صندوق‌های اهرمی فرصت یا تهدید؟

صندوق‌های اهرمی فرصت یا تهدید؟

صندوق‌هایِ اهرمی، ابزاریِ مناسب برایِ سرمایه‌گذارانی هستند که به رشدِ بازارِ سرمایه، اعتقاد دارند. با توجه به شرایطِ فعلیِ بازار و حبابِ منفیِ برخی از این صندوق‌ها، به نظر می‌رسد که جهش و بیدار، گزینه‌هایِ بهتری نسبت به سایرین باشند.

به گزارش سرمایه فردا، بازارِ سرمایه، امروز، با وجودِ تعطیلاتِ پیشِ رو، معاملاتِ نسبتاً خوبی را تجربه می‌کند. اما در میانِ این مثبت‌ها، یک نکته‌ی منفی، خودنمایی می‌کند: صندوق‌هایِ اهرمی، با وجودِ رشدِ بازار، چندان جذاب خریداری نمی‌شوند. ارزشِ داراییِ کلِ این صندوق‌ها، به ۱۰۰ همت رسیده است که از این مبلغ، ۶۰ همت، پولِ افرادِ حقیقی و ۳۸ همت، پولِ قرضی است. میانگینِ اهرمِ عملیاتیِ این صندوق‌ها، در حالِ حاضر، ۱.۶ است؛ یعنی هر سرمایه‌گذارِ اهرمی، ۱.۶ برابرِ داراییِ خود، سهام خریده است. در این میان، صندوق‌هایِ «بیدار» و «جهش» با بالاترین اهرمِ عملیاتی، در کانونِ توجه قرار دارند. اما سؤالِ اصلی این است: با توجه به حبابِ منفیِ برخی صندوق‌ها، ترکیبِ پورتفویِ آن‌ها و شرایطِ فعلیِ بازار، کدام یک از صندوق‌هایِ اهرمی، گزینه‌ی مناسبی برایِ سرمایه‌گذاری در روزهایِ آینده هستند؟:

 ارزشِ داراییِ صندوق‌هایِ اهرمی؛ ۱۰۰ همت، با ۳۸ همت پولِ قرضی

ارزشِ داراییِ کلِ صندوق‌هایِ اهرمی، در حالِ حاضر، به ۱۰۰ همت رسیده است. از این مبلغ، ۶۰ همت، پولِ افرادِ حقیقی و ۳۸ همت، پولِ قرضی است. یعنی افرادِ حقیقی، با ۶۰ همت پولِ خود، توانسته‌اند ۹۸ همت سهام بخرند و از اهرمِ ۱.۶ برایِ افزایشِ بازدهیِ خود استفاده کنند.

 بزرگ‌ترین صندوق‌هایِ اهرمی؛ از اهرم تا بیدار

بزرگ‌ترین صندوق‌هایِ اهرمی، به ترتیب، عبارتند از:

· صندوقِ اهرم
· موج
· توان
· بیدار

بیدار، با اهرمِ عملیاتیِ نزدیک به ۲، بالاترین اهرم را در میانِ این صندوق‌ها دارد.

 حبابِ منفی؛ فرصت یا تهدید؟

برخی از صندوق‌هایِ اهرمی، با حبابِ منفی مواجه هستند. به عنوانِ مثال، بیداد، با ۱۵ درصد حبابِ منفی، در این زمینه، رکورددار است. این حبابِ منفی، می‌تواند دو معنی داشته باشد:

۱. عملکردِ ضعیفِ صندوق: که نشان‌دهنده‌ی بازدهیِ کمتر از انتظارِ آن است.
۲. یک فرصتِ خرید: که می‌تواند برایِ سرمایه‌گذاران، جذاب باشد.

توان، با ۱۲ درصد حبابِ منفی، موج با ۱۲ درصد و نارنج با ۶ درصد حبابِ منفی، در رده‌هایِ بعدی قرار دارند.

 پیشران؛ صندوقی با حبابِ مثبت، اما عملکردِ ضعیف

پیشران، با ۷ درصد حبابِ مثبت، از این قاعده مستثنی است. اما این حبابِ مثبت، به دلیلِ افزایشِ شناوریِ صندوق (با عرضه‌ی ۱۵۰ میلیون واحد جدید)، باعث شده است که این صندوق، این مدت، چندان جذاب معامله نشود. به نظر می‌رسد که پیشران، در حالِ حاضر، گزینه‌ی مناسبی برایِ سرمایه‌گذاری نباشد.

 ترکیبِ پورتفویِ صندوق‌ها؛ از طلا تا مس

ترکیبِ پورتفویِ صندوق‌هایِ اهرمی، نشان‌دهنده‌ی استراتژیِ متفاوتِ آن‌هاست:

· بیدار: ۷ درصد طلا و ۵ میلی‌متر (شتران) دارد.
· جهش: به جایِ طلا، بیشتر مس (فملی) خریده است که این، یک نکته‌ی مثبت و جالبِ توجه است.

 رده‌بندیِ صندوق‌ها؛ کدام یک، گزینه‌ی بهتری است؟

بر اساسِ تحلیلِ صورت‌گرفته، رده‌بندیِ صندوق‌هایِ اهرمی، به این صورت است:

۱. جهش: دومین اهرمِ عملیاتیِ بزرگ را دارد و حبابِ منفیِ آن نیز بد نیست. اگر به صعودِ بازار اعتقاد دارید، جهش، یکی از گزینه‌هایِ خوب است.
۲. بیدار: با بالاترین اهرمِ عملیاتی، می‌تواند گزینه‌ی مناسبی باشد.
۳. دو ایکس: در رده‌ی بعدی قرار می‌گیرد.
۴. موج و اهرم: با وجودِ اینکه بهتر معامله می‌شوند، جزوِ گزینه‌هایِ اصلی نیستند.
۵. نارنج: با کمیِ تردید، ممکن است در آینده، اوضاعِ بهتری پیدا کند.

صندوق‌هایِ اهرمی، ابزاریِ مناسب برایِ سرمایه‌گذارانی هستند که به رشدِ بازارِ سرمایه، اعتقاد دارند. با توجه به شرایطِ فعلیِ بازار و حبابِ منفیِ برخی از این صندوق‌ها، به نظر می‌رسد که جهش و بیدار، گزینه‌هایِ بهتری نسبت به سایرین باشند. اما در نهایت، انتخابِ صندوقِ مناسب، به دیدگاهِ سرمایه‌گذار نسبت به آینده‌ی بازار و تحملِ ریسکِ او بستگی دارد. اگر به رشدِ بورس اعتقاد ندارید، به هیچ وجه، سراغِ صندوق‌هایِ اهرمی نروید.

تیتر:

هشدار به تحلیلگرانِ بی‌چارچوب؛ وقتی تصویرِ کلی، اشتباه از آب درمی‌آید

لید:

در دنیایِ تحلیل، هیچ‌کس، صددرصد درست نمی‌گوید. تحلیلگرانِ بزرگ نیز اشتباه می‌کنند، اما آنچه یک تحلیلگر را از دیگران متمایز می‌کند، نه خطاهایِ جزئی، که «تصویرِ کلی» و چارچوبِ تحلیلیِ اوست. در روزهایِ اخیر، انتقاداتی به برخی تحلیلگرانِ اقتصادی و سیاسی وارد شده که با وجودِ تحلیل‌هایِ جزئیِ بعضاً درست، در «بیگ‌پیکچر» و تصویرِ کلی، دچارِ اشتباهِ اساسی هستند. این دسته از تحلیلگران، با ارائه‌ی مسیرهایی که مبتنی بر یک چارچوبِ اشتباه است، می‌توانند هزینه‌هایِ جبران‌ناپذیری را به کشور و مردم تحمیل کنند. تفاوتِ این افراد با تحلیلگرانِ قابلِ اتکا، در درکِ درست از مسیرِ کلیِ اتفاقات و چارچوبِ صحیحِ سیاست‌گذاری است. به همین دلیل، هشدار نسبت به این رویکرد، نه یک مسئله‌ی شخصی، که یک وظیفه‌ی اجتماعی است تا از فجایعِ احتمالی، پیشگیری شود.

