خرده‌فروشی با درآمد ۱۰۰ همتی؛ رکوردِ مصرفِ گران شکست

عملکرد بهار ۱۴۰۴ صنعت خرده‌فروشی، هرچند با رشد ۱۲۷ درصدی و عبور از مرز ۹۹,۶۵۸ میلیارد تومان، رکوردی تاریخی در اقتصاد کشور به ثبت رسانده است.

به گزارش سرمایه فردا، صنعت خرده‌فروشی ایران در بهار امسال، با ثبت درآمدی حیرت‌انگیز به میزان ۹۹ هزار و ۶۵۸ میلیارد تومان و رشد ۱۲۷ درصدی نسبت به سال قبل، یکی از خیره‌کننده‌ترین عملکردهای تاریخ اقتصاد ایران را به ثبت رسانده است. رقمی که به‌تنهایی از مجموع درآمد بسیاری از صنایع بزرگ کشور بیشتر است و پشت آن، نه فقط افزایش فروش، که روایتی از سفره‌هایی است که روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شوند و هزینه‌هایی که بر دوشِ خانواده‌های ایرانی سنگینی می‌کند. در بهاری که قیمت کالاهای اساسی به آسمان رفت، خرده‌فروشی نیز به آینه‌ی تمام‌نمای اقتصادِ تورمیِ کشور تبدیل شد؛ آینه‌ای که در آن، هم رشدِ درآمدیِ مغازه‌دارها و هم فقرِ فزاینده‌ی خریداران، به‌وضوح دیده می‌شود. وقتی یک خانواده‌ی ایرانی برای خرید مایحتاجِ ضروریِ خود، مجبور است نصفِ بودجه‌ی ماهانه‌اش را در یک فروشگاه زنجیره‌ای خرج کند، این رشدِ روی کاغذ، بیش از آنکه نشانه‌ی رونق باشد، زنگِ خطری برای فروپاشیِ قدرتِ خریدِ جامعه است.

صنعت خرده‌فروشی در بهار ۱۴۰۴؛ جهشی تاریخی در سایه تورم و گرانی

سه ماهه نخست سال جاری، برای صنعت خرده‌فروشی ایران، فصلی پررونق و در عین حال پرتنش بوده است. مجموع درآمد دو شرکت بزرگ فعال در این حوزه، به رقم حیرت‌انگیز ۹۹ هزار و ۶۵۸ میلیارد تومان رسیده که نسبت به بهار سال گذشته، رشد ۱۲۷ درصدی را نشان می‌دهد. رشدی که در شرایطی رقم خورده که قیمت کالاها، نرخ ارز و هزینه‌های زندگی، همگی با افزایش‌های چند ده‌درصدی مواجه شده‌اند.

صنعت خرده‌فروشی، نبضِ تپنده‌ی اقتصادِ روزمره‌ی کشور است. جایی که هر ایرانی، از کارگر تا کارمند، از دانشجو تا بازنشسته، برای تأمین نیازهای خود به آن مراجعه می‌کند. وقتی قیمت کالاها در این فروشگاه‌ها به حدی می‌رسد که بسیاری از خانواده‌ها توان خرید حداقل‌های خود را ندارند، این رشدِ روی کاغذ، بیش از آنکه نشانه‌ی رونق باشد، زنگِ خطری برای فروپاشیِ قدرتِ خریدِ جامعه است. پشت هر درصد از این رشد ۱۲۷ درصدی، داستانِ مادری است که با فهرستی بلند از نیازها و بودجه‌ای کوتاه‌تر از همیشه، وارد فروشگاه می‌شود و ناچار است بسیاری از اقلام را از سبد خرید خود حذف کند.

افق؛ سلطانِ بی‌رقیب خرده‌فروشی با درآمد ۸۷ هزار میلیارد تومانی

در میان شرکت‌های این صنعت، افق (فروشگاه‌های زنجیره‌ای افق کوروش) با درآمد خیره‌کننده‌ی ۸۷ هزار و ۲۵۹ میلیارد تومانی و رشد ۱۲۰ درصدی، بی‌تردید سلطان بی‌چالش صنعت خرده‌فروشی در بهار امسال بوده است. این شرکت با سهمی بیش از ۸۷ درصد از کل درآمد صنعت، عملاً بیش از چهار‌پنجم بازار خرده‌فروشی کشور را در اختیار داشته است.

رشد ۱۲۰ درصدی افق، یک رکورد تاریخی در صنعت خرده‌فروشی محسوب می‌شود. این فروشگاه‌های زنجیره‌ای که با هزاران شعبه در سراسر کشور، به بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره‌ی ایرانیان تبدیل شده‌اند، از افزایش چشمگیر قیمت کالاها در بهار امسال بهره‌ی عظیمی برده‌اند. افق با تکیه بر شبکه‌ی گسترده‌ی توزیع، قدرت خرید انبوه و تنوع کالایی، توانسته سهم غالب بازار را به خود اختصاص دهد و از موج گرانی‌ها، بیش از هر رقیبی سود ببرد.

با این حال، این حجم از تسلط بر بازار، پرسش‌های جدی را درباره‌ی انحصار و تأثیر آن بر قیمت‌گذاری و قدرت انتخاب مصرف‌کننده مطرح می‌کند. وقتی یک شرکت بیش از ۸۷ درصد از بازار را در اختیار دارد، عملاً رقابت معنا ندارد و مصرف‌کننده، چاره‌ای جز پذیرش قیمت‌های تعیین‌شده نخواهد داشت.

