رویکرد ترامپ برای تصمیم گیری چگونه است؟

ترامپ، مانند امپراطورهای روم که گلادیاتورها را به جان هم می انداختند از این کشمکش ناکام بین دو بال حزب جمهوری خواه لذت می برد بدون آنکه اجازه غلبه به هیچ کدام بدهد.

ادعای ترامپ درباره ایران/ به تهران یک هفته فرصت داده‌ایم

شروین شهریاری: سخنی در حوزه تحلیلهای سیاسی همیشه در خاطرم مانده این است که برای پیش بینی به جای اتکا بر تحلیل خود یا دیگران، بهترین کار این است که خود را درپوست تصمیم گیران سیاسی گذاشته و دنیا را از دریچۀ ذهن آنها ببینید. در مطلب این هفته با کمک گرفتن از دیدگاه یکی از خبره ترین تحلیل گران سیاسی آمریکا (والتر راسل مید) و با استفاده از همین روش، سرنوشت آتش بس اخیر بین ایران و آمریکا را از منظر ذهنیت ترامپ بررسی می کنیم.

ذهن ترامپ برای تصمیم گیری مانند بسیاری دیگر از سیاستمداران کار نمی کند. او به دنبال یک هدف بلند مدت استراتژیک نیست که از قدم شماره یک شروع و به قدم پایانی شماره ده می رسد. روش او این است که در هر لحظه به گزینه هایش نگاه می کند و مسیری را به صورت غریزی انتخاب می کند که احساس می کند به نفعش تمام می شود و یا او را از خطر دور می کند. از این منظر، وی بسیار عمل گراست البته در جهت تشخیص منافع خودش نه در راستای پیگیری یک استراتژی سیاسی پیچیده و بلندمدت که از پیش تعیین شده باشد و خود را به آن وفادار بداند.

در ابتدای جنگ اخیر، او احتمالا تصور می کرد که شاید بتوان یک تغییر سریع سیاسی در ایران را رقم زد که خودش قهرمان آن نام بگیرد اما دیری نگذشت که به این نتیجه رسید که چنین تحولی ممکن نیست و باید مسیر دیگری را دنبال کند. از بین گزینه های موجود او به سراغ همان انتخابی رفت که با آن از همه راحت تر است : بازی آشوب؛ یعنی ایجاد محیطی که در آن هیچ بازیگری نمی تواند رفتار بعدی ترامپ را با اطمینان پیش‌بینی کند.

برای اکثر انسان های معمولی داشتن ده پرونده شکایت دادگاهی، چهار پرونده ورشکستگی، چند رسوایی رسانه ای و تخلفات مالیاتی و … به صورت همزمان احتمالا یک فاجعه است اما برای ترامپ این فضایی است که در آن تنفس می کند. او معتقد است در چنین موقعیت هایی نسبت به دیگران مزیت دارد و می داند چگونه با آنها به صورت همزمان مواجه شود. بنابراین، او مساله ایران را هم به همان فضایی برد که فکر می کند در آن بهتر است: دنیای آشوب؛ وضعیتی که در آن هیچ اطمینانی از چشم‌انداز آتی وجود ندارد و ترامپ با اتکا بر غریزه خود، در هر لحظه تصمیمی می‌گیرد که دیگران انتظارش را ندارند.

ترامپ بین روبیو و ونس

او در این فضا مرتب چرخش می کند و از یک سر طیف به سر دیگر می رود تا واقعیت را به نحوی شکل دهد که اولا پایگاه حامی خود را حفظ کند و ثانیا طرف مقابل را در یک فرآیند پر تلاطم به سمتی که می خواهد سوق دهد. در حالی که در ایران تک تک کلمات تفاهم‌ نامه ‌با حساسیت زیادی تفسیر می‌شود، برای ترامپ انعقاد یک تفاهم یک گام دیگر در بازی آشوب است. بعضی روزها لازم است با حمله ناگهانی به اهدافی داخل خاک ایران این الگو را پیش برد بعضی روزها با توئیت زدن و بعضی روزها هم با فرستادن ویتکاف و ونس به ملاقات و یا امضای یک متن. همه این اقدامات از نظر او در ردیف برابر هستند. از نگاه او، آنچه اهمیت دارد این است که فعلا ۲۵ درصد قیمت نفت را پایین آورده و ثانیا در برابر زمزمه های پایگاه حامی خویش و امثال تاکر کارلسون که می گفتند نتانیاهو ارباب ترامپ است به آنها نشان داده که ارباب واقعی کیست! حتی ماجرای تحقیر بی بی پشت تلفن را علنی کرده تا همه رئیس واقعی را بشناسند.

ترامپ بین روبیو و ونس هم یک بازی را پیش می برد. یک روز خود را حامی روبیو نشان می دهد و ونس را عقب می زند و به محض آنکه روبیو در مسابقه کاندیداتوری ۲۰۲۸ پیش می افتد، ونس را با میدان دادن به نظراتش در موضوع ایران شارژ می کند. در واقع ترامپ، مانند امپراطورهای روم که گلادیاتورها را به جان هم می انداختند از این کشمکش ناکام بین دو بال حزب جمهوری خواه لذت می برد بدون آنکه اجازه غلبه به هیچ کدام بدهد.

اما بعد از انقضای مهلت تفاهم نامه چه خواهد شد؟ ترامپ آن زمان به شرایط اقتصادی (ذخایر نفت، بازار سهام)، نظامی (ریسک ها و فرصتهای حمله مجدد) و سیاسی (وضعیت انتخابات کنگره) نگاه خواهد کرد و با توجه به آنچه به نحو غریزی برای خودش بهتر تشخیص می دهد را انتخاب می کند. اگر ببیند حمله مجدد به اعتلا و حفظ قدرت خودش کمک می کند چنین خواهد کرد و اگر تمدید تفاهم را در بازی آشوب به نفع خود بداند همان مسیر را ادامه خواهد داد.  به همین دلیل، پاسخ واقعی را نه امروز، بلکه روز شصتم خواهیم فهمید!

 

دیدگاهتان را بنویسید