ایران در مارپیچ ونزوئلا شدن

سعید مشکات: در خبرها دیدم وزیر خارجه ایران در مصاحبه ای گفته است که: “ایران ونزوئلا نیست که یک نفر (نیکلاس مادورو) را بردارید و بقیه بترسند”
به بهانه صحبت جناب وزیر نگاهی می اندازیم به آنچه بر ونزوئلا گذشت و آنرا با شرایط امروز اقتصاد ایران مقایسه کنیم
سال ۲۰۱۳ هوگو چاوز رهبر سوسیالیت ونزوئلا پس از یک دوره ابتلا به بیماری سرطان درگذشت، از آنجا که طی چند سال قبل از آن چند رهبر آمریکایی جنوبی به سرطان مبتلا شده بودند، بیماری چاوز از همان ابتدا مشکوک به ترور بیولوژیک بود
در همان سال نیکلاس مادورو با ۵۱% آرا به ریاست جمهوری ونزوئلا رسید، کشوری که اقتصاد آن وابستگی شدیدی به نفت داشت. در آن سال یعنی ۲۰۱۳ تورم ونزوئلا تنها در حدود ۴۰% بود، سال بعد بحران نفتی ایجاد شد و تورم به ۶۰% رسید، سال ۲۰۱۵ برای نخستین بار تورم سه رقمی شده و به ۱۲۰% رسید، سال ۲۰۱۶ تورم از ۲۵۰% عبور کرد و نهایتا از سال ۲۰۱۷ اقتصاد ونزوئلا به ابر تورم وارد شد، یعنی اقتصاد ونزوئلا تنها در ۴ سال از تورم ۴۰% به ابرتورم رسید
بصورت خلاصه مارپیچ ابر تورم در اقتصاد ونزوئلا در ۶ گام رخ داد: ابتدا بدلیل کاهش قیمت نفت و کاهش صادرات نفت، کسری بودجه دولت بسیار بزرگ شد، بدلیل تورم بالا و فشارهای خارجی، دولت در تأمین مالی بودجه ناتوان گردید، کسری بودجه دولت پولیسازی شد که این مسئله باعث سقوط شدید ارزش پول ملی ونزوئلا گردید، اعتماد عمومی به پول ملی از دست رفت و بدلیل نوسانات شدید اقتصادی، کاهش شدید در عرضه کالا و ارز ایجاد گردید
از سال ۲۰۱۷ ابر تورم اقتصاد ونزوئلا را در نوردید، مادورو بارها با سیاست ایجاد مقاومت اجتماعی در برابر امپریالیسم آمریکایی، جمعیت طرفدارانش را به خیابانها کشاند، اما حضور این جمعیت خیابانی به تدریج با طولانی تر شدن ابرتورم آب رفت، در طی این سالها ملت ونزوئلا در تنها ۸ سال ۱۰ میلیارد برابر شدن قیمت ها را تجربه کرد
هر چند تورم ابتدا از ۲۵۰ درصد اوج گرفت و در سال ۲۰۱۸ به ۶۵۰۰۰ درصد رسید و سپس با تعدیل سالیان بعدی تا حدود ۵۰۰ درصد عقب نشینی کرد و البته مادورو در این حین وعده کاهش آنرا میداد، اما مردم ونزوئلا بدلیل سالها زندگی با ابرتورم خسته تر از آن بودند که به وعده های مادورو اعتنایی کنند
در نهایت ابتدای سال ۲۰۲۶ مادور در یک عملیات شبانه آمریکایی و در کمتر از یک ساعت دستگیر و به خاک آمریکا منتقل شد، دستگیری که برای افکار عمومی عجیب بود، چون محافظان کوبایی حتی اگر درها را میبستند و مادورو صرفا پشت میز پنهان میشد، پیدا کردنش احتیاج به زمان بیشتری داشت، اما یک ملت و ارتش گرسنه و خسته از ابر تورم های طولانی، بی انگیزه تر از آن است که حتی درها را ببندد
همه چیز از انحطاط اقتصاد آغاز میشود
در حقیقت بین آن شور انقلابی دوران هوگو چاوز و مقاومت اجتماعی در ابتدای دوران ریاست جمهوری نیکلاس مادورو، تنها چند سال ابرتورم کافی بود تا ملتی پر از شور سوسیالیسم انقلابی را تبدیل به حکومت شکست خورده کند
اما آنچه به ما مربوط میشود اینکه اقتصاد ایران نیز حال خوشی ندارد، پیش بینی میشود رشد اقتصادی امسال در کانال منفی ۱۰ درصد تا منفی ۱۵ درصد قرار گیرد، همزمان نرخ تورمی که سالهای گذشته در کانال ۴۰ تا ۵۰ درصد بود، در حال حاضر به حوالی ۷۰ درصد رسیده و احتمالا تا پاییز ۱۴۰۵ سه رقمی شود، هم زمان به دلیل حوادث یکسال گذشته بخش از زیر ساخت ها آسیب دیده، صادرات اقلام نفتی پتروشیمی و فولادی کاهش یافته، طبیعتا درآمد ارزی کشور نیز کاهش و البته هزینه های ارزی واردات کالا افزایش یافته است
از طرف دیگر درآمد دولت، صندوق های بازنشستگی و شرکت های دولتی از محل صادرات اقلام نفتی پتروشیمی فولادی کاهش یافته که طبیعتا روی کسری بودجه اثر منفی به همراه دارد، و البته درآمد دولت از محل سود شرکت های زیر مجموعه و درآمد های مالیاتی نیز کاهش یافته است. ناترازی در بازار ارز، واردات مواد اولیه مورد نیاز صنایع، صادرات کالاهای تولیدی و تامین کالاهای اساسی نیز با چالش هایی مواجه شده است
اما مسئله اینجاست که هیچ چشم انداز روشنی برای بهبود این وضعیت و رفع محاصره تجاری وجود ندارد، محاصره ای که جریان واردات، تولید و صادرات را با اختلال مواجه کرده و پایان آن مشخص نیست، فعالان اقتصادی نیز از سر ناچاری حالت انتظار و گذران زندگی روزمره را در پیش گرفته اند
همه آنچه گفته شد و بسیاری دیگر که گفته نشد، گویی قدم در مسیری برمیداریم که انتهای آن، شروع مسیر مارپیچ ونزوئلایی شدن است، و اگر تغییر مسیری در مسائل سیاست خارجی و داخلی صورت نگیرد، شاید تا رسیدن به ابتدای آن مسیر گفته شده، تنها کمتر از سه سال فرصت داشته باشیم
