رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵

بازارها در آستانه تغییر یا بازگشت به واقعیت؟

۱۴۰۵-۰۵-۲۱ ۲۰:۵۷ modir 0
اشتراک‌گذاری:
در جهانی که سرمایه دیگر ارزان نیست، کدام دارایی‌ها برنده می‌شوند؟ در این گزارش، سناریوهای برای آینده اقتصاد و دارایی‌ها را مرور می‌کنیم.

آزاد کلهر: افزایش بازده اوراق ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا در هفته‌های اخیر، دیگر یک نوسان معمولی در بازار بدهی به نظر نمی‌رسد. این یک زنگ خطر است؛ زنگ خطری که نشان می‌دهد بازارها در تلاشند تا «هزینه واقعی سرمایه» را در افق میان‌مدت قیمت‌گذاری کنند. دهه‌ها نرخ‌های بهره نزدیک به صفر، سرمایه را به کالایی ارزان و فراگیر تبدیل کرده بود. اما اگر این روند به‌طور ساختاری معکوس شود، اقتصاد جهانی با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های خود روبه‌رو خواهد شد. ژاپن، به‌عنوان نخستین آزمایشگاه این گذار، در خط مقدم این تحول قرار دارد. 

یک واقعیت جدید برای اقتصاد جهانی

در سال‌های اخیر، نرخ‌های بهره پایین، موتور رشد اقتصاد جهانی بوده‌اند. اما حالا، افزایش بازده اوراق ۳۰ ساله آمریکا، سیگنالی واضح از تغییر در این معادله است. این افزایش، صرفاً یک نوسان کوتاه‌مدت نیست، بلکه نشان‌دهنده تلاش بازار برای قیمت‌گذاری مجدد هزینه واقعی سرمایه در افق میان‌مدت است. اگر سرمایه به‌طور ساختاری گران‌تر شود، همه اقتصادها ناگزیر از تطبیق با این واقعیت جدید خواهند بود. ژاپن یکی از نخستین آزمون‌های جدی این گذار است. کشوری که دهه‌ها با نرخ‌های نزدیک به صفر، موتور تولید، صادرات و تأمین مالی ارزان جهان بود، اکنون با این پرسش روبه‌روست که آیا می‌تواند در رژیم نرخ‌های بالاتر نیز با همان مدل پیش برود یا ناچار به بازآرایی بنیادین است. افزایش نرخ در ژاپن می‌تواند ین، هزینه تأمین مالی، رفتار مصرف‌کننده و حتی جهت جریان‌های سرمایه جهانی را دستخوش تغییر کند.

 کاهش ارزش فعلی جریان‌های نقدی آتی

یک پیامد فوری و مشترک در تمام سناریوها وجود دارد: افزایش نرخ تنزیل، ارزش فعلی جریان‌های نقدی آتی را کاهش می‌دهد. صرف‌نظر از علت این افزایش، پروژه‌ها و دارایی‌هایی که بازدهی آن‌ها در افق‌های دور وعده داده شده است، از استارتاپ‌های زیان‌ده نوآورانه تا زیرساخت‌های بلندمدت همچون نفت و گاز، امروز کم‌ارزش‌تر می‌شوند. سرمایه، تشنه نقدینگی امروز می‌شود و صبر برای سودهای دوردست را از دست می‌دهد. این یعنی بازتنظیم نرخ، بی‌درنگ فیلتری سخت بر پروژه‌های توجیه‌پذیر می‌گذارد؛ اما این فیلتر بسته به علت افزایش نرخ، قربانیان متفاوتی می‌گیرد.

 بازتنظیم موفق با موتور بهره‌وری

در این سناریو، هوش مصنوعی و فناوری‌های نو، بهره‌وری کل عوامل تولید را به‌اندازه‌ای بالا می‌برند که نرخ بازده مورد انتظار پروژه‌ها نیز همگام با نرخ تنزیل افزایش می‌یابد. سرمایه گران‌تر می‌شود، اما اقتصاد ظرفیت خلق ارزش بیشتری دارد و در نتیجه نرخ‌های بالاتر قابل تحمل می‌مانند. نکته کلیدی: در این سناریو، فیلتر نرخ تنزیل، پروژه‌های بد را می‌کشد، آن‌هایی که نمی‌توانند از موج بهره‌وری سوار شوند. برندگان احتمالاً دارایی‌های مولدِ برخوردار از مزیت فناورانه خواهند بود: شرکت‌های با بازده سرمایه بالا، زیرساخت‌های دیجیتال، انرژی، برق (به‌ویژه تجدیدپذیرها) و کسب‌وکارهایی که در زنجیره فناوری موقعیتی استراتژیک دارند.