قاسم؛ رشد ۱۹۴ درصدی از پایه‌ای کوچک‌تر

قاسم (فروشگاه‌های زنجیره‌ای قاسم) با درآمد ۱۲ هزار و ۳۹۹ میلیارد تومانی و رشد ۱۹۴ درصدی، دومین شرکت بزرگ صنعت خرده‌فروشی در بهار امسال بوده است. این رشدِ خیره‌کننده، نشان از افزایش چشمگیر فروش این شرکت و موفقیت آن در مدیریت هزینه‌ها و قیمت‌گذاری دارد. قاسم که سهمی حدود ۱۲ درصد از بازار را در اختیار دارد، با جهشی نزدیک به سه‌برابری، توانسته جایگاه خود را در بازار تثبیت کند و فاصله‌ی خود را با رقیبِ بزرگ‌تر، تا حدودی کاهش دهد.

رشد ۱۹۴ درصدی قاسم، بالاتر از متوسط صنعت بوده و نشان می‌دهد که این شرکت با استراتژی‌های مناسب، توانسته از افزایش قیمت‌ها و رشد تقاضا در بهار امسال بهره‌ی خوبی ببرد.

رشد ۱۲۷ درصدی، حاصل افزایش فروش یا گرانی؟

آنچه در پشت این اعداد نهفته است، سؤالی اساسی را پیش می‌کشد: آیا این رشد ۱۲۷ درصدی، حاصل افزایش حجم فروش است، یا نتیجه‌ی مستقیم افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها؟

تحلیلگران اقتصادی معتقدند که این رشد خیره‌کننده، عمدتاً به سه عامل کلیدی بازمی‌گردد:

نخست؛ افزایش شدید قیمت کالاها در بازار داخلی: افزایش نرخ ارز، حذف ارز ترجیحی و افزایش هزینه‌های تولید، قیمت تمام‌شده‌ی کالاها را به شکل قابل‌توجهی افزایش داد و این افزایش قیمت، به‌سرعت به قفسه‌های فروشگاه‌ها و قیمت‌های نهایی منتقل شد.

دوم؛ رشد هزینه‌های زندگی و تغییر الگوی مصرف: با افزایش تورم، سهم خرده‌فروشی‌ها از هزینه‌های خانوار افزایش یافته و خانواده‌ها مجبور شده‌اند بخش بیشتری از بودجه‌ی خود را به خرید کالاهای ضروری از فروشگاه‌ها اختصاص دهند.

سوم؛ تمرکز بازار و قدرت چانه‌زنی شرکت‌های بزرگ: شرکت‌های بزرگ خرده‌فروشی با قدرت خرید انبوه و شبکه‌ی گسترده‌ی توزیع، توانسته‌اند شرایط بهتری برای تأمین کالا و قیمت‌گذاری فراهم کنند و سهم خود را از بازار افزایش دهند.

با این حال، کارشناسان اقتصادی و فعالان اجتماعی هشدار می‌دهند که تداوم این روند، می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی منجر شود. کاهش قدرت خرید مردم، افزایش فقر، ناامنی غذایی و کاهش کیفیت زندگی، تنها بخشی از هزینه‌های پنهان این رشدِ درآمدیِ خرده‌فروشی‌هاست. وقتی یک خانواده‌ی ایرانی مجبور است برای تأمین مایحتاجِ ضروریِ خود، بیشترین سهم از درآمد خود را در فروشگاه‌های زنجیره‌ای خرج کند، معنایش این است که از دیگر نیازهای اساسی مانند مسکن، درمان، تحصیل و تفریح، عقب‌افتاده است.

عملکرد بهار ۱۴۰۴ صنعت خرده‌فروشی، هرچند با رشد ۱۲۷ درصدی و عبور از مرز ۹۹,۶۵۸ میلیارد تومان، رکوردی تاریخی در اقتصاد کشور به ثبت رسانده، اما نباید فراموش کرد که این رشدِ روی کاغذ، یعنی فشارِ مضاعف روی سفره‌های مردم. در حالی که صاحبان فروشگاه‌های زنجیره‌ای و سهامداران از این جهش درآمدی به وجد آمده‌اند، میلیون‌ها خانواده ایرانی با کاهش قدرت خرید و حذف بسیاری از اقلام غیرضروری از سبد خرید خود مواجه شده‌اند.

صنعت خرده‌فروشی، در بهار امسال، آینه‌ی تمام‌نمای اقتصادِ تورمیِ کشور بوده است؛ آینه‌ای که در آن، دو چهره‌ی متفاوت به وضوح دیده می‌شود: از یک سو، فروشگاه‌هایی که صندوق‌هایشان از پول پر می‌شود و از سوی دیگر، سبدهای خرید خالی‌تر از همیشه. شاید وقت آن رسیده باشد که سیاست‌گذاران، به‌جای شادی از رشد درآمدی صنایع، به فکرِ سفره‌هایی باشند که روزبه‌روز از برکت، تهی‌تر می‌شود و خانواده‌هایی که برای خرید یک قرص نان، میان گرانی و قحطی، سرگردان مانده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید