تکبر تکنیکالیستی از اعتماد به تحلیل تکنیکال آغاز نمیشود؛ بلکه از اعلام بینیازی به سایر اشکال دانش سرچشمه میگیرد. بلوغ تحلیلی در پذیرش محدودیت ابزارهاست، نه در مطلقانگاری آنها.
محمد مهدی وکیلی: تحلیل تکنیکال، در بهترین حالت، روشی برای خواندن رفتار بازار است؛ نه روشی برای فهم تمام واقعیتهایی که بازار را میسازند. با این حال، در میان برخی از شیفتگان آن، نوعی توهم دانایی شکل میگیرد: این تصور که هر آنچه ارزش دانستن دارد، پیشاپیش در نمودار قیمت آشکار شده است و هر دانشی بیرون از چارت، اگر زائد نباشد قطعاً کماهمیت است. دقیقاً همینجا است که یک ابزار تحلیلی، آرامآرام به یک دعوی معرفتشناختی تبدیل میشود.
مسئله اینجا دفاع از تحلیل تکنیکال یا نقد آن نیست. هر ابزار تحلیلی در قلمرو خود میتواند مفید و حتی ضروری باشد. مسئله آن لحظهای است که یک ابزار از حدود روششناختی خود فراتر رفته و مدعی انحصار شناخت میشود. وقتی تحلیلگر به جای آنکه از نمودار برای فهم رفتار بازار استفاده کند، همه چیز را فقط از دریچه نمودار میبیند، با نوعی تقلیلگرایی مواجه خواهیم بود؛ تقلیل واقعیتی چندلایه و پیچیده به آنچه که صرفاً در قیمت متجلی شده است.
جمله «چارت گویای همه چیز است» شاید مشهورترین بیان این تعصب باشد. واقعیت این است که نمودارها تنها ردپای رخدادها را ثبت میکنند، نه خود رخدادها را. آنها درباره تصمیم سیاستگذار، تحول فناوری، تغییرات نهادی یا دگرگونی ترجیحات بازیگران اقتصادی سکوت میکنند. از منظر معرفتشناختی، میان «نشانه» و «علت» فاصلهای جدی وجود دارد؛ و از منظر هستیشناختی، بازار چیزی بیش از مسیر حرکت قیمتهاست. دیدن ردپاها ارزشمند است، اما اشتباه گرفتن آنها با کل واقعیت، ممکن است نوعی خطای مقولهای به شمار بیاید.
تکبر تکنیکالیستی از اعتماد به تحلیل تکنیکال آغاز نمیشود؛ بلکه از اعلام بینیازی به سایر اشکال دانش سرچشمه میگیرد. بلوغ تحلیلی در پذیرش محدودیت ابزارهاست، نه در مطلقانگاری آنها. هرچه فهم یک تحلیلگر از پیچیدگی و چندسببی بودن پدیده های جهان کمتر باشد، احتمال بیشتری دارد که در چند خط روی نمودار، پاسخ همه پرسشها را جستوجو کند.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا