نمی‌دهم. در چنین شرایطی، بدون آنکه از نظر اصلی خود عدول کنند، برای جلوگیری از انسداد سیاسی اجازه می‌دهند تا دولت مسئولیت تصمیم خود را بر عهده بگیرد؛ بنابراین، دولتمردان به نوعی اجازه می‌گیرند، اما این اجازه گرفتن به معنای رضایت، تایید یا همراهی رهبری با مذاکره نیست. اگر رضایت واقعی رهبری برای مسئولان اهمیت داشت، اصرار نمی‌کردند که به هر قیمتی اجازه بگیرند. در واقع، آنان اجازه را گرفته‌اند، نه اینکه رهبری اقدامشان را تایید کرده باشند».

برای نقد از مسئولان اجازه نمی‌گیریم


این تحلیلگر مسائل سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا بعد از سخنان پزشکیان و عراقچی مبنی بر نظارت رهبری بر روند مذاکرات باب هر نقدی بسته می‌شود یا خیر، مطرح کرد: «منتقدان برای نقد خود از مسئولان اجازه نمی‌گیرند، بلکه بر اساس اصول، مبانی و اندیشه خود انتقاد می‌کنند. اگر منتقدی هویت سیاسی و اصالت فکری داشته باشد، برای سنجش درستی یا نادرستی یک رخداد به باورها، ایمان و شاخص‌های خود مراجعه می‌کند، نه به نظر مسئولان اجرایی. اگر منتقدان برای بیان نقد خود بخواهند از مسئولان اجازه بگیرند، دیگر منتقد نیستند، بلکه به قلم‌به‌مزد یا روابط عمومی مسئولان تبدیل می‌شوند. وظیفه منتقد آن است که بر اساس شاخص‌های خود، دانش و ایمانشان را نقد کند و اگر اقدامی از سوی مسئولان را خطا بدانند، نسبت به آن تذکر بدهد. اینکه مسئولان اجرایی به این نقدها توجه کنند یا نکنند، موضوع دیگری است. متأسفانه برخی مسئولان در بسیاری از موارد با رویکردی قهری و سلبی دارند و با برچسب‌زنی می‌کوشند منتقدان را ساکت کنند».

پزشکیان رهبری را خرج مواضع خود می‌کند


این استاد دانشگاه ارجاعات پیاپی پزشکیان به رهبری توضیح داد: «آقای پزشکیان در نطق دفاع از کابینه پیشنهادی‌اش هم بار مسئولیت را بر دوش رهبری انداخت اما چند روز بعد رهبر شهید گفتند که اغلب وزرای پیشنهادی را نمی‌شناختم؛ از این رو، مشخص شد که یا آقای پزشکیان سخن رهبری را به‌درستی متوجه نشده بودند یا مطلبی خلاف واقع بیان کرده بودند. اکنون نیز که گفته می‌شود از رهبر شهید برای مذاکره اجازه یا حتی دستور گرفته شده است، این ادعا با اصول و اندیشه سیاسی رهبر شهید سازگار نیست. نکته مهم‌تر این است که رهبری که طی ۱۵ سال ده‌ها بار علیه مذاکره سخن گفته‌اند، چگونه ممکن است دستور مذاکره بدهند؟ خود رهبر شهید برای رفع هرگونه ابهام بارها تصریح کرده بودند که آنچه به صورت علنی بیان می‌کنند، با آنچه در جلسات محرمانه با مسئولان می‌گویند، هیچ تفاوتی ندارد. اگر موضوعی را در سخنرانی‌های عمومی نادرست بدانند، در جلسات محرمانه نیز همان موضوع را نادرست می‌دانند».

باید حقوق مکتسبه خود را تثبیت کنیم


کوشکی در پاسخ به این پرسش که با این اوصاف برای پایان جنگ چه باید کرد، گفت: «من از رئیس مجلس نقل می‌کنم که چند روز پیش از سفر به اسلام‌آباد در توییتی نوشتند: چرخه مذاکره و جنگ غلط است و به نفع دشمن و به زیان ماست. این سخن درستی بود و این چرخه باید شکسته شود. ما نیازی به مذاکره نداریم، زیرا مذاکره هیچ منفعتی برای ما نخواهد داشت. آمریکایی‌ها رسما اعلام کردند که حتی یک سنت از پول‌های بلوکه‌شده ایران را آزاد نخواهند کرد و در عمل نیز همین کار را کردند.

آنان هیچ کمکی به ما نکردند. امروز وزارت نفت گزارش داده است که در دوران جنگ بیش از ۱۱میلیارد دلار نفت فروخته شده است، اما در دوره‌ای که از نظر زمانی تقریبا دو برابر دوران جنگ بوده، تنها ۶ میلیارد دلار نفت فروخته‌ایم؛ یعنی تقریبا نصف آن میزان. واقعیت این است که در دوران اقتدار می‌توانیم پیش برویم. مذاکره با آمریکا هیچ کمکی به ما نخواهد کرد، اما برای آمریکا منفعت دارد. نیروهای رزمنده ما این توانایی را داشتند که برای کشور فضای جدیدی ایجاد کنند. در تنگه هرمز می‌توان شرایطی ایجاد کرد که شناورها از مسیرهای دریایی ایران و تحت نظارت ایران عبور کنند. این وضعیت باید تثبیت شود و ما باید حق خود را بگیریم؛ بنابراین هر آنچه را با قدرت به دست آورده‌ایم، باید تثبیت کنیم و از آن بهره ببریم».

