سارا خادمی: نخستین روزهای اسفندماه ۱۴۰۴ در حالی سپری میشود که دماسنجها در اکثر نقاط کشور، اعدادی را ثبت میکنند که شباهتی به رفتارهای کلاسیک اقلیم ایران در این بازه زمانی ندارد. عبور دمای هوا از مرزهای پیشبینی شده و ایجاد یک «ناهنجاری مثبت» بین ۱۱ تا ۱۳ درجه نسبت به میانگین بلندمدت، در حقیقت فراتر از یک تغییر جوی ساده بوده و میرود تا به یک بحران چندبعدی تبدیل شود.
سازمان هواشناسی و دیگر مراکز مرتبط گزارش دادهاند که تودههای هوای گرم با منشأ جنوبی، بخشهای وسیعی از فلات مرکزی، دامنههای البرز و حتی مناطق شمال غربی کشور را تحت تأثیر قرار دادهاند. موضوعی که افزایش ۱۱ تا ۱۳ درجهای دما را باعث شده و در مقیاس هواشناسی، یک رخداد «نادر» و «هشداردهنده» محسوب میشود.
این وضعیت به معنای آن است که شهرهایی که باید در این مقطع زمانی دمای نزدیک به صفر یا نهایتاً ۵ درجه را تجربه میکردند، اکنون با دمای بالای ۱۵ تا ۱۸ درجه روبهرو هستند. این تغییر ناگهانی، شرایط اقلیمی طبیعت را دچار اختلال کرده و منجر به بیداری زودهنگام درختان شده است؛ پدیدهای که کارشناسان کشاورزی آن را «فریب بهاره» مینامند و نسبت به سرمازدگی متعاقب آن در فروردینماه هشدار میدهند.
گذشته از این با افزایش دمای هوا، بار دیگر شایعهای قدیمی در فضای مجازی و افکار عمومی قوت گرفته است: «ارتباط گرمای ناگهانی با وقوع زلزله»؛ بسیاری از شهروندان با استناد به مشاهدات تجربی مدعی هستند که پیش از زلزلههای بزرگ، هوا به طرز غیرعادی گرم یا سنگین میشود.
دکتر «مهدی زارع»، زلزلهشناس و استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی، در این زمینه بارها تأکید کرده است که از منظر علم زمینشناسی، هیچ ارتباط مستقیم و اثباتشدهای میان دمای اتمسفر (جو) و گسیختگی گسلها وجود ندارد. زارع معتقد است: «زلزلهها در اعماق ۱۰ تا ۱۵ کیلومتری زمین رخ میدهند، جایی که تحت تأثیر تغییرات دمایی سطح زمین و نوسانات جوی قرار نمیگیرد.»
به گفته این کارشناس، تغییرات دمایی که ما در سطح حس میکنیم، ناشی از تابش خورشید و جابهجایی تودههای هوا در لایههای پایین جو است، در حالی که منشأ زلزله، تنشهای تکتونیکی در پوسته سخت زمین است. زارع و دیگر متخصصان این حوزه تأکید میکنند که گرمای اسفندماه ناشی از تغییرات اقلیمی و«النینو» یا جابهجایی پرفشارهاست و نباید آن را به عنوان پیشنشانگر زلزله تلقی کرد و به اضطراب عمومی دامن زد.
اما گذشته از تبعات زیست محیطی و اقلیمی این تغییرات؛ این روند حتی در دیدگاه اجتماعی مردم هم تأثیرگذار است. منظر جامعهشناسی، وقتی جامعه با پدیدههای غیرعادی جوی روبهرو میشود، نوعی «اضطراب جمعی» شکل میگیرد. اتصال «گرمای هوا» به «زلزله»، مکانیسمی دفاعی برای آمادگی در برابر ناشناختههاست. شاید به همین دلیل است که دکتر زارع از رسانهها خواسته است که سواد علمی جامعه را ارتقا دهند. زلزله ممکن است نیاید، اما بیآبی و گرمای کشنده، طبق آمارها، قطعی و ملموس است.