بازتنظیم ناموفق و غلبه ریسک‌ها

اگر افزایش نرخ‌ها نه از جنس بهره‌وری، بلکه عمدتاً ناشی از صرف ریسک باشد (نگرانی از پایداری بدهی دولت‌ها، تنش‌های ژئوپلیتیک، بی‌اعتمادی به سیاست‌گذاری یا بی‌ثباتی مالی)، تصویر به‌کلی متفاوت می‌شود. اینجا نرخ تنزیل بالا رفته، اما جریان‌های نقدی آتی رشد نکرده‌اند. فیلتر تنزیل اکنون نه فقط پروژه‌های بد، که پروژه‌های بلندمدت را، اعم از خوب و بد، از صفحه سرمایه‌گذاری حذف می‌کند. قربانیان اصلی: سرمایه‌گذاری در زیرساخت، معدن، انرژی (به‌ویژه نفت و گاز) و حتی نوآوری‌های سرمایه‌بر، تحت فشار قرار می‌گیرد. در چنین جهانی، سرمایه نه‌تنها گران، که کمیاب است و اعتماد، نایاب. برندگان دارایی‌هایی هستند که وابستگی‌شان به وعده‌های طرف مقابل حداقل باشد: طلا، برق تجدیدپذیر (پروژه‌های کوتاه‌مدت)، زمین، منابع واقعی و دارایی‌های کمیاب.

سناریو دوره گذار طولانی

به احتمال زیاد، جهان یک‌شبه وارد هیچ‌یک از این دو وضعیت ناب فوق نمی‌شود. ممکن است چند سال در یک دوران انتقال به سر ببریم؛ دوره‌ای که هم نیروی رشد فناوری و هوش مصنوعی فعال است و هم عدم‌قطعیت‌ها درباره بدهی، انرژی و نظم جهانی پابرجاست. در چنین فضای مه‌آلودی، بازار با نرخ‌های تنزیل بالاتر، بیرحمانه ارزش فعلی را می‌کاهد، اما هنوز نمی‌تواند به‌درستی تفکیک کند که کدام پروژه‌های بلندمدت واقعاً ارزش بقا دارند. برندگان در این سناریو، دارایی‌هایی هستند که می‌توانند همزمان به چند سناریو متصل شوند: انرژی و برق (به‌دلیل نقش حیاتی در اقتصاد آینده)، زیرساخت‌ها، زمین‌های استراتژیک، منابع طبیعی، کشاورزی و طلا به‌عنوان پوشش ریسک تغییر رژیم.

کدام دارایی، یک محدودیت واقعی را حل می‌کند؟

شاید سؤال اصلی آینده این نباشد که کدام دارایی بیشترین بازده را می‌دهد، بلکه این باشد: کدام دارایی در جهانی که سرمایه دیگر ارزان نیست، یک محدودیت واقعی یا یک نیاز حیاتی را در زمان متعارف حل می‌کند؟ دارایی‌هایی که در هر سه سناریو مشترک هستند (انرژی، برق، زیرساخت، منابع طبیعی و طلا) احتمال برنده بودنشان بین سناریوها بیشتر است؛ چراکه آن‌ها نه به شرایط خاص یک سناریو، بلکه به یک نیاز بنیادین اقتصاد پاسخ می‌دهند. بازتنظیم نرخ سرمایه، یک تغییر رژیم نیست، بلکه بازگشت به یک واقعیت فراموش‌شده است؛ واقعیتی که سرمایه را به‌عنوان یک منبع کمیاب و گران‌بها بازتعریف می‌کند. دارایی‌هایی که بتوانند این واقعیت جدید را درک کنند و خود را با آن تطبیق دهند، برندگان نهایی این گذار خواهند بود.

برای مطالعه جدیدترین تحلیل‌ها و رویدادهای اقتصادی، به سایت سرمایه فردا مراجعه کنید.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *