بازتعریف و معرفی جهانی هویت فرهنگی ایران در شرایط جنگی برای حفظ تمدن، تقویت جایگاه جهانی و مقابله با روایتهای مخرب ضروری است.
افشین امیرشاهی: اگر از یک جوان در اروپا یا آمریکا بپرسید «ایران» چه کشوری است، نمیتوانید انتظار داشته باشید که پاسخ او به حافظ و فردوسی و ابنسینا برگردد اما توقع میرود حرفهایش به تیترهای خبری نزدیک باشد. این مسئله میتواند نگرانمان کند. چون کشور ما به عنوان یکی از کهنترین و عمیقترین تمدنهای تاریخ در ذهن جهان بهدرستی «روایت» نشده است. واقعیت این است که تمدن ایران سوای آثار تاریخی فراوان و جغرافیای پهناور، شامل شبکهای از زبان، ادبیات، آیینها، فلسفه، علم و هنر است که طی هزاران سال شکل گرفته و بر بسیاری از فرهنگهای دیگر تأثیر گذاشته است.
بسیاری از روایتها، اسطورهها، نظامهای فکری و حتی آیینهایی که امروز در نقاط مختلف جهان دیده میشود، ریشه در فرهنگ ایرانی دارد. با این حال، سهم ایران در معرفی این میراث غنی به جهان آنگونه که باید، متناسب با عظمت آن نبوده است. از این منظر ایران مانند کتابی هزارجلدی است که در قفسه تاریخ خاک میخورد، اما جهان فقط جلد اول آن را ورق زده است. شاید بهدلیل همین «ندانستن» است که شخصیت خود شیفته و ویرانگری چون دونالد ترامپ به راحتی از نابودی تمدن ایران سخن میگوید. چون نمیداند بسیاری از دستاوردهای علمی اروپا در رنسانس بر شانههای دانشمندانی چون ابنسینا و ابوریحان بیرونی شکل گرفته است.
واقعیت این است که داشتن فرهنگ و تمدن غنی و میراث کهن بهتنهایی کافی نیست. تمدن بدون روایت و معرفی به جهان مثل صدایی قدرتمند اما بدون بلندگوست. ایران با همه عظمتش در معرفی این صدا به جهان چندان موفق نبوده است. وضعیت کنونی ما تا حدی شبیه وارثی است که ثروتی عظیم در اختیار دارد، اما از این سرمایه بزرگ بهرهبرداری نمیکند و بدتر اینکه در معرفی و حفظ آن نیز موفق عمل نکرده است.
نگاهی به تجربه کشورهای جهان نشان میدهد چگونه فرهنگ خود را به یک «برند جهانی» تبدیل کردهاند. کرهجنوبی با سریالها و موسیقی، ترکیه با روایتهای تاریخی و حتی کشورهای منطقه چون عربستان و امارات با سرمایهگذاری گسترده، توانستهاند تصویر تازهای از خود بسازند. در مقابل، ایران با داشتن آثاری چون شاهنامه و صدها اثر ارزشمند دیگر که میتواند منبع دهها فیلم و سریال جهانی باشد، هنوز از این ظرفیت عظیم بهرهبرداری نکرده است.
چرا داستانهای رستم و سهراب نباید به زبان تصویر برای جهان روایت شوند؟ چرا زندگی چهرههایی چون کوروش، فردوسی، زرتشت، حافظ، مولانا یا ابنسینا به آثار فاخر سینمایی و تلویزیونی تبدیل نشوند؟ نتلفیکس میتواند فرهنگ یک کشور چون کره جنوبی را به سراسر جهان ببرد، چرا ایران نتواند تاریخ و ادبیات خود را جهانی کند؟
ایران در حوزه علم و فلسفه نیز میراثی عظیم دارد. شخصیتهایی مانند محمد بن زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، فارابی، ابنسینا، عمر خیام و خواجه نصیرالدین طوسی، تنها بخشی از این گنجینه هستند. هر یک از این چهرهها میتوانند محور تولید آثار فرهنگی و رسانهای قرار گیرند و نقش ایران را در شکلگیری تمدن جهانی به تصویر بکشند.
فراتر از ادبیات، آیینهایی مانند نوروز و یلدا، مهرگان، سده، تیرگان و سپندارمذگان که حامل مفاهیم انسانی و اجتماعی عمیق هستند، میتوانند به پل ارتباطی میان ایران و جهان تبدیل شوند. اما این آیینها نیز بدون روایت حرفهای در مرزهای جغرافیایی محدود میمانند. اگر در ایران نیز برنامهریزی دقیقی برای احیای این آیینها صورت گیرد، میتوان علاوه بر تقویت انسجام اجتماعی، تصویر مثبتی از فرهنگ ایرانی در سطح جهانی ارائه داد.
ایران، درختی کهن است با ریشههایی عمیق در تاریخ؛ اما شاخههایش هنوز آنگونه که باید بر جهان سایه نینداخته است. بهخصوص در دنیای امروز که «قدرت نرم» تعیینکننده جایگاه کشورهاست و فرهنگ مهمترین سرمایه ایران محسوب میشود. این سرمایه را نه میتوان تحریم کرد و نه میتوان از بین برد. اما مهمترین خطری که فرهنگ ایران را تهدید میکند، فراموشی آن است. ما نباید و نمیتوانیم به فرهنگ و میراثمان بیتوجه بمانیم.
از این منظر معرفی فرهنگ ایران به جهان یک ضرورت استراتژیک است. اگر ما روایت خود را نسازیم، دیگران آن را خواهند ساخت و در این میان بخشی از حافظه تاریخی ایران و البته جهان از بین میرود.ایران میتواند دوباره بدرخشد. با همان چیزی که همیشه داشته است. یعنی از طریق فرهنگ، هنر و تمدنی که قرنها جهان را شکل داده است. پس ما باید این میراث ارزشمند را به درستی به جهانیان معرفی کنیم.
اگرنفت سرمایه زیرزمین ایران است، فرهنگ سرمایه روی زمین آن است. باید بپذیریم که معرفی فرهنگ ایران به جهان در این روزهای سرنوشتساز که کشورمان درگیر جنگ و مشکلات فراوان است، بیشتر از رقابتهای اقتصادی و سیاسی اهمیت دارد. کشوری موفق خواهد بود که بتواند روایت خود را از هویت و تاریخش به دیگران منتقل کند. ایران چراغی است که جهان را روشن کرده، اما زیر نور خودش در تاریکی مانده است.
تمام حقوق برای پایگاه خبری سرمایه فردا محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
سرمایه فردا