یکی از خطرناکترین پیامدهای این گرمای ۱۱ درجهای، تأثیر مستقیم آن بر ذخایر استراتژیک آب کشور است. ایران در سالهای اخیر با خشکسالی کمسابقهای دست و پنجه نرم کرده است. اگرچه به گفته احد وظیفه؛ رئیس مرکز خشکسالی و اقلیمی کشور، بارشهای پراکنده و بعضاً خوبی در زمستان امسال رخ داد اما این بارشها برای جبران کسری مخازن سدها و سفرههای زیرزمینی کافی نبوده است. مسئله اصلی اینجاست که ذخیره آبی ایران در فصل تابستان، وابسته به «ذخیره برفی» کوهستانهاست. با دمای فعلی که ۱۳ درجه بالاتر از حد نرمال است، ما شاهد «ذوب زودهنگام برفها» هستیم. این آبها پیش از آنکه مدیریت شوند؛ یا تبخیر شده و یا به شکل روانآبهای سطحیِ غیرقابل کنترل از دسترس خارج میشوند.
در حالی که افزایش دما در سطح شهرها تنها باعث تعویض لباسها شده، در گزارشهای مدیران مربوطه وضعیت منابع آبی به شدت «قرمز» است. طبق آمار رسمی دفتر مطالعات پایه منابع آب، ورودی آب به سدهای کشور در مقایسه با متوسط ۵۰ساله، کاهشی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد را نشان میدهد. این یعنی مخازن سدها نه تنها با بارشهای امسال پر نشدهاند، بلکه ذخایر قبلی هم در حال ته کشیدن است.
بحران اصلی اینجاست که گرمای فعلی، باعث «تبخیر سطحی» شدید در مخازن سدها شده است. به گفته کارشناسان، هر یک درجه افزایش دمای هوا، میزان تبخیر را به طور تصاعدی بالا میبرد. این یعنی آبی که با هزاران امید از بارشهای اندک جمعآوری شده بود، حالا پیش از رسیدن به تابستان، به آسمان بازمیگردد.
ایران اکنون درگیر «سفرههای زیرزمینی تهی» است. متخصصان محیط زیست معتقدند حتی اگر برای پنج سال متوالی بارندگیهای فوقسنگین داشته باشیم، باز هم نمیتوانیم به تراز آبی دهه ۷۰ بازگردیم. گرمای فعلی اسفندماه بنزینی است بر آتش خشکسالی انباشته. وقتی زمین تشنه است و هوا گرم، خاک تمام رطوبت خود را از دست میدهد و به کانون ریزگرد تبدیل میشود. این یعنی در کنار بحران آب، باید منتظر بهاری پر از گرد و غبار باشیم.
آمارهای وزارت نیرو نشان میدهد که تراز بسیاری از سدهای مهم همچنان منفی است. وقتی گرمای تابستانی در دل زمستان نفوذ میکند، مصرف آب در بخشهای خانگی به طور ناگهانی افزایش مییابد. کارشناسان هشدار میدهند که اگر این روند ادامه یابد، سال آینده شاهد یکی از سختترین دوران تنش آبی در کلانشهرها خواهیم بود. در بخش کشاورزی، بیدار شدن زودهنگام گیاهان نیاز به آبیاری را جلو انداخته است، در حالی که منابع آبی برای این تقاضا آمادگی ندارند.
آنچه امروز در نخستین روز اسفند شاهد هستیم، نماد بارز «تغییر اقلیم» در ایران است. افزایش میانگین دمای کشور در دهههای اخیر، ایران را به سمت گرمتر و خشکتر شدن سوق داده است. این آنومالی ۱۱ تا ۱۳ درجهای، دیگر یک اتفاق تصادفی و گذرا نیست، بلکه بخشی از یک الگوی جدید اقلیمی است که دانشمندان آن را «نورمال جدید» مینامند. در این وضعیت، مرز میان فصول از بین میرود و ما با پدیدهای به نام «زمستانزدایی» روبهرو هستیم. این یعنی زیرساختهای ما که برای اقلیم معتدل و سرد طراحی شده بودند، حالا باید با تنشهای حرارتی بیسابقهای مقابله کنند که هزینههای نگهداری و استهلاک شبکه برق و آب را به شدت بالا میبرد.