 

 هیچ‌کس، خطا نمی‌کند؛ اما برخی، در بیگ‌پیکچر، اشتباه می‌کنند

در دنیایِ تحلیلِ اقتصادی و سیاسی، هیچ‌کس، ادعایِ خطاناپذیری ندارد. حتی بهترینِ تحلیلگران، ممکن است در برخی از تحلیل‌هایِ جزئیِ خود، دچارِ اشتباه شوند. اما آنچه یک تحلیلگرِ قابلِ اتکا را از سایرین متمایز می‌کند، «تصویرِ کلی» و چارچوبِ تحلیلی اوست.

تحلیلگرِ حرفه‌ای، کسی است که با دانش و دیدِ درست، مداوماً تحلیل‌هایِ خود را به‌روز می‌کند و در مسیرِ درست، به سیاست‌گذار و خواننده‌ی خود، اپروچ (رویکرد) می‌دهد.

 تفاوتِ تحلیلگرانِ قابلِ اتکا با تحلیلگرانِ بی‌چارچوب

نکته‌ی کلیدی، تفاوتِ میانِ تحلیلگرانی است که تصویرِ کلی را درست می‌بینند و آنهایی که در بیگ‌پیکچر، دچارِ اشتباهِ اساسی هستند. تحلیلگرانِ بی‌چارچوب، معمولاً:

∆· تصویرِ کلیِ آن‌ها اشتباه است حتی اگر تحلیل‌هایِ جزئیِ آن‌ها درست باشد، جهتِ کلیِ تحلیلِ آن‌ها، غلط است.

∆· مسیرهایِ اشتباهی را پیشنهاد می‌دهند: این افراد، مسیرها و راه‌هایی را پیشِ رویِ سیاست‌گذار و حکمران قرار می‌دهند که می‌تواند فجایع و هزینه‌هایِ سنگینی را برایِ کشور و مردم به همراه داشته باشد.

∆· چارچوبِ سیاست‌گذاریِ آن‌ها غلط است: آن‌ها، سیاست‌هایی را بر اساسِ یک چارچوبِ تحلیلیِ نادرست، پیشنهاد می‌کنند که می‌تواند جبران‌ناپذیر باشد.

 هشدار؛ نه از رویِ اختلافِ شخصی، بلکه از رویِ مسئولیتِ اجتماعی

هشدار به این دسته از تحلیلگران، نه از رویِ اختلافاتِ شخصی، بلکه از رویِ مسئولیتِ اجتماعی است. هر فردی که کنشِ اجتماعی یا حتی تأثیرگذاریِ محدودی دارد، وظیفه دارد که دیگران را از این نوعِ تحلیل‌هایِ اشتباه، آگاه کند و زنگِ خطر را به صدا درآورد.

هزینه‌ی سنگینِ این نوعِ تحلیل‌ها، گاهی به قدری است که جبرانِ آن، سال‌ها زمان می‌برد و می‌تواند به انحرافِ مسیرِ توسعه‌ی کشور منجر شود.

در نهایت، آنچه در تحلیل‌هایِ اقتصادی و سیاسی، اهمیت دارد، «تصویرِ کلی» است. تحلیلگری که تصویرِ کلی را درست ببیند، می‌تواند مسیرِ درست را به سیاست‌گذار نشان دهد و از هزینه‌هایِ جبران‌ناپذیر، جلوگیری کند. اما تحلیلگری که در بیگ‌پیکچر، دچارِ اشتباه باشد، حتی با تحلیل‌هایِ جزئیِ درست، می‌تواند کشور را به سمتِ فجایعِ بزرگی هدایت کند. به همین دلیل، تشخیصِ تفاوتِ این دو نوعِ تحلیلگر، یک مهارتِ حیاتی برایِ سیاست‌گذاران و حتی مردمِ عادی است.

 

دیدگاهتان را بنویسید