مواضع رهبری مشخص و در دسترس است


کامران غضنفری، نماینده مجلس نیز در همین زمینه به «هفت صبح» گفت: «رهبری خودشان حضور دارند و نیازی به وکیل یا وصی ندارند که از جانب ایشان سخنی بگوید. ادعایی که آقای پزشکیان مطرح کرده، ادعای شخص ایشان است و چون از سوی منبع موثقی بیان نشده، ممکن است درست باشد یا نباشد. در مقابل، مواضع علنی رهبر انقلاب را در اختیار همگان قرار دارد. وقتی آقایان درخواست مذاکره می‌کنند و رهبر انقلاب می‌گویند علی‌الاصول نظر دیگری داشتم، معنایش این است که با این مسیر موافق نبودم، اما به اصرار آقایان اجازه دادم.

این افراد به مذاکره رفتند، اما نه‌تنها هیچ دستاوردی به دست نیاوردند، بلکه خسارت‌هایی نیز به کشور تحمیل کردند. تحریم‌های جدیدی نیز به تحریم‌های قبلی اضافه شد. گفتند پول‌های بلوکه‌شده را آزاد می‌کنیم، اما برخلاف این وعده، آمریکا یک میلیارد دلار از دارایی‌های دیجیتال ما را توقیف کرد. نه‌تنها نتوانستند امنیت ایجاد کنند، بلکه آمریکا پس از مذاکرات، ایران را در معرض محاصره دریایی قرار داد؛ در حالی که پیش از آن چنین محاصره‌ای وجود نداشت. همچنین تعهد شده بود که علیه ایران، لبنان و محور مقاومت حمله‌ای صورت نگیرد، اما پس از آتش‌بس، بارها این حملات انجام شد».

رهبری گفتند به امضای ترامپ اعتمادی نیست


او همچنین درباره نظر رهبر انقلاب درباره توافق با آمریکا مطرح کرد: «در این سه ماه اخیر چه اقدامی انجام داده‌اند که اکنون می‌خواهند همان مسیر را ادامه دهند؟ رهبر انقلاب در پیام اخیرشان تأکید کردند که به هیچ‌یک از این قول‌ها و امضاهای رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌توان اعتماد کرد. وقتی رهبری به صراحت اعلام کرده‌اند که امضای رئیس‌جمهور آمریکا سر سوزنی اعتبار ندارد، شما می‌خواهید با چه کسی مذاکره کنید؟ با هر کسی هم مذاکره کنید، در نهایت باید متنی تنظیم شود که به امضای ترامپ برسد؛ اویی که امروز متنی را امضا می‌کند و فردا همان متن را پاره می‌کند. مذاکره با چنین فردی چیزی جز ساده‌لوحی نیست».

  رئیس‌جمهور مسئولیت را بر دوش رهبری می‌اندازد


این نماینده مجلس درباره مواضع اخیر پزشکیان اعلام موضع کرد: «بعد از ظهرروز جلسه رأی اعتماد به وزرا در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشتم که حرف‌های آقای پزشکیان درست نبود. چند روز بعد نیز دیدیم که در دیدار با رهبری گفتند: به‌جز چند نفر از این آقایان، بقیه را نمی‌شناسم. در این دو سال نیز آقای پزشکیان تلاش کرده است مسئولیت کارهای دولت و تیم مذاکره‌کننده را بر دوش رهبری بیندازد تا آثار منفی عملکرد خودشان، متوجه رهبری شود.

آقای پزشکیان اهل پذیرش مسئولیت نیست و مدام از جایگاه رهبری هزینه می‌کند. این ادعا که همه کارهایم با هماهنگی رهبری انجام شده، خلاف واقع است. وقتی رهبری می‌فرمایند برنامه اقتصادی باید به‌گونه‌ای باشد که قدرت پول ملی افزایش پیدا کند، می‌بینیم دولت در عمل قیمت ارز را بالا می‌برد و در نتیجه، قدرت پول ملی بیش از پیش کاهش پیدا می‌کند. در حوزه سیاست خارجی نیز رهبری تأکید دارند که سیاست خارجی باید مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت باشد، اما عملکرد دولت دقیقا برخلاف این منویات است. از طرفی دولتی‌ها با طرح چنین سخنانی شاید هدفشان این باشد که منتقدان دولت را تحت فشار قرار دهند اما هدف ما الهی است و رسالت خود را صیانت از حقوق مردم می‌دانیم و دست از نقد نمی‌کشیم».

دیدگاه خود را بنویسید