تهدیدهای جنگی باعث شد سرمایهگذاران میان طلا، بورس، ارز و مسکن با احتیاط بیشتری تصمیمگیری کنند و ریسک را بسنجند
آینده بازارها بیش از هر عامل دیگری به روند تنشهای سیاسی، جنگ و میزان ثبات اقتصادی کشور وابسته خواهد بود
حامد شایگان: اقتصاد ایران بعد از آتشبس یک ماهه دوباره درگیر جنگ هرچند محدودتر از جنگ رمضان شده، اما این موضوع در جهتگیری سرمایهها موثر است.
تهدید تازه رئیسجمهور آمریکا برای بازگشت محاصره دریایی ایران، بازار سرمایه را به دو قطب متضاد تقسیم کرده است. در روزهایی که تنش در تنگه هرمز بار دیگر اوج گرفته، شرکتهای دارویی و غذایی با استقبال کمسابقهای مواجه شدهاند و در مقابل، نمادهای نفتی و پالایشی در مدار منفی معاملات گرفتار شدهاند. این نشانهای از تغییر راهبرد سرمایهگذاران است که در آن، امنیت نسبی بر سودآوری بالقوه برتری یافته است. از سوی دیگر، محاصره و تورم ۸۴ درصدی برخی سرمایهگذاران را به سمت طلا و ارز که همیشه پناهگاه امن محسوب میشوند، سوق داده و از سوی دیگر، بازار مسکن در میان بحران جنگ نه تنها نقدشوندگی ندارد، بلکه به دلیل رشد ۸۰ درصدی اخیر قیمتها در تهران فعلا چندان جذاب نیست، با این حال برخی به عنوان یک سرمایهگذاری پایدار به آن نگاه میکنند.
رویارویی سنتی طلا در برابر مسکن
سالها بود که طلا بهعنوان پناهگاه امن سرمایهگذاران ایرانی شناخته میشد. اما این بار، معادله تغییر کرده است. طلا که در پنج سال اخیر رشد خیرهکننده را تجربه کرده و از گرمی ۲ میلیون تومان به ۲۰ میلیون تومان رسید، در دوره پساجنگ با کاهش ۲۲ درصدی مواجه شده که در نتیجه ریزش اونس است. در مقابل، بازار مسکن که در همین دوره پنج ساله رشدی کمتر از طلا داشته، پس از برقراری آتشبس معاملات آن تازه داشت جان میگرفت که دوباره شعلههای جنگ نمایان شد.
در شرایطی که تورم سالانه به ۸۴ درصد رسیده و ریال در یک سال بیش از ۵۳ درصد در برابر دلار تضعیف شده، خانوادهها برای حفظ ارزش دارایی خود، تمام ریالهای خود را به داراییهای فیزیکی تبدیل کردهاند. اما برخلاف گذشته، این بار مسکن جذابیت بیشتری پیدا نکرده است. دلیل آن، نقدشوندگی کم مسکن در مقایسه با طلا است.
عقلایی، کارشناس بازار مسکن در گفتوگو با هفت صبح با اشاره به اینکه در ابتدا تابستانها همیشه نسبت به سایر فضاها مسکن رونق میگیرد، گفت: «خریداران میخواهند علاوه بر تامین مسکن دارایی خود را در مقابل نوسانات جنگ حفظ کنند به همین دلیل کم کم خریداران در بازار ظاهر میشوند البته رشد اخیر مسکن هرچند به تناسب تورم رخ داده اما به رکود بازار دامن زده، چون خیلی از مردم توان خرید ملک دیگر ندارند.»
وی با اشاره به اینکه یکی از دلایل تقاضا در بازار مسکن ترس از تورم است، افزود:« هرچند نباید فراموش کرد که در شرایط جنگ برخی ممکن است به سرمایه خود نیاز داشته باشند به همین دلیل بیشتر به خرید داراییهایی سوق پیدا میکنند که نقدشوندگی بالاتری داشته باشند.»
خروج سرمایههای بورس به کدام سو میرود؟
بورس در حال حاضر روند نزولی پیدا کرده هرچند پس از ماهها تعطیلی، میانگین ۴۰ درصد نمادها بازدهی کسب کرده بودند که نسبت به تورم و سایر بازارها رشد اندکی بود به همین دلیل اصلاح عمیق در مقطع کنونی چندان منطقی به نظر نمیرسد. در این شرایط شاید پیچیدهترین سناریو، به بازار سرمایه بازمیگردد. بورس تهران که ماهها به دلیل شرایط جنگی تعطیل بود، حالا با موجی از عدماطمینان و نگرانی از افت شدید در روزهای جنگ مواجه است. فعالان بازار، نگران خروج گسترده سرمایه از سهام و حرکت آن به سمت بازارهای موازی هستند.