یکی از ابعاد پنهان این گرمای زودهنگام، تهدیدی است که متوجه سفرههای مردم میشود. بیداری زودهنگام باغات کشاورزی در اسفندماه، یعنی گیاه فاز مقاومتی خود را در برابر سرما از دست داده است. آمارها نشان میدهد که در سالهای مشابه، با ورود کوچکترین توده هوای سرد در فروردینماه، بیش از ۷۰ درصد شکوفهها دچار سرمازدگی شدهاند. این یعنی کاهش تولید میوه و محصولات زراعی در سال آینده و در نتیجه، افزایش قیمتها در بازار. این گرمای ۱۳ درجهای، در حقیقت یک پیشفاکتور گرانقیمت است که طبیعت برای ما صادر کرده و هزینه آن را در ماههای آینده با گرانی اقلام غذایی پرداخت خواهیم کرد.
در کلانشهرهایی مانند تهران، مشهد و اصفهان، وضعیت به مراتب پیچیدهتر است. پدیده «جزایر حرارتی» باعث میشود دمای حس شده در مراکز شهر، حتی از آمارهای اعلامی هواشناسی هم بالاتر باشد. وقتی دمای رسمی ۱۳ درجه بالاتر از نرمال است، در خیابانهای پرتردد، این عدد به دلیل بازتاب حرارت از آسفالت و بتن، عملاً تا ۱۵ درجه هم میرسد. این موضوع باعث شده است که ناترازی انرژی که همیشه مختصِ تیر و مرداد بود، حالا در اسفندماه خود را نشان دهد. فشار بر شبکه توزیع برق برای سیستمهای سرمایشی در مناطق گرمسیر، آن هم در فصلی که نیروگاهها معمولاً در دوره تعمیرات هستند، یک ریسک مدیریتی بزرگ محسوب میشود.
گزارشها و آمارهای امروز، زنگ خطر را نه برای آینده، بلکه برای «همین امروز» به صدا درآوردهاند. گرمای ۱۱ تا ۱۳ درجهای اسفندماه، فراتر از یک تغییر لباس ساده، هشداری برای تغییر در تمام ساختارهای مدیریتی و مصرفی ماست. خشکسالیهای پیاپی و کاهش ورودی سدها در نیم قرن اخیر، واقعیاتی هستند که با هیچ شایعهای پوشانده نمیشوند. زمین در حال تغییر است و ما نیز ناگزیر به تغییر هستیم. اسفند ۱۴۰۴، میتواند نقطه عطفی در نگاه ما به طبیعت باشد؛ طبیعتی که دیگر نه با سوزِ سرما، بلکه با هرمِ گرما، ضرورتِ توجه به منابع حیاتی را به ما گوشزد میکند. سال ۱۴۰۵، سالِ آزمونِ بزرگِ تابآوری ملی در برابر اقلیمی است که هر روز داغتر و تشنهتر میشود./ هفت صبح
خبر کاهش مرگهای ناشی از اُوردوز در آمریکا با ظهور «کوکتلهای چندمادهای» مواد مخدر عجین…
اگر قرار است درباره گرانی لوازم خانگی صحبت کنیم، باید ریشهها را ببینیم؛ از سیاستهای…
مدیرعامل سازمان منطقه آزاد چابهار گفت عملیات اجرایی پروژه آمادهسازی محدودهای به ارزش ۶۰۰ میلیارد…
شکایت از قیمت اسنپ در ماههای اخیر بسیار زیاد شده و مردم کمتر از این…
ماجرای سرقت ترمینال جنوب زمانی جدی شد که یکی از مالباختگان با مراجعه به پلیس،…
ترامپ از دستور برای انتشار اسناد مرتبط با بشقابپرندهها و حیات فرا زمینی خبر داد.