جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگترین رویداد ورزشی جهان، فقط میدان رقابت فوتبالیستها نیست. این تورنمنت، ویترینی از تنوع مدلهای اقتصادی ورزش در کشورهای مختلف است. از کیپورد با جمعیتی کمتر از ۶۰۰ هزار نفر و اقتصادی وابسته به گردشگری، تا اروگوئه با صنعت صادرات بازیکن، سنگال با آکادمیهای استعدادیابی، عراق با ظرفیتهای بکر هواداری، و نیوزیلند با ساختارهای نهادی توسعهیافته. هر کدام از این کشورها، روایتی متفاوت از نقش فوتبال در اقتصاد ملی خود دارند؛ روایتهایی که میتواند برای اقتصاد ورزش ایران نیز درسهای ارزشمندی به همراه داشته باشد.
به گزارش سرمایه فردا، فوتبال، بزرگترین نمایش جهان، این بار از زاویهای دیگر دیده میشود. پشت هر ضربه، هر گل و هر صعود، یک معادله اقتصادی نهفته است. در جام جهانی ۲۰۲۶، پنج کشور با پنج مدل اقتصادی متفاوت پا به میدان میگذارند. کیپورد، جزیرهای کوچک در اقیانوس اطلس، با جمعیتی کمتر از یک شهر متوسط، رویای جهش اقتصادی با سکههای فیفا را میبیند. اروگوئه، کشور کوچکی که بازیکنانش مانند نفت خام صادر میشوند، با فروش استعداد به اروپا، تراز ارزی خود را متعادل نگه میدارد. سنگال، قدرت نوظهور آفریقا، با آکادمیهای استعدادیابی و نسل طلایی بازیکنان، به یکی از صادرکنندگان بزرگ فوتبال جهان تبدیل شده است. عراق، با جمعیتی جوان و تشنه فوتبال، در تلاش است تا ظرفیتهای بکر هواداری خود را به اقتصاد تبدیل کند. و نیوزیلند، با ساختارهای نهادی توسعهیافته، از فوتبال به عنوان ابزاری برای انسجام اجتماعی و سرمایهگذاری بلندمدت استفاده میکند. این گزارش، روایت پنج مدل اقتصادی در مسیر بزرگترین رویداد ورزشی جهان است؛ پنج مسیر متفاوت به سوی یک هدف مشترک: توسعه پایدار از طریق فوتبال.
جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگترین رویداد ورزشی جهان، نه فقط میدانی برای رقابت فوتبالیستها، بلکه ویترینی از مدلهای متنوع اقتصاد ورزش در کشورهای مختلف است. از کیپ ورد کوچک با جمعیتی کمتر از ۶۰۰ هزار نفر تا اروگوئه با مدل صادرات استعداد، از سنگال با صنعت بازیکنسازی تا عراق با ظرفیتهای بکر هواداری، و نیوزیلند با ساختار نهادی توسعهیافته، هر کدام روایتهای متفاوتی از نقش فوتبال در اقتصاد ملی خود دارند. این گزارش، نگاهی است به این پنج مدل در آستانه بزرگترین رویداد ورزشی جهان.
کیپ ورد، جزیرهای در آفریقا با جمعیتی کمتر از ۶۰۰ هزار نفر، یکی از جالبترین داستانهای این جام جهانی را رقم زده است. این کشور با اقتصادی حدود ۳ میلیارد دلار، در سال ۲۰۲۴ رشد اقتصادی ۷ درصدی را تجربه کرده و پیشبینیها برای سال ۲۰۲۵ نیز مثبت است. تورم پایین و بهبود شاخصهای اقتصادی، نشان از ثبات نسبی در این کشور دارد. با این حال، اقتصاد کیپ ورد به شدت وابسته به خدمات و گردشگری است. در چنین ساختاری، فوتبال فقط یک ورزش به شمار نمیآید، بلکه به ابزاری مهم برای برندسازی ملی، جذب گردشگر و افزایش دیدهشدن جهانی تبدیل شده است. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، این نقش را چند برابر کرده است.