در این میان، برخی کارشناسان مانند محمود مرادی پیشنهاد استفاده از ابزارهایی مانند «انتشار اوراق تبعی» برای جلوگیری از خروج سرمایه از بازار ارائه دادهاند. وی در گفتوگو با هفتصبح گفت:«اولویت سرمایهگذاران برای انتخاب بازارهایی با نقدشوندگی سریع و ریسک کمتر است. در شرایط کنونی، بیشترین تمایل سرمایهگذاران خرد، به سمت بازار طلا و سکه است؛ چرا که قابلیت خرید و فروش فوری دارند و میتوانند نقدینگی را بهسرعت تأمین کنند. بازار مسکن، هرچند جذابیت حفظ ارزش را دارد، به دلیل نیاز به سرمایه کلان و نقدشوندگی پایینتر، در اولویت بعدی قرار میگیرد.»
وی با بیان اینکه در رقابت میان بازارهای چهارگانه یک واقعیت تلخ وجود دارد؛ در اقتصاد جنگی و تورمی، مردم تنها به دنبال فرار از زیان هستند، نه سودآوری بزرگ، تصریح کرد:« هرچند مسکن و بورس هر یک میتوانند مزایای منحصربهفردی داشته باشند، اما انتخاب نهایی به میزان نقدینگی، تحمل ریسک و بهویژه پیشبینی از آینده سیاسی کشور بستگی دارد. از این رو همچنان در بازار سرمایهگذاری در طلا و دلار جدی است.»
واقعیت این است که واکنش سرمایهگذاران، در گرو مشخص شدن وضعیت جنگ است. در صورت ادامه آتشبس شکننده، به دلیل کمبود عرضه ارز و فشارهای ناشی از بازسازی، نرخ ارز روند صعودی داشته و همین موضوع، بازار طلا را نیز همراه خود خواهد کرد. از سوی دیگر، بازار در صورت تداوم نااطمینانی اقتصادی، با کاهش سرمایهگذاری و توقف پروژهها مواجه خواهد شد که اثر منفی بر بورس دارد و تنها پس از ایجاد ثبات نسبی، میتواند به رشد پایدار دست یابد.
در این میان، فراموش نشود که پربازدهترین بازار پنج سال اخیر، یعنی طلا، به تنهایی نمیتواند راهگشای تمام سرمایهگذاران باشد؛ چرا که ورود و خروج در هر یک از این بازارها، نیازمند درک عمیق از شرایط حساس کنونی و پذیرش ریسکهای بسیار بالایی است که شاید در هیچ دوره اقتصادی دیگری نظیر آن دیده نشده باشد. برای نمونه در جنگ رمضان طلا و دلار افت کردند از این رو احتمال تکرار این سناریو وجود دارد به همین دلیل افرادی که برای بازدهی کوتاه مدت سراغ این بازارها میروند عمدتا سودی کسب نمیکنند مگر اینکه در کف قیمت خرید کرده باشند.
بورس در پیچ تاریخی
واکنش بازار سرمایه به تهدید بازگشت محاصره باعث شده سرمایهها به سمت امنیت نسبی سرازیر شوند. درواقع در شرایطی که محاصره دریایی، زنجیره تأمین بسیاری از صنایع را تهدید میکند، صنایع دارویی و غذایی به دلیل اتکا به مواد اولیه داخلی و بازار مصرف غیرقابلحذف، به مقصدی امن برای نقدینگی تبدیل شدهاند. بر اساس گزارشهای بورسی، گروه مواد دارویی در روزهای اخیر با وجود افت نمادهای گروههای دیگر، همچنان اقبال معاملهگران را حفظ کرده و خالص خرید حقیقی قابلتوجهی ثبت شده است.
این اقبال، ریشه در تغییرات بنیادین دارد. با حذف ارز دولتی و آزادسازی نرخ فروش محصولات، صنایع غذایی و دارویی که سالها با قیمتهای دستوری و چالش تأمین مواد اولیه مواجه بودند، اکنون با افزایش چهار تا پنج برابری مبالغ فروش روبهرو شدهاند. از این رو این صنایع تا تطبیق کامل ارزش بازارشان با ارز مبادلهای، موتور محرک بازار سهام در ماههای پیشرو خواهند بود.
صنایع نفتی و پالایشی؛ بازندگان سایه محاصره
در سوی دیگر میدان، شرکتهای نفتی و پالایشی با موج سنگین فروش مواجه شدهاند. تهدید بازگشت محاصره دریایی، که به معنای محدودیت در صادرات و اختلال در تأمین مواد اولیه است، سرمایهگذاران را به خروج از این نمادها ترغیب کرده است. در جلسات اخیر، فرآوردههای نفتی و بانکها بیشترین ارزش معاملات را ثبت کردند، اما فشار فروش در این گروهها، شاخص کل را با اصلاح حدود مواجه کرده است.
در اقتصاد جنگی و تورمی ایران، بازارهای چهارگانه طلا، ارز، مسکن و بورس در رقابتی نفسگیر برای جذب سرمایههای سرگردان قرار دارند. تهدید بازگشت محاصره دریایی، سرمایهگذاران را به سمت صنایع دارویی و غذایی به عنوان پناهگاه امن بورس سوق داده؛ چراکه این صنایع به مواد اولیه داخلی و تقاضای غیرقابلحذف متکیاند. در مقابل، نمادهای نفتی و پالایشی با موج سنگین فروش مواجه شدهاند. همچنین طلا که همیشه پناهگاه امن محسوب میشد، پس از ریزش اخیر دوباره جذاب شده، هرچند بازار مسکن نیز به دلیل نقدشوندگی پایین، نتوانسته جذابیت پیشین را حفظ کند.
واقعیت این است که در صورت تداوم تنشها، صنایع صادراتمحور مانند پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با چالشهای جدیتری مواجه خواهند شد. پیشبینی میشود شرکتهای صادراتمحور که برای صادرات نیازمند روشهای ویژه حملونقل هستند، با تشدید محدودیتهای آمریکا، با مشکلات بیشتری دستوپنجه نرم خواهند کرد.
آنچه امروز در تالار شیشهای رخ میدهد، تقابل دو راهبرد سرمایهگذاری است، از یکسو، صنایعی که در محاصره، امنیت نسبی دارند و از سوی دیگر، صنایعی که در صورت رفع محاصره، سودآوری کلانی در انتظارشان است.
معاون نظارت بر بازار سازمان بورس با اشاره به اینکه بورس حتی در صورت تشدید تنشها نیز باز خواهد ماند، ابراز امیدواری کرده که سرمایهگذاران رویکردی عقلانی در پیش گیرند. با این حال، خروج سرمایه بیش از ۵ همتی سهامداران خرد در روزهای اخیر، نشان از تردید عمیق در بازار دارد. تا زمانی که سرنوشت تنگه هرمز روشن نشود، این دوگانه ادامه خواهد یافت و صنایع دارویی و غذایی، با تکیه بر بازار داخلی و تقاضای غیرقابلانکار، همچنان پناهگاه امن سرمایههای سرگردان خواهند بود.
بنابراین در میان التهاب بازارها و تلاطم ناشی از تهدیدهای جنگی، یک واقعیت آماری کمتر مورد توجه قرار گرفته است: شاخص کل بورس تهران در سال ۱۴۰۴، با وجود رشد اسمی، عملاً در برابر تورم عقبماندگی دارد. به عبارت دیگر، اگر سرمایهای در ابتدای سال در بورس قرار میگرفت، ارزش واقعی آن به شدت کاهش یافته است. اما این عقبماندگی، برخلاف ظاهر، یک تهدید نیست، یک فرصت است. درواقع بورس در وضعیت کنونی، بر خلاف بازار طلا و مسکن که بخش عمده رشد آنها ناشی از هیجان و انتظارات تورمی بوده، در محدودههای جذاب و ارزنده قرار دارد. شرکتهای بورسی با نسبت قیمت به سود (P/E) تاریخی میانگین حدود ۵ تا ۶ واحدی، در مقایسه با نرخ تورم ۸۴ درصد و بازدهی سایر بازارها، کمارزشترین دارایی در سبد سرمایهگذاران محسوب میشوند.
حتی در شرایط جنگی، نمادهای ارزنده بورسی که داراییهای مشهود، جریان نقدینگی مثبت و سودآوری پایدار دارند، ریسک بسیار کمتری نسبت به ورود به بازار طلا در اوج قیمت یا مسکن با نقدشوندگی پایین، دارند. تاریخچه بازار سرمایه ایران نشان داده است که در تمام ادوار جنگ و تحریم، پس از عبور از اوج ترس، بورس با جهشی قابلتوجه عقبماندگی خود از تورم را جبران کرده است.
پس، افت عمیق بورس در شرایط کنونی، نه یک هشدار برای خروج، که یک سیگنال برای ورود هوشمندانه است. سرمایهگذاری در شرکتهایی با بنیاد قوی که محصولات آنها وابسته به بازار داخلی و تقاضای غیرقابلحذف است، نه تنها ریسک چندانی ندارد، بلکه در میانمدت و بلندمدت، بهترین گزینه برای حفظ ارزش سرمایه در برابر تورم و پیشی گرفتن از سایر بازارها خواهد بود. ترس از جنگ، موقتی است، اما عقبماندگی بورس از تورم، یک اختلاف تاریخی است که باید اصلاح شود.

