بر اساس ساختار جوایز فیفا، کیپ ورد درآمد تضمینشدهای از حضور در این رقابتها به دست میآورد. برای اقتصادی با اندازه حدود ۳ میلیارد دلار، این رقم تقریباً معادل بیش از ۳ دهم درصد تولید ناخالص داخلی است. در صورت پیشروی در مسابقات، این عدد میتواند چند برابر شود. بازار تجهیزات ورزشی این کشور نیز در سالهای اخیر رشد وسیعی را تجربه کرده است، هرچند بخش عمده این کالاها از کشورهایی مثل پرتغال، اسپانیا، چین و آلمان وارد میشود که نشان از وابستگی کامل به بازارهای خارجی دارد. با این حال، مصرف ورزشی در این کشور در حال تبدیل شدن به یک رفتار پایدار اجتماعی است. مدل اقتصادی فوتبال کیپ ورد بر پایه صادرات بازیکن به اروپا استوار است؛ بسیاری از بازیکنان این کشور یا مستقیماً به لیگهای پرتغال، فرانسه و اسپانیا میروند یا در آکادمیهای اروپایی رشد میکنند. در مجموع، مدل کیپ ورد پیام روشنی به جهان میدهد: حتی یک کشور با جمعیت کمتر از ۶۰۰ هزار نفر و اقتصاد زیر ۳ میلیارد دلار، میتواند با ورود به بزرگترین رویداد ورزشی جهان، خود را در نقشه اقتصاد جهانی ثبت کند. سه عامل کلیدی در این موفقیت نقش دارند: استفاده از بازیکنان مهاجر و دو ملیتی، ارتباط قوی با فوتبال اروپا (به ویژه پرتغال)، و بهرهبرداری از فرصت جام جهانی و افزایش جوایز فیفا.
سنگال، با جمعیتی حدود ۲۰ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی نزدیک به ۳۸ میلیارد دلار، یکی از قدرتهای نوظهور فوتبال آفریقا محسوب میشود. اقتصاد این کشور همچنان با چالشهایی مثل وابستگی به منابع طبیعی، زیرساختهای محدود و نوسان رشد مواجه است، اما در مسیر توسعه تدریجی قرار دارد. در چنین ساختاری، فوتبال در سنگال فقط یک ورزش نیست، بلکه یک ابزار اقتصادی و اجتماعی چندلایه است. از یک سو برای برندسازی ملی و دیپلماسی عمومی، و از سوی دیگر برای صادرات نیروی انسانی ماهر به بازار اروپا طراحی شده است. فوتبال یکی از مسیرهایی است که سنگال میتواند از طریق آن ارزآوری مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند.
یکی از مهمترین شاخصهای اقتصادی فوتبال سنگال، صادرات بازیکن است. بر اساس آمارها، باشگاههای سنگال در یک دهه اخیر حدود ۳۳۹ میلیون یورو درآمد از نقل و انتقالات بینالمللی داشتهاند. این رقم سنگال را در رتبه اول آفریقا و در بین ۲۰ کشور برتر جهان قرار میدهد، حتی بالاتر از بسیاری از کشورهای بزرگتر و سنتیتر فوتبال. نکته مهم این است که مدل سنگال متوازن است؛ بازیکنها در همه ردههای سنی به بازارهای جهانی صادر میشوند. تیم ملی سنگال، معروف به «شیرهای تکانناپذیر»، یکی از موفقترین تیمهای قاره آفریقا در سالهای گذشته است. قهرمانی در جام ملتهای آفریقا در سال ۲۰۲۲ و صعود به مراحل پایانی جام جهانی، این تیم را به یک برند ورزشی معتبر جهانی تبدیل کرده است. در مجموع، مدل سنگال یک نمونه روشن از اقتصاد فوتبال در کشورهای در حال توسعه است؛ اقتصادی با چالشهای ساختاری اما با یک مزیت بزرگ: توسعه استعداد انسانی. سه عامل کلیدی موفقیت در این مدل عبارتند از: آکادمیهای حرفهای و منظم با اتصال مستقیم به اروپا، نسل طلایی بازیکنان موفق در سطح جهانی، و حمایت نسبی دولت و فدراسیون از زیرساختها.
اروگوئه، با جمعیتی حدود ۳.۵ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی حدود ۸۲ میلیارد دلار، شاید در نگاه اول کشور کوچکی به نظر برسد، اما در فوتبال، نقش آن بسیار بزرگتر از اندازهاش است. این کشور با نرخ رشد حدود ۳ درصدی و بدهی عمومی نزدیک به ۴۸ درصد تولید ناخالص داخلی، ثبات اقتصادی قابل قبولی را تجربه میکند. این ثبات زمینه را فراهم کرده که فوتبال در اروگوئه فقط یک ورزش نباشد، بلکه به یک صنعت صادراتی واقعی تبدیل شود. صنعتی که مهمترین شاخص آن، نه کالا، بلکه انسان است.
به دلیل کوچک بودن بازار داخلی، باشگاههای اروگوئه نمیتوانند تنها بر درآمدهای داخلی تکیه کنند. به همین دلیل، مدل اقتصادی فوتبال در این کشور بر پرورش استعداد و فروش به بازارهای جهانی استوار است. اروگوئه در عمل به یکی از مهمترین صادرکنندگان استعداد فوتبال در آمریکای جنوبی تبدیل شده است. این کشور در دهه اخیر از محل انتقال بازیکنان پرورشیافته در لیگ داخلی، حدود ۳۳۴ میلیون یورو درآمد کسب کرده است؛ رقمی که اروگوئه را در رتبه هفدهم جهان و سوم آمریکای جنوبی قرار میدهد، آن هم در حالی که از کشورهایی با جمعیت و اقتصاد چند برابر بزرگتر پیشی گرفته است. نامهای بزرگی مثل لوئیس سوارز، ادیسون کاوانی، دیگو فورلان، فدریکو والورده، رونالد آرائوخو و داروین نونیز، داراییهای صادراتی اقتصاد کوچک اما هوشمند اروگوئه هستند. انتقال داروین نونیز به لیورپول با رقم ۱۰۰ میلیون یورو، رکورد فوتبال این کشور را جابجا کرد. این جریان مالی، بخش مهمی از تراز ارزی اروگوئه را تحت تأثیر قرار میدهد و عملاً فوتبال را به یکی از ابزارهای ورود ارز به اقتصاد ملی تبدیل کرده است. مدل اروگوئه بر پایه باشگاههای سنتی مانند ناسیونال شکل گرفته است؛ باشگاههایی که نقش مشخصی دارند: تولید بازیکن و فروش هوشمندانه در سنین پایین به بازارهای ثانویه مثل پرتغال، هلند و لیگهای بزرگ اروپا.
عراق، با جمعیتی حدود ۴۵ میلیون نفر، اقتصادی دارد که همچنان به شدت وابسته به نفت است. بخش عمده درآمدهای دولت و صادرات این کشور از نفت تأمین میشود و همین موضوع باعث شده سایر بخشها از جمله ورزش، سهم محدودی در اقتصاد ملی داشته باشند. اما در کنار این وابستگی، یک واقعیت مهم وجود دارد: جمعیت بسیار جوان عراق، که سرمایهای بزرگ برای توسعه ورزش حرفهای و اقتصاد هواداری محسوب میشود.
در عراق، فوتبال فقط یک ورزش نیست، بلکه بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی این کشور را شکل میدهد. اوج این جایگاه را میتوان در قهرمانی تاریخی تیم ملی در جام ملتهای آسیا در سال ۲۰۰۷ دید؛ اتفاقی که فراتر از یک رویداد ورزشی، به یک نقطه عطف اجتماعی تبدیل شد و سرمایه اجتماعی فوتبال را در این کشور به شکل چشمگیری افزایش داد. لیگ برتر عراق و باشگاههایی مثل نیروی هوایی، الزورا و الشرطه، مهمترین ساختارهای فوتبال این کشور هستند، اما اقتصاد باشگاهی هنوز در حال توسعه است و باشگاهها در بسیاری از موارد به درآمدهای دولتی وابستهاند. یکی از نقاط مثبت فوتبال عراق، سرمایهگذاری در زیرساختهاست. ورزشگاه بصره با ظرفیت حدود ۶۵ هزار نفر، یکی از مهمترین پروژههای ورزشی این کشور است. میزبانی جام ۲۰۲۳ در بصره نشان داد که ورزش میتواند فراتر از رقابت، ابزاری برای توسعه شهری، گردشگری و دیپلماسی عمومی باشد. با این حال، یکی از مهمترین چالشهای فوتبال عراق، اقتصاد رسانهای است. در فوتبال مدرن، بخش بزرگی از درآمد باشگاهها از طریق حق پخش تلویزیونی و پلتفرمهای دیجیتال به دست میآید، اما در عراق این بخش هنوز توسعه کافی ندارد. استعدادهای فوتبالی مهمی مثل یونس محمود و علی عدنان به جهان معرفی شدهاند، اما برخلاف کشورهایی مثل ژاپن یا کره جنوبی، این صادرات هنوز به یک صنعت پایدار اقتصادی تبدیل نشده است.
نیوزیلند، با جمعیتی حدود ۵.۳ میلیون نفر، یکی از اقتصادهای با درآمد بالای جهان است. تولید ناخالص داخلی این کشور حدود ۲۷۸ میلیارد دلار و درآمد سرانه آن بیش از ۵۲ هزار دلار برآورد میشود. اقتصاد نیوزیلند عمدتاً بر پایه کشاورزی، خدمات و گردشگری شکل گرفته است. در چنین ساختاری، ورزش و به ویژه فوتبال، فقط سرگرمی نیست، بلکه یک ابزار اجتماعی و اقتصادی قابل تحول است. سهم مستقیم ورزش در اقتصاد نیوزیلند شاید کمتر از نیم درصد تولید ناخالص داخلی باشد، اما اثر غیرمستقیم آن بسیار بزرگتر است. فوتبال از مسیرهایی مثل گردشگری ورزشی، پخش تلویزیونی، برند ملی و افزایش مشارکت اجتماعی، به یک ابزار توسعه نرم در این کشور تبدیل شده است.
یکی از نمونههای مهم این ساختار، «صندوق میراث فوتبال نیوزیلند» است؛ نهادی که بعد از جام جهانی ۲۰۱۰ شکل گرفت و امروز به بازوی مهمی برای سرمایهگذاری در استعدادیابی و زیرساختها تبدیل شده است. حضور در جام جهانی ۲۰۲۶، مهمترین اتفاق اقتصادی فوتبال نیوزیلند است. بر اساس ساختار جوایز فیفا، این کشور دست کم ۱۰ میلیون دلار آمریکا درآمد تضمینشده خواهد داشت. اثر ضربکننده اجتماعی و امکان سرمایهگذاریهای بلندمدت، اهمیت اصلی این رقم است. یکی از جالبترین بخشهای اقتصاد فوتبال نیوزیلند، سیستم پرداخت فیفا به باشگاههاست. بر اساس این برنامه، باشگاهی که بازیکنانش در تیم ملی حضور دارند، به ازای هر روز حضور بازیکن در اردو، مبلغی دریافت میکنند. این یعنی حتی باشگاههای کوچک نیوزیلند هم از حضور در جام جهانی سهم مستقیم اقتصادی دارند. برخلاف بسیاری از کشورها که درآمدهای بزرگ ورزشی در ساختارهای محدود باقی میماند، در نیوزیلند این منابع دوباره به چرخه توسعه برمیگردد: برای ساخت زمینهای چمن، توسعه آکادمیها و حمایت از فوتبال پایه.
بنابراین پنج کشور مورد بررسی در این گزارش، هر کدام با ساختار اقتصادی، جمعیتی و فرهنگی متفاوت، به نوعی از فوتبال به عنوان ابزاری برای توسعه اقتصادی، برندسازی ملی و ارزآوری استفاده میکنند. کیپ ورد از فرصت جام جهانی برای جهش اقتصادی بهره میبرد، سنگال و اروگوئه از صادرات استعداد، عراق به دنبال بالفعل کردن ظرفیتهای بکر هواداری خود است، و نیوزیلند از ساختارهای نهادی توسعهیافته برای سرمایهگذاری مجدد در ورزش استفاده میکند. پیام مشترک همه این مدلها، این است که فوتبال، فراتر از یک بازی، میتواند موتوری برای توسعه پایدار باشد؛ به شرطی که با برنامهریزی هوشمندانه و نهادسازی مناسب همراه شود.